مطلب زير بخشي از مصاحبهبا پژوهه صهيونيت (کتاب دوّم، تهران: مرکز مطالعات فلسطين، 1381، صص 433-496) است که به دليل اهميت مسئله آنرا می آورم. متن کامل اين مصاحبه، به صورت فايل PDF، در صفحه کتابخانه سایت عبدالله شهبازی موجود است.
مکتب "تاريخ واقعي" و افسانه هولوکاست
در سالهاي اخير علاقه مردم غرب به پديده هولوکاست افزايشيافته است. تحقيقات نشان ميدهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990 ده برابر دهههاي 1940 و 1950 ميلادي است. اين موج علاقه به کشف حقايق تاريخي و مقابله با تبليغات هاليوودي و ژورناليستي و تاريخنگاري رسمي به ايجاد يک مکتب جديد تاريخنگاري انجاميده که به "تجديدنظرطلبي" (رويزيونيسم) يا "تاريخ واقعي" معروف است.
معمولاً از پل رازينيه فرانسوي بهعنوان بنيانگذار اين مکتب ياد ميکنند. رازينيه در زمان جنگ دوّم جهاني از اعضاي جنبش مقاومت فرانسه بود که بهوسيله گشتاپو دستگير شد و به اردوگاه بوخنوالد اعزام گرديد و تا پايان جنگ در اردوگاههاي مختلف نازي زنداني بود. پس از جنگ وي عاليترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت کرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخي روي آورد، در زمينه جنگ دوّم جهاني به تحقيق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناک اردوگاههاي جنگي نازي دست زد. ولي او بتدريج در جريان تحقيقش به نظراتي رسيد که تصوير رسمي را کاملاً نفي ميکرد. رازينيه اعلام کرد که اولاً، افسانه اتاقهاي گاز براي کشتار زندانيان- اعم از يهودي و غير يهودي- مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستي از سوي آلمان براي کشتار جمعي يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، يهوديان کشته شده در دوران جنگ بين 900 هزار تا يک و نيم ميليون نفر هستند نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ يا در اثر بيماريهاي مسري، بهويژه تيفوس، از بين رفتند.
امروزه دو مورخ صاحب نام بهعنوان مهمترين هواداران مکتب تاريخنگاري واقعي شناخته ميشوند: اولي، ديويد ايروينگ انگليسي است. ايروينگ مورخ بسيار معتبري است در حدي که برخي نشريات سرشناس انگليس نوشتهاند هيچ کس نميتواند درباره جنگ دوّم جهاني کار کند و پروفسور ايروينگ را ناديده بگيرد. او اولين کسي است که خاطرات 75000 صفحهاي گوبلز را بهدست آورد و روي آن کار کرد. اين خاطرات بهمدت 50 سال براي مورخين ناشناخته بود و در آرشيوهاي سري ارتش سرخ شوروي نگهداري ميشد. ايروينگ پس از يک کار شش ساله بر روي اسناد سري شوروي سابق اولين بيوگرافي کاملاً مستند هيتلر را منتشر کرد با نام جنگ هيتلر که جنجال فراوان بهپا نمود و کار وي را به دادگاه کشانيد. ايروينگ در کتاب جنگ هيتلر مدعي است که اصولاً در دوران جنگ هيچ نوعي از کشتار يهوديان (هولوکاست) در کار نبوده است. ايروينگ نشان داد که مهمترين اسناد جنگ دوّم جهاني همه بهطور مرموزي مفقود شدهاند. بسياري از يادداشتهاي روزانه سران آلمان و ايتاليا که تا مدتي پيش در آرشيوهاي شوروي سابق و آلمان و ساير کشورهاي اروپايي موجود بود به سرقت رفته و پنهان يا معدوم شده است. او از جمله اشاره ميکند به يادداشتهاي روزانه موسوليني که زماني موجود بود و اکنون نيست. ايروينگ معتقد است که اولاً، در آشويتس و ساير اردوگاههاي نازي اتاق گاز وجود نداشته است. ثانياً، هيتلر هيچ اطلاعي از وجود اتاقهاي مرگ و برنامه سازمانيافته براي کشتار يهوديان نداشته است. (ايروينگ براي کسي که بتواند ثابت کند هيتلر از هولوکاست مطلع بوده جايزهاي به مبلغ 1000 پوند تعيين کرده است.) ثالثاً، يک توطئه جهاني وجود دارد که به مورخين اجازه تحقيق بيطرفانه و برکنار از پيشداوري در زمينه هولوکاست را نميدهد. رابعاً، رقم شش ميليون کشته يهودي در جنگ دوّم صحت ندارد و تعداد مقتولين يهودي کمتر از يک ميليون نفر است که در اثر بيماري يا در جريان جنگ، مانند ديگران، کشته شدهاند نه در اثر طرح سازمانيافته امحاء جمعي.
دومين مورخ سرشناس هوادار مکتب تاريخنگاري واقعي، رابرت فوريسون فرانسوي است. پروفسور فوريسون و خانوادهاش نيز، مانند رازينيه، در زمان جنگ از آلمانيها آزار فراوان ديده بودند. او مؤلف کتابهاي متعددي است و ثابت ميکند که اتاق گاز و سياست امحاء جمعي يهوديان صحت ندارد. فرد صاحب نام ديگر در اين عرصه فرد لوختر آمريکايي است. لوختر مورخ نيست بلکه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او براي تحقيق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهاي خود را منتشر کرد که به گزارش لوختر معروف است. او در اين گزارش وجود اتاقهاي گاز را منکر شد. او ثابت کرد که اتاقهاي گاز در آشويتس و ساير اردوگاههاي لهستان پس از جنگ دوّم جهاني با هدف جلب توريسم بهوسيله حکومت کمونيستي لهستان احداث شده است. در اين زمينه افراد سرشناس ديگري نيز کار کردهاند: گرمار رودلف مؤلف کتابي در انکار اتاقهاي گاز آشويتس است. ارنست زوندل کانادايي کتابي نوشته با عنوان آيا واقعاً شش ميليون نفر کشته شدهاند؟ ديويد هوگان کتابي دارد با عنوان افسانه شش ميليون نفر. دکتر بروزات تحقيقي دارد درباره اتاقهاي گاز در داخائو و اثبات ميکند که نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاههاي آلماني اتاق گاز براي کشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است. و بالاخره رژه گارودي، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوّم، که او نيز، بر اساس تحقيقات محققين پيشگفته، نشان ميدهد که هولوکاست صحت ندارد و يک افسانه ساختگي است.
آزمون هولوکاست و تراژدي دمکراسي در جهان امروز
خانم دبورا ليپشتات، مورخ سرشناس آمريکايي مبلغ هولوکاست، در وبلاگش مواضع دکتر احمدينژاد در زمينه هولوکاست را پيگيرانه دنبال ميکند. اين خانم مورخ در يادداشتهاي 16 دسامبر 2005 مينويسد:
«بعضي مردم بمبهايي پرتاب ميکنند که خسارات عظيمي براي ديگران به بار ميآورد و ديگران کلماتي پرتاب ميکنند که سبب ميشود ديگران بمب بياندازند. اين است خطر اظهاراتي مانند سخنان احمدينژاد.»
سخناني زشتتر از اين را از زبان يک مورخ نميتوان شنيد. اگر مقامات رسمي دولت اسرائيل يا ايالات متحده آمريکا يا بريتانيا چنين سخناني گفته بودند، که ميگويند، قابل هضم بود. ولي شنيدن چنين تهديدهايي از زبان يک مورخ واقعاً مشمئزکننده است. در يک جامعه آزاد، خانم ليپشتات بايد آزاد باشد که از هولوکاست دفاع کند و ارقام ميليوني درباره قربانيان يهودي کورههاي آدمسوزي جنگ جهاني دوّم ارائه دهد. مورخين ديگر نيز بايد آزاد باشند که اين ادعاها را محک زنند و صحت و سقم اين ارقام، و اصل وجود يا عدم وجود کورههاي آدمسوزي، را با اسناد و مدارک بسنجند. اکنون چنين نيست. خانم ليپشتات آزاد است که هر چه ميخواهد بنويسد ولي منتقدين از چنين آزادي برخوردار نيستند. و حتي اگر رئيس يک دولت، مانند دکتر احمدينژاد، در اين زمينه ترديد کند، همين مورخ، در کنار نظاميان و سياستمداران افراطي جنگطلب، خود را محق ميداند که کشور او را به «بمباران» تهديد کند. اين است تراژدي دمکراسي در جهان امروز.
منبع: Shahbazi.org
