قيام آخر و پايان طغيان يهود
همواره بيمار دلانو باطل جويان در پي تأويل آيات متشابه قرآن حكيم بودهاند تا آنها را به دلخواه خود براي توجيه آراء فاسد و عقايد نادرستشان به كار برند، اما خداوند در هر زمان حجت معصومي دارد كه تأويل درست آيات را بيان نموده، و از گمراهي مردم جلوگيري ميكند. آيات قرآن را باطني است و بطن آن را بطني ديگر و آنرا ظاهري است و ظاهرش را ظاهري ديگر؛ همانا آيهاي اولش دربارة چيزي خواهد بود و آخرش مربوط به چيزي ديگر. در عين حالي كه سخن متصل و پيوستهاي است كه بر چند وجه ميگذرد.
مطابق فرمودة خداوند تبارك و تعالي، تأويل آنرا جز خداوند و راسخان در علم، هيچ كس نميداند؛ و امامان امت(ع) كه همان راسخان حقيقي علم ميباشند فرمودهاند: ما آنرا ميدانيم.
برآن شدهايم تا از اين شمارة مجله، آيات قرآني را كه مرتبط با وجود شريف امام عصر(عج) ميباشند، به حضور خوانندگان محترم ارائه كنيم باشد كه در زمرة ايمان آوردندگان و تصديقكنندگان آيات حق بوده باشيم.
خداوند متعال ميفرمايد:
و قضينا إلي بني إسراييل في الكتاب لتفسدنّ في الأرض مرّتين و لتعلنّ علوّاً كبيراً ٭ فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الدّيار و كان وعداً مفغولاً ٭ ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنا كم بأموال و بنين و جعلناكم أكثر نفيراً.1
و به بنياسراييل در كتاب خبر داديم كه البته شما دو بار در زمين فساد بزرگي خواهيد كرد و تسلّط و سركشي سخت ظالمانهاي خواهيد داشت٭ پس هرگاه نوبت نخستين انتقام فرا رسد بندگان سخت جنگجوي خويش را بر شما خواهيم برانگيخت تا آنجا كه درون خانههايتان را نيز جستجو كنند و اين وعدة حتمي خواهد بود ٭ سپس بار ديگر شما را برآنان سلطه دهيم و به وسيلة اموال و فرزندان مدد نمائيم و تعداد [افراد] تان را بيشتر سازيم.
از حضرت امام صادق(ع) روايت است كه دربارة اين قول خداي تعالي به بنياسراييل در كتاب خبر داديم كه البتّه شما دو بار در زمين فساد بزرگي خواهيد كرد. فرمودند: يكي كشتن علي بن ابيطالب(ع) و دوم ضربت زدن به امام حسن(ع)، [و تسلّط و سركشي سخت ظالمانهاي خواهيد داشت] فرمود: كشته شدن امام حسين(ع) است [پس هرگاه نوبت نخستين انتقام فرارسد] پس چون موعد ياري گرفتن و خونخواهي براي حسين(ع) فرارسد [بندگان سخت جنگجوي خويش را بر شما خواهيم برانگيخت تا آنجا كه درون خانههايتان را نيز جستجو كنند] قومي هستند كه خداوند آنان را پيش از قيام حضرت قائم(ع) برميانگيزد، كه هيچ [مسئول] خوني از آل محمد(ص) باقي نگذارند جز اينكه او را بكشند، [و اين وعدة حتمي خواهد بود] يعني: آمدن حضرت قائم(ع) [وعدهاي حتمي است]، [سپس بار ديگر شما را بر آنان سلطه دهيم] خروج امام حسين(ع) با هفتاد تن از اصحابش [در زمان رجعت] در حاليكه كلاهخودهاي زرّيني كه دو رو دارد بر سر دارند و اعلام كنندگاني بمردم برسانند: اين حسين است كه خارج شده، تا آنجا كه مؤمنان هيچ شكّ و ترديد دربارة او نكنند و بدانند كه او دّجال و شيطان نيست، و اوست حجّت قائم [به حق] در ميان شما و چون معرفت به اينكه آن حضرت همان حسين(ع) است در لدهاي شيعيان استقرار يافت، حضرت حجّت را مرگ فرا ميرسد، و كسي كه آن جناب را غسل ميدهد و كفن و حنوط ميكند و به خاك ميسپارد همان حسين [بن علي(ع)] خواهد بود، و جز وصيّ و امام هيچكس متصدّي [كار كفن و دفن] وصي نشود.2
عياشي، به نقل از يكي از راويان حديث، ميگويد: سپس امام حسين(ع) زمام امورشان را به دست ميگيرد تا آنجا كه ابروهايش بر روي چشمهايش ميافتد.3
پينوشتها:
٭ برگرفته از: سيماي حضرت مهدي(عج) در قرآن، سيد هاشم حسيني بحراني، ترجمة سيدمهدي حائري قزويني.
1. سورة اسراء (17)، آيههاي6ـ4.
2. الكيني، محمدبن يعقوب بن اسحاق، روضة كافي، ص 250. همچنين بخشهايي از اين روايت در اين منابع نيز آمده است: قولويه، جعفربن محمد، كامل الزيارات، ص 62 و 64؛ تفسير عياشي، ج 2، ص 281.
ماهنامه موعود شماره 56
