تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

              نقد و سخنی صریح و صمیمی با مدیران و عوامل صدا وسیما

 درباره صدا وسیما قبلا مطالبی نوشته بودم. اما باز هم برای همراهی با حرکت وبلاگی که در راستای نقد سازنده این دستگاه فرهنگی-سیاسی به راه افتاده است، چند نکته و سوال را یادآور می شوم.

 یک انتقاد کوچک ولی مهم از حرکت های وبلاگی مثبت!

قبل از ورود به بحث انتقادی را به برخی نقدهای دوستان و حرکت های وبلاگی اخیر دوستان دارم و آن این است که ای کاش درباره نقد نظام آموزشی در دانشگاه و اموزش و پرورش و هنر و همچنین درباره بحث جنبش نرم افزاری و تولید علم و نهضت آزاد اندیشی و درباره لزوم جریان اسلام در تمام جوانب زندگی بشر و همچنین درباره خطر تبلیغات بودیستی- مسیحی- صهیونیستی و همچنین درباره نقد آثار صهیونیستی در حوزه فرهنگ و سینما و سیاست و درباره شیوه های نوین برده داری و استعمارجدید و فرانوین و همچنین درباره خطرات زیاد ورزش استحماری-فریبنده فوتبال و درباره اغواگری رسانه ها و ... در یک کلام درباره موضوعات اساسی زندگی که روزانه به ان مبتلا هستیم، نیز حرکت های وبلاگی دیگری راه می افتاد. البته با شناختی که از دوستان دارم می دانم به فکر هستند. دوستان درباره روند و فلسفه  حاکم بر این حرکت های وبلاگی باید برنامه ریزی کرد. می دانم که هر دم بیلی و عشقی کار نمی کنید.

 ای کاش! و ای کاش! سایت های حزب اللهی ...نیوز و ...نیوز و ...نیوز و....نیوز و خبرگزاری... و خبرگزاری.... و.... در کنار مسائل سیاسی و حتی بیش از آنها به مسائل علمی و فرهنگی می پرداختند.  دوستان من! بیایید بپذیریم که واقعا اگر من و شما هم رئیس رسانه ملی یا برخی سازمان های فرهنگی بودیم شاید بیش از این خراب می کردیم. اکنون باید خودسازی علمی-فرهنگی را در اولویت قرار دهیم تا بتوانیم خود و دیگران را در مسیر نیروسازی قرار دهیم تا مدیران ما مجبور شوند از نیروهای ساخته شده و توانمند و ماهر و متعهد حزب اللهی در برنامه هایشان استفاده کنند.

 

 اما نقدهایی به صدا و سیما:

من هم از نزدیک شاهدم

قبل از شروع به نقد بگویم که من هم در صدا و سیما و برنامه های پزوهشی آن دستی دارم و می دانم که کمبود شدید نیروی متعهد متخصص داریم و می دانم که عده ای سکولار جاه طلب و از خدا بی خبر در برنامه سازی هنری ید طولایی دارند و برخی مناصب را اشغال کرده اند و در حال جذب استعدادهای خام هستند... باید با برنامه های قوی و برنامه ریزی راهبردی به سمتی حرکتی کنیم که مورد پسند آقا باشد. یاور کنید که اینجا مملکت امام زمان است و ما حجتیه ای نیستیم که هیچ نگوییم و کار نکنیم. البته از خیل نیروهای متعهد رسانه ملی تشکر فراوان می کنم که اگر نبود این رسانه فراگیر در بسیاری از عرصه ها کم داشتیم. نقد تلخ است مثل دارو، ولی نقد سازنده هست که باعث رشد و تعالی سازمان و فرد است.

1-پیشنهاد تشکیل شورای راهبردی یا مرکز استراتژیک صدا وسیما

دوستان من! مدیران ارشد سازمان!

 آیا شورای راهبردی یا مرکز استراتژیک صدا وسیما را تشکیل داده اید؟ یا  حداقل به فکر تشکیل آن هستید؟ برای برنامه ریزی کلان در سیاست هایتان چه کرده اید؟ البته می دانم افراد دلسوزی هستند که به فکر هستند ولی چقدر به آنان اهمیت داده اید؟ البته نکند اگر این مرکز تشکیل شد، اختیارش به دست لمپن ها و غربزدگان و بی عرضه ها بیفتد که اندیشمند تلاشگر و متخصص زیاد داریم.

2-پیشنهاد تربیت نیروی متعهد و متخصص در تمام رشته ها

مدیران متعهد رسانه ملی!

 زمانی که در دولت سابق رهبرحکیم در شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به اعضایش گفتند که آقای مهاجرانی نیامده اند و نکاتی را متذکر شدند... از جمله به این مضمون فرمودند که اگر ایشان لا اقل در ارشاد یک برنامه تربیت نیروهای متعهد داشتند ما به چیزی امید داشتیم.  مهاجرانی غربگرا و مغرور  که به این فرمایشات توجهی نکرد ولی صدا و سیما چطور؟ دوستان صدا و سیما که با هزینه های چندصدمیلیونی برخی سریال های مزخرف مثل برره و باغ مظفر و چارخونه را می سازید، چقدر خرج ایجاد مراکز و دانشکده هایی با مدیریت امثال طالب زاده و شاه حسینی و بلخاری و ... اندیشمندان متعهد دیگر خارج از سازمان کرده اید؟! البته من اطلاع دارم از دانشکده قم و تشکر می کنم. ولی در قم فقط تهیه کنندگی و تحقیق در ارتباطات است پس چه کسی مسئول تربیت کارگردانان و بازیگران و دکوراتورها و فیلمبرداران و فیلمنامه نویسان و... مسلمان است؟ لطفا نگویید دانشکده تهران یا دانشگاه هنر که همه می دانیم که.... (یادمان نرفته استاد بی شرم انیمیشنی که گل انیماتورها بود و حجاب اسلامی را هم تحمل نکرد...)

