تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

فرجام سیاه اندیشه اصلاح طلبی: دفاع ازایدئولوژی فحشا و همجنس گرایی و...

نوشته ای تکان دهنده از یک فعال سابق دوم خردادی بااسناد متقن:روشنفكرانی كه از پائیز 1370 در حلقه سیاسی ماهنامه كیان گردهم آمده بودند تا پروژه رفرم در اسلام و اصلاحات سیاسی را بر اساس آراء عبدالكریم سروش در كسوت پدر معنوی خود پیش ببرند، روزهای سیاهی را سپری می كنند؛ نقاب از چهره ایدئولوژی شان بر افتاده است، تناقضاتشان بیش از پیش آشكار گشته و امروز بر سر یك دو راهی سرنوشت ساز مانده اند: یا باید از مبانی نظری خود دست كشند و به تناقضات و سیاهی های آن اقرار كنند یا باید بر اساس همان مبانی نظری، همجنس بازی و فاحشه گری را نیز بپذیرند و به عنوان حقوق بشر! از آن دفاع كنند. حتما ادامه این مقاله جالب پیام فضلی نژاد را درادامه همین مطلب بخوانید...حتما ادامه این مقاله جالب پیام فضلی نژاد را درادامه همین مطلب بخوانید... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 4:31  توسط سینا  | 

سه ماه زندگی در اسرائیل در دوران دانشجویی

مئیر عزری، متولد 1922 اصفهان، از سال 1958 تا 1973، نماینده (سفیر) رژیم صهیونیستی در تهران بوده است. او که در حال حاضر در فلسطین اشغالی زندگی می کند در سال 2000 میلادی خاطرات زندگی اش در ایران را در کتابی با عنوان «یادنامه» منتشر کرده است. «یادنامه» که در اورشلیم (بیت المقدس) منتشر شده است، کتابی دو جلدی است و مجموعا حدود 710 صفحه دارد. برخی از موسسات پژوهشی در ایران، نسخه هایی از این کتاب خواندنی را دارند که اگر جوینده باشید می توانید به آن دسترسی پیدا کنید. البته مدتی پیش هم روزنامه کیهان در صفحه پاورقی اش، فرازهایی از یادنامه را به همراه نقد و شرحی منتشر کرد. امیدوارم که به زودی کسی همتی کند و این کتاب روشنگر را در ایران، البته به همراه نقدی درست و جاندار بر آن منتشر کند.
یکی از فرازهای جالب توجه خاطرات عزری، آنجایی است که او به بنی صدر، اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران اشاره می کند. وقتی این فراز از خاطرات عزری را خواندم سخت حیرت کردم که چرا تاکنون چنین مطلبی را در مورد بنی صدر نشنیده یا نخوانده بودم. حالا که در سالگرد فتح خرمشهر، بحث خیانت یا نفهمی و بی لیاقتی بنی صدر در گرفته است، مناسب دیدم این فراز کمتر یا اصلا شنیده نشده از زندگی بنی صدر را به نقل از مئیر عزری در اینجا بیاورم، بلکه کمکی در قضاوت در مورد بنی صدر باشد.
 عنوان فصل بیست و هشتم از خاطرات عزری، «بازدیدهای دو سویه جوانان و دانشجویان» است. در این فصل است که او به بنی صدر اشاره می کند. البته واضح است که عزری ضمن افشای قسمتی از واقعیتها در مورد بنی صدر، سعی در تبرئه و پنهان کردن ارتباط او با صهیونیستها در دوران رئیس جمهوری اش نیز دارد. عزری پس از اشاره به سفر برخی گروههای دانشجویی وابسته به جبهه ملی در دوران پهلوی به فلسطین اشغالی می نویسد:

 

«ابوالحسن بنی صدر که به آیت الله خمینی پیوست و نخستین رئیس جمهور وی شد، یکی از نخستین دانشجویان ایرانی از همین گروهها بود که از اسرائیل دیدار کرد.
آرمان بنی صدر، بر هم آمده ای از باورهای حزب توده، گرایشهای مذهبی و مرام مائوئیستهای چین بود. شاه و دستگاههای دولتی می خواستند دانشجویانی مانند او را با گرایشهای ایرانی، آرمان و فرهنگ میهن دوستی بیشتر آشنا کنند. بنی صدر سه ماه در اسرائیل بود و با گروههای گوناگون دانشجویی و سازمان جوانان (اسرائیل) دیدار کرد. برخوردهای وی در این دوره بسیار پسندیده بود و در بازگشت به ایران با دانشجویان و دوستانش از نکته های سازنده مردم اسرائیل و پشتکار و هنر و بردباری این مردم سخن می گفت. ولی با نزدیک شدن به موج دگرگونیهای بیست سال پیش (منظور عزری، انقلاب 1357 است) ناگهان راه تازه ای در پیش گرفت و دگرگونه شد.

پیرو گرفتاریهایی که میان بنی صدر و دوستان پیشینش (گروه آیت الله خمینی)، در تهران پیش آمد، شنیده شد که چادر به سر از پایتخت گریخته و به فرانسه گریخته است. برخی از دوستانش آن روزهای پر تب و تاب سر زبانها انداخته بودند که: «ابوالحسن ماهها در اسرائیل دوره دیده.» آنها با شاخ و برگ دادن به گفته های خشماگینشان می افزودند: «اسرائیل بنی صدر را از ایران گریزانده تا اسرار پشت پرده جمهوری اسلامی را به مزدوران فرانسوی شان بفروشد.» گفتنی اینکه بنی صدر کم و بیش یک سال پس از دیدارش از اسرائیل، هرگز هیچگونه پیوندی (ارتباطی) با اسرائیل نداشته است.» (عزری، مئیر، «یادنامه»، دفتر دوم، ترجمه ابراهام حاخامی، اورشلیم، 2000م، صفحه 16) منبع:یهودشناخت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 15:23  توسط سینا  | 

***خدای را شاکرم که ولی فقیه زمانه ام از حضور اگاهانه مردمش خوشحال شد و پیامی داد که همه را به وجد آورد. حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در پيام مهمي ضمن تشكر و سپاسگزاري صميمانه از ملت بزرگ ايران به ويژه جوانان كه با حضور پرقدرت و حماسه آميز خود در انتخابات 24 اسفند، صحنه باشكوهي از اتحاد ملي را به نمايش گذاشت، تصريح كردند: همه‌ي ترفندهاي شيطاني، از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياه‌نمائي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، از تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم، و بخصوص پيشگوئيهاي تبليغاتي و شيطاني درباره‌ي مشاركت نكردن جوانان،‌ همه و همه به سنگ خورد و درهم شكست.  متن پيام به اين شرح است:

 بسم‌ الله الرحمن الرحيم

ملت آزاده و سربلند! هم‌ميهنان عزيز!  اين بار نيز حضور پر قدرت و حماسه‌آميز شما بر مكر دشمنان غلبه كرد، و حجم سنگينِ جنگ‌ رواني دشمن براي بي‌رونق ساختن انتخابات را به حبابي پوچ و هرزه‌گرد، بدل ساخت. اينك جمهوري اسلامي با برگزاري حدود 30 انتخابات مردمي و آزاد در كمتر از 30 سال و در شرائط سخت و آسان، نشان داده است كه صادق‌ترين نظام مردمسالار در جهان جديد است، و بدينگونه است كه الگوهاي مادي، از دموكراسيهاي دين‌گريز تا استبدادهاي فردي و حزبي و صنفي، بتدريج در چشم هوشمندان جامعه‌ي جهاني، مورد سئوال و ترديد اساسي قرار خواهد گرفت. در غوغاي آن همه ناسازگاريهاي جعلي و دروغين ميان جمهوريت و اسلاميت، اينك نظام مردمي و اسلاميِ شما، همه‌ي مدلهاي ضدّ ديني يا ضد مردمي را به چالش كشيده است.  با همت و هشياري شما يكبار ديگر همه‌ي ترفندهاي شيطاني، از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياه‌نمائي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، از تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم، و بخصوص پيشگوئيهاي تبليغاتي و شيطاني درباره‌ي مشاركت نكردن جوانان،‌ همه و همه به سنگ خورد و درهم شكست.ملّت شريف و مسئوليت‌شناس ايران، از زن و مرد، پير و جوان، شهري و روستائي، بار ديگر به نام خدا به ميدان آمدند تا مجلس شوراي اسلامي را به نمايندگان خود بسپرند و مجلسي آگاه، متدين، نخبه، ضد استكبار و مقتدر و دردشناس و مردم‌گرا براي چهار سال آينده فراهم آوردند.

 اينجانب خاشعانه و با همه‌ي وجود خداوند حكيم و عزيز را سپاس ميگويم و از شما مردم بزرگوار عميقاً تشكر ميكنم كه به توفيق الهي و با عزم راسخ خود چنين صحنه‌ي باشكوهي را رقم زديد و اتحاد ملي را در پايان سالي كه به اين نام، ناميده شده به نمايش درآورديد. بويژه بايد از جوانان عزيز تشكر كنم كه برابر آمار، سهم بزرگي از اين مشاركت همگاني را بر دوش گرفتند و با اينكه حداقلِ سن انتخاب، سه سال ارتقاء يافت و چند ميليون نوجوان كمتر از هجده سال از شركت در انتخابات محروم شدند، ميليونها جوان زير 30 سال به سوي صندوقهاي رأي شتافتند و با حضور شور انگيز خود نشان دادند كه پسران و دختران نسل بعد، آماده‌ي تحويل گرفتن اين جمهوري مقدس ميباشند كه خونبهاي دهها هزار شهيد و محصول مبارزه سالهاي متمادي ملت ايران است. شما نشان داديد كه انقلاب اسلامي زنده است و با گذر زمان بالنده‌تر مي شود.

 لازم ميدانم از همه‌ي جريانهاي سياسي كه با احساس مسئوليت در اين آزمون بزرگ شركت كرده‌اند، و نيز از مجريان و ناظران انتخابات كه با تلاش طاقت‌فرسا، بار اين مسئوليت قانوني را بر دوش كشيدند و با صداقت و امانت،‌ آراء مردم را صيانت نمودند، و از رسانه‌ي ملي كه با هنرمندي و ابتكار، فضاي حماسه وحضور را رونق بخشيد، و از متصديان نظم و امنيت كه آسايش ذهني مردم را تأمين كردند، و از ديگر رسانه‌ها كه به هر چه بهتر برگزار شدن انتخابات كمك كردند، و از نامزدهاي رأي آورده و يا رأي نياورده و سرانجام از نمايندگان مجلس هفتم كه دوره‌ي نمايندگي را در خدمت مردم گذرانيدند، صميمانه سپاسگزاري كنم.اميد است با كمك و توفيق الهي و با توجهات حضرت بقية‌الله‌ ارواحنافداه مجلس هشتم با احساس بار مسئوليت ديني و انقلابي خود، به پيشرفت روزافزون كشور و عزت ملي و شادابتر كردن جمهوري اسلامي نائل گردد انشاءالله.سيّدعلي خامنه‌اي 25/اسفند/1386

***دکتر احمدی نژاد هم در پیامی به رهبر معظم انقلاب و مردم درباره انتخابات دست روی شاخصه مهمی گذاشت: منتخبان ملت فرصت خدمت به مردم فهيم و انقلابي را مغتنم شمارند (در اینجا متن کامل پیام را بخوانید)

***امیدوارم اصولگرایان پیروز میدان قدر دکتر احمدی نژاد را بدانند که مسلما مردم به دلیل اصولگرایی او و تلاش شبانه روزی دولتش به اصولگرایان رای دادند. شاهد ما هم اینکه برخی از نمایندگان اصلاح طلب و طرفدار هاشمی هم عکس های خود در سفرهای استانی دولت را در ایام انتخابات منتشر کرده بودند و از این طریق کسب مشروعیت می کردند. امیدوارم که با اسم عدالت و اصولگرایی نمایندگان اسیر چرب و نرم دنیا نشوند و حداقل نصف احمدی نژاد اهل عمل باشند و برده احزاب سیاسی راست و چپ نشوند و مانند دولت نهم خدمتگزار واقعی مردم باشند. در همین باره این لینک ها خواندنی هستند:

همراه نشدي عزيز!    /  اين خبر با اضافه شدن اطلاعات جديد ويرايش مي‌شود-آمار لحظه به لحظه از نتايج انتخابات مجلس با ذکر گرايش   /    اجماع رسانه‌هاي خارجي درباره نتيجه انتخابات ديروز: اصولگرايان پيروز قاطع ماراتن 24 اسفند مجلس هشتم هستند  /    خط مشترك تخريب از سوي اصلاح طلبان و بيگانگان    /   پور محمدي: 71 درصد منتخبين اصولگرا هستند   /   آیا احمدی نژاد همچنان محبوب است؟   /   پيام‌ها و دستاوردهاي انتخابات24 اسفند    /    الجزيره: اصولگرايان با اختلاف بسياري بر اصلاح‌طلبان به پيروزي رسيدند   /    مجتبی شاكری: جریان دوم خرداد هنوز در اوهام خود مسیر می‌كند   /   باز تاب جها نی انتخا بات هشتم   /   مجلس نمايندگان آمريكا لايحه‌ي شنود مكالمات تلفني را تصويب كرد

کینه شتری بعضی ها  از دولت تلاشمند و مردمی دکتر احمدی نژاد!

*الحمدلله که ما خدا را داریم وافرادی که برای او کار می کنند از هیچ حرف بی ربطی ترس ندارند. بی هویتی و کینه های شتری نسبت به دولت تلاشمند دکتر احمدی نژاد در برخی افراد، آنها را به هرزه گویی و تمسخر همه چیز به کوچکترین بهانه کشانده است. همه می دانیم که ایران در پزشکی، از کشورهای همسایه سرآمد است و رتبه بالایی در جهان دارد. دولت نهم هم برای تزریق روحیه امید و بالندگی به مردم، این مهم را قدر دانسته و با اطلاع رسانی به موقع باعث سرافراز ی مردم شده است. اما کینه توزان در رسانه های شارلاتان خود انچنان به لجن پراکنی مشغولند که چشمشان هیچ چیز خوبی را نمی بیند. به این نمونه، از سایتی که ادعای اطلاع رسانی شفاف و آزاد دارد نگاه کنید واوج کینه را ببینید:

