تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

گزارش مستندی از کشتار 110 فلسطینی در یک هفته به دست اشغالگران

 یک گزارش حقوقی مستند سلسله عملیات کشتار دسته جمعی فلسطینینان  توسط اشغالگران در طول چند روز را در نوار غزه به تصویر می کشد. این گزارش به صورت مستند چند نمونه و صحنه از جنایات ارتش اشغالگر در حق مردم بی گناه و بی دفاع را روشن و آشکار می کند.این گزارش که از سوی مرکز حقوق بشر فلسطینی منتشر شده است. در مورد یک هفته جنایات جنگی اشغالگران در نوار غزه است که از سال 2005 تاکنون بی سابقه بوده است. در طول یک هفته یعنی از تاریخ 28 فوریه تا 5 مارس ماه جاری ارتش اشغالگر 110 شهروند فلسطینی را در نوار غزه به شهادت رساند که 27 تن از آنان کودک و نوزاد و 6 تن از آنان نیز زن بودند . در این هفته همچنین 236 فلسطینی نیز مجروح شدند که بیش از نیمی از آنان مردم غیرنظامی و بی دفاع بودند که 58 کودک و نوزاد و 11 زن در میانشان دیده می شود. این عده شامل شهدا و مجروحان روز چهارشنبه قبل از این مدت نمی شود. بر اساس این گزارش 69 تن از این شهدا از ساکنان جبالیا بودند که 20 کودک و سه زن در میان آنان مشاهده می شود . این عده در چندین حمله هوایی و حملات زمینی و هوایی گسترده به جبالیا و اطراف آن به شهادت رسیده اند. در این گزارش آمده است که اشغالگران به صورت افراطی از نیروهای مسلح خود استفاده کردند و هدف آنان برجای گذاشتن شهدای زیادی در میان غیر نظامیان بود و هیچ اصول و قوانینی را در مورد تعقیب مبارزان فلسطینی مراعات نمی کردند و در هر صورت و در هر شرایط و حتی در میان نقاط مسکونی بسیار پر جمعیت بدون هیچ گونه ملاحظات انسانی این مناطق را با موشک های هوا به زمین و گلوله های توپ مورد تهاجم قرار می دادند.

چند نمونه از جنایات اشغالگران

این گزارش در شرح و توصیف جنایات ددمنشانه صهیونیست ها در شمال نوار غزه که مستقیما در آن ها افراد غیر نظامی و کودکان مورد هجوم قرار گرفتند؛ چند نمونه را ذکر کرده است که ما در این جا به آن ها اشاره می کنیم :

در تاریخ 28 فوریه چهار کودک یک جا به شهادت رسیدند که سه تن از آنان عضو یک خانواده بودند . این چهار کودک با یک موشک صهیونیست ها به شهادت رسیدند که در محوطه نزدیک منزلشان مشغول بازی فوتبال بودند. در همین روز یک کودک دیگر هنگامی که گوسفندانش را می چرانید؛ به شهادت رسید . این کودک نیز هدف یک فروند موشک اشغالگران قرار گرفت. 

در روز اول و دوم ماه مارس 7 کودک در شهرک جبالیا و اطراف آن به شهادت رسیدند . این کودکان مشغول تماشای یکی از صحنه های اصابت موشک به یک خود رو بودند که اشغالگران آنان را دوباره هدف موشک دیگری قرار دادند و به شهادت رساندند. دو کودک که دو برادر بودند در اتاق خوابشان به شهادت رسیدند . موشک اشغالگران منزل آنان را مورد اصابت قرار داده بود. کودک دیگری نیز در باغچه منزلش به شهادت رسید . این کودک مشغول بازی با دوستانش بود و دوسال بیشتر نداشت.

در همین دو روز سه کودک دیگر نیز با گلوله توپ اشغالگران به شهادت رسیدند و دو کودک نیز که در داخل منزلشان بودند؛ توسط تک تیراندازان دشمن که بر پشت بام خانه های مجاور مستقر بودند؛ به عمد مورد هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند . یک کودک دیگر نیز که همراه پدرش به مزرعه می رفت با تیراندازی مستقیم صهیونیست مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید. در همین اثنا یک کودک دیگری در داخل منزلش به طور عمد توسط تک تیراندازان دشمن به شهادت رسید و پدرش به شدت زخمی شد و زنی که در این خانه مشغول پختن غذا بود؛ نیز به شهادت رسید .دو کودک دیگر در دو صحنه جداگانه مورد هدفت گلوله تک تیراندازان صهیونیست قرار گرفتند و در مقابل چشمان نزدیکانشان آن قدر از آنان خون ریخت تا به شهادت رسیدند. آن چه که در این گزارش آمده است در واقع گوشه ای از جنایات وحشیانه نظامیان صهیونیست بود و عمق جنایات آن بسیار فراتر از این گزارش است . صهیونیست ها گویی به ارتکاب جنایات عادت کرده اند و این کشتارها برایشان عادی شده است .