3-اصلاح وضعیت مجری گری

دوستان!

 هیچ بهانه ای پذیرفته نیست که برخی مجری های صداوسیما حد را گذرانده اند و شما آنها را بت کرده اید و اختیاراتی بیش از فهم و ظرفیت  آنها، بدانان داده اید. چرا آرایش و لباس های برخی مجریان زن نما را کنترل نمی کنید؟ آیا می خواهید عذاب قوم لوط را بر مردم نازل کنید؟! چرا برخی مجریان زن در نازکی صدا و پوشیدن سارافون های رنگارنگ و آرایش اینقدر احمقانه عمل می کنند؟ آیا به بهانه اینکه برنامه مال کودکان یا نوجوانان است می توان مجوز بی دینی را داد؟ نوجوانان که در ابتدای بلوغند که آسیب پذیرترند!

چرا و با گدام دلیل عقلی و شرعی مجریان زن و مرد رادیو تلویزیونی -خصوصا در رادیوی افراطی جوان!- اینقدر پرده دری و بی حیایی می کنند؟! چرا به انتقادات مردم اهمیتی نمی دهید؟!

4-اصلاح وضعیت پخش و نقد فیلم های سینمایی و مستند

عزیزان صدا و سیما!

فیلم های هندی  و امریکایی و چینی و کره ای و ژاپنی را چرا اینقدر بی محابا و بدون نقد محتوایی قوی پخش می کنید؟ چرا منتقدین بی سواد و پرمدعا به جای نقدهای دقیق محتوایی به نقدهای تکنیکی و چرندیات بسنده می کنند؟ چرا باید برنامه سینما و ماوراء کابالیسم(تصوف منحرف یهودی-صهیونیستی) ورهبانیت سکولار مسیحی و فیمینیسم خودویرانگر و بودیسم  و تائوئیسم و کنفسیوسیم و عرفانهای هپروتی و بی خدا  و مکاتب مادی دیگر را به اسم معناگرایی به مردم ما منتقل کند؟ آیا از دشمنی دالایی لامای(این شاگرد و همیار صهیونیستها) اطلاعی ندارید یا صهیونیست ها را دشمن نمی دانید؟ آیا نمی دانید بودیسم خدا و معاد و وحی ندارد؟ آیا نمی دانید در هندوئیسم حدود هزار تجلی خدا(بت) را می پرستند؟ آیا نمی دانید که مسیحیت سه خداگرا با توحید و عقل منافات دارد؟ آیا اصلا در انتخاب برنامه هایتان به این موارد می اندیشید یا فقط صحنه های خیلی بد را حذف می کنید و کاری به ایدئولوژی های حاکم بر روح فیلم ها توجهی ندارید؟

عزیزان! بسیاری از فیلم های حیات وحش بر مبنای نظریه مضحک و غیر علمی داروینیسم پایه گذاری شده است. بسیاری از مستندهای جنگ جهانی دوم بر مبنای افسانه هولوکاست و یهودستیزی و اسطوره های تاریخی فاتحین جنگ بنا شده است. چرا در انتخاب اینها دقت نمی شود؟ البته مستندهای خوبی هم پخش شده است که جای تقدیر فراوان دارد.

دوستان من! افسانه هنر برای هنر لطیفه ای برای استحمار ما و شماست. هالیوود و بالیوود و ... مروج و تثبیت کننده ایدئولوژی های اربابان و سرمایه گذاران زرسالار خویشند نه دلسوز جوانان من و شما. این مطلب بدیهی را قبول دارید یا نه؟ پس کی عمل می کنید؟

5- سکولاریزاسیون در صدا و سیما

دوستان من!

روند سکولاریزاسیون در صدا و سیما را متوقف کنید. تسلیم جوّ نظرسنجی ها نشوید. حقیقت را در آرای مردم جستجو نکنید. حقیقت در پیشگاه الهی و نظرات متخصصین محقق ومسلمان ماست نه در نظرات مشتی کارشناس نما و مجری غربگرا و بی هویت و پول پرست. دوستان من مجری که می خواهد انتقال معنا کند صرفا به شهرتش اکتفا نکنید؛ بر معرفتش و بینشش تکیه کنید. با مسابقات بیت المال هدرده و پول خور و مبلغ کالاهای ... وقت مردم را تلف نکنید. دوستان من تقلید از شومن های غربی و برنامه سازی بی.بی.سی و سی.ان.ان و... راه صلاح و رستگاری نیست بلکه درافتاده در دامان کاپیتالیسم و سرمایه داری و مردم فریبی و گذران اوقات مردم است. دوستان من صنعت سرگرمی سازی در غرب به شدت سکولار و اومانیست است. در نظر اسلام اوقات فراغت چنین معنایی ندارد و وقت کشی حرام است. باید صداو سیما در مسابقاتش هم دانشگاه عمومی مفید باشد. دوستان عزیز! سکولاریسم چهارصدسال در غرب تئوریزه شده و برای رهایی از آن باید پول خرج تحقیقات بنیادین کرد. چه شده که امسال بودجه مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما که در قم است ...صدمیلیون کم شده است؟ امیدوارم که این خبر دروغ باشد.

