تبليغاتX
صهیون پژوه - سو, استفاده مضاعف از سکس در آمریکای صهیونیستی

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

بخوانید از دوست گرانقدرم در وبلاگ آمريکا، آزادی و دمکراسی!! http://amrika.persianblog.com/  :
 
سكس؛ ابزاري براي بازجويي در گوانتانامو

خواندن مطلب زير به همه آنهايی که هنوز اعتقادی به آزادی و دمکراسی در غرب و بويژه آمريکا دارند توصيه می شود. نکته قابل توجه در اين مطلب اشاره های متعدد فرد مصاحبه شونده يا همان مترجمی که سابقا در گوانتانامو شاغل بوده به ارزشهای جامعه آمريکا است. از لحاظ منطقی ارزشهای مذکور نميتواند ارزشهای غالب در اين جامعه باشد چون در هر حال بوش و جنگهای تجاوزکارانه دولت آمريکا از دل همين ارزشهای غالب در جامعه آمريکا بيرون آمده و خيلی منطقی تر است اگر گوانتانامو و ابوغريب و مليونها کودک به کام مرگ فرستاده شده توسط سياستهای غرب و بويژه آمريکا در عراق و افغانستان و بوسنی و سومالی و غيره را زاييده ارزشهای غالب جوامع غربی و جامعه آمريکا بدانيم. البته مثل هميشه و مثل همه جای دنيا در اين جوامع افراد با طينت و فطرت درست نيز وجود دارند ولی چيزی که عيان است اينها فعلا و حتی سابقا قدرت کافی برای جلوگيری از جنايات و تجاوزات غرب به مردم ديگر کشورها نداشته و ندارند.

سكس؛ ابزاري براي بازجويي در گوانتانامو

سه سال قبل بيشتر مردم آمريكا يا ديگر نقاط جهان اسم جزيره گوانتانامو در كوبا يا زندان ابوغريب را نشنيده بودند. اين دو مكان، در حال حاضر، به نمادهايي جهاني از جنگ آمريكا عليه تروريسم تبديل شده‌اند.

تا امروز هيچ يك از مقامات ارشد نظامي آمريكا به خاطر نقض برنامه‌ريزي شده حقوق زندانيان به مجازات قابل ملاحظه‌اي محكوم نشده‌اند. وكلاي سربازان رده پايين متهم در اين باره مي گويند كه موكلانشان تنها دستوراتي را كه از طريق سلسله مراتب توسط فرماندهانشان صادر شده اجرا كرده‌اند. اخيرا نيويورك تايمز گزارش كرد كه بازجويي‌هايي از مقامات عالي‌رتبه نظامي در ارتباط با شكنجه زندانيان در زندان گوانتانامو در حال انجام است. اگر چه يافته‌هاي آنان در توصيف ميزان نقض حقوق زندانيان با يافته‌هاي گروه‌هاي حقوق بشر و زندانيان آزاد شده از آن زندان تفاوت‌ زيادي دارد، ولي باز هم حاوي نكات مهمي است.

آن گزارش شامل مواردي از بدرفتاري و شكنجه‌هاي زندانيان و استفاده از روش‌هاي نادرست به منظور گرفتن اطلاعات از آنان مي باشد. گزارش اين تحقيقات تنها چند هفته است كه كامل و منتشر شده است. به نوشته تايمز ميزان زيادي از اين گزارش مربوط به FBI مي‌باشد كه بعد از پذيرفته شدن شهادت چند زنداني در مورد رفتارهاي خشني كه با آنان شده است، از آن سازمان شكايت شده بود. FBI در گزارشش نوشته است كه موارد اعلام شده مثل اين كه بازجويان زن با فشار دادن اندام‌هاي تناسلي زندانيان مرد سعي در تحت فشار گذاشتن شان داشته‌اند يا شهادت ديگر زندانيان در مورد ضرب و شتم و بسته شدن به كف زندان براي ساعت‌هاي طولاني را قبول ندارد.