 و همچنین نظامیان رژیم صهیونیستی در یک هفته گذشته 22 دانش آموز فلسطینی را به شهادت رساندند و بیش از 10 تن دیگر را زخمی کردند.وزارت آموزش و پرورش فلسطین در گزارشی اعلام کرد که نظامیان رژیم صهیونیستی در یک هفته گذشته 20 دانش آموز فلسطینی را در نوار غزه و دو تن دیگر را در کرانه باختری به شهادت رساندند.در گزارش این سازمان آمده است که دبیرستانهای شهید رفح و بئر السبع در یک هفته گذشته هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند.

وزارت آموزش و پروش فلسطین همچنین در گزارش خود اعلام کرد که نظامیان رژیم صهیونیستی در یک هفته گذشته سلاحهای خود را به سمت این دو مدرسه نشانه رفتند و خسارات زیادی را به این مدارس وارد آوردند.بر اساس گزارش این مرکز، نظامیان رژیم صهیونیستی همچنین از ورود دانش آموزان فلسطینی به مدارس در شهرهای مختلف کرانه باختری جلوگیری کردند.وزارت آموزش و پروش فلسطین در پایان از جامعه بین الملل خواست تا برای جلوگیری از پایمال شدن حق دانش آموزان فلسطینی اقدام کند.

ارتش شجاع اسرائیل!! و کودکان شیرخوار  

واقعا چه کسی تصور می کرد که ارتشی در دنیا پیدا شود که  بیشتر قربانیان آنرا  کودکان شیرخوار و چند ماهه در برگیرد. اگر چه در جنگهایی که در تاریخ بشریت رخ داده است کودکان همواره  قربانی شده اند اما واقعا ارتش اسرائیل در این زمینه یک اسطوره است ؟؟!! اسطوره ای پوشالی که  به خاطر کشتن کودکانی که هنوز به سختی شیر را از مادر می گیرند مدال می گیرد و به آن افتخار می کند . این در حالی است که خود سازمان های اسرائیلی نیز اعتراف کردند که در حملات اخیر ارتش فاشیست اسرائیل به نوار غزه  غیرنظامیان هدف اصلی بوده اند  و این آمار از سوی موسسه حقوقی بتسلیم  اسرائیل و سازمان های حقوقی بین الملل تایید شده است . در این حملات بیش از 39 کودک کشته شدند.کودکانی که  از نظر عجوزه کاخ سفید تروریست خوانده می شوند‌! و اینجاست که معنای واقعی دموکراسی و حقوق بشر و تروریسم  آشکار می شود.امید است سازمان‌های مدعی حقوق بشر با دفاع از مردم ستمدیده فلسطین در مقابل این جنایات ساکت ننشینند.

 منبع: سایت قدس تی.وی:http://www.qodstv.ir/pages/matlabrooz/matlabrooz9-3-1.php

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 3:18  توسط سینا  | 

 

بیانیه مشترك سه گروه وبلاگی درباره تخریب مسجدالاقصی


مسجد الاقصی نه فقط میراث مسلمین، بلکه میراثی جهانی است و رژیم غاصب صهیونیست با القا کردن اینکه قبة الصخرة (۱) ، مسجدالاقصی می باشد دست به تخریب مسجدالاخضرا ( مسجد الاقصی حقیقی) زده است و در مقابل رسانه ها با بی‌شرمی تمام قبةالصخرة را به جای مسجدالاقصی معرفی می کند و به تخریب مسجدالاقصی ادامه می دهد.



هیئت وبلاگنویسان ایران، مجمع وبلاگنویسان مسلمان و انجمن وبلاگنویسان دانشگاه امام صادق در بیانیه مشترکی شکسته شدن حریم مسجد الاقصی را محکوم کردند. متن کامل بیانیه بدین شرح است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (سوره ی توبه ، آیه ۳۲)

باز هم رژیم سفّاک صهیونیستی در اقدامی ددمنشانه با تخریب قسمتی از اولین قبله گاه مسلمین جهان ماهیت خونخوار، متحجّر و نژادپرستانه‌ی خود را بیش از پیش به تمامی جهان نشان داد. و نشان داد که این رژیم نه برای صلح آنگونه که غرب و آمریکای غاصب بر طبل آن می کوبد بلکه برای فتنه و جنگ و نابودی اسلام پا به عرصه ی خاورمیانه نهاده است و در راستای نابودی مسلمانان عمل می کند.