6-مراعات مرزهای موسیقی حلال و حرام

دوستان مرکز موسیقی!

موسیقی بنا به فتاوای امام وآقا دو نوع است: حلال و حرام. چقدر خرج تحقیقات مبنایی کرده اید که مصادیق را شناسایی کنید؟ فقط حوزه های علمیه که بودجه اشان یک چندم شماست مسئول کار تحقیقاتی نیستند. شما هم باید کار تئوریک با کمک کارشناسان موسیقی متعهد و حوزه ها داشته باشید. چه کارها و اقداماتی در این راستا داشته اید؟ آیا به این بهانه که برنامه کودک یا تبلیغات بازرگانی است حق دارید که موسیقی های راک و جاز و هارد راک و متال و سیطنیستی را استفاده کنیم؟ به بهانه جشن حق داریم هر غنا و لغو لهوی را پخش کنیم؟ پس همه موسیقی ها حلالند یا برخی از تصمیم گیران موسیقی سازمان محللند؟!

7-رعایت فهم مخاطبان در چهره سازی

دوستان خبرنگار وچهره ساز!

در بحث های سیاسی چرا چهره بی شرم و حیا و گنه کاری چون خاتمی را در بخش های خبری بیست و سی و .... مطرح می کنید؟ دختربازی و مصافحه او را نمی گویید و تکذیبش را می گویید؟! مگر مخاطب شما عقل ندارد یا نعوذبالله چهارپاست که تعمد شما در مطرح کردن این غربگرای گنه کار دروغگو و یا برخی احزاب دروغگو و فریبکار را نفهمد؟ البته انصافا در بحث های سیاسی خوشبختانه هنوز امید بسیار است و باید از بسیاری بخش های خبری و تحلیلی و مستند سازمان تشکر کرد خصوصا برنامه هایی چون: "به اسم دموکراسی" و "دوران ما" و "تفسیر خبر شبانه شبکه دو" و "گرگها" و "مدار سیو سه درجه/به مناسبت سالگرد ÷یروزی حزب الله لبنان" و "مستند روح الله" و "مستند جی.ام از مایکل مور" و .... .

8-کم لطفی در حق رهبر فرزانه و رئیس جمهور مردمی

دوستان سیاسی سازمان!

چرا صحبت های آقا را بعضا کامل پخش نمی کنید؟ چرا شب بعد پخش می کنید؟ چرا از سفرهای استانی رئیس جمهور مستندهای خوبی تهیه نمی کنید؟ چرا باید آثار و خیرات و برکات سفرهای استانی را در مستندهای قوی دفتر ریاست جمهوری ببینیم نه در بخش های مستند و تحلیلی رسانه ملی؟! اگر رسانه ملی هستید احمدی نژاد و اقا و دهها میلیون طرفداران ایشان هم جزئی از این ملتند... .

9-لمپنیسم و عوام زدگی و جوزدگی و تحمیق روشمند

دوستان نظریه پرداز و برنامه ریز!

در دام لمپنیسم و عوام زدگی و جوزدگی و تحمیق روشمند نیفتید. برای کار خود معیار های راستینی چون دین و عقل و آداب مثبت مردم را ملاک قرار دهید. تعریف های آبدوغ خیاری و بادمجان دور قاب چینها و روزنامه های صهیونیستی-سکولار داخلی، شما را نفریبند.

10- حجاب و طرح امنیت اجتماعی

دوستان من!

خراب کردن چادر و اسامی مذهبی در سریالها هنر نیست. اختیار خود را به دست چند تهیه کننده و کارگردان سیر و سوسول ندهید. تمام ضدانقلابیون و صهیونیست ها و ... هم این کار را بلدند. سردار رادان و سرمایه هایی چون ایشان را پاس بدارید. فرزاد حسنی کوچکتر و کم ظرفیت تر از این است که بخواهد با بزرگان مصاحبه کند. کاریکاتوریست های ضدانقلاب و بی هویت را نمی خواهد بزرگ کنید. شبکه های مقتدرصهیونیستی آنها را به قدر کافی بزرگ کرده اند. البته باید از شبکه دو و شبکه یک و سایر برنامه سازان تشکر می کنم که انصافا برنامه های خبری و تحلیلی خوبی هم در این زمینه گذاشته اند ولی گاو نه من شیر را که می شناسید؟ چرا شبکه سه شدیدا تخطئه نشد و فرزاد حسنی حداقل از این برنامه اخراج نشد؟

11-رایوی افراطی جوان؟!

دوستان معاونت صدا!

اگر وجدان و عقل دارید، اختیار رادیو جوان را به دست غربزدگانی که در وبلاگشان حتی زیر عکسشان به زبان انگلیسی نام خود را می نگارند! ندهید(وبلاگ فرشید منافی را ببینید!؟) آدم خوب و متخصص زیاد داریم البته اگر مثل دکتر وحید یامین پور اخراجشان نکنید. در رادیو جوان به خاطر انتقام گیری با روزنامه غربگرا و سرمایه سالاری چون شرق مصاحبه نکنید. خدایی هم هست.  دنبال خوش تیپ ها نباشیدبا مجریان کم مایه ای چون فرزاد حسنی و...و ... . وقت مردم بیش از اینها اهمیت دارد که به دنبال مطرح کردن بازیگران بی هویت و فاسد و دختر نمایی چون ... باشند. اصلا شما حق ندارید بیت المال را در این مسیر هدر دهید و باید محاکمه و محکوم شوید. علف خرس که نیست؛ حق بیچارگان و مستضعفین است که یک ریال آن را هم باید پاسخگو باشید...

