تبليغاتX
صهیون پژوه - باز هم درباره مافیای نفتی از استاد شهبازی (http://shahbazi.org/blog/index.htm )

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

سه‌شنبه 8 آذر 1384/ 29 نوامبر 2005، ساعت 1 بعدازظهر

غمگينم. خاطره‌هاي گذشته را مرور مي‌کنم. در سال 1378، زماني‌که در پي انتشار مقاله من با عنوان «کمپاني‌هاي جهان‌وطن صهيونيستي در ايران چه مي‌خواهند؟»، جنجال بر سر انعقاد قرارداد با کمپاني رويال داچ شل آغاز شد، به وزارت نفت دعوت شدم. ماه رمضان بود. با وساطت يکي از دوستان ديرينم، که معاون وزير نفت بود، براي افطار ميهمانم کردند. بحث به مقاله من کشيد. استدلال‌ها و مستنداتم را عرضه کردم. ظاهراً اين حرف‌ها براي برخي مقامات عالي‌رتبه وزارت نفت، که در جلسه حضور داشتند، جالب بود و تازگي داشت. يکي‌شان، که او را به‌عنوان فردي سالم و توانمند مي‌شناختم ولي امروزه به‌کلي منکر وجود «مافياي نفتي» شده، گفت که تنها در سال‌هاي دور، در سر کلاس‌هاي دکتر محمدعلي موحد، حرف‌هايي از «هفت خواهران» و دسيسه‌هاي نفتي، آن هم به اجمال، شنيده و او و ساير مسئولين نفتي در اين زمينه‌ها به‌کلي نامطلع‌اند و هيچ نهاد ديگري نيز متولي ابعاد سياسي قراردادهاي نفتي نيست. او از فساد در روابط نفتي گفت و مثال‌هاي متعدد زد. مثلاً، از مقام عالي‌رتبه‌اي گفت (در حد معاون وزير يا مديرکل- درست به ياد ندارم. نامش را گفت ولي فراموش کرده‌ام) که پس از انعقاد چند قرارداد خود را بازنشسته (يا بازخريد) کرد و با حقوق گزاف در يکي از شعب کمپاني هندوجا (دلالان بزرگ نفت ايران) در يکي از شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس به کار پرداخت. گفت که در وزارت نفت جو عجيبي عليه تو ساخته‌اند. مثلاً، شايع کرده‌اند که شهبازي از کارشناسان زمان شاه است که پس از انقلاب اخراج شده. خنديدم زيرا سن من با اين شايعه متناسب نبود. به‌علاوه اولين بار بود که وارد ساختمان وزارت نفت مي‌شدم. بالاخره گفتند: «تو محققي و اهل سياسي‌کاري و باج‌خواهي نيستي. قرارداد شل امروزه به حربه‌اي عليه دولت آقاي خاتمي تبديل شده و تو که نمي‌خواهي وارد کارزارهاي سياسي شوي.» در واقع، فضا آشفته بود. کارکنان صنعت نفت در جنوب در حال اعتصاب بودند و گويا در گچساران نيز پمپ‌بنزيني را به آتش کشيده بودند. مقاله من عيناً در اعلاميه کارکنان صنعت نفت جنوب نقل شده بود. اين استدلال بر من اثر گذاشت. نمي‌خواستم متهم به خرابکاري عليه دولت خاتمي شودم. به اين دليل سال‌ها سکوت کردم و ديگر درباره کمپاني شل ننوشتم. کمي بعد، مهندس بهشتيان، با واسطه مهندس ميرحسين موسوي، در دفتر مهندس موسوي با من ديدار کرد. بهشتيان رهبر جناح مخالف زنگنه در وزارت نفت بود و افشاگر موارد خلاف. درگيري شديدي ميان او و زنگنه آغاز شده و کنارش گذاشته بودند. بهشتيان پيشنهاد کرد که ستوني ثابت در روزنامه جمهوري اسلامي باز کنم و در آن درباره رويال داچ شل و دسيسه‌هاي نفتي در تاريخ ايران بنويسم. نپذيرفتم به همان دليل. اکنون نيز همان ملاحظه را درباره قرارداد با کمپاني ريوتينتو (اعطاء امتياز معدن طلاي کردستان) دارم. ولي متأسفانه، برخي آقايان منکر پيوندهاي سياسي ريوتينتو شده و به بهاي ارزان يازده ميليون دلار سرمايه‌گذاري مصالح ملي ايران را در مخاطره قرار داده‌اند. يازده ميليون دلار حدود نه ميليارد تومان است. پول ناچيزي است. قيمت يکي دو خانه يا باغ در تهران است. يعني سرمايه‌داران ايراني چنين پولي نداشتند که محتاج ريوتينتو شديم؟ از قرارداد با شل چه خيري ديديم که اينک پاي ريوتينتو را به ايران باز مي‌کنيم؟ بنگريد به گزارش‌هايي که درباره خسارات ميلياردي شل به مخازن نفت و گاز ايران در ماه‌هاي اخير منتشر شده است. پيامد قرارداد شل آشوب‌هاي اهواز بود و به يقين پيامد قرارداد با ريوتينتو آشوب‌هاي آتي در کردستان. بايد يا نبايد نوشت؟ کدام گوش شنواست؟

چهارشنبه 9 آذر 1384/ 30 نوامبر 2005، ساعت 2:30 بعد از ظهر

«مافياي نفتي» را بايد شناخت و با آن مبارزه کرد

«مافياي نفتي» اصطلاحي است که در سال‌هاي اخير در مباحث سياسي مرتبط با نفت مطرح شده است. منظور از «مافيا»، در معناي سياسي آن، سيطره انحصاري لابي‌ها و محافل قدرت بر يک حوزه معين است. بنابراين، زماني که از «مافياي نفتي» سخن مي‌رود منظور سيطره انحصاري يا مقتدرانه‌اي است که، طبق اظهارات برخي مسئولين و مطبوعات، کانون‌ها و شبکه‌هاي معين در سال‌هاي اخير در حوزه نفت (و گاز) ايران برقرار کرده‌اند. گستره کاربرد اين واژه تا بدان‌جا رسيد که دکتر احمدي‌نژاد در تبليغات انتخاباتي خود «قطع دست مافياي نفتي»، پايان دادن به سلطه «خانوادگي» بر معاملات نفتي و شفاف‌سازي مسائل مرتبط با نفت را به عنوان يکي از اهداف اصلي خود ذکر کرد و گفت: «من دستان مافياي قدرت و جناح‌هايي را که بر نفت ما چنگ انداخته‌اند قطع خواهم کرد و حاضرم جانم را فدا کنم. مردم بايد سهم خود از نفت کشور را در زندگي روزمره‌شان ببينند.» (وبگاه BBC فارسي، شنبه 25 ژوئن 2005) در همان زمان اين اظهارات با مقابله و تکذيب دو چهره متنفذ نفتي ايران، بيژن نامدار زنگنه (وزير نفت) و حسين کاظم‌پور اردبيلي (نماينده ايران در اوپک)، مواجه شد. زنگنه در واکنش به پيروزي احمدي‌نژاد مدعي شد که «محافظه‌کاران تندرو مي‌خواهند با متوقف ساختن توسعه اقتصادي و سياسي هشت ساله اخير، ايران را به انزواي بين‌المللي بکشانند.» (همان مأخذ، دوشنبه 4 ژوئيه 2005) زنگنه و کاظم‌پور تنها کساني نبودند که وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» را انکار مي‌کردند؛ بعدها حتي نزديکان رئيس‌جمهور جديد نيز اين رويه را در پيش گرفتند. علي سعيدلو، معاون اجرايي رئيس‌جمهور و نخستين گزينه تصدي وزارت نفت در دولت جديد، در پاسخ به پرسشي در اين زمينه گفت: «من مافياي نفتي را نمي‌شناسم و هر کسي که سخن از خانواده‌ها و مافياي نفتي گفته خودش بايد مسئوليت آن را بر عهده گيرد.» (وبگاه بازتاب، 30 آبان 1384) سيد صادق محصولي و سيد محسن تسلطي، نامزدهاي بعدي تصدي وزارت نفت، نيز اين رويه را ادامه دادند و وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» را از اساس انکار کردند. وزيري هامانه، سرپرست وزارت نفت در ماه‌هاي نخستين دولت احمدي‌نژاد، نيز همين رويه را در پيش گرفت و گفت: «مافياي نفت را نه ديده و نه مي‌شناسد و اساساً تعريف آن را نمي‌داند.» (وبگاه عدالتخانه، چهارشنبه 9 آذر 1384) بدينسان، به‌نظر مي‌رسد که دکتر احمدي‌نژاد براي شناسايي و معرفي وزير نفت مطلوب خود، کسي که حداقل در مباني سياسي با او هم نظر بوده و به وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» باور داشته باشد، بايد تلاش فراواني مبذول دارد.

واژه «مافياي نفتي» ريشه در واقعيت‌هاي موجود دارد. اين پديده «توهّم» نيست؛ واقعيت ملموسي است که علاوه بر خواص در فرهنگ عمومي جامعه نيز بازتاب گسترده داشته است. زماني که از «مافياي نفتي» سخن مي‌رود «مردم» به روشني منظور از اين واژه را مي‌فهمند و مصاديق آن را مي‌شناسند ولي «خواص»، به‌رغم اين‌که درک مستندتر و مشخص‌تري از اين مفهوم دارند، بنا به «مصالح» آن را انکار مي‌کنند. درست به همين دليل است که شعارهاي احمدي‌نژاد عليه «مافياي نفتي» به سرعت در جامعه جذب شد و توده‌هاي وسيعي را به‌سود او به پاي صندوق‌هاي رأي کشانيد.

دکتر احمدي‌نژاد براي تحقق شعار مهم انتخاباتي «مبارزه با مافياي نفتي» بايد وزيري را برگزيند که اين مفهوم و ابعاد گوناگون و تبعات مهلک عملکرد آن براي نظام جمهوري اسلامي ايران را عميقاً بشناسد و براي تحقق آن مبارزه کند. مردمي که در انتخابات رياست‌جمهوري اين شعار را شنيده و آن را برگزيده‌اند قطعاً به انکارهاي کنوني به ديده استهزا مي‌نگرند. معهذا، روشن است که راه مبارزه با «مافياي نفتي» شعار نيست و عملکردهاي نسنجيده در اين حوزه مي‌تواند پيامدهاي مخرب سنگيني براي نظام سياسي کشور و ساختار صنعت نفت به ارمغان آورد.

واین هم بايگاني يادداشتهای استاد شهبازی: (البته در برخی موارد جزیی نقدهایی به نوشته های استاد دارم ولی مجموعا مطالب بسیار مفید است.) 

2 الي 11 شهريور 1384

افروغ درخشيد

محافظه کاران مسيحي
در برابر نومحافظه کاران يهودي

نقش «انقلاب نظامي» در برتري
تمدن جديد غرب

به دليل احداث سد،
هيچ خطري بناهاي باستاني فارس را
تهديد نمي کند

بي. بي. سي. فارسي نيز
به «هياهوي سد سيوند» پيوست!

 

24 مرداد الي 2 شهريور 1384

داستان من و کودتاي 28 مرداد

چرا دکتر سيد محمود کاشاني از
انتشار پژوهش من درباره کودتاي 28 مرداد برآشفته است؟

«مافياي نفت و گاز ايران»
چگونه شکل گرفت؟

پنجاه سالگي من و داستان خاندانم

در پيرامون مذاکرات مجلس:
وزارت کشور آقاي پورمحمدي

 

10 الي 24 مرداد 1384

خشت اول: کابينه پيشنهادي احمدي نژاد

مرگ مشکوک رابين کوک

دستاوردهاي خاتمي

مافياي سنگ ايران

بازشناسي مافيا

 

6 الي 26 تير 1384

سونامي فقر يا عدالت اجتماعي

معناي راستين شايسته سالاري

سيامک درودي آهي و
انتخابات رياست جمهوري

مصاديق واقعي بداخلاقي در انتخابات اخير

ديوان سالاري و دشواري هاي احمدي نژاد

ادعاهاي پارانوئيد سردار ذوالقدر

ارسال آثار باستاني ايران به بريتانيا،
اقدامي خطرناک

بازهم درباره طبقه جديد

 

19 خرداد الي 4 تير 1384

مافياي مواد مخدر و ايران

ويژگيهاي انتخابات نهم

سونامي در کاست قدرت

نقدي بر تحليل بهزاد نبوي

چرا به احمدي نژاد رأي مي دهم

تحولي که ناگزير بايد آغاز مي شد

 

17 الي 29 فروردين 1384

عکس منتشر نشده از آقاي خاتمي

خانواده نيمرودي و 
خبر ديدار خاتمي- کاتساو

 

8 بهمن 1383 الي 15 فروردين 1384

امام خميني
و کتاب بيست و سه سال علي دشتي

نقش تاريخي نهاد مرجعيت:
مصاحبه با روزنامه
همشهري

دشواري هاي محقق تاريخ معاصر بودن

قانون ملي شدن جنگل ها و مراتع:
منشاء پديده زمين خواري

ارزش "تومان" ايران: از صفويه تا امروز

دولت بلر و قوانين جديد "ضد تروريستي"

خاطراتي از دکتر احمد توکلي

عيد نوروز و فرهنگ ايراني در عثماني

درگذشت دکتر عبدالله شهبازي (نهاوندي)

ماجراي عجيب علي پهلوي

 

26 دي الي 8 بهمن 1383

اهميت متون کهن دوره اسلامي
در شناخت ايران باستان

در عسلويه غوغايي است

کتاب مقدس يهوديان:
تفاوت عهد عتيق و تورات

مکتب قرآن تبريز:
ريشه هاي سلفي گري در
انديشه سياسي معاصر ايران

ديدگاههاي من درباره تاريخ ايران باستان

انتخابات رياست جمهوري و
حضور هاشمي رفسنجاني

قرارداد هاليبرتون

 

اول آبان الي 4 دي 1383

نقدي بر کتاب ابرلينگ درباره ايل قشقايي

آخرين سامورايي

سند نويافته:
وصيتنامه حسينقلي خان رستم

مصاف بوش و کري

پاسخ به ادعاهاي فرج سرکوهي

 

2 تير الي اوّل مهر 1383

ديدار با احمد اقتداري

اختلال در فعاليت سايت

سالگرد کودتاي 28 مرداد 1332

قتل راسپوتين و سرويس اطلاعاتي بريتانيا

 

19 الي 26 خرداد 1383

واژه وبليوگرافي

خانم راکاخ و «تروريسم مقدس اسرائيل»

يک مرد و دو زن: جوزف کوربل و "دخترانش"

يادي از فريدون آدميت

معماي شيخ خزعل

کتابهاي جديد

 

9 الي 17 خرداد 1383

فصلنامه مطالعات ايراني

تاريخ ايوبيان

فوت آيت الله حائري شيرازي

فؤاد عجمي، نومحافظه کاران و اشغال عراق

استعفاي جرج تنت و
انتصاب جان مک لاگلين در سيا

ارتباطات خانوادگي جرج بوش با نازيسم

معماي خزران

خاطرات عين السلطنه

سه مأخذ جديد براي شناخت
تاريخ جنبش اسلامي معاصر

خاطرات عميدي نوري

الگور، دولت بوش و نومحافظه کاران

جعل خاطرات فريده ديبا و ديگران

گزارش فعاليت يکساله سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 14:4  توسط سینا  |