دم خیلی ها گیر هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلوست....
باز هم ننویسیم؟ باید هم عصبانی شوند. دوم خردادی هایی که می خواستند این کشور را دودستی به آمریکا تقدیم کنند. چرا خاتمی اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟! چرا حالا هم که دستشان از قدرت کمی کوتاه تر شده است در غربگرایی و دفاع از عناصر صهیونیستی چون محمود عباس و ریچارد رورتی و کارل پوپر و ... گوی سبقت را از شیطان ربوده اند؟ می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند...هیچگاه یادم نمی رود تحقیقات مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و پروژه های معاونت سیاسی وزارت کشور خاتمی را و فحش های آنها به اهل بیت و ائمه و ولایت فقیه را و.... .
البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم... مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام. واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده ومی کنند؟! در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و علوی تبار و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و کرباسچی و فائزه هاشمی و محمدعلی ابطحی(عناصر اجرایی بنیادهای صهیونیستی) و عبدالکریم سروش(فرج دباغ) و محسن کدیور و مصطفی ملکیان (عناصر تئوریک نهادهای صهیونیستی) و ... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....(مطلب پست قبلی را مفصل ببینید.)
سايت بازتاب در واكنش به پخش اعترافات جاسوسان آمريكايي از شبكه اول سيما، نوشت؛ «در حالي كه امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش هاي مسالمت آميز مردمي و پرهيز از خشونت، بنيانگذار انقلاب نرم در قرن بيستم بودند، وحشت از آسيب پذيري كشور از همين نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان مي دهد»!
سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد.
سايت بازتاب در مقاله اخير خود كوشيده است اقدامات دو جاسوس ياد شده و اساساً طرح «براندازي نرم» را تبليغ يك ديدگاه و عقيده قلمداد كند كه مشابه اين اقدام از سوي حضرت امام(ره) نيز در جريان پيروزي انقلاب اسلامي صورت پذيرفته بود! تلاش بازتاب براي تبرئه جاسوسان ياد شده و مشابهت سازي اقدام آنان با حركت انقلاب اسلامي! در حالي است كه در انقلاب اسلامي، خيزش مردم عليه رژيم آمريكايي شاه از خواست خود مردم و باورهاي آنان ريشه مي گرفت كه تحت رهبري حضرت امام(ره) خواستار قطع هرگونه وابستگي به شرق و غرب و كسب استقلال بودند اما در به اصطلاح انقلاب هاي مخملي عوامل آمريكا با صرف هزينه هاي كلان و استخدام مزدور در پي براندازي يك رژيم و روي كار آوردن يك رژيم وابسته به آمريكا هستند آيا اين دو حركت كمترين تشابهي با يكديگر دارند؟ و آيا سايت بازتاب- كه معلوم نيست چرا اينهمه از اعترافات جاسوسان آمريكايي مضطرب شده است- با تشبيه غيرمنطقي و قياس مع الفارق خود به حضرت امام(ره) و مردم ايران اهانت نكرده است؟!
سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!
اين تحليل سايت بازتاب با تفسير راديو اسرائيل كه ادعا مي كرد مردم با دريافت پول در نمازجمعه و تظاهرات 22بهمن و ... شركت مي كنند چه تفاوتي دارد؟!
گفتني است كه كيهان نيز معتقد است برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود ولي اين برنامه مستند را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار مي داند و مخصوصاً نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست. و بالاخره كاش آقاي محسن رضايي درباره هويت برخي از گردانندگان سايت خود بررسي دقيقي انجام دهد تا پاسخ اين سؤال را دريابد كه چرا برخي از گردانندگان سايت ايشان از اعترافات جاسوسان آمريكايي تا اين اندازه نگران و مضطرب هستند؟!... منبع:کیهان (فواد صادقی از عناصر اصلی سایت بازتاب محسن رضایی است.)
در همین زمینه بخش های بسیار مهمی از سرمقاله کیهان شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶را می آورم: (حتما متن کامل آنرا بخوانید.)
.... در اواسط دهه 70 نگارنده با شكايت دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي از جمله لطيف صفري و حميدرضا جلايي پور به دادگاه احضار شد و در بخشي از دفاعيات خود درباره رامين جهانبگلو كه با روزنامه هاي ياد شده همكاري نزديك داشت گفت: «گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي به خوبي مي دانند كه رامين جهانبگلو يكي از افراد بدسابقه و كينه توز عليه مردم و نظام اسلامي است. وي با امضاي بيانيه اي در خارج از كشور، جمهوري اسلامي ايران را «نظام قرون وسطايي» ناميده است و...» در آن دفاعيه - كه در كتابي با عنوان يك سينه سخن منتشر شد- به هويت بسياري از گردانندگان و نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي به طور مستند اشاره شده.
در برنامه «به اسم دموكراسي» به وابستگي «علي افشاري» و «محسن سازگارا» اشاره شد كه پيش از اين روزنامه كيهان بارها به عملكرد ضدانقلابي آنان پرداخته و از رابطه آنها با محافل وابسته به «سيا» و «موساد» خبر داده بود و... اعتراف كنندگان برنامه «به اسم دموكراسي» به «طرح براندازي نرم» و محافل و مجامعي نظير بنيادهاي «سوروس»، «كارنگي»، «بروكينگز» و «سازمان NED» اشاره كردند و اين در حالي است كه روزنامه كيهان طي يادداشت ها و گزارش هاي فراوان از هويت اين بنيادها پرده برداشته و برخي از رابطين آنها در داخل كشور را معرفي كرده بود.
جاسوسان بازداشت شده از «جامعه باز»، كتاب «كارل پوپر» و تبليغ اين ديدگاه كه هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد، سخن گفته و تاكيد كردند كه ترويج اين ديدگاه انحرافي به منظور مقابله با اعتقادات ديني مردم صورت مي پذيرفته و به عنوان يك دستورالعمل از سوي بنياد سوروس و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به ماموران وابسته به اين مراكز ابلاغ مي شده است. اين اعتراف در حالي است كه كيهان طي 15 سال گذشته بارها از رابطه سردمدار ترويج اين ديدگاه انحرافي با برخي از محافل اطلاعاتي بيگانه پرده برداشته و از كمك 6 ميليون دلاري «شوراي روابط خارجي آمريكا» براي چاپ آثار او خبر داده بود ولي آب از آب تكان نخورد!...
اكنون به خبر زير كه در كيهان 6/3/83 چاپ شده بود و اندكي از بسيارهاست توجه كنيد؛
«پس از انتشار خبر مربوط به برگزاري كنفرانس ايراني-آمريكايي موسوم به «دموكراسي در ايران» كه در آن عبدالكريم سروش، شيرين عبادي، حسين بشيريه، اعظم طالقاني و سيمين بهبهاني در كنار عبدالكريم لاهيجي و خانبابا تهراني ( دو تن از دارندگان سابقه ارتباط با منافقين)، علي انصاري، هرمز حكمت قرار گرفته و هر دو دسته مذكور نيز در حضور لاري دايمن و جرج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا به تبادل نظر با يكديگر پرداختند، خبر جديد حاكي است نشست ديگري تحت عنوان «ايران بعد از خاتمي» ساعت 8.30 دقيقه صبح فردا-پنج شنبه- در مركز وودرو ويلسون WOOD ROW WILSON- واقع در ساختمان رونالد ريگان در نزديكي كاخ سفيد- برگزار خواهد شد.
در نشست فردا، احمدي ، حسين بشيريه، در كنار رامين جهانبگلو، عباس ميلاني، گلي ترقي و نيره توحيدي راهكارهاي حاكم كردن شرايط مطلوب كاخ سفيد در «ايران بعد از خاتمي» را مورد بحث و بررسي قرار خواهند داد.
جالب اينكه پس فردا-جمعه- هم دومين نشست پنتاگون درباره بررسي راه هاي مهار «شيعه انقلابي» در هتل ماريوت واشنگتن با حضور مزدوران مسلمان نماي آمريكا برگزار مي شود كه همزمان با آن شيرين عبادي در مركز وودرو ويلسون به سخنراني خواهد پرداخت.
آنچه كه در بررسي هاي كيهان درباره تحركات جديد كاخ سفيد براي ساماندهي جرياني متشكل از عناصر داخل و خارج ايران قابل تهمل جلوه مي كند، ماهيت مراكز گرداننده نشست هاي مذكور و اهداف اعلام شده آنها از پرداختن به موضوع ايران است.
باني نخستين كنفرانس از سري نشست هاي جديد اپوزيسيون، انستيتوي هوور (Hoover) بود كه از مهمترين مراكز تحقيقاتي دست راستي هاي جمهوريخواه و پاتوق چهره هاي معروف نومحافظه كاران است كه در شمال كاليفرنيا و در كنار دانشگاه استنفورد قرار دارد. كاندوليزا رايس مشاور امنيتي بوش و رامسفلد وزير دفاع فعلي آمريكا پيش از روي كارآمدن جناح نو محافظه كار در اين مركز مستقر بودند.»
لاري دايمن از شركت كنندگان در نخستين نشست اخير كه سروش و بشيريه و شيرين عبادي در آن حضور داشتند- مسئول امور خاورميانه انستيتوي هوور و مشاور پل برمر- حاكم آمريكايي عراق اشغالي- است. وي در تاريخ 83.1.20 (8آوريل) و در آستانه تشديد حملات اشغالگران آمريكايي و انگليسي عليه شهرهاي شيعه نشين عراق طي مقاله اي در روزنامه وال استريت جورنال، ايران را عامل تشنج اين شهرها دانست........متن کامل سرمقاله کیهان