12-طنزها و سریالها؛ عشوه گری و هجو و هذل یا تبلیغ انسانیت و اسلام؟

دوستان تهیه کننده و کارگردان و مدیر!

طنز را با عشوه گری و هذل و هجو و تمسخر اشتباه نگیرید. ما می فهمیم که برخی طنازنمایان بی هویت در صدا و.سیما رهبر و انقلاب و دینمان را به تمسخر گرفته اند. مواظب خشم و فهم عمیق مردم متدین باشید. زنان عشوه گر بازیگر را یا اخراج کنید یا به انها بفرمایید که اینجا ایران است نه هالیوود و بالیوود فاحشه پرور. چرا برخی را مثل بت الگوی نسل جوان می کنید که بعد خودتان پشیمان شوید؟! زیبایی طلبی روح مخاطب را با عشوه گری و جلوه فروشی دخترکان فاسد و پسرکان دخترنمای تازه به دوران رسیده اشتباه نگیرید. البته در همین جا باید انصافا تشکر کنم از سریال هایی چون"اصحاب کهف" و "مریم مقدس" و ... . شما و ما دیدیم که امثال این سریال ها حتی برای مخاطبین بی سواد و باسواد مسلمان و مسیحی، از دانشگاه کمبریج تا قلب آفریقا چقدر تاثیر گذار بود و بسیار بودند مسیحیانی که عیسی و مریم (علیهما السلام) فیلم های فاخر ایرانی را بسیار بیش از قدیسان خشک و سکولار هالیوودی پسندیدند. و همچنین جای تشکر دارد که اخیرا در ساخت پویانماهای جذاب و اسلامی-ایرانی حرکت های خوبی را آغاز کرده اید. انصافا اگر صدا و سیما نبود هیچ نهاد فرهنگی دیگری هم به فکر سرمایه گذاری گسترده در این بخش نبود.

ببخشید که صریح حرف زدم ولی بدانید که کارهای فراوان خوبتان را دوست دارم و کارهای ناپسند برخی را نمی پسندم و امیدوارم که نقدهای من بر بعضی خودباختگان یا غافلان حمل بر همه اهالی این رسانه گسترده نشود. مطمئن باشید که برنامه های خوب شما را شاکریم. خدا هم شاکر است. به امید بهروزی شما عزیزان.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 20:15  توسط سینا  | 

در حرکت وبلاگی اخیر دوستان عزیزم برخی از نظرات حضرت امام و رهبرفرزانه انقلاب درباره صداو سیما درباره وظايف رسانه ملي در ارتباط با اخلاق عمومي، دين، علم، مديريت كشور و... را يادآور شده و با توجه به روشني كاركرد صدا و سيما در اين زمينه‌ها از هرگونه توضيح اضافه خودداري مي‌كنم:

 

امام خمینی (ره) : "راديو و تلويزيون از تمام رسانه هايى كه هست‏حساستر است. راديو و تلويزيون مى‏تواند يك مملكت را اصلاح كند و مى‏تواند به فساد بكشد. تبليغات راديو و تلويزيون مى‏تواند از راه سمع مردم را با تربيت كند يا منهدم كند. " (28/4/58)

امام خمینی (ره) :  "بايد كسانى كه فيلمسازند، بايد معلوم بشود كه اينها چكاره اند. چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آيا تحول حاصل شده برايش، تحول روحى، يا اينكه باز همان ته مانده سفره شان هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فيلم را خوب، بسياريها متوجه نمى‏شوند چى است، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك وقت مى‏بيند كه يا طرف چپ است‏يا طرف راست است‏يا رو به فساد است. " (16/5/61)

 

بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب

الف- صدا و سيما و اخلاق‏عمومى‏

هويت حقيقى جامعه، هويت اخلاقى آنهاست؛ اخلاق‏هاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامه‏ريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران - اين‏كه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت - يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‏ها دچار مصيبت هستيم، به‏خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‏ى مهم اسلامى را فراموش كرده‏ايم - امانت، درستكارى، حق‏طلبى، زيبايى‏طلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايى‏طلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرف‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.

اينها خلقيات و فضايل اخلاقى ماست. صدا و سيما خودش را متكفل گسترش اين خلقيات بداند. شما در هر برنامه‏يى كه مى‏سازيد، در هر سريال تلويزيونى، در هر محاوره، در هر ميزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشيد كه اين فضايل تقويت شود؛ اين چيزها نقض و زير پا انداخته نشود.

ب- صدا و سيما و دين‏

هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها. بايد توجه داشت ايمانى كه مردم پيدا مى‏كنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛ بشدت از اين پرهيز شود، برنامه‏ى دينى بايد نسبت به دين شبهه‏زُدا باشد، نه شبهه‏زا.

ج-صدا و سيما و مديريت كشور

به نظر من سياست كلى صدا و سيما بايد تقويت مديريت‏هاى اجرايى كشور باشد. من توصيه نمى‏كنم كه صدا و سيما ضعف‏ها و نارسايى‏ها و كمبودها و خداى نكرده خيانتها را پوشيده بدارد؛  نشان دادن توفيقات و پيشرفتهاى كشور حتماً نبايد از زبان مسؤولان و دست‏اندكاران باشد در مورد پيشرفتها و توفيقات هم همين ميكروفون را بگيريد جلوى كسانى كه از اين پيشرفتها بهره‏مند و برخوردار مى‏شوند. صِرف اين‏كه مدير مربوطه بيايد بگويد در راه‏اندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزار نفر يا پنج‏هزار نفر شغل ايجاد شد، كافى نيست؛ بايد موضوع را تبيين كرد.

د- صدا و سيما و علم‏

 كرسى‏هاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهره‏هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نماييد.

ه- صدا و سيما و مقوله‏ى عدالت اجتماعى

به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صدا و سيما در چند سال گذشته برنامه‏هاى بسيار خوبى در اين زمينه داشته، كه درخور تقدير است. دغدغه‏ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود. منتها در كنار دامن زدن به دغدغه‏ى عدالت اجتماعى و رسيدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگى واقعاً در خور تخريب است. زندگى تجملاتى نبايد به‏هيچ‏وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بيايد.

و-چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح

بشدت توجه كنيد كه چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديده‏ام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره‏پردازى مى‏شوند؛ چرا؟البته من نمى‏خواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مى‏بينم كسى‏كه در رشته‏ى خودش اين‏قدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مى‏آورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانواده‏ى او و به گذشته‏ى سرتا پا كم‏ارزش او مصروف مى‏كنند؛ چرا؟به‏نظر من علاوه بر اين‏كه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مى‏خواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اين‏طور آدمهايى را؟! (مقام معظم رهبری ۱۱ آذر ۸۳ )

ز- افزایش قدرت تحلیل و بینش مردم

همت شما باید متوجه این امر مهم باشد كه مردم قدرت تحلیل و بینش صحیح سیاسی داشته باشند زیرا در این صورت است كه بسیاری از مسائل بدست خود مردم حل خواهد شد.

ح-تناسب با فرهنگ اسلامی

 تولیدات نمایشی و موسیقی باید متناسب با فرهنگ مردم و موازین اسلامی باشند.

 

چند مطلب هم از وبلاگهای دوستان می اورم:

-- رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با معاونان و مديران سازمان در تاريخ 16/11/81، افزايش انگيزه هاي عدالت خواهي در مردم را جزو وظايف سازمان صدا و سيما عنوان و اضافه مي كنند: «فرهنگ عدالت طلبي بايد به طور كامل در جامعه رواج يابد تا مردم آن را در همه ابعاد زندگي خود احساس و رعايت كنند و به گونه اي نشود كه افرادي كه از طريق تخلف از قانون و بي عدالتي، ميلياردها تومان ثروت نامشروع جمع كرده اند از مردم و كشور طلبكار شوند.»، حال بايد ببينيم جداي از برنامه‌هاي صدا و سيما عملكرد خود مديران سازمان در بحث عدالت، ساده زيستي، تجمل گرايي و... چگونه بوده است.

-- ماده 9 اساسنامه صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران:" هدف اصلي سازمان به عنوان يك دانشگاه عمومي، نشر فرهنگ اسلامي، ايجاد محيط مساعد براي تزكيه و تعليم انسان و رشد فضايل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حركت تكاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان مي‏باشد."

-- در بحث خط مشي كلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيما، در ماده یک از مديران آن خواسته‌شده است تا « حاكميت اسلام بر كليه برنامه ها و پرهيز از پخش برنامه هايي كه مخالف معيارهاي اسلامي باشد.» و در ماده دو گفته شده:«صدا و سيما بايد به مثابه يك دانشگاه عمومي به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينه هاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد.» و در ماده شش تاکید شده بر «ارج نهادن به حيثيت انساني افراد و پرهيز از هتك حرمت آنان طبق ضوابط اسلامي»

-- رهبر انقلاب در سال 72، ضرورت پرهيز از تجمل‌گرايي و ترويج فرهنگ و روحيه ساده‌زيستي را به عنوان يكي از محورهاي اصلي مديريت جريان فرهنگي كشور مطرح كردند. حال چرا در بسیاری از سریال ها و دکورهای برنامه های گفت و گو در صدا و سیما، تبلیغ کالاهای تجملاتی و مبل های گران قیمت و اشرافی می شود درحالی که می توان طور دیگری هم کار کرد.

--برخی مرا برای حضور در سازمان صدا و سیما سرزنش می کردند. با تمام حرف و حدیثهایی که بوجود آمده معتقدم از دور ایستادن و دستور «لنگش کن» صادر کردن مرام انقلابی نیست ؛ آنچه پس از چند سال حضور در رادیو جوان برای من باقیست اطمینان به نفس فوق العاده ایست از اینکه می توان بجای ارتکاب ابتذال برای سرگرم کردن مردم با نگاهی آرمانگرایانه، هم جذاب بود و هم سرگرم کننده. (این را برای لبیک گفتن به درخواست دوستم حامد طالبی در باب انتقاد از صدا و سیما گفتم). آرمانگرایی معطوف به عمل یعنی پریدن وسط معرکه. امروز دوستان بسیاری را می شناسم که برای تغییر وضع موجود و تحقق ایده هایشان مجهز به علم و عقیده اند چیزی که نهادی مانند صدا وسیما که جزء بنیادی ترین محملهای تحقق آرمانهاست سخت به آن محتاج است(از وبلاگ دکتر یامین پور)

-- مدتي پيش در برنامه‌اي كه وحيد جليلي سردبير سابق ماهنامه سوره به نقد عملكرد مديران بر اساس فرمايشات رهبري پرداخته بود چندين بار برنامه قطع و در بين آن موسيقي پخش شد، چرا كه آنجا در كنار نقد به آنچه امروز پخش مي شود از آنچه كه پخش نمي شود هم سخن به ميان آمد، ديگر سخن از نتوانستن به دلايلي امكاناتي و نيروي انساني و ...  نبود بلكه سخن از نخواستن (عدم اراده) و يا ندانستن (ضعف مسئولين) به ميان آمد، در اين زمينه اینجا را ببينيد.

-- در حکم انتصاب مجدد آقاي علي لاريجاني به رياست سازمان صدا و سيما در تاريخ 5/3/1378آمده است:«صدا و سيما مدرسه‏اي عمومي براي همه‏ي قشرها در سراسر کشور است و برنامه‏هايي که از آن پخش مي‏شود چه مثبت و چه منفي، آثاري عميق در روحيه و فکر و رفتار و فرهنگ و بينش مخاطبان خود بر جاي مي‏گذارد، وظيفه‏ي گردانندگان اين رسانه‏ي سراسري از اين رو بسيار خطير و سنگين است. اندکي غفلت از گردش امور و بي‏توجهي به تصميم‏گيريها و برنامه‏ريزيها در آن، گاه آثار بي‏جبراني بر جاي مي‏گذارد.»

--- مقام معظم رهبری یک ماموریت محوری برای صدا و سیما ترسیم کردند:« ...آن ماموریت محوری عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه، اخلاق رفتاری جامعه، جهتدهی به فکر عمومی و فرهنگ عمومی، آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشویق به پیشرفت – یعنی روحیه دادن – و زدودن احساس عقب ماندگی.» آیا به واقع چنین رویکردی در صدا و سیما دنبال می شود. رهبر انقلاب فرمودند: «همه برنامه های شما باید پیام داشته باشد ... من می بینم گاهی اوقات این فیلم های خارجی که پخش می کنند، در آنها پیام های عجیبی هست؛ پیام های فرهنگی و گاهی پیام های دینی که انسان اصلا احساس هم نمی کند.» فیلم ها و سریال های ساخت جمهوری اسلامی چقدر حرف برای گفتن دارند؟ در سریال ها و فیلم چقدر تلاش می شود تا یک مفهوم متعالی به طور غیر مستقیم برای مردم تبیین شود؟ روحیه قناعت که مطابق کلام رهبری باید تکریم می شد و روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی که باید نفی می شد چه طور؟ آیا رویکردهایی که ایشان یک به یک و ریز به ریز بر شمردند و متذکر شدند، عزمی برای تحققشان ایجاد شده است؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 20:12  توسط سینا  | 

صدا و سیما باید دانشگاه باشد نه جولانگه سبک مغزان دخترمآب و لمپن و جوزده!

آیا امثال هاله اسفندیاری وسازمانهایی چون بنیاد سوروس و... هیچ برنامه ای برای فتح سنگرهای صدا وسیما ندارند؟! در کجای صدا وسیما ؟!

ضمن تشکر از زحمتکشان و دلسوزانی که در جای جای صدا و سیما مشغول به کارند چند نقد به صدا و سیما دارم که امیدوارم نقدها حمل بر همه صدا و سیمایی ها نشود. گرچه فهم مخاطب بیش از اینهاست و  برنامه های خوبی چون "به اسم دموکراسی" و "گرگها" و "تحلیل های سیاسی بخش های مختلف خبری" و "مستند مدار سیو سه درجه - مقاومت ۳۳ روزه حزب الله" و ... ما را به تشکر از مسئولان محترم این رسانه وا میدارد ولی نقد نماد بالندگی مخاطب است و باید مسئولین هم از آن استقبال کنند.

فرزاد حسنی و اربابانش بازهم گند کاشتند. او شنبه شب ۳۰/۴/۱۳۸۶  در مصاحبه با سردار رادان چنان بی پروا سخن می گفت و چنان بی ادبانه و پررو  علیه طرح امنیت اجتماعی و سردار رادان حرف می زد که یادم به مصاحبه اش با هاشمی رفسنجانی افتاد که مانند موش سر به زیر شده یود. البته سردار بچگی و خامی و مزدوری فرزاد حسنی را با صبر و حوصله پدرانه تحمل کرد...  البته که فرزاد حسنی با ادا و اطوارها و آرایش ... دخترانه!؟  یک مهره است برای برخی از برادر بزرگترها و پدران زورمندش در صدا و سیما که ضاهرا قسم خورده اند اقدامات مورد تایید رهبری و دولت را بد جلوه دهند. و البته که سعی می کنند هاشمی را و سیاست های لیبرالی را هرچه بزرگتر و بهتر جلوه دهند.

اینقدر صدا و سیمایی ها لمپن شده اند که به اسم نظرسنجی سریالهای آبکی  بیشتری تولید می کنند ولی به نظرات نخبگان و اندیشمندان منتقد سیاسی- اجتماعی خود بهایی نمی دهند. بگذریم از پخش بی مهابا و بدون نقد فیلم های مروج فرهنگ آمریکایی و صهیونیستی و آنگلوساکسونی چون "رابینهود" و  "کبوتر بی باک" و "هری پاتر" و "ارباب حلقه ها" و "کنستانتین" و "روباتها" و .... . متاسفانه صدا و سیمایی که باید دانشگاه می بود در زمان ضرغامی با سرعت برق و باد به سمت لمپنیسم و جوزدگی و غربگرایی و بی اندیشگی پیش می رود و کمتر بهره ای از  نقدهای به درد بخور و تحلیل های محتوایی قوی و حقیقت محور و اسلام گرا  می برد. در برنامه مدعی چون سینما و ماورا هم فیلم های مروج معناگرایی بیخدای بودیستی یا معناگرایی سکولار و بی بند وبار و ربانی مسیحی یا معناگرایی کابالیستی یهودی پیش می رود مگر در برخی از برنامه ها که منتقدشان کمی هم از اسلام و حقیقت دفاع کند.

حیفم آمد که از یانگوم هم نگویم. البته که بعدا خواهم نوشت ولی همینقدر بگویم که بودیسم و مکاتب عرفانی فلسفی کره ای-چینی  به وفور در زمینه این سریال منتقل می شود و مناسب است که صدا وسیما با حضور دکتر بلخاری یا دکتر کثیری یا اندیشمندان و منتقدان با دغدغه و باسواد (نه سیب زمینی های جوزده و مبلغ غرب و شرق!) باید برای کم کردن تاثیرات ناخودآگاه این سریال مجموعه نقدهایی مفید تهیه کند. البته در این سریال آموزه های کثبتی هم وجود دارد که در نقد صحیح خوب و بد ارزیابی و متمایز می شوند تا درس استقامت و ایستادگی و کوشش با  بی خدایی و ذلت پذیری و... متمایز شود.

اما درباره برنامه جشنواره سینمایی تابستانی شبکه دو: جناب رامبد جوان و دوستش که به عنوان مجری در این برنامه نیم ساعتی را حرف می زنند می توانستند خیلی مفید تر عمل کنند و این حرف های لوده و بی هویت را تحویل مخاطب ندهند. شوخی های بی معنا و لوده و رفتار عجیب و غریب آنها انسان را به فکر وا می دارد که واقعا نمی شد مفید تر از این وقت مردم را گرفت!

دوستان مدیر در صدا و سیما! معروفیت و چهره بودن یک بازیگر مجری شده باعث انتقال پیام  مثبت نمی شود بلکه معرفت و دانش مجری جذابیت ذاتی برای مجری می آورد... (مثل آقای نظام اسلامی و خیلی های دیگر) دست از لمپنیسم و ادای ماهواره درآوردن بردارید که مردم شعور دارند... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 1:42  توسط سینا  | 

درباره صدا و سیما قبلا نوشته هایی داشته ام. درباره یهودیت صهیونی و نفوذش در هالیوود هم مطالبی داشتم. دوستی با نام شیدا برایم چیزی نوشته بود که جواب آن را از ضرغامی و سایر مدیران صدا و سیما باید خواست. شیدا نوشته بود:

 "بدون تردید یهودی که برای تامیین اهداف صهیونیسم جهانی با پشتوانه سازمانها صهیونیستی در جایی چون هالیوو به کار گرفته میشود نمیتواند از آن خیل یهودیان اندکی باشد که در کتاب آسمانی قران کریم در دسته استثناات قوم منحرف یهود از آنان یاد شده .هالیوودی که هدف و آمال خود را در جهت صهیونیستی کردن اندیشه ها و فرهنگ جامعه بین المللی قرار داده و حتی در بعضی آثار خود صراحتا از نماد ها و نشانه های صهیونیسم استفاده میکند چگونه میتواند این ریسک را بپذیرد که از کسانی در کادر خود استفاده کند که به اندازه سر سوزنی با اهداف و منافع آن مغایرت داشته باشند .
اما در این میان جای سوال اینجاست که ایرانیکه داعیه مبارزه با صهیونیسم بین الملل و در راس آن سرزمین به یغما رفته فلسطین را دارد چرا در چنین سطح وسیعی از آثار صهیونیستی هالییوود برای پر کردن اوقات مسلمانان ایرانی استفاده میکند . شاید در ظاهر همه عناصر این سازمان با عرق دینی و ملی مشغول فعالیت باشند اما بروز چنین آثاری در رسانه مدعی اسلام نشان دهنده اصل و اساس مسموم شده آن است ."

اخیرا شنیدم که رادیوی مزخرف و خنک و بی خاصیت جوان؟! وحید یامین پور  را که از معدود بچه های اهل درد و دلسوز بوده اخراج کرده است. قبلا اسم آقا وحید را در شورای سردبیری ماهنامه برداشت اول دیده بودم. ماهنامه ای که بالاخره از طرف مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری منتشر شد و با کیفیت بالای مطالب مرا مسرور کرد. 

صد البته که از این رادیوی مردم فریب انتظاری جز این نمی رفت. باز از عزیزی شنیده ام که بودجه مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما که مرکز بسیار خوبی در قم بود به اندازه چند صد میلیون تومان امسال کم شده است و این مرکز را با مشکلاتی مواجعه کرده است...؟! دست مریزاد آقای ضرغامی . اصلا همین یه نموره اسلامیت صدا و سیمارا هم که مرهون زحمات بچه های آنجا بود را تعطیل کن و با دخترو پسرای بی حیای رادیو جوانت خوش باش. یا می توانی در برنامه بی محتوا و ضد انقلاب پرور فرزاد حسنی (با ابروی برداشته و دختر مآب) شرکت کنی و به بهانه هنر کاریکاتور مرتب اسم توهین کنندگان به اسلام و انقلاب را بیاوری  یا در برنامه مزخرف و بی محتوای جشنواره فیلم های تابستانی شبکه دو یا شبکه پنج یا شبکه سه به چرند گویی مشغول شوی...!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 4:54  توسط سینا  | 

صدا وسیما" هالیود می شود

این روز ها صدا و سیمای جمهوری اسلامی کمترین شباهت را به نام خویش دارد.هر کانال آن را که باز می کنی نمایشی از دنیای پوچ و ساختگی " هالیود" را در آن می یابی. مسئولان این رسانه ملی برای افزایش مخاطب و جلوگیری از نمود افت چشمگیرکیفیت محصولات داخلی، که بیشتر تبدیل شده اند به سریال های آگهی پذیر، با چشم بسته به همان راهی می روند که سیاست گذاران ارتباطی هالیود و به تبع آن صهیونیسم بین الملل به دنبال آن هستند.
به گزارش سایت خبری - تحلیلی دیدار : نمایش فیلم " فردا هرگز نمی میرد " یا در اصطلاح رایج " جیمز باند " حتی اگر دوبلور های سیما تلاش کنند نام او را از دیالوگ های فیلم حذف کنند آخرین شاهکار این رسانه و بدترین آن بود.هر فرد آگاه به علوم ارتباط جمعی وسینما می داند که این ژانر سینمایی محصول جنگ سرد است .درآن دوران آمریکا و انگلیس با تولید سوپر من هایی کاذب تلاش داشتند برتری تکنولوژیک و فرهنگی خود را بر نظام کمونیستی به جهان القا کنند.این کار با تولید انبوه فیلم های اکشن و پرسوناژهای متعدد از سوی هالیود به اجرا درآمد تا به ملت های جهان ثابت کند راه رهایی از ظلم و ستم دل دادن به یاری دول غربی است. پس از پایان جنگ سرد این سیاست باز هم ادامه یافت تا همچنان مردم جهان در برابر تخیل ماورای تصور هالیودیان برای خود هیچ راهی جز تسلیم در مقابل تمدن ظاهری غرب نشناسند.
ترمیناتوروراکی ، نماد سربازان آمریکایی بودند که هیچکس قادر به مقابله با آنان نیست.در برابر این هرکول های شکست ناپذیرو اتفاقا دل رحم ، نماد شر همیشه مردمی از کوبا ، چین ، افغانستان و به تازگی ایران هستند.
از سوی دیگر در لابلای خون ریزی از سر ناچاری و انساندوستانه این نماد های دنیای به اصطلاح متمدن رد پای انواع تبلیغات محصولات شرکت های چند ملیتی وجود دارد که بیننده بی دفاع و مرعوب جلوه های ویژه آن ها را ناخود آگاه می بیند و باور میکند که مرغوبترین و بهترین کالاهای مورد نیاز یا جدیدترین نماد زندگی مدرن هستند.
خبر نگار دیدار می افزاید : علامت سئوال دیگر در برابر عملکرد مسئولان رسانه ملی ، نمایش فیلم های ایذئولوژیک غربی است. نمونه بارز این فیلم ها نمایش چندین باره فیلمی مانند " دارو دسته نیویورکی ها " است. فیلمی که بدون اشاره به دلایل فقر ومحرومیت مهاجران آمریکایی تنها نشانگر خشونت بی پرده و تبعیض نژادی ریشه دار آمریکاست.
از دیگر سو در تولیدات داخلی سیما نیز افت کیفیت و خلا تولیدات دارای ارزش کیفی و کمی بشدت آشکار است و کار به حدی رسیده که پر بیننده ترین سریال طنز سیما تبدیل به ملغمه ای از آگهی های مستقیم بازرگانی در لوای دیالوگ های بازیگران شده است و گویا هیچ کسی بر این امر نظارتی ندارد.شاید هم باید فرض کرد که مدیران سیما از ترس قهر کارگردان این سریال هر دست پختی از وی را با ولع میل می کنند.
در حوزه موسیقی نیز سیاست رسانه ملی بیشتر به پست مدرنیسم خود ساخته ای روی آورده که نماد آن باز تولید آهنگ های دوران پیش از انقلاب برای ارضای میل برخی از مخاطبان است.گویا در این دوران نمی توان محصولی با شرایط و باورهای امروزی تولید کرد .
به واقع باید گفت صدا و سیمای دوره جناب آقای ضرغامی از یکسو بیشتر به فکر افزایش نمودار مردم پسندی است تا مردم سازی و از سوی دیگر با نگاه در آمد زایی به فکر فروش برنامه و زمان پخش رسانه ملی به سازمان ها و افراد است تا ارتقای فرهنگ عامه.به همین دلیل در رادیو سیاست راه اندازی رادیو های مختلفی نظیر رادیو شهر ، رادیو سلامت و..پیگیری می شود بی توجه به اینکه دستگاه های پخش چندان کهنه شده اند که روزانه دهها بار مجریان رادیو باید بدلیل مشکل پخش از شنوندگان خود عذر خواهی کنند.در سیما نیز ایجاد رانت های خاص برای افراد و گروههای خاص آشکارا این رسانه را تبدیل یه یک بنگاه تجاری کرده است که هر کس از ماحصل آن درآمدی کلان بدست می آورد بی آن که حاصل چندانی برای ملت شریف ایران داشته باشد.شاید در نگاه برخی مدیران رسانه ملی صدا وسیمای مطلوب همان است که مظهرش را هالیود نام گذاشته اند /.

تاريخ  ارسال:پنجشنبه 17 اسفند 1385 - 18:43    سپهر نیوز  در این آدرسکد:8071-1386

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/01ساعت 15:10  توسط سینا  |