آنچه در ادامه مي‌آيد گفت‌وگويي است با سرباز سابق ارتش آمريكا كه به عنوان مترجم زبان عربي در زندان ايالات متحده در گوانتانامو مشغول به كار بوده است. اريك اسار از ماه دسامبر سال 2002 تا ماه ژوئن سال 2003 در آن زندان كار مي‌كرده است. او جديدا كتابي با عنوان «داخل سيم‌ها: ديده‌هاي يك سرباز اطلاعات ارتش از زندگي در گوانتانامو» منتشر كرده است. او در اين كتاب شيوه‌ها و تكنيك‌هاي مورد استفاده توسط افسران نظامي آمريكا را در گوانتانامو شرح داده است.

- خوش‌آمدي اريك.

- از اين كه من را دعوت كرديد متشكرم.

- براي شروع لطفا توضيح بده چرا به گوانتانامو رفتي؟

- اگر بخواهم صادق باشم، من خودم داوطلب رفتن به گوانتانامو شدم، چون به اين عمليات اعتقاد داشتم. من به آنجا رفتم تا به كشورم خدمت كنم و از مهارتم در زبان عربي به منظور مشاركت در جنگ عليه تروريسم استفاده كنم. من فكر مي‌كردم كه در آنجا با كساني كه يا مسئول واقعه يازدهم سپتامبر هستند يا در حال برنامه‌ريزي براي حملات آينده به ايالات متحده بودند، روبرو مي‌شوم.

- آيا وقتي شما به گوانتانامو رفتيد اين امر اتفاق افتاد؟

- آنچه بعد از رسيدن من در آنجا اتفاق مي‌افتاد، باعث شد من تشخيص دهم كه تصور من با واقعيات گوانتانامو در تضاد كامل مي‌باشد. در آنجا بعضي مسايل وجود داشت كه مرا به شك انداخت و سرانجام به من ثابت كرد كه گوانتانامو يك اشتباه و يك استراتژي شكست‌خورده در اين جنگ مي‌باشد.

- شما براي بازجويان كار ترجمه را انجام مي‌داديد؟

- در نيمه دوم شش ماه كار من در گوانتانامو، من به عنوان مترجم در تعدادي از بازجويي‌ها حضور داشتم.

- شما يك صحنه از يك بازجويي توسط يك زن را بازگو كرده‌ايد. لطفا بگوييد كه در آن روز چه اتفاقي افتاد؟

- آن روز، به عنوان يك تكنيك بازجويي از سكس به عنوان سلاحي براي ايجاد فاصله بين زنداني‌اي كه ما با او صحبت مي‌كرديم و اعتقاداتش استفاده شد. به عبارت دقيق‌تر، بازجوي زني كه من آن روز با او كار مي‌كردم سعي كرد تا زنداني را وسوسه جنسي كند. منطق پشت اين عمل بود كه اگر او به وسيله آن زن تحريك جنسي شود، احساس ناپاكي و گناه مي‌كند و در نتيجه نمي‌تواند به سلولش برگردد و نماز بخواند. كار ديگري كه آن بازجو به منظور تحقير او و همچنين ايجاد احساس ناپاكي در او انجام داد، پاشيدن مقداري جوهر قرمز به صورت زنداني بود. البته او اين كار به گونه‌اي انجام داد كه او فكر كند آن خون عادت ماهانه است. همه اين كارها تلاشي براي ايجاد شكاف بين آن زنداني و مذهبش بود و نه تنها غير موثر بود بلكه من فكر مي‌كنم غير اخلاقي هم بود.