مسجد الاقصی نه فقط میراث مسلمین، بلکه میراث جهان است و رژیم غاصب صهیونیست با القا کردن اینکه قبة الصخرة (۱) ، مسجدالاقصی می باشد دست به تخریب مسجدالاخضرا ( مسجد الاقصی حقیقی) زده است و در مقابل رسانه ها با بی‌شرمی تمام قبةالصخرة را به جای مسجدالاقصی معرفی می کند و به تخریب مسجدالاقصی ادامه می دهد.

رژیم غاصب صهیونیست از تخریب قبله گاه مسلمین اهداف بسیاری دنبال می کند که به اختصار چند هدف این رژیم سفّاک را یادآور می‌شویم :

• پس از شکست سنگین رژیم غاصب صهیونیستی در جنگ سی و سه روزه، در مقابل شمار اندکی از مسلمانان حزب الله لبنان و تلاش بی نتیجه‌اش برای باز پس گیری چند سرباز اسیر شده، غرور اسرائیل و رویای شکست ناپذیر بودنش بیش از پیش بر باد رفت و بر همه جهانیان مخصوصا ملل مسلمان و اعراب روشن شد که رژیم غاصب صهیونیسم بیش از هر زمانی ضعیف است و ملت مسلمان بیشتر از هر زمانی قوی؛ لذا یکی از اهداف این اقدام وحشیانه، تسکین دردی بود که از زخم‌های حزب الله بر پیکر اسرائیلیان وارد شده است.

• انحراف دادن افکار عمومی و مهاجرین داخل رژیم صهیونیستی از اغتشاشات جاریه در داخل فلسطین اشغالی نظیر استعفای یکی پس از دیگری مسؤولین فلسطین اشغالی ناشی از شکست در جنگ لبنان و همچنین افشای فسادهای اخلاقی رئیس جمهوری و فساد اقتصادی وزیر دارایی کشور صهیونیستی .

• انتقام از شکست سنگین در مقابل عده ای کمی از امت حزب الله؛ بوسیله ی ضربه زدن و جریحه دار کردن روحیه ی مسلمین با دست یازی به نماد هویت آنان.

رژیم اشغالگر صهیونیسم با تفکر و توهم اینکه جامعه‌ی کنونی فلسطین در جنگ داخلی به سر می‌برد و لبنان نیز در چالش داخلی در مواجه با عناصر حکومتی خود فروشی که نام مسلمان را بر دوش می‌کشند و سرسپرده‌ی طاغوت هستند، به سر می‌برد و نمی‌توانند از خود واکنش قاطع و جامعی نشان دهند؛ جرئت واهی پیدا کرده است و دست به این اقدام دد منشانه زده است.

این جنایت در حالی صورتی میگیرد که دولتی از اعراب شیمون پرز را در آغوش می کشد و آرزوی برای بر قراری ارتباط با دوستی با رژیم غاصب صهیونیست را می‌پروراند!.

این جنایت در حالی صورتی میگیرد که رسانه های عربی و در راس همه ی آنها خبرگزاری الجزیره با وادادگی به سمت غرب و با وقاهت هرچه تمام‌تر مسئله‌ی نفوذ ایران را خطرناک‌تر و مهمتر از خطر اسرائیل برای منطقه می دانند! .

و این گروه های وا داده همان گروه‌هایی هستند که در لوای اسلام و دیانت طبل بر تفرقه و جنگ شیعه و سنی می‌کوبند و خواسته یا ناخواسته خدمت و خوش رقصی برای دشمنان اسلام و مسلمین می‌کنند . و اینها همان گروه هایی هستند که حتی راضی نیستند که خونی از دماغ صهیونیست‌ها ریخته شود !.

امروز ملت‌ها و نهضت‌های اسلامی بیش از پیش در مبارزه با اشغالگرانی همچون آمریکا و صهیونیست و همدستان‌شان هستند و از سوی دیگر در مبارزه با تفرقه افکنان و منافقین و عالمان ساده لوح سازشگری می باشند که با نام دین خدا و به اسم خدا به شیطان و طاغوت خدمت می کنند.

و اکنون این وظیفه‌ی امت مسلمان است که در این شرایط بسیار حساس که حزب‌الله و مردم فلسطین که در یک جبهه بایستی با صهیونیست سفّاک اشغالگر بجنگند و از سوی دیگر باید به مبارزه با حکومت های دست نشانده و خود باخته به مبارزه بر خیزند ؛ به حمایت و دفاع از مرزهای اعتقادی و مقدس خویش برخیزند و بیش از هر زمانی صدای انزجار اسلام را از طاغوتیان زمان خویش برآورند. تا از این به بعد دشمنان حتی خیال انجام چنