بررسي ادله حرمت قمه زني در ديدگاه علماي اسلام
در مورد قمه زني نسبت کذب به حضرت ايه الله تبريزي را که اوردم دوستي مطلبي نگاشته بودبدين صورت:( البته اين مطلبي که نوشتم شامل قفل زني و تيغ زني و ساير عزداري هاي موهون و موهوم و بدعي هم مي شود.)
سلام من تعجب مي کنم. شما طوري نوشته ايد که انگار همه فقها و مراجع به حرمت قمه زني نظر داده اند.گويا اولين فقيهي که اين کار را کرد آقاي خامنه اي بوده اند و في الواقع و با نگاه فقهي صرف قمه زني مانعي ندارد و اين اصلا مطلب تعجب آوري نيست. قمه زني بيشتر به حکم ثانوي و از آنجايي که موجبات وهن را فراهم آورده محل بحث قرار گرفته و الا تا پيش از اين قمه زني نه تنها وهن بلکه نشانه ارادت به امام بوده است. درثاني: اجتهاد کار مجتهد است و ما حق نداريم به جاي قبول کردن نص فتوا به اجتهاد دوباره! بپردازيم...به هر حال از اشنايي با شما خيلي خوشحال شديم. اگر دوست داشتيد طرفاي ما هم بياييد. مدرسه ما: درددلهاي دانش آموختگان مدرسه عالي شهيد مطهري، دانشطلب
ومن هم برايش نوشتم:
با سلام و تشکر از دوست گران قدر جناب آقاي دانشطلب.
وبلاگي که بنده از آن نقل اين مطلب را نموده ام (عاشورا: azadary.blogfa.com) از آن يک طلبه درس خارج خوان است. معلوم است که شما هم از مطالب حوزوي مطلعيد. اما چند نکته:
اولا: يک طلبه درس خارج خوان که حدود هشت سال از عمرش را فقه و اصول در محضر مراجع و بزرگان خوانده است حق دارد که در بحث هاي فقهي اظهار نظر کند و نظرات مراجع را بررسي علمي کند. بله افتا فقط مال علماي متبحرتر است. ايشان افتا نکرده است.
ثانيا: اين وبلاگ بحث ايه الله تبريزي را با توجه به ساير فتاواي ايشان تنقيح و تبيين کرده است و فتوا نداده است.
ثالثا: آن سايت کذاب تکه اي از دستخط ايه الله تبريزي را حذف کرده است و فقط انچه به نفعش بوده است را اورده است و ساير فتاوا را هم نياورده است و دوست من در وبلاگ عاشورا اين کذب را برملا کرده است.
رابعا: دوست عزيز من: چه کسي گفته است قمه زني في الواقع و با نگاه فقهي صرف مانعي ندارد؟! اتفاقا اين حرف شما تعجب آور است. بله همانطور که شما اشاره داشته ايد از يک جهت قمه زني به حکم ثانوي و از آنجايي که موجبات وهن را فراهم آورده محل بحث حرمت قرار گرفته است ولي اينکه در ادامه فرموده ايد: "و الا تا پيش از اين قمه زني نه تنها وهن بلکه نشانه ارادت به امام بوده است." دوست من در همان وبلاگ تاريخ اين بدعت آورده شده است. علماي پيشين مانند ايه الله غروي کمپاني اصفهاني هم اين بدعت را حرام دانسته اند. و مقام معظم رهبري اولين فقيهي نبوده اند که اين عمل را حرام کرده باشند. امام خميني و علماي پيشين هم به کرات ان را حرام دانسته اند.
قمه زني در مجموع نظرات علماي مختلف به هفت جهت حرام است:
1- بدعت بودن و صدق نکردن عنوان جزع به قول ايه الله تبريزي و همچنين به دليل اينکه يک فرآيند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصيل و ارزشهاي عظمي است به گفته برخي ديگر از مراجع و علما. به گفته ايه الله استادي عزادارن در مراسم عزاداري بايد از شيوه هايي استفاده کنند که تعظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که به فرموده مقام معظم رهبري موجب وهن مذهب است جدا خودداري نمايند.
2- اينکه مايه وهن به تشيع و سوء استفاده دشمنان به قول اکثر علما مي شود.
3- اينکه از جانب شارع نيست و به قول ايه الله فاضل لنکراني به دليل نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم حرام است. يا به قول ايه الله جناتي اين عمل خرافي كه در مباني فقهي و پايه هاي شناخت احكام شرعي ريشه ندارد. يا به قول ايه الله کريمي انجام اموري مانند قمه زني و قفل بستن به بدن و خراشيدن و خون آلوده کردن سر و صورت و سينه خيز رفتن براي زيارت و امثال آن به نام و عنوان عزاداري با توجه به اينکه هيچگونه تاييد و اشاره اي در رابطه با اين گونه امور از سوي معصومين عليهم السلام و يا از سوي اصحاب و حواريين آنان نرسيده است و سابقه از آن از فقها عظام اقدمين رضوان الله تعالي عليهم بدست نيامده است حرام است
4- به قول ايه الله اميني امور مذکور در بين عرف مردم (عاقل متشرعه) به عنوان عزاداري مرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است.
5- به قول ايه الله احمدي ميانجي اگر فقهاء عظام رحمه الله عليهم اجمعين گاهي در فتاوي به شرط عدم ضرر به نفس تجويز نموده اند قطع نظر از عنوان وهن مذهب بوده است. البته برخي از فقها هم ان را چون اسيب به نفس و اضرار به خويشتن غيرعقلايي است حرام دانسته اند.
6- بسياري از مراجع هم پس از حکم امام خميني و مقام معظم رهبري به دليل تابعيت از ولي فقيه آن را حرام دانستند.
7- به فرموده ايه الله مشکيني امور مذکور فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتا محرم است مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزيه حضرت حسين عليه الصلاه و السلام که يکي از عبادات است جدا خودداري نمايند.
خلاصه : پس ادله حرمت بدين قرار است: عدم صدق عنوان جزع، عدم قبول عرف متشرعه، عدم قبول عقلا، حکم ولي فقيه بر حرمت اين اعمال، خرافي بودن ، وهن بودن اين کار، سوء استفاده دشمنان از اين عمل شيعيان غافل، حرمت في نفسه برخي از اين اعمال و اضرار به نفس غير عقلاني و غير شرعي، اينکه اين عمل از جانب شارع نيست.
البته ایشان باز هم به عرف استناد کرده اند که باید در مفهوم عرف دقت بیشتری شود. در اسلام منظور عرف عقلای متشرعه زمان شناس است والا در عصر مطبوعات و رسانه های جاعل بعضا اکثریت چیزی می گویند و عرف عقلای متشرعه چیزی دیگر. مفهوم عرف با اکثریت فرق می کند. خصوصا که کاری حرمت ذاتی و اضرار به نفس را داشته باشد و از ابتدا جزء دین نبوده باشد و بدعتی باشد که بیگانگان آن را رواج داده باشند و ولی فقیه و مراجع ان را حرام دانسته باشند. در اینجا لازم می دانم بحثی مختصر در تاریخ قمه زنی و تیغ زنی را بیاورم:(از وبلاگ فرهنگ عزاداری: http://www.abarkooh.parsiblog.com)
شايد باور نکنيد تاريخ جعل وگسترش قمه زني در ميان شيعيان توسط استعمارگران: زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، با انحراف عزاداري سلطه خود را گسترش دادند!
تا حدود قرن هيجدهم سه امپراطوري بزرگ دنيا، هند و ايران و عثماني مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن آن روز، حکومت هاي مرفه و مقتدري پديد آورده بودند. اسپانيا و فرانسه و هلند وانگليس به رهبري زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، به فکر افتادند که مقاومت مسلمين را بشکنند. انگليسي هاي تازه به دوران رسيده، براي رسيدن به اين هدف چاره هايي جستند؛ از جمله: در هند و ايران، هسته اصلي مقاومت را شيعيان تشکيل مي دادند. اينان از شيعيان هندوستان شروع کردندکه از مرکز تشيع و مرجعيت نجف به دور بودند. انگليسي ها از جهل و سادگي شيعه و عشق زياد آنان به امام حسين(ع)سوء استفاده نمودند و قمه و شمشيرزني بر پيشاني را جعل کرده و به آنان آموختند... متاسفانه برخي شيعيان هند، اين بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عجل الله فرجه)پذيرفتند!
...وكوبيدن شمشير بر سر و پيشاني در سوگ سيدالشهدا(عليه السلام) در روز عاشورا، توسط استعمار انگليس، از هند به ايران و عراق رخنه نمود. تاگذشته هاي نه چندان دور، سفارت بريتانيا در تهران و بغداد هم، هيئت هاي عزاداري را که به آن صورت انزجارآور و زشت در كوچه و خيابان ها ظاهر مي شدند، تأمين مالي مي نمود و اينچنين اين بدعت خرافي فراگير شد. اما علماي بيدار مسلمان که هميشسه حافظ اين دين مبين بوده اند از ابتدا، موضع گيري هايي عليه اين بدعت خطرناک داشته اند.
غرض از سياست استعماري انگليس از كمك به رشد اين مراسم زشت، اعطاي دليلي معقول براي استعمارش بود. استعمار انگليس مي خواست ثابت كند كه مردمان مستعمره هند و كشورهاي اسلامي ديگر كه به آن صورت وحشيانه در خيابان ها ظاهر مي شوند، احتياج به ولي و قيمي دارند كه آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتيجه عكس و تصاوير دسته هاي عزادار كه در روز عاشورابه زنجير به پشت خود نواخته و باشمشير و قمه برسر خود مي كوفتند وخون هايي که در نتيجه اين جريانات جاري مي شد، در روزنامه هاي بريتانيا واروپا به چاپ مي رسيد ...و هنوزهم سايت ها و وبلاگها ونشريات ضد اسلامي و ضدشيعي با تصاوير اين مراسم خرافي، عليه اسلام، تبليغات شديدي مي کنند. سياستمداران استعمارگر در نتيجه اين تصويرها، استعمارِ اين كشورها را به عنوان واجبي انساني اعلام مي كردند كه مي تواند مردم آن كشورها را از جهل و توحش رهانيده و به جاده تمدن و پيشرفت رهنمون سازد. هنگامي كه ياسين هاشمي، نخست وزير عراق در عهد استعمار انگليس براي گفتگو جهت پايان دادن استعمار، به لندن رفت. انگليسي ها به او گفتند: ما به خاطر كمك به مردم عراق به آنجا آمده ايم، تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانيم! و البته نخست وزير عراق در برابر فيلمي مستند از مراسم مهيب و نفرت آور شمشير كوبي و قمه زني مردم عزادار نجف، كربلا و كاظمين، حرفي براي دفاع از شيعيان نداشت! با تشکر. سينا