- لطفا جزئيات را شرح دهيد. منظورم اين است كه چه اتفاقي افتاد؟ شما در اتاق نشسته بوديد و ترجمه مي‌كرديد، بازجو در اتاق قدم مي‌زد، زنداني از قبل آنجا بود يا بعد به آنجا آورده‌ شد؟

- من در اتاق با بازجوي زن قدم مي‌زدم. زنداني از قبل آنجا حضور داشت و قبل از اينكه ما بياييم انتظار يك دوره زماني خوب را داشت. او روي زمين افتاده بود. ما به او مي‌گفتيم كه بايد همكاري كند. پس از چند لحظه بازجوي زن شروع به درآوردن بلوزش كرد. او زير آن بلوز يك تي‌شرت تنگ و چسبان پوشيده بود. او خودش را به زنداني نزديك كرد و سعي كرد او را تحريك كند.

-بازجوي زن به او چه گفت؟

- او مي‌‌گفت كه اين كار نبايد به اين شيوه باشد. ما مي‌توانيم پشت يك ميز روبروي هم بنشينيم و مثل دو آدم بالغ با هم صحبت كنيم. سپس او گفت كه من مي‌توانم بگويم كه تو به وسيله من تحريك شدي، فكر مي‌كني خدا چه احساسي دارد وقتي تو از نظر جنسي مجذوب يك كافر آمريكايي شده باشي؟

-آيا او بدنش را به زنداني ماليد؟

_ او در اتاق قدم مي‌زد و سينه‌هايش را به پشت زنداني مي‌ماليد و در كل سعي مي‌كرد تا او را وسوسه كند.

- اسم آن بازجو چه بود؟

- من كتاب ننوشتم تا راجع به افراد خاص اظهار نظر كنم، اما اگر اين فرصت را داشته باشم بايد بگويم كه يكي از چيزهايي كه من را در مورد گوانتانامو با ترديد روبرو كرد، اين بود كه اشخاصي كه در آنجا كار مي‌كردند و سعي مي‌كردند تا با استفاده از شيوه‌هاي خاص، اطلاعات كسب كنند، اجازه اين كارها را از فرماندهان خود گرفته بودند. بنابراين من واقعا نمي‌توانم اسم شخص خاصي را ببرم، زيرا فكر نمي‌كنم كه كسي آنجا خارج از اجازه فرماندهان كاري انجام مي‌داد.

-‌آيا كاري كه آن بازجوي زن در حضور شما انجام داد قبلا هم تكرار شده بود؟ آيا شما چيزي در مورد بقيه موارد مي‌دانيد؟

- من از طريق ديگر همكارانم كه در بازجويي‌ها همكاري مي‌كردند و از دامني كه روي در قرار داده شده بود، مي‌دانستم كه از سكس به عنوان ابزاري در بازجويي استفاده مي‌شود؛ آن هم به منظورايجاد فاصله بين شخص و ايمانش ولي تا آن روز خودم حضور نداشتم و نديده بودم.

- در‌ آن مورد، بعد از اينكه او بدنش را به زنداني ماليد و بلوزش را درآورد، دست به چه كاري زد؟

- ما يك استراحت داشتيم و بعد برگشتيم. آن وقت بازجو يك قوطي قرمز برداشت و مقداري جوهر قرمز روي دستش پاشيد. او به زنداني گفت كه دچار قاعدگي شده است. او در اطراف اتاق قدم مي‌زد و در حالي كه دستش را در مقابلش گرفته بود، به طرف زنداني آمد و جوهر قرمز را به يك طرف صورتش ماليد و به او گفت كه اين خون عادت ماهيانه مي باشد.

- آيا او همچنان روي زمين افتاده بود؟

- نه، وقتي به اتاق بازجويي برگشتيم او روي يك صندلي نشسته بود ولي همچنان پاهايش بسته بود.

- وقتي او جوهر را به صورت زنداني پاشيد، زنداني چه كرد؟

- او از صندلي فاصله گرفت و در همين زمان يكي از پاهايش باز شد و مامور زندان آمد و پايش را دوباره بست. همه اين كارها با كسي انجام شد كه با اطلاعاتي كه من از او داشتم، اگر بخواهم صادق باشم، اميدوارم كه هرگز روشنايي روز را نبيند! البته من اميدوارم كه او پروسه قضاوت را طي كند و با مجازاتي عادلانه مواجه شود. در همين مورد آنچه مرا ناراحت مي‌كرد اين بود كه اين كارها اولا بي‌اثر بود و ثانيا حتي اگر موثر مي‌بود به نظر من آنچه ما انجام داديم با ارزش‌هايي كه در كشورمان روي آن تاكيد مي‌كنيم، مطابقت نداشت.

- زماني كه او داشت راجع به مسايل سكسي با زنداني صحبت مي‌كرد، شما مي‌بايست آنها را به عربي ترجمه مي‌كرديد؟

- بله، من براي همين آنجا بودم.

- آيا او به شما توجه مي‌كرد؟

- بله، او تنها به من توجه مي‌كرد، چون نمي‌خواست چشمش به آن بازجوي زن بيفتد.

- چه احساسي داشتيد از اين كه به جاي آن بازجوي زن صحبت مي‌كنيد؟

- اين سؤال خوبي است. من واقعا احساس مي‌كردم كه نقش بازجويي را كه همراهم است، برعهده گرفته‌ام. اين يكي از واقعيات شركت در بازجويي به عنوان مترجم است. آنجا يك درگيري وجود داشت كه من الزاما موافق آن نبودم ولي در همان زمان ماموريت خاصي نيز داشتم.

- آيا وقتي كه او جوهر قرمز را به صورت زنداني ريخت به او گفت كه اين خون قاعدگي است؟

- بله، گفت اين خون قاعدگي است و سپس به او گفت «مي‌داني خنده‌دار است كه تو امشب مي‌خواهي در سلولت نماز بخواني، در حالي كه آب آن قطع شده است.» آن‌ها آب سلول را قطع كردند، بنابراين او نمي‌توانست خود را تميز كند.

- پاسخ او چه بود؟

- پاسخ او واقعا بي اهميت بود. تنها چيزي كه من مي‌توانم بگويم اين بود كه او چند ناسزا گفت و سكوت پيشه كرد. من حدس مي‌زنم اين بهترين كاري بود كه او مي‌توانست انجام دهد.

- آيا در اين بازجويي‌ها او مطلبي را فاش ساخت؟

- تا آنجا كه من مي‌دانم او هرگز اين كار را نكرد. اما آن آخرين بازجويي بود كه من در آن حضور داشتم. اندكي بعد از آن من جزيره را ترك كردم.

- در مورد صدها زنداني موجود در گوانتانامو چطور؟ شما فكر مي كنيد چه تعداد از آنها، از همان‌هايي باشند كه دولت ايالات متحده به آنها تروريست مي گويد؟

- براي من پاسخ دادن سخت است، زيرا اين تعريف خيلي مبهم مي‌باشد، اما تصور من اين بود كه وقتي آنجا مي روم با سرسخت‌ترين تروريست‌ها مواجه مي‌شوم؛ يعني، با توجه به آنچه دولت مي گفت، بدترين از ميان بدترين‌ها. به علاوه من فكر مي‌كردم آن افراد براي حمله به ايالات متحده نقشه طرح كرده‌ بودند، مسئول حادثه يازدهم سپتامبر بودند و يا در حال طرح نقشه براي حمله به آمريكا درآينده بودند. همچنين به من گفته شده بود كه همه آنها دشمنان خطرناك ما هستند، ولي اندكي بعد از ورود به آنجا دريافتم كه بسياري از اين ذهنيت‌ها واقعيت ندارد.

-آيا شما غير از زمان‌هاي ويژه بازجويي، وقت ديگري را با آنها گذرانده‌ايد؟

- البته، من در زماني كه در جزيره بودم، دو شغل داشتم، دومين قسمت قراردادم مربوط به كار با تيم اطلاعاتي و همكاري با بازجويان در كار بازجويي بود. اما قسمت اول كارم به عنوان يك مترجم، همان طور كه شما اشاره كرديد، بودن با زندانياني بود كه هر روز را در سلول‌ها مي‌گذارندند.

-آنها به شما چه مي‌گفتند؟

- يكي از اولين چيزهايي كه فرماندهان را در مورد ما نگران مي‌ساخت، اين بود كه ابزار دست زنداني‌ها قرار نگيريم، زيرا آن‌ها ما را مترجماني مي‌ديدند كه مي‌توانند زنداني‌ها را به دنياي خارج مرتبط سازند؛ بنابراين سعي مي‌كرديم تا تحت تاثير آنها قرار نگيريم و در همان زمان هم گفت‌وگوهاي اتفاقي با آنها در طول روز داشتيم. بسياري از آنها داستانشان را تعريف مي‌كردند و اين كه چگونه دستگير شده‌اند. بسياري از آنان خسته بودند و مي‌خواستند بدانند كي دادستان را ملاقات مي‌كنند يا چه وقت ايالات متحده آنها را با بعضي چيزهاي ديگر معاوضه مي‌كند. چيزهايي در همين حد غالب گفت‌وگوها را تشكيل مي‌داد.

- شما در كتابتان توصيف كرده‌ايد كه در زمان آمدن يك مقام بلندپايه سياسي يا نظامي به گوانتانامو چه اتفاقي مي افتاد.

- درست است. يكي از چيزهايي كه من در زماني كه در تيم‌ اطلاعاتي كار مي‌كردم، آموختم اين بود كه وقتي يك شخص V.I.P(ويژه) به بازديد مي‌آمد، يعني يك ژنرال، يك مقام عالي رتبه دولت يا يكي از مقامات سازمان‌هاي اطلاعاتي و حتي يكي از نمايندگان كنگره، براي بازجوها توضيح داده مي‌شد كه يك متهم كه قبلا همكاري كرده را به اتاق بازجويي برده و پشت ميز بنشانند تا آن شخص مهم او را از اتاق ديگر مشاهده كند. آنها كسي را پيدا مي‌كردند كه همكاري كرده باشد، قادر باشد پشت ميز بنشيند و يك گفت‌وگوي معمولي را انجام دهد و همچنين قبلا اطلاعات مهمي را افشا كرده باشد. سپس‌ آنها آن بازجويي را براي شخص مذكور دوباره اجرا مي‌كردند و او را در واقع فريب مي‌دادند.

-‌آيا شما مي‌توانستيد اين حقيقت را به آنها بفهمانيد؟ آنها چه كساني بودند؟ آيا سناتور هم ميانشان بود؟

- آن‌هايي كه من ديدم تعدادي ژنرال بودند كه براي بازديد از جزيره آمده بودند، تعدادي از مقامات بلندپايه سازمان‌هاي اطلاعاتي نيز آمدند و نيز تعدادي فرستاده كنگره در ميانشان بود. به اعتقاد من بيشتر آنها كارمند بودند ولي شايد هم من اشتباه مي‌كنم. من نمي‌توانستم چيزي را بيان كنم. شما مي‌دانيد، من بايد مسئوليتي را مي‌پذيرفتم و به آن عمل مي‌كردم ولي آنجا هيچ چيز قابل مخفي كردن نبود. من فكر نمي‌كنم وقتي يك شخص مهم به آنجا مي‌آمد او باور مي‌كرد كه از يك بازجويي طبيعي ديدن مي‌كند، زيرا اگر قصد آنها آگاهي از اتفاقاتي بود كه آنجا مي‌افتاد، مي‌توانستند به صورت غيررسمي و بدون اعلام قبلي به آنجا بيايند و از يك بازجويي در ساعت 2 صبح بازديد كنند.

- ژنرال عالي رتبه گوانتانامو، جفري ميلر، متهم شده كه زندانيان را از صليب سرخ مخفي كرده است. آيا شما هيچ گونه اطلاعاتي در اين زمينه داريد؟

- من اطلاعاتي خاصي راجع به زنداني‌هايي كه نامشان در كتاب و ليست زندان ثبت نشده بودند ندارم، اما مي‌دانم كه اگر زنداني سرش را تكان مي‌داد يا اتفاقي چشمك مي‌زد و مي‌خواست به چيزي اشاره كند، او را به سلول محدود و انفرادي مي‌بردند و ديگر صليب سرخ به او دسترسي نداشت.

- آيا از سگ‌ها هم استفاده مي‌شد؟

- از سگ‌ها به صورت اتفاقي استفاده مي‌شد.

- چگونه؟

- اين يكي ديگر از چيزهايي است كه پنتاگون از كتاب حذف كرد. من متاسفانه نمي‌توانم خارج از محدوده چيزهايي كه نوشته‌ام صحبت كنم.

-آيا شما نگران اين گونه استفاده از سگ‌ها بوديد؟

- اگر بخواهم با شما صادق باشم يكي از چيزهايي كه من سعي كردم در كتابم توضيح دهم اين بود كه من تنها با يك تصور به گوانتانامو رفتم و هيچ آگاهي درباره شيوه‌هايي كه در آنجا استفاده مي‌شد و درباره فقدان سيستم قضايي در مورد زنداني‌ها نداشتم، ولي بعد از تجربه آنجا، به اين نتيجه رسيدم كه كار ما در آنجا يك اشتباه بزرگ بود و آن چه من ديدم شرم‌آور و غير قابل توجيه بود و با ارزش‌هاي ملت ما همخواني نداشت.

ما اطلاعات كمي درباره علت بودن آن‌ها در آن جا داشتيم و اين ما را به عنوان آمريكايي ناراحت مي‌كرد؛ چون فكر مي‌كرديم كه سيستم قضايي ما چيزي است كه بايد در تمام جهان گسترش يابد و ارزش‌هاي دمكراتيك ما چيزهايي هستند كه ما بر آن‌ها ايستاده‌ايم و از آنها دفاع مي كنيم اما در همان زمان در گوانتانامو آن ارزش‌ها را زير پا مي گذاشتيم.

- آيا عبارت «كنوانسيون ژنو» در گوانتانامو استفاده مي‌شد؟

- يك دفعه با ما در مورد توجه به كنوانسيون ژنو صحبت شد. در جلسه‌اي با حضور رهبران گرو‌ه‌هاي اطلاعاتي توضيح داده شد كه مقررات كنوانسيون ژنو به گوانتانامو مربوط نمي‌شود، آن‌ها علتش را براي ما توضيح دادند و گفتند افرادي كه الان زنداني هستند دشمنان جنگي به حساب مي‌آيند. يكي از همكاران من دوستي داشت كه اطلاعات حقوقي‌اش به اين مورد مربوط مي‌شد. او مي‌گفت ما در دانشگاه چيزهاي زيادي راجع به كنوانسيون ژنو خوانده‌ايم. اول از همه اين كه همه فعاليت‌هاي شما زير چتر كنوانسيون ژنو است و شما حق نقض كنوانسيون ژنو را به عنوان بازجو نداريد؛ آن هم به دو دليل: 1- اين كار غير قانوني است.2- آن ها دانسته‌اند كه اين كار غيرموثر است. اگر شما احتياج داشتيد تا از شيوه‌هايي خارج از كنوانسيون ژنو استفاده كنيد، بايد بدانيد به اطلاعات بي‌ارزشي دست پيدا كرده ايد.

به هر حال هيچ كس نمي‌دانست چرا آن قوانين اينجا اجرا نمي‌شود و اگر بازجويان قبلي تجربه كرده‌اند كه اين كارها هيچ ثمره‌اي ندارد، پس چرا ما بايد دوباره آن را اجرا كنيم.

- آيا شما فكر مي‌كنيد تجاوز باعث ايجاد تروريسم مي‌شود؟

- من فكر مي‌كنم آنچه در گوانانتانامو شاهدش بودم در جبهه جنگ عليه تروريسم برايمان دشمن درست مي‌كند؛ زيرا از طرفي‌ ما به ميان اعراب و مسلمان مي‌رويم و مي‌خواهيم ارزش‌هاي دمكراسي، عدالت و حقوق بشر را گسترش دهيم و از سوي ديگر همين ارزش‌ها را در خليج گوانتانامو زير پا مي‌گذاريم. اين امر در درازمدت تروريسم بيشتري توليد مي‌كند.

- وقتي تصاوير ابوغريب در ماه آوريل سال 2004 منتشر شد عكس‌العمل شما چه بود؟ شما حدود يك سال بود كه ماموريت‌تان را ترك كرده بوديد.

- درست است كه حدود يك سال از خروج از گوانتانامو مي گذاشت، اما تازه دوره‌ ارتش را به پايان رسانده بودم. در آن ميان من به خاطر نفرت، ارتش را ترك نكرده بودم و تصور نمي‌كردم ارتش سازمان ترسناكي باشد. به اعتقاد من و بسياري از مردان و زناني كه با آنها خدمت كردم، آمريكا بايد هر روز به كارهاي افتخارآميزي كه آنها انجام مي‌دهند افتخار كند. اين حادثه من را تكان داد و به حيثيت ما لطمه زد. من بعداز آن فهميدم اتفاقات موجود در گوانتانامو هم مي‌تواند به حيثيت ما لطمه بزند.

- آيا شما در گوانتانامو كودكي را نيز مشاهده كرديد؟

- بله در آنجا كودكان نيز وجود داشتند.

- آيا آن‌ها هنوز آنجايند؟

- من نمي‌دانم. اطلاعات من برپايه گزارش‌هايي است كه خوانده‌ام. طبق آن گزارش‌ها بعضي از جوان‌ترها آنجا را ترك كرده‌اند، ولي چون من از سال 2003 ديگر در آنجا حضور ندارم نمي‌توانم اظهارنظر كنم.

- آنها چند سال داشتند و چند نفر بودند؟

- دقيقا به ياد نمي‌آورم چند ساله بودند زيرا آن‌ها در خارج از اردوگاه دلتا و در مكان ديگري بازداشت بودند. مترجمان عربي به آنجا رفت و آمد نداشتند. بنابراين من اين مطلب را از ديگر مترجمان شنيده‌ام، اما در مورد تعداد آنها پرس و جو نكردم.

- آيا شما در آنجا با صليب سرخ صحبتي داشتيد و نگراني خود را بيان كرديد؟

- خير، ما تحت مراقبت شديد بوديم تا صحبتي با صليب سرخ نداشته باشيم.

- آيا آنها سعي كردند با شما صحبت كنند؟

- دقيقا، اما وقتي آنها مي‌خواستند با ما صحبت كنند، دستورات كاملا روشن بود؛ به آنها نزديك نشويد و با آنها صحبت نكنيد.

- چرا به شما گفته شده بود كه با صليب سرخ صحبت نكنيد؟

- من دليل واقعي اين موضوع را نمي‌دانم، ولي فكر مي‌كنم آنها مي‌خواستند مطمئن شوند كه صليب سرخ از وقايع در جريان در گوانتانامو مطلع نخواهد شد.

- آيا شما فكر مي كنيد گوانتانامو بايد بسته شود؟

- من نمي‌دانم، من به شما مي‌گويم كه در آنجا بايد چند تغيير اساسي رخ دهد كه با آزادي‌هايي كه ما در كشورمان از آن دم مي‌زنيم، هم‌خواني داشته باشد. ما در آنجا تعدادي انسان داريم كه هيچ راه و شيوه‌اي براي دفاع از خود ندارند و اين با ارزش‌هاي مورد ادعاي ما سازگار نيست. بنابراين به نظر من ما به بهانه دفاع از خودمان نمي‌توانيم اين ارزش‌ها را كنار بگذاريم.

-------------------------------------------------------------------------------------------

نويسنده:آمي گودمن 

منبع:ماهنامه سياحت غرب ، شماره 26

آمی گودمن کيست؟

http://www.democracynow.org/staff.shtml

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/27ساعت 1:27  توسط سینا  |