آیا امثال هاله اسفندیاری وسازمانهایی چون بنیاد سوروس و... هیچ برنامه ای برای فتح سنگرهای صدا وسیما ندارند؟! در کجای صدا وسیما ؟!
ضمن تشکر از زحمتکشان و دلسوزانی که در جای جای صدا و سیما مشغول به کارند چند نقد به صدا و سیما دارم که امیدوارم نقدها حمل بر همه صدا و سیمایی ها نشود. گرچه فهم مخاطب بیش از اینهاست و برنامه های خوبی چون "به اسم دموکراسی" و "گرگها" و "تحلیل های سیاسی بخش های مختلف خبری" و "مستند مدار سیو سه درجه - مقاومت ۳۳ روزه حزب الله" و ... ما را به تشکر از مسئولان محترم این رسانه وا میدارد ولی نقد نماد بالندگی مخاطب است و باید مسئولین هم از آن استقبال کنند.
فرزاد حسنی و اربابانش بازهم گند کاشتند. او شنبه شب ۳۰/۴/۱۳۸۶ در مصاحبه با سردار رادان چنان بی پروا سخن می گفت و چنان بی ادبانه و پررو علیه طرح امنیت اجتماعی و سردار رادان حرف می زد که یادم به مصاحبه اش با هاشمی رفسنجانی افتاد که مانند موش سر به زیر شده یود. البته سردار بچگی و خامی و مزدوری فرزاد حسنی را با صبر و حوصله پدرانه تحمل کرد... البته که فرزاد حسنی با ادا و اطوارها و آرایش ... دخترانه!؟ یک مهره است برای برخی از برادر بزرگترها و پدران زورمندش در صدا و سیما که ضاهرا قسم خورده اند اقدامات مورد تایید رهبری و دولت را بد جلوه دهند. و البته که سعی می کنند هاشمی را و سیاست های لیبرالی را هرچه بزرگتر و بهتر جلوه دهند.
اینقدر صدا و سیمایی ها لمپن شده اند که به اسم نظرسنجی سریالهای آبکی بیشتری تولید می کنند ولی به نظرات نخبگان و اندیشمندان منتقد سیاسی- اجتماعی خود بهایی نمی دهند. بگذریم از پخش بی مهابا و بدون نقد فیلم های مروج فرهنگ آمریکایی و صهیونیستی و آنگلوساکسونی چون "رابینهود" و "کبوتر بی باک" و "هری پاتر" و "ارباب حلقه ها" و "کنستانتین" و "روباتها" و .... . متاسفانه صدا و سیمایی که باید دانشگاه می بود در زمان ضرغامی با سرعت برق و باد به سمت لمپنیسم و جوزدگی و غربگرایی و بی اندیشگی پیش می رود و کمتر بهره ای از نقدهای به درد بخور و تحلیل های محتوایی قوی و حقیقت محور و اسلام گرا می برد. در برنامه مدعی چون سینما و ماورا هم فیلم های مروج معناگرایی بیخدای بودیستی یا معناگرایی سکولار و بی بند وبار و ربانی مسیحی یا معناگرایی کابالیستی یهودی پیش می رود مگر در برخی از برنامه ها که منتقدشان کمی هم از اسلام و حقیقت دفاع کند.
حیفم آمد که از یانگوم هم نگویم. البته که بعدا خواهم نوشت ولی همینقدر بگویم که بودیسم و مکاتب عرفانی فلسفی کره ای-چینی به وفور در زمینه این سریال منتقل می شود و مناسب است که صدا وسیما با حضور دکتر بلخاری یا دکتر کثیری یا اندیشمندان و منتقدان با دغدغه و باسواد (نه سیب زمینی های جوزده و مبلغ غرب و شرق!) باید برای کم کردن تاثیرات ناخودآگاه این سریال مجموعه نقدهایی مفید تهیه کند. البته در این سریال آموزه های کثبتی هم وجود دارد که در نقد صحیح خوب و بد ارزیابی و متمایز می شوند تا درس استقامت و ایستادگی و کوشش با بی خدایی و ذلت پذیری و... متمایز شود.
اما درباره برنامه جشنواره سینمایی تابستانی شبکه دو: جناب رامبد جوان و دوستش که به عنوان مجری در این برنامه نیم ساعتی را حرف می زنند می توانستند خیلی مفید تر عمل کنند و این حرف های لوده و بی هویت را تحویل مخاطب ندهند. شوخی های بی معنا و لوده و رفتار عجیب و غریب آنها انسان را به فکر وا می دارد که واقعا نمی شد مفید تر از این وقت مردم را گرفت!
دوستان مدیر در صدا و سیما! معروفیت و چهره بودن یک بازیگر مجری شده باعث انتقال پیام مثبت نمی شود بلکه معرفت و دانش مجری جذابیت ذاتی برای مجری می آورد... (مثل آقای نظام اسلامی و خیلی های دیگر) دست از لمپنیسم و ادای ماهواره درآوردن بردارید که مردم شعور دارند...