آخ جون پوست مصنوعی!
وزیر بهداشت که گویا اگر هر دو هفته یکبار خبر خوشی درباره شکستن شاخ غول توسط پزشکان و متخصصان و محققان ایرانی –حتما برای اولین بار- ندهد، یا گرفتار بیماری های حنجره می شود و یا احمدی نژاد او ر از پنجره دولت به بیرون پرتاب می کند اعلام کردم «محققان ایرانی براي نخستين بار در ايران و خاورميانه با استفاده از تكنولوژي بايو موفق به توليد پوست طبيعي از سلولهاي فيبروبلاس شدند.» (توضیح: عین خبر از فارس است والا بنده هم مثل شما می دانم که ایران در خاورمیانه واقع شده.) لنکرانی مثل همیشه سری هم به قله ها زده و گفته است: «زيست فناوري يكي از علوم اولويت دار و مورد توجه در ايران است و ما از نظر زيست فناوري در پزشكي نه تنها از دنيا عقب نيستيم بلكه درست در قله‌هاي اين دانش در حركت هستيم.»
این ادعای دومی قاعدتا در راستای سرکشی دائمیِ دکتر لنکرانی عزیز به تمام قله ها و به خصوص تپه های علمی است و باید از آن درگذشت ولی اگر این موفقیت مثل موفقیت هایی نظیر ساخت داروی ایدز و دستیابی دانشمند 16 ساله ایرانی به انرژی هسته ای و از این قبیل شوخی های بامزه نباشد و واقعا به فن آوری ساخت پوست طبیعی رسیده باشیم خیلی جای خوشحالی دارد. البته قاعدتا نه برای من و شمایی که گرانی و بیکاری و معضل مسکن و طرح های رنگارنگ امنیتی دارد پوست از سرمان می کند بلکه منظورم برای بعضی ازآقایان مسول و مدیران بلندپایه است. چون با این حجم چاپلوسی و این لشکر پرشمار دستما بدستان، عنقریب است که پوست بعضی از اعضا و جوارحشان فرسوده و تباه شود و محتاج تعویض!  منبع: http://www.fararu.com/vdcb.gb9urhb8giupr.html

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 0:36  توسط سینا  | 

متن اعتراض شديد مجيد مجيدي به عبدالكريم سروش

خالق فیلم سینمایی «آواز گنجشک‌ها» پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، با قرائت متنی به جسارت عبدالكريم سروش (حسين حاج فرج الله دباغ) به مقام حضرت محمد(ص) به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد. متن یادداشت مجید مجیدی به این شرح است:

خدای را شاکرم که در هیاهوی نغمه‌های ناساز، «آواز گنجشک‌ها» بر گوش‌های بسیار شنیدنی آمد و بر چشم‌های فراوان دیدنی. از انعکاس مثبت فیلم در این مدت کوتاه در میان گروهها و مخاطبان گوناگون سخن نمی‌گویم، اما در مقابل آنان که از تکرار و پیام تکراری فیلم سخن گفته‌اند می‌گویم هیچ ابایی ندارم اعلام کنم فیلم، مانند آثار قبلی من «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» باز هم بر فطرت و نهاد پاک انسانی تاکید می‌کند. باز هم سخن از نیاز دنیای امروز یعنی معنویت است. بدون تکیه به معنویت، آنچنانکه در جای جای جهان می‌بینیم، انسان‌ها گرگ‌های درنده‌ای خواهند شد که درندگان وحشی نیز شرمنده ددمنشی‌های آنانند. در شرایطی که جای خالی «خدا» بیش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاریخ گواه آنکه، بدون خدا هر عملی مباح و آزاد است، باید آزادگان نگران باشند و از آن میان هنرمندان آزاده.

در این صورت چه باک از برچسب «تکرار» که اگر تکرار «مذموم» بود و ناپسند، باید اولین اعتراض و بزرگترین اعتراض را به پیامبران نمود که در طول اعصار و قرون، همه سخن تکراری بر زبان رانده‌اند و پیام تکراری «بازگشت به معنویت» را سر داده‌اند. وقتی «آواز گنجشک‌ها» در برلین به نمایش درمی‌آید و استقبال تماشاگران گوناگون و منتقدان ریز و درشت اینچنین بهت‌انگیز و حیرت‌آور می‌شود، من بر این باور استوارتر می‌گردم که اخلاق و معنویت گمشده عصر ماست و این مهم جغرافیا و مکان نمی‌شناسد.

اعتراف می‌کنم که نگاه اینچنینی و موفقیت و اقبال آنچنانی را وامدار مکتبی هستم که در آستانه رحلت بزرگ پیامدارش رسول گرامی اسلام(ص) هستیم. وامدار پیامبری که از پس قرن‌ها ندایش را می‌شنوم که فرمود «من مبعوث شدم تا برتری‌ها و مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم.» وامدار رسول رحمتی که بر نهاد و فطرت پاک انسانی تکیه می‌کرد و می‌فرمود «هر انسانی بر فطرت پاک زاده می‌شود، حتی اگر پدران و مادرانی کافر و مشرک داشته باشد.» وامدار پیامبری که نه تنها در عصر خود، که امروز نیز مظلوم و جفادیده است.

اگر روزگاری کودکان و دیوانگان سنگش می‌زدند و دندان و پیشانی مبارکش را می‌شکستند و در برابر، اندیشمندان دور از خدا شاعر و نادانش می‌خواندند، در جاهلیت نوین نیز مانند جاهلیت اولی، داستان تکرار می‌شود. نابخردان و کودک‌صفتان با هجو و کاریکاتور با او به ستیز برمی‌خیزند و اندیشه‌ورزان دنیاطلب، شاعر و نادانش می‌خوانند و چون جاهلیت پیشین قرآن را «اساطیر الاولین» می‌دانند.

آن روز که جشنواره فیلم دانمارک را به خطر بی‌حرمتی به پیامبر مهربانی کنار نهادم، بسیاری آن اقدام را سیاسی و حکومتی خواندند. در دنیای آلوده امروز کار به جایی رسیده که ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضدارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نیاید در توهم خویش به جایی منسوبش می‌کنیم. اگر کسی از اعتقاد و باورش دفاع کند وابسته خوانده می‌شود و اگر آسوده بنشیند تا به مقدساتش بدترین توهین‌ها و ناروایی‌ها صورت گیرد، آزاده است.

اینجا می‌گویم که من نه از موضع دفاع از حاکمیت و دولت ـ که می‌دانید مرا با سیاست و سیاست‌پیشگی کاری نیست ـ که از موضع یک مسلمان، یک هنرمند پیرو مکتب اهل بیت، انزجار خود را از آنچه یک به اصطلاح روشنفکر گفته است اعلام می‌کنم و از همه آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت پیشه کرده‌اند، گله‌مندم. حالا باید پرسید اگر سیاست‌پیشه نیستیم، چرا وقتی چند کودک‌صفت و دیوانه‌رفتار بیگانه، با کاریکاتور به پیامبر ما توهین می‌کنند آن موج به راه می‌افتد، اما امروز که از زبان خودی ناپسندترین نسبت‌ها به آن بزرگ و کتاب هدایتش قرآن داده می‌شود، سکوت همه جا را دربر می‌گیرد و جز یکی دو صدایی کم‌جان هیچکس فریاد نمی‌زند که چرا دوباره از پس قرن‌ها به پیامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذیر می‌خوانند.

اگر آن روز که روشنفکران مذهبی، عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا(س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف، زیارت جامعه کبیره را «مرامنامه شیعه غالی» برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند. کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است:

 گرچه قرآن از لب پیغمبر است     هر که گوید حق نگفت آن کافر است

 این همه آوازها از شه بود           گرچه از حلقوم عبدالله بود 

لينكهاي مرتبط با موضوع:
نقد عالمانه آيت الله جعفر سبحاني بر سخنان سروش

نقد استاد بهاءالدين خرمشاهي بر سخنان سروش
نقد دكتر عبدالله نصري بر سخنان سروش
نقد محمدحسن حائري بر سخنان سروش 

"قرآن، انسانی و خطاپذیر است"متن اصلی مصاحبه  /متن انگلیسی ترجمه شده توسط نشریه ZemZem  /متن در سایت رسمی دکتر سروش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 0:19  توسط سینا  | 

  نسخه جدید نامه ذلت بار 127نفره منتشر شد:
غنی‌سازی را تعلیق کنید!

 گروهی از فعالان سیاسی، مطبوعاتی در همسویی و هماهنگی کامل با کشورهای غربی (رژیم صهیونیستی، امریکا) با صدور بیانیه ای خواستار تعلیق غنی سازی سوخت هسته ای از سوی مقامات جمهوری اسلامی شدند.به گزارش رجانیوز، در قسمتی از این بیانیه مرعوبانه آمده است: «حکومت و ملت ایران نیز باید از فرصت فراهم شده، استفاده کرده و با ارسال  پیام های روشن و گام های عملی، پس از آن دائر بر پذیرش سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" زمینه را برای تحکیم صلح در ایران و منطقه و جهان فراهم آوردند»! امضاکنندگان این بیانیه که همنوایی سوال برانگیزی با خواسته های غیرقانونی و افزون طلبانه شورای امنیت و نظام سلطه بروز داده اند، در حالی از مقامات جمهوری اسلامی می خواهند که "غنی سازی" را متوقف کند که دبیرکل آژانس بین المللی در آخرین گزارش خود، فناوری هسته ای ایران را صلح آمیز و در راستای استفاده غیرنظامی ارزیابی کرده بود. در قسمت دیگری از این بیانیه، با عصبانیت تمام از مسئولان ایران خواسته شده است که نباید مسأله غنی سازی به یک موضوع حیثیتی و ملی! تبدیل شود و تا دیر نشده باید به خود آیند و سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" و یا هر راهکار مفید! دیگری را بپذیرند، چون فردا خیلی دیر است! 

طی چند ماه اخیر برخی چهره های جریان تجدیدنظر طلب مانند "شیرین عبادی"، "ابراهیم یزدی" و "احمد شیرزاد" عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و ... با مطرح کردن خطر حمله نظامی و "اعلام شرایط ویژه" در صدد بودند مسئولان جمهوری اسلامی را برای تعلیق تحت فشار قرار دهند. در این میان، احمد شیرزاد از جایگاه یک استاد فیزیک، در مقاله ای با کمترین مایه علمی و دانشگاهی، ادعا کرده بود می تواند با ساخت سدهای آبی بیشتر و استفاده از انرژی خورشیدی نیازهای خود را برآورده کند و از هیچ احتیاجی به "انرژی سوخت هسته ای" ندارد. با این حال، به دنبال عدم تأثیرگذاری چشمگیر این تاکتیک بر افکار عمومی داخل، هدایت کنندگان مراكز استراتژيك و مطالعاتي (تينك تانك ها) امريكا، يكي از رويكردهاي خود براي توقف دانش هسته اي ايران را با عنوان «تهديد از خارج، فشار از داخل» عنوان نموده اند.يكي از برجسته ترين تئوريسين هاي اين رويكرد، "ريچارد آرميتاژ" معاون اسبق وزير امور خارجه و از شخصيتجهاي برجسته جريان موسوم به "جريان وزارت خارجه اي" در امريكاست.

 آرميتاژ و ديگر همفكران وي در مؤسسه تحقيقات وابسته به وزارت امور خارجه آمريكا نظير مؤسسه تحقيقاتي "هاسون" و "انستيتوي سياست خارجي" بر اين باورند كه دولت جمهوري اسلامي تكنولوژي هسته اي را به عنوان مؤلفه اي محوري در حفظ امنيت ملي قلمداد كرده و آن را به عنوان يك باور پذيرفته شده، هرروز به متن جامعه تزريق مي كند. آرميتاژ با تأكيد بر تأثيرگذاري باور توده هاي مردم در سياست گذاري دولت ها، اين ايده را مطرح مي كند كه دولت امريكا بايد حداكثر توان خود را براي بي اثر كردن تبليغات دولت جمهوري اسلامي در مورد انرژي هسته اي به كار بندد تا پرونده هسته اي، حمايت داخلي خود را از ايران را از دست بدهد. بدين ترتيب، دولت جمهوري اسلامي خود مجبور خواهد شد تا به خواسته هاي اروپا و امريكا تن در دهد. استراتژي آرميتاژ براي تحقق اين طرح كلي، به راه انداختن بحث هاي داخلي در مورد مخاطرات (القاء شده شرايط ويژه) دستيابي به فناوري هسته اي و اقدامات ايران در راستاي غني سازي است. آرميتاژ بر اين باور است كه با به راه افتادن اين مباحث، دولت جمهوري اسلامي سعي خواهد كرد تا با ابزار احساسات و بي اطلاعي مردم، جريان را احساسي كرده و از احساسات ملي استفاده كند. آرميتاژ در ادامه از آگاهي دادن علمي(!) با استفاده از روشنفكران داخلي غرب و ابزارهاي خارجي مانند رسانه هايي چون صداي امريكا، راديو فردا و غيره به عنوان ابزار خنثي كردن اقدامات دولت جمهوري اسلامي ياد مي كند.

 بيانيه 333 نفره موسوم به "فراخوان جديد صلح خواهي" آنچنان با ادبیات ذلت باری تنظیم شده است كه بسياري از روزنامه ها و سايت هاي نزدیک به امضا كنندگان آن نیز حاضر به انتشار کامل آن نشده اند.اين بيانيه را می توان نسخه دوم، نامه معروف 127 نماينده مجلس ششم دانست كه 2 ماه پس از حمله امريكا به عراق توسط فراكسيون مشاركت مجلس آماده و از مقامات عالي كشورخواسته شد، هرچه زودتر «جام زهر» ديگری را نوشیده و دست از تقابل با امریکا بردارند. بيانيه موسوم به "فراخوان جديد صلح خواهي" به امضاء برخی اعضاء سازمان مجاهدين انقلاب، سازمان مجاهدین خلق (منافقين)، حزب مشاركت، نهضت آزادي، ملي مذهبي ها، برخي روزنامه نگاران دگراندیش، اپوزيسيون خارج نشين، دفتر تحكيم وحدت شاخه علامه، بيت منتظري و بقاياي باند مهدي هاشمي، دفتر ادوار تحكيم وحدت و ... رسیده است. رجانیوز برای ثبت نام خائنین به ملت در تاریخ اسامی، 333 امضاکننده بیانیه مزبور را منتشر می نماید:

 محمد آزادى، حميد آصفي، هاشم آقاجري، ، سامر آقایی، ناصر آملي، عباس ابوذری، هادي احتظاظي، منوچهر احتشامي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدى، محمود احمدیان، محمدرضا احمدی نیا، مصطفي اخلاقي،‌ ، ساجد اردبیلی، يدالله اسلامي، مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبيلي، جلال اقتدارى، اعظم اكبرزاده، زهرا اكبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امير احمدى، عبدالمجيد الهامي، مهدي اميني زاده، حسين انصاري راد، مصطفي ايزدي، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، كمال الدين بازرگانى، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، ايرج باقرزاده، پروین بختیارنژاد، اكبر بديع زادگان، محمد بذرپور، ایمان براتیان، رحمت الله برهانى، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهزادى، حميد بهشتى، محمد به فروزى، راضیه بوستانکار، مرضیه بوستانکار، جلال بهرامی، صفا بيطرف، مسعود پدرام، جعفر پناهی،  رضا پويان، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيك، عباس تاج‌الديني، هادي تفنگچي، مصطفى تنها، رضا تهرانى، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، مجيد جابرى، جلال جلالي زاده، علی جمالی، فرشته جمشيدي، مجتبي جهاني، رضا حاجى، مجيد حاجي بابائي، بهمن حافظى، طه حجازى، حمید حدیثی، علي حديثي، حسین حريرى، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشید حقگو، وحید حقیقی، على حكمت، منیژه حکمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، محمد حيدري، جعفر خائف، نبی اله خانزاده مرخالی، ابراهيم خوش سيرت، مهدي خدادادى، امير خرم،  حسین خطیبی، محمد خطيبي،  مجتبی خندان، اسماعيل خوش محمدى، ناهید خیرابی، هوشنگ خيرانديش، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، محمد داديزاده، محمدمهدى دانشيان، محمد حسن داوودی ،  فریبا داودی مهاجر، محمود درد كشان، محمود دل آسايى، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، ابراهيم دينوي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، امير رزاقي، سمیرا رزاقی، سهراب رزاقی، محمد صادق رسولی، بهمن رضاخاني، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، عبدالعلي رضائي، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، مهدى رهنما، رضا رئيس طوسى، جمال زره ساز، علي زرين، اکبر زمانی، محمد ابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، عليرضا ساريخانى، احمد ساعي، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خيز، محمد سرچمى، محمود سعیدزاده، بیوک سعیدی، علی اشرف سلطانی ، عبدالفتاح سلطاني، مرتضي سلطانيه، محمد جواد سلیمانی، علی سیاسی راد، سيد محمد علي سيف‌زاده، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاكرى، تقى شامخى، على شاملومحمودی ، محمد شانه چى، حسين شاه حسيني، جواد شرف‌الديني، محمد شريف، كاظم شكري، مازیار شکوری گیلچالان ، الله وردى شمبورى، محمود شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازی، احمد شيرزاد، فيروزه صابر، هدي صابر، محمد صاحب محمدي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، سمیرا صدری، باقر صدري نيا، مهدي صراف، لطيف صفري، مظفر صفري، بيژن صفسري، فضل الله صلواتى، حميد رضا صمدي، كيوان صميمى، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اكبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، امير طيراني، کیان ظهرابی، سيد جعفر عباس زادگان، روئين عطوفت، باقر علائي، علي علوي، علي رضا علوى تبار، محمدباقر علوى، رضا علیجاني،  على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى ، سعيد غفارزاده، مسعود غفاري، على غفرانى، مهدى غنى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، پویان فخرآیی،  مقصود فراستخواه، غفار فرزدى، شهین فرزین پژوه، حسن فرح آبادی، لیلی فرهادپور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرهودي نيا، حسن فريد اعلم، مرتضي فلاح، ارسلان فلاح حجت انصاري، بهرام فياضي، احمد قابل، حسين قاضیان، عباس قائم الصباحي، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، مهدي قلي‌زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى،  مصطفى قهرمانى، حجت الله قياسى، رحمان كارگشا، امیر حسین کاظمی، مرتضى كاظميان، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، خسرو كردپور، مسعود كردپور، عليرضا كرماني، على كرمى، فریدون کشکولی، پروين كهزادى، يعقوب كوثرى، بهناز كياني، بيژن گل افرا، فاطمه گوارائي، علی اصغر گواهی، اکبر گنجی، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسين مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، سيد على محمودى، حسين مدني، سعيد مدنى، ماشاءالله مديحى، مرضيه مرتاضي لنگرودي، فريد مرجائي، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضیا مصباح، ليلا مصطفوى، مصطفى مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدي معتمدي مهر، ضياء مصباح، احمد معصومی، ياسر معصومي، خدیجه مقدم، مرتضى مقدم، فهيمه ملتى، کاظم ملکی، احمد منتظرى، سعيد منتظرى، خسرو منصوريان، كيوان مهرگان، سيدرضا موسوى سعادتلو، سید علی موسوی خوئینی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، وحيد ميرزاده، فرشته ناصرگيوه چى، حسن نراقى، محمود نعيم پور، احمد نعمت زاده، جعفر نقمی، محمود نكوروح، امير نكوفر، محمد تقى نكوفر، علی نکونسبتی، سيد حميد نوحى، امیر حسین نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، حسین نوری زاده، غلامرضا نیک صفت ، احمد هادوی، هادى هادى زاده يزدى، ناصر هاشمي، خليل هراتي، مراد همتي، عليرضا هندى، احسان هوشمند، رسول ورپايى، منصور وفا، باقر ولى بيك، جليل ولى بيك، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، مير محمود يگانلي، حنیف یزدانی پور، كاظم يزدى، ابراهيم يزدى، حسن يوسفى اشكوري، حسن یوسفیان آرانی.//منبع:  رجانیوز

جل الخالق! اگر سال پیش بیانیه می دادند که فشارها زیاد بود شاید می شد اسم اینها را لااقل عاقل ترسو گذاشت! ولی حالا که آژانس بین المللی و ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا هم تا حدی به نفع ما رای داده اند چرا!؟؟ واقعا که عقل برخی چارپایان هم بیش ازاین نوکران صهیونیسم وترسوهای غربزده است...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 3:4  توسط سینا  | 

دم خیلی ها گیر هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلوست....

باز هم ننویسیم؟ باید هم عصبانی شوند. دوم خردادی هایی که می خواستند این کشور را دودستی به آمریکا تقدیم کنند. چرا خاتمی اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟! چرا حالا هم که دستشان از قدرت کمی کوتاه تر شده است در غربگرایی و دفاع از عناصر صهیونیستی چون محمود عباس و ریچارد رورتی و کارل پوپر و ... گوی سبقت را از شیطان ربوده اند؟ می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند...هیچگاه یادم نمی رود تحقیقات مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و پروژه های معاونت سیاسی وزارت کشور خاتمی را و فحش های آنها به اهل بیت و ائمه و ولایت فقیه را و.... .

البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام. واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟! در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و علوی تبار و  سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و کرباسچی و فائزه هاشمی و محمدعلی ابطحی(عناصر اجرایی بنیادهای صهیونیستی) و عبدالکریم سروش(فرج دباغ) و محسن کدیور و مصطفی ملکیان (عناصر تئوریک نهادهای صهیونیستی) و ... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....(مطلب پست قبلی را مفصل ببینید.)

كاش آقاي محسن رضايي؟!؟!  پاسخ دهد(خبر ويژه)
سايت بازتاب در واكنش به پخش اعترافات جاسوسان آمريكايي از شبكه اول سيما، نوشت؛ «در حالي كه امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش هاي مسالمت آميز مردمي و پرهيز از خشونت، بنيانگذار انقلاب نرم در قرن بيستم بودند، وحشت از آسيب پذيري كشور از همين نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان مي دهد»!
سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد.
سايت بازتاب در مقاله اخير خود كوشيده است اقدامات دو جاسوس ياد شده و اساساً طرح «براندازي نرم» را تبليغ يك ديدگاه و عقيده قلمداد كند كه مشابه اين اقدام از سوي حضرت امام(ره) نيز در جريان پيروزي انقلاب اسلامي صورت پذيرفته بود! تلاش بازتاب براي تبرئه جاسوسان ياد شده و مشابهت سازي اقدام آنان با حركت انقلاب اسلامي! در حالي است كه در انقلاب اسلامي، خيزش مردم عليه رژيم آمريكايي شاه از خواست خود مردم و باورهاي آنان ريشه مي گرفت كه تحت رهبري حضرت امام(ره) خواستار قطع هرگونه وابستگي به شرق و غرب و كسب استقلال بودند اما در به اصطلاح انقلاب هاي مخملي عوامل آمريكا با صرف هزينه هاي كلان و استخدام مزدور در پي براندازي يك رژيم و روي كار آوردن يك رژيم وابسته به آمريكا هستند آيا اين دو حركت كمترين تشابهي با يكديگر دارند؟ و آيا سايت بازتاب- كه معلوم نيست چرا اينهمه از اعترافات جاسوسان آمريكايي مضطرب شده است- با تشبيه غيرمنطقي و قياس مع الفارق خود به حضرت امام(ره) و مردم ايران اهانت نكرده است؟!
سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!
اين تحليل سايت بازتاب با تفسير راديو اسرائيل كه ادعا مي كرد مردم با دريافت پول در نمازجمعه و تظاهرات 22بهمن و ... شركت مي كنند چه تفاوتي دارد؟!
گفتني است كه كيهان نيز معتقد است برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود ولي اين برنامه مستند را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار مي داند و مخصوصاً نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست. و بالاخره كاش آقاي محسن رضايي درباره هويت برخي از گردانندگان سايت خود بررسي دقيقي انجام دهد تا پاسخ اين سؤال را دريابد كه چرا برخي از گردانندگان سايت ايشان از اعترافات جاسوسان آمريكايي تا اين اندازه نگران و مضطرب هستند؟!... منبع:کیهان (فواد صادقی از عناصر اصلی سایت بازتاب محسن رضایی است.)

 

در همین زمینه بخش های بسیار مهمی از سرمقاله کیهان شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶را می آورم: (حتما متن کامل آنرا بخوانید.)

.... در اواسط دهه 70 نگارنده با شكايت دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي از جمله لطيف صفري و حميدرضا جلايي پور به دادگاه احضار شد و در بخشي از دفاعيات خود درباره رامين جهانبگلو كه با روزنامه هاي ياد شده همكاري نزديك داشت گفت: «گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي به خوبي مي دانند كه رامين جهانبگلو يكي از افراد بدسابقه و كينه توز عليه مردم و نظام اسلامي است. وي با امضاي بيانيه اي در خارج از كشور، جمهوري اسلامي ايران را «نظام قرون وسطايي» ناميده است و...» در آن دفاعيه - كه در كتابي با عنوان يك سينه سخن منتشر شد- به هويت بسياري از گردانندگان و نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي به طور مستند اشاره شده.
در برنامه «به اسم دموكراسي» به وابستگي «علي افشاري» و «محسن سازگارا» اشاره شد كه پيش از اين روزنامه كيهان بارها به عملكرد ضدانقلابي آنان پرداخته و از رابطه آنها با محافل وابسته به «سيا» و «موساد» خبر داده بود و...  اعتراف كنندگان برنامه «به اسم دموكراسي» به «طرح براندازي نرم» و محافل و مجامعي نظير بنيادهاي «سوروس»، «كارنگي»، «بروكينگز» و «سازمان NED» اشاره كردند و اين در حالي است كه روزنامه كيهان طي يادداشت ها و گزارش هاي فراوان از هويت اين بنيادها پرده برداشته و برخي از رابطين آنها در داخل كشور را معرفي كرده بود.
جاسوسان بازداشت شده از «جامعه باز»، كتاب «كارل پوپر» و تبليغ اين ديدگاه كه هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد، سخن گفته و تاكيد كردند كه ترويج اين ديدگاه انحرافي به منظور مقابله با اعتقادات ديني مردم صورت مي پذيرفته و به عنوان يك دستورالعمل از سوي بنياد سوروس و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به ماموران وابسته به اين مراكز ابلاغ مي شده است. اين اعتراف در حالي است كه كيهان طي 15 سال گذشته بارها از رابطه سردمدار ترويج اين ديدگاه انحرافي با برخي از محافل اطلاعاتي بيگانه پرده برداشته و از كمك 6 ميليون دلاري «شوراي روابط خارجي آمريكا» براي چاپ آثار او خبر داده بود ولي آب از آب تكان نخورد!...
اكنون به خبر زير كه در كيهان 6/3/83 چاپ شده بود و اندكي از بسيارهاست توجه كنيد؛
«پس از انتشار خبر مربوط به برگزاري كنفرانس ايراني-آمريكايي موسوم به «دموكراسي در ايران» كه در آن عبدالكريم سروش، شيرين عبادي، حسين بشيريه، اعظم طالقاني و سيمين بهبهاني در كنار عبدالكريم لاهيجي و خانبابا تهراني ( دو تن از دارندگان سابقه ارتباط با منافقين)، علي انصاري، هرمز حكمت قرار گرفته و هر دو دسته مذكور نيز در حضور لاري دايمن و جرج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا به تبادل نظر با يكديگر پرداختند، خبر جديد حاكي است نشست ديگري تحت عنوان «ايران بعد از خاتمي» ساعت 8.30 دقيقه صبح فردا-پنج شنبه- در مركز وودرو ويلسون WOOD ROW WILSON- واقع در ساختمان رونالد ريگان در نزديكي كاخ سفيد- برگزار خواهد شد.
در نشست فردا، احمدي ، حسين بشيريه، در كنار رامين جهانبگلو، عباس ميلاني، گلي ترقي و نيره توحيدي راهكارهاي حاكم كردن شرايط مطلوب كاخ سفيد در «ايران بعد از خاتمي» را مورد بحث و بررسي قرار خواهند داد.
جالب اينكه پس فردا-جمعه- هم دومين نشست پنتاگون درباره بررسي راه هاي مهار «شيعه انقلابي» در هتل ماريوت واشنگتن با حضور مزدوران مسلمان نماي آمريكا برگزار مي شود كه همزمان با آن شيرين عبادي در مركز وودرو ويلسون به سخنراني خواهد پرداخت.
آنچه كه در بررسي هاي كيهان درباره تحركات جديد كاخ سفيد براي ساماندهي جرياني متشكل از عناصر داخل و خارج ايران قابل تهمل جلوه مي كند، ماهيت مراكز گرداننده نشست هاي مذكور و اهداف اعلام شده آنها از پرداختن به موضوع ايران است.
باني نخستين كنفرانس از سري نشست هاي جديد اپوزيسيون، انستيتوي هوور (Hoover) بود كه از مهمترين مراكز تحقيقاتي دست راستي هاي جمهوريخواه و پاتوق چهره هاي معروف نومحافظه كاران است كه در شمال كاليفرنيا و در كنار دانشگاه استنفورد قرار دارد. كاندوليزا رايس مشاور امنيتي بوش و رامسفلد وزير دفاع فعلي آمريكا پيش از روي كارآمدن جناح نو محافظه كار در اين مركز مستقر بودند.»
لاري دايمن از شركت كنندگان در نخستين نشست اخير كه سروش و بشيريه و شيرين عبادي در آن حضور داشتند- مسئول امور خاورميانه انستيتوي هوور و مشاور پل برمر- حاكم آمريكايي عراق اشغالي- است. وي در تاريخ 83.1.20 (8آوريل) و در آستانه تشديد حملات اشغالگران آمريكايي و انگليسي عليه شهرهاي شيعه نشين عراق طي مقاله اي در روزنامه وال استريت جورنال، ايران را عامل تشنج اين شهرها دانست........متن کامل سرمقاله کیهان

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 2:55  توسط سینا  | 

دیدم وبلاگ خاتمی نیوز در وبلاگش حرف حساب زده که چرا خاتمی .... اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟!  حرف حسابی بود که می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند و البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام

واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟!

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

 
در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....حال که هاله ارتباطاتش با سرپل های  بهزاد نبوی یعنی سازگارا  و افشاری را گفت برخی اخبار پشت صحنه را هم بدانید:
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است.  

به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است. این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود. 

اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم. منبع: ۱۴ تیرماه ۸۶ بولتن نیوز

پخش گزينشي اعترافات اسفندياري و تاجبخش!

هاله اسفندياري كه ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است، در رابطه با اين ارتباط و ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه براي ارسال اطلاعات به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده، اعترافات صريحي داشته است كه متاسفانه در تلويزيون پخش نخواهد شد! 

بنابر خبري كه روز گذشته منتشر شد اعترافات هاله اسفندياري مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون» در واشنگتن و كيان تاجبخش عضو مؤسسه جامعه باز Open Society)، چهارشنبه و پنج‌شنبه شب، طي 2 قسمت از سيماي جمهوري اسلامي پخش خواهد شد. اعلام پخش تلويزيوني اعترافات اگرچه بازتاب گسترده‌اي در ميان رسانه‌هاي بيگانه به ويژه بخش فارسي زبان آن‌ها داشته و اين رسانه‌ها كوشيده‌اند با اشاره به پيشينه اعترافات تلويزيوني در ايران، دست به نوعي اعتبارزدايي پيش‌دستانه بزنند اما پخش گزينشي اين اعترافات نيز در تسريع و تعميق اين جريان مؤثر خواهد بود.

گزارش‌هاي نيمه‌رسمي، اتهام اصلي اسفندياري را شناسايي و ارتباط‌گيري با استادان ايراني و سپس اتصال مستقيم يا غيرمستقيم آن‌ها به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده خوانده‌اند. اين درحالي است كه وي با ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه اين ارتباطات را سامان داده و در ميان لايه‌هاي اوليه اين شبكه اسامي برخي از اعضاء دولت سابق نيز وجود دارد.بنابر اين گزارش‌ها، به دليل ارتباط كاري و معمول مراكز دانشگاهي با دولت‌ها، نتايج تعدادي از پژوهش‌ها و تحقيقات برخي اساتيد دانشگاهي، توسط لايه دولتي شبكه هاله اسفندياري به مراكز پژوهشي- امنيتي امريكا منتقل شده است.با اين حال، چنانچه اعترافات اسفندياري و تاجبخش به مرحله تأييد نهايي رسيده و در صحت و سقم آن‌ها، شكي وجود ندارد، حذف بخش‌هاي مرتبط با اعترافات اين دو تن راجع به لايه‌هاي دولتي شبكه مزبور، از اعتبار و قابليت استناد اين اعترافات خواهد كاست. گفتني است، تاجبخش و اسفندياري پيش از بازداشت، ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است(مصطفی ت) منبع:انصار

پخش اعترافات جاسوسان و هاله ابهام برانگیز فعالیتهای اصلاح طلبان چاپ

Imageاسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 ، از  برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد نیز سخن گفت.علی رغم اظهار ترس و نارضایتی بنگاههای خبری غرب در باره پخش اعترافات جاسوسهای دستگیر شده وابسته به این کشورها ، این برنامه از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.   به گزارش خبرنگار بولتن نیوز در این برنامه که هاله اسفندیاری ، کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو در آن حضور داشتند فهرستی از اقدامات پنهان و آشکار این افراد در زمینه ایجاد انقلابهای رنگی در ایران از زبان خود آنها گفته و به آن اذعان شد. در مستند فوق ، هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش صهیونیست معروف ضمن اشاره به زندگی نامه خود در پیش و پس از انقلاب و همکاری اش با بنیاد سران پهلوی در پس از انقلاب ، از ارتباط خود با موسسه ویلسون که بودجه اجرائی آن از سوی کنگره امریکا تامین میشود در راستای اهداف و برنامه های کاخ سفید در جهت تغییر در نظام جمهوری اسلامی و شناخت و رهبری انقلاب های مخملی و نارنجی درون ایران داشته پرده برداشت وابعاد آن را تشریح کرد.        اسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 و برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد گفت : موسسه ویلسون رابط اشخاصی بود که از ایران شناسائی کرده و پس از آن با موسسات و مراکز تحقیقاتی از امریکا مرتبطشان میکرد و در نهایت با اعطاء بورس تحصیلی برنامه های خود را از طریق آنها پیش می برد بعنوان مثال درباره رامین جهانبگلو و بورس تحصیلی وی چنین پروسه ایی طی شده است.همچنین اخیراً در همین راستا علی افشاری نیز یک بورس مطالعاتی از NAD  وابسته به سازمان CIA دریافت کرده است. بنابراین گزارش در این مستند که به اسم دموکراسی از شبکه یک سیما پخش شد کیان تاج بخش نیز که اخیراً به دلیل جاسوسی و تلاش برای بردن اطلاعات کشور به خارج دستگیر شده است با اعتراف به رابطه خود با بنیاد سروس امریکا گفت : این بنیاد برنامه های متعددی برای جذب اساتید و نخبگان ایرانی به امریکا و دادن بورس تحصیلی به آنها و درنهایت استفاده برنامه ریزی شده از آنها داشت که از جمله می توان به کمک دانشگاهها و کتابخانه های داخل ایران برای ایجاد شبکه دیجیتال در آنها اشاره کرد. 

      همچنین رامین جهانبگلو نیز که در دستگیری سال گذشته خود در ارتباط با   CIA  و مراکزی چون خانه هنرمندان ایران اعتراف کرده بود گفت  تمامی این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار میگیرند چه فعالیتهایی که سفارتخانه ها در تهران داشتند و چه فعالیتهایی که خانم اسفندیاری و موسسه اش در دعوت ایرانی ها و بورس دادن به آنها انجام می دادند ؛ همه نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی پشت پرده برای اجرای برنامه مخفی و ضد نظام اسلامی ایران می باشد .  
      گفتنی است که این برنامه با واکنش شدید رسانه های غربی و خصوصآ روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب که به نوعی با این افراد مرتبط بودند ، مواجه شده است   " واهمه دست اندرکاران نظام از اقدامات آمریکا " ، واهمه از وقوع انقلاب نرم " و حتی " فاصله گرفتن از آرمانهای امام ( ره ) " ! دانستند . در همین رابطه یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز اظهار کرد : " آنچه که عمداً یا سهواً مورد بی توجهی این دسته  رسانه ها قرار گرفته این است که فیلم به اسم دمکراسی بصورتی کاملاً ساده و روشنگرانه ، نشان از تغییر افرادی داشت که روزگاری مواجهه با آمریکا و طیف برانداز را وظیفه خود دانسته ولی امروز بنا به مقتضیات ! زمان ، ساز دیگر زده و به اسم اصلاح طلبی درصدد القاء و ترویج تفکراتی هستند که در نهایت و در صورت موفقیت ، منجر به خروج انقلاب و نظام از ریل و مسیرش می شود "  این تحلیلگر سیاسی افزود:" فیلم به اسم دمکراسی تعریف صریحی داشت از چگونگی ارتباط و تحول افرادی که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته ولی اکنون در درون سفارت ! و حاکمیت آمریکا پذیرفته شده اند ." ایشان در ادامه گفتگوی خود اظهار نمود : " اپوزیسیون خارج از کشور و دوستان داخلی شان باید متوجه باشند که انقلاب تثبیت شده و نظام به راه خود می رود البته اگر روشنفکران ! و اصلاح طلبان ! دست از ترویج انقلاب نرمشان برداشته و مردم را راحت بگذارند و فیلم به اسم دمکراسی صادقانه اینرا بیان داشت " گفتنی است چنانچه عاملین اصلی فتنه 18 تیر 78 ، که شبانه وارد کوی دانشگاه شده و افراد را تحریک می کردند و در روزنامه هایشان آدرس محل تجمع گروه فشار ! را به آشوبگران می دادند و به اسم تقویت فضای باز سیاسی ، دسته جاتی چون تحکیم وحدت را تقویت مالی و روانه خیابانها می نمودند ؛ با قدرت و قاطعیت در دادگاهی علنی محاکمه می شند امروز نه نیازی به پخش فیلم به اسم دمکراسی بود و نه دوستان ! داخلی جرات و توان همصدایی با اپوزیسیون خارجی را داشتند.

دم خروس عقاید انحرافی حجاریان و دوستان دوم خردادی پیداشد! چاپ
Imageبشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند. با بررسی های به عمل آمده ابعاد تازه ای از نویسندگان و چهره های پشت پرده برنامه چهارم توسعه به دست آمده است. به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ در این برنامه که برخی از قسمت های آن از جمله بخشی که بر لزوم رابطه با اسرائیل اشاره داشته است، به دلیل افتضاح کاری تهیه کنندگان آن پس از انتشار بلافاصله از بازار جمع آوری شد، افرادی چون حسین بشیریه، نظریه پرداز مطرح جبهه دوم خرداد، نقش کلیدی را برعهده داشته اند.  بنا بر این گزارش؛ بشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند و پس از آن جذب یکی از دانشگاه های اروپایی  شده و مدت هاست که در خارج از کشور اقامات گزیده است .  این در حالی است که هاله اسفندیاری؛ در اعترافات خود به ارتباط با بشیریه و مشورت با وی برای پیشبرد اهدافش اذعان کرده است. گفتنی است که بشیریه؛ اساسا با بینش دینی و تاثیر آن بر حکومت به شدت مخالف بوده و حتی عباراتی مانند اینکه از  افتخار می کند که از جوانی دستان خود را به وضو نیالوده است، از وی نقل می شود. شایان ذکر است که حجاریان و افکار غرب گرای وی شدیدا تحت تاثیر استادش قرار داشته و با وجود انحرافات بیان شده، چنین شخصی نقشی موثر در تدوین برنامه چهارم و جمع آوری کتاب مستندات آن داشته است.

 حسین بشیریه متولد سال 1332 ، همدان...

لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و دکترای تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول....و اما بعد...

وی استاد لیدرهای اصلاحات به حساب می اید و افرادی همچون سعید حجاریان را در زمره شاگردان مخلص خود دارد، بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش غائلند ان است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی- دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می دانند.وی در دوران اصلاحات از فعالین مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بود و هم اکنون خارج از کشور به سر می برد بسیاری وی را در اروپا ساکن می دانند اما او در امریکا ساکن است.

 وی که بیشتر تخصص تاریخیش گویا تاریخ معاصر و به خصوص دوران پهلوی است به رسم هم قطاران معاصر خود همچون کسروی هرساله مراسم کتاب سوزان دارد، جالب انکه وی کتاب تاریخ کوبا را که خود شخصا از فیدل کاسترو دریافت کرده بود را هم در مراسم کتاب سوزان خود به اتش کشیده و مقید است که هر ساله این اقدام را انجام دهد. برادر وی جزء قضات دیوان عالی کشور است. حسین بشیریه از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و تاثیر عمیقی بر قشر دانشجویان روشنفکر دارد او در اوایل دهه 70 به ایران امد ولی تا اواسط این دهه وزارت ارشاد اجازه انتشار اثار به وی نداد...

برادر زاده وی یعنی طهمورث بشیریه فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع دکترا بوده و یکی از محبوبترین شاگردان دکتر ازمایش استاد برجسته حقوق جزا است و هم اکنون در حال تدریس در دانشگاه علامه طباطبائی، شهید بهشتی و دانشگاه های ازاد مرکز و شمال می باشد. طهمورث سال گذشته به مدت شش ماه و مصادف با جام جهانی در المان ساکن بود!رفتارها و نظرات بسیاری از سران اصلاحات را باید در ارای و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد شخصی که گرچه شاگردانش میانه دار جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در حاشیه و بیشتر نقش یک نظاره گر را ایفا می کرد، وی بیش از 25 جلد کتاب و صدها مقاله درحوزه علوم سیاسی تاریخ معاصر و به خصوص جامعه شناسی سیاسی به چاپ رسانده است بسیاری وی را پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران میدانند.

حال جالب انکه گفته می شود هاله اسفندیاری در اعترافات خودش به ارتباط با بشیریه برای پیشبرد اهدافش اشاره کرده است و جالبتر انکه بدانیم وی یکی از عناصر پشت پرده و نویسندگان برنامه چهارم توسعه است در برنامه چهارم توسعه قسمتهایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود که بعد از انتشار بلافاصله از بازار جمع اوری شد و گویا در این ماجرا بشیریه نقش کلیدی داشته است. جمله ای از وی منقول است که: از افتخارات من این است که از جوانی دست خود را با وضو نیالوده ام! ؟!؟ (+)ایمیل حسین بشیریه را می توانید در زیر مشاهده کنید ( وی اکثر اوقات ان لاین می باشد!):hosseinbashiriyeh@yahoo.com

منبع:‌ http://ermineh.blogfa.com/post-65.aspx

اعتراف مخملی/آشنایی بیتری با جورج سوروس و انقلابهای مخملی اش:

  هم اندیشی: وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا -که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوریخواهانی چون دیک چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود - تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

به گزارش هم اندیشی به نقل از مهر در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس و حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارزش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت خود را در پوشش‌های خیر‌خواهانه، حقوق بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه باز» (Open Society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه گذاری‌های اقتصادی و در عین حال مطالعات حقوق بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.
آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان» بوده است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «‌بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند. »
در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای میانه با هدف کاستن از نفوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات متحده صورت گرفته است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، زمینه را برای انقلابی آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده است.
در گرجستان بنیاد سوروس 20 میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4 تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تفلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»
ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس در صدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!
سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده شد. تا آنجا که رئیس جمهور این کشور با نام بردن از 4 روزنامه و برخی رادیو‌های خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قزقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیر دولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که بر اساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده است».
با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استفاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیر رسمی در این زمینه انتخابی مناسب بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، انتخابی دقیق است.
فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.
البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟! منبع: http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=27642

  : بخش اول اعترافات سه تن از عو امل بیگانه   :همچنین ببینید:

 http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1041&Itemid=43

: به اسم دموکراسی و همچنین بخش اول اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو

http://rajanews.com/News/?12860

پسر رفیق حریری: برادرم عامل سیا و موساد است:

http://sharifnews.ir/?23392

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 2:49  توسط سینا  | 

دوم خردادی ها همیار صهیونیست ها!!؟؟ چاپ
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است. به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است.این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر