تبليغاتX
صهیون پژوه - صهیونیست ها ناک اوت شدند

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

ضربه ي اول، توپ در زمين حريف

بسم الله الرحمن الرحيم

مطلع
 اين واقعه هولناك در فاصله زماني بعد از ظهور حضرت مسيح (ع) و قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) در يمن اتفاق افتاده است: «ذونواس» پادشاه يهودي يمن در جايگاه مخصوصي كه براي او تدارك ديده اند، نشسته است و خاخام هاي يهود، اطراف او به احترام ايستاده اند، مقابل جايگاه گودال هاي خندق مانند و عميقي در زمين حفر شده و آتش سوزان و پرحجمي كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمين زبانه مي كشد. آن سوي ميدان، جمع انبوهي از مردان، زنان و كودكان در حالي كه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شيون زنان، ناله دردناك مردان و گريه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ يهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را براي آخرين بار و با صداي بلند به اسرا كه جمع انبوهي از مردان و زنان و كودكان يمني هستند، ابلاغ مي كند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم يمن آن روزگار از سال ها قبل به دين مسيح گرويده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه يمن كه چندي است به آئين يهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خويش اعلام مي كند؛... اسرا تنها دو راه پيش روي دارند، يا از مسيحيت اعلام انزجار كرده و به دين يهود درآيند و يا در آتش سوزان و پرلهيب بسوزند. اسرا، اما كه از پيروان پاكباخته مسيح (ع) هستند، دست از ايمان خويش برنمي دارند و بعد... به فرمان پادشاه يهودي، تمامي آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و مي سوزانند... كودكان نيز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسيحي مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخام هاي يهود در امان نمي مانند...
ماجراي اين واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اينگونه آمده است:
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهي دهنده و آنچه به آن گواهي دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسيدند. ]آنان كه[ آتشي از هيزم ها افروخته و درحالي كه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان مي آوردند، نظاره مي كردند، (اصحاب اخدود) تنها به اين علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خداي عزيز و حميد ايمان آورده بودند...»
«اخدود» به معني شكاف زمين و گودال است و...
اين واقعه هولناك و جنايت شرم آور يهوديان سنگدل، اولين سند مكتوب از زنده سوزي دسته جمعي انسان هاست.

در اولين موضع گيري دکتر احمدي نژاد در همايش دنيا صهيونيسم با هجمه ي تبليغاتي عظيمي مواجه شديم، انقدر که براي خودم هم سوال ايجاد شد که آيا در موقعيت حاضر همچين اقدامي درست بوده است يا نه؟!، ديگر راهي جز مراجعه با قرآن نداشتم، آيات 18 تا 31 سوره ي مائده آمد، که جواب خودم را از آيات ذيل گرفتم :


اى قوم من وارد سر زمين مقدسى شويد كه خداوند برايتان مقرر داشته است‏؛ و پشت مكنيد كه زيانكار خواهيد شد.(21)گفتند اى موسى در آنجا قوم زورمند و ستمگرى هستند، و مادام كه آنان بيرون نرفته‏اند، ما وارد آنجا نخواهيم شد، و چون از آن بيرون شدند، ما به درون خواهيم رفت‏.(22)(و) دو مرد از پرواپيشگان كه خداوند بر آنها لطف و انعام كرده بود، گفتند (بی‏ باكانه) بر آنان از دروازه وارد شويد و چون وارد آنجا شديد پيروز خواهيد شد و اگر مؤمن هستيد بر خداوند توكل كنيد.(23)گفتند اى موسى مادام كه آنان در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهيم شد؛ تو با پروردگارت برويد و بجنگيد ما در اينجا بر كنار مى‏مانيم‏.(24)(موسى‏) گفت پروردگارا من جز بر خود و برادرم دست ندارم‏؛ پس بين ما و قوم نافرمان جدايى بيفكن‏.(25)

البته آن زمان فرصت نشد که مطلبي را که در حمايت دکتر نوشته بودم درست کامل و قوي کنم، گذشت تا اينکه دکتر احمدي نژاد در سخنان اخير خودش در عربستان، و در اصل حرفي که ما خيلي وقت است مي خواهيم بزنيم و در سانسور رسانه و در عين حال ضعف امکانات اطلاع رساني خودمان گم مي شود را از جايگاهي که کسي نمي تواند گفته شدن حرفش را به راحتي انکار کند زد؛ هولوکاست!
در عين حال به دليل حملات اخير به رئيس جمهور محبوبم دکتر احمدي نژاد وظيفه احساس کردم از ايشان دفاع کرده و در عين حال براي دوستاني که در اثر موج تبليغاتي مخالفان دچار شبهه شده اند، استراتژي ضد صهيونيستي دولت عدالت را شرح دهم.
البته بنده نيز واقفم که دولت عدالت نيز نقص هايي دارد، و جدايي از اينکه برتري و محسنات آن را چندين برابر بيشتر مي دانم، ولي از کليت روند جديد دفاع مي کنم.

شرح تاکتيک جديد
اول بايد يک مسئله اي را در نظر داشت، آن هم اينکه شما با دولتي با نگرش آرمانگراي همراه واقع گرايي و نگرشي نزديک به انصار حزب الله طرفيد، نه يک نگرش واقع گرا، دموکرات، ملي گرا؛ همانطور که در ابتداي انقلاب، امام خميني با نگرشي آرمانگرا وارد شد، و گرنه از قبل نيز کلي مخالف واقع گرا بود ولي واقع گراي صرف (واقع گرايي در اصل بايد ابزار انتخاب تاکتيک آرمانگرايي باشد.) هيچ اقدام مفيدي نتوانست انجام دهد، چون هميشه بين صفا و مروه ي دنيا، ايدئولوژي، ريسک و خطر در نوسان بود و نمي توانست از اين خط قرمزش عبور کند.
تاکتيک جديد نيز متولد از نگرش آرمانگرايانه تمدن اسلامي و جهان بودن صهيونيسم است؛
اظهارات دکتر احمدي نژاد يک جنگ رواني خيلي حرفه ايست او اين اقدامات را در زمان و مکان هاي دقيقي بکار مي برد و در عين حال در سخنراني آخر به سختي مي شود به حرف هايش ايراد گرفت. موقعيت و زمان خوب يعني اينکه توجه کنيد الآن اسرائيل در چه وضعيتيست؛ دولت اسرائيل به دليل شکست در غزه، قوت انتفاضه ي دوم، تحرکات نظامي جديد حماس، جهاد اسلامي و حزب الله به شدت آسيب پذير شده است، با مشکلات اقتصادي شديدي مواجه است و اگر کمک هاي مالي مسيحيان صهيونيست در دولت آمريکا نباشد يقينا با ورشکستگي عظيمي مواجه مي شود، اين مسئله را عينا مي توانيد از فقر مردم اسرائيل متوجه شويد، يک کمي به خودتان زحمت دهيد و نشريات اسرائيلي را که به زبان انگليسي روي نت موجود است بخوانيد مطمئن مي شويد؛ در ضمن انتفاضه به شدت امنيت اسرائيل را به خطر انداخته و صهيونيست ها احساس امنيت ندارند، به همين دليل رشد مهاجرت به سوي اسرائيل منفي شده، تداوم اقامت کاهش پيدا کرده، و به دليل مشکلات اقتصادي و در عين حال سخت گيري هاي مذهبي خاخام ها نارضايتي بين مردم به شدت افزايش پيدا کرده، گروه هاي صهيونيست و احزاب با همديگر اختلاف شديدي پيدا کرده اند، در ضمن استعفاي شارون و تشکيل حزب جديد را که قبلا در زمان ترک غزه پيش بيني کرده بوديم (آرشيو لينکدوني را نگاهي بياندازيد.) نشان مي دهد که دولت صهيونيستي با مشکلات عظيمي مواجه است، و اين اقدام دکتر احمدي نژاد ضربه ي کاري تري به اين روند است که مثل کاتاليزور به اين ها سرعت مي بخشد، مخصوصا اينکه اين اضهارات به شدت احساس امنيت را در اسرائيل کم مي کند، در عين حال مطرح کردن مداوم مسئله اي مثل رفراندوم توسط دکتر احمدي نژاد و امام خامنه اي (دامه برکاته) رژيم صهيويستي را در جامعه ي جهاني با سوالات جدي اي مواجه کرده است.


فقط يک نکته ي جالبي در اين موضع گيري ها وجود دارد، آن هم اينکه، در اين واکنش هاي به استقرار صهيونيست ها در آلمان و اتريش که اصلي ترين نقطه ي سخنان دکتر احمدي نژاد بود اشاره اي نمي شود، اما با تکيه بر ابتدا و مقدمه ي سخنان دکتر، زير سوال بردن قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط هيتلر و اينکه چنين شبهه اي در کشور هاي اروپايي جرم است، فضا سازي مي کنند.



هدف اين اقدامات
اهداف زير، هدف هاي اقدامات زنجيره اي دولت عدالت است، اقدامات که خيلي هايشان هنوز مانده است و براي همين ممکن بعضي از آن ها محقق نشده باشد.

  • مجبور شدن اصلاح طلبان و مخالفان به روشن کردن موضع خود در برابر اسرائيل و صهيونيست ها، مسئله اي که يقينا تاثير بسيار زيادي در جايگاه آنان در افکار عمومي ملي دارد.

  • سنگ اندازي در روند عادي سازي روابط دولت هاي خائن ممالک اسلامي (کشورهايي مانند ترکيه، پاکستان، تونس، اندونزي و شيوخ حاشيه خليج فارس.)؛ و به همين دليل بود که در آخرين دقائق دذ کنفرانسي که قرار بود در باره ي آينده ي خاورميانه در بحرين تشکيل شود، دعوت اسرائيل لغو شد.

  • محبوبيت در بين مردم کشور هاي عربي ، به عنوان مدافع سرسخت احقاق حقوق فلسطينيان، که متعاقبا موجب حمايت مسلمين از ايران در برابر تهديدات عملي و لفظي خارجيان خواهد بود و ضريب امنيت ايران را بالا مي برد. در عين حال در تصميم گيري دولت هاي آن ها در برابر ايران مخصوصا مسائل اقتصادي تاثير به سزايي خواهد داشت.

  • ضربه زدن به اسرائيل؛ کم کردن امينت اسرائيل، و متعاقبا ضربه ي اقتصادي و اجتماعي شديد به جامعه ي صهيونيستي.

  • اميد بخشيدن به گروه هاي مقاومت و تسريع روند مقاومت و ضربه ي نظامي به اسرائيل.

  • انداختن توپ به زمين حريف، با اين کار اروپايي ها با سوالي جدي مواجه مي شوند، در نتيجه ديگر نمي توانند مثل قبل در مقابل آرمان هاي فلسطيني موضع گيري کنند چون خودشان با سوالي جدي مواجه اند و در اين صورت نفوذ ما در افکار عمومي راحت تر مي شود و اقدامات فرهنگي با سرعت بيشتر و راحت تر انجام خواهيم داد.

  • ...


انداختن توپ به زمين حريف، با اين کار اروپايي ها با سوالي جدي مواجه مي شوند، در نتيجه ديگر نمي توانند مثل قبل در مقابل آرمان هاي فلسطيني موضع گيري کنند چون خودشان با سوالي جدي مواجه اند و در اين صورت نفوذ ما در افکار عمومي راحت تر مي شود و اقدامات فرهنگي با سرعت بيشتر و راحت تر انجام خواهيم داد.


واکنش هاي خارجي
جدايي از واکنش هاي رژيم صهيونيستي، که به دليل مشکلات شديد اين دولت که در بالا ذکر شد براي منصرف کردن و ترساندن ايران مجبور است به تهديد و جو سازي بپردازد، که از طريق رسانه هاي صهيونيستي نيز به سرعت پخش مي شود، و مي دانيم که توان اين دولت با مشکلات حاضر اقدامات جدي اي که براي خودش خطر نداشته باشد نمي تواند انجام دهد؛ دولت هاي اروپايي و آمريکا نيز نسبت به سخنراني جديد دکتر موضع گيري کردند فقط يک نکته ي جالبي در اين موضع گيري ها وجود دارد، آن هم اينکه،
در اين واکنش هاي به استقرار صهيونيست ها در آلمان و اتريش که اصلي ترين نقطه ي سخنان دکتر احمدي نژاد بود اشاره اي نمي شود، اما با تکيه بر ابتدا و مقدمه ي سخنان دکتر، زير سوال بردن قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط هيتلر و اينکه چنين شبهه اي در کشور هاي اروپايي جرم است، فضا سازي مي کنند. البته این جوسازی های عمدتا ساختگی (با توجه به این که در مقابل تحریم های کشورهای خارجی ایران نیز حربه های مقابلی از تحریم نفت، بستن راه های تجاری، به مخاطره انداختن جان آمریکایی ها و اروپایی ها در عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان و ... دارد) خیلی از دوستان داخلی را نیز ترسانده (هرچه قدر این جو سازی ها در یکی دوسال اخیر در مورد پرونده ی هسته ای راست بود این یکی هم هست.)، فقط باید بررسی کرد آیا این نگرانی ها به جا است یا نه؟! به زبان دیگر این که در مقابل این اقدامات ما واکنش ها در چه حدی خواهد بود و آیا این واکنش ها با اقدامات ما در تعادل است، یعنی ما ضرر خواهیم کرد یا آن ها؟!


تبلیغات میان برنامه


اين دفعه دقيق تر از قبل
خوشحالی بیشتر من سر سخنرانی اخیر دکتر سر این بود که ایشان این دفعه دقیق تر عمل کرد، یعنی هر چند موضوع حق قبلی که برگرفته از آیات قرآن، احادیث و شرع مقدس درباره ی یهودیان و صهیونیست ها و سخنان امام خمینی و امام خامنه ای بود، ولی به گونه ای بود که اروپایی ها توانستند حمله کنند، هر چند شدت آن حمله متناسب بود با ناتوانی تاسف بار وزارت خارجه ارث رسیده از دولت اصلاحات، وزارت اطلاعات، صدا و سیما، و همچنین التقاط افکار دوستان اصلاح طلب که شاید با اقدامات اخیر دکتر بالاخره تکلیف خودشان و مردم را با موضوع صهیونیسم و اسرائیل مشخص کنند؛ ولی این دفعه دکتر به نقطه ای جدید حمله کرد و توپ را به زمین اروپا و آمریکا انداخت و حالا آن ها با سوال مواجه اند؛ هم چنین هولوکاستی را مورد تردید قرار داد که دربین خیلی از تاریخ شناسان (تاریخ شناسان صهیونیست را کم کنید.) نیز مورد تردید است، و در عین حال از آن سواستفاده عظیمی می شود؛ و در صورتی که واقعیت این موضوع حل شود یقینا ضربه ی بزرگی به پیکره ی صهیونیسم خواهد خورد.

حمايت هاي داخلي
در عین حال بعضی از انتقادات و بعضا تمسخر های بدون استدلال (هرچند که تمسخر در همه حال گناه کبیره است.)، (البته بیشتر درباره ی سخنرانی قبل، چون سخنرانی جدید بسیار حرفه ای بود) در بین دوستانی شنیده می شود که مدعی پیروی از امام، رهبری، و مقاومت اسلامی هستند. حال درخواست ما از این دوستان این است که تکلیف خودشان را با موضع امام و رهبری مشخص کنند!، آخر ما باید نظر این دوستان را بفهمیم آیا خودشان را مجتهد تر از امام و رهبری می دانند؟! که موضوع شکل دیگری پیدا می کند. در عین حال آیا مقامی مهم تر و تاثیر گذارتر -در حد حکم حکومتی و جهاد- از امام و رهبری در نظام وجود داشته و دارد؟! اگر که نه در مقابل موضع گیری هتی 25 سال بعد انقلا و 15 سال قبل انقلاب چه می گویید؟!
نظر امام خمینی درباره ی صهیونیسم، اسرائیل، کفار، مشرکین و مسیحیان که کاملا مشخص است، از سخنرانی سال 42 خطاب به شاه گرفته تا کاپیتولاسیون، و سخن معروف این که اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو شود، یا اینکه اگر تمام مسلمین یک سطل آب بریزند اسرائیل را سیل می برد ...
و آیا اقدامی عظیم تر از اعزام نیروهای سپاه، لشکر محمد رسول الله به لبنان برای مبارزه عملی به اسرائیل؟!، مخصوصا در زمانی که ما خود در حال جنگ بودیم و این نشان دهنده ی این است که امام الویت و اهمیت بسیار برای مبارزه با اسرائیل قائل بودند که قسمتی از مبارزه را به آن جا منتقل کردند.
نظرات رهبری را هم طول نمی دهم و خلاصه می کنم به حمایت غیر مستقیم ایشان، با ملاقاتشان با برادر خالد مشعلِ حماس، سخنان ایشان در این سخنرانی و تکرار مواضع ضد صهیونیستی ایران؛ و آیا موضع گیری عظیم تر از حمایت و گفتگو و کمک به یک گروه نظامی، گردان شهید عزالدین قسام شاخه ی نظامی حماس، حزب الله، جهاد اسلامی، و در اصل مبارزه مسلحانه ی غیر مستقیم وجود دارد؟!

این موضوع آدم را به شک می اندازد که این دوستان نیز مثل آن دودسته ی مجاهدین انقلاب اسلامی باشند، برای کسانی که نمی دانند: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متشکل از 7 گروه شبه نظامی در سه طیف بود که دو طیف از آن به دلیل اختلاف با نظرات امام و در گیری با نماینده ی امام که معتمد و مود تایید ایشان بود، مقدمات انحلال سازمان را پدید آوردند و بعد هم با اجازه ی امام سازمان منحل شد؛ و بعد ها در جریان سازندگی و اصلاحات دسته ای از آن گروه مخالف امام دوباره سازمان را با کمک های دولتی به صورت حزب احیا کردند، هر چند بقیه گروه ها مخالف بودند؛ و دلیل اینکه این حزب با نام سازمان غیرقانونی مجاهدین خطاب می شود این است.

زبان دنيا پسند
آقای دکتر حداد عادل در روسیه صحبت های ارزشمندی کردند، که مشروحش را می توانید از برادر سجاد جوزدانی (لینکش این بغل هست) که عکس یادگاری هم با ایشان انداخته اند بپرسید،
مطلبی که من در این سخنان خیلی خوشم آمد «زبان دنیا پسند» بود، که ایشان گفتند اگر فکر می کنید با زبان دنیا پسند اگر حرف زدیم، خارجی ها نرم می شوند و می گذارند ما به حقوقما برسیم اشتباه است، و بعد نیز اشاره کردند اگر گفتگوی تمدن ها و زبان دنیا پسند دولتی قبلی جوابگو بود این نتیجه ی نا مطلوب را در فرایند هسته ای نمی گرفتیم.
خود دوستان خواننده هم شاهدند که در همین چند ماه اندک دولت عدالت پیشرفت ما در مذاکرات هسته ای چندین برابر کل اقدامات دولت اصلاحات بود.

ضربه ی اول
آقای عباسی در یکی از سخنرانی هایشان از ضربه ی اول گفتند، و اینکه اگر ما می خواستیم نیمه ی اول جمهوری اسلامی را هم مثل دولت اصلاحات و دولت سازندگی طی کنیم هیچ وقت حزب الله لبنانی بوجود نمی آمد که در مرزهای لبنان و فلسطین از جمهوری اسلامی دفاع کند! البته آن هایی که با آقای عباسی مخالفند را ارجاع می دهم به حدیث امیر المومنین با این مضمون که «نبین چه کسی حرف را میزند، ببین چه می گوید»، تا موضع گیری دگماتیستی نکنند.
در عین حال شخصا جدایی از بررسی نظری ترجیح می دهند نگاهی هم به تجربه بیاندازم؛ خودتان با یک نگاه به تاریخ بگویید کدام تاکتیک بهتر جواب داده در این 25 سال و حتی در مبارزات انقلاب اسلامی؟! ضربه ی اول یا گفتگو و تساهل و تسامح؟!

هولوکاست و مجمع وبلاگ نويسان مسلمان
با برادر آرش احمدی -نویسنده ی «یک وبلاگ ضد صهیون»- هم صحبت کرده ام با کمک دوستان مطالب سایت مرجع هولوکاست را تدوین کنند تا بچه های مجمع سایتشان را درست کرده و روی نت بفرستیم. هرکس می خواهد کمک کند برود این جا :
http://anti-sahyoon.myblog.ir/

خوشحال می شوم که ...
خوشحال می شوم که دوستان ریسک این گونه اقدامات برای کشور، و خطراتی که کشور را تهدید می کند، همچنین با ذکر وزن این خطرات و ریسک ها در این جا یا وبلاگشان ذکر کنند.

در همين رابطه

بعد از تحریر.
سرم خیلی شلوغه، این ریحانه هم کم بود، که یه نفر بهش گیر داده باس یه مقاله چند متری جور کنم براش!، سایت هولوکاست و لینکده هم هست، امتحانات هم نزدیکه!

منبع: http://masih.myblog.ir/ محمد مسيح مهدوي

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 21:27  توسط سینا  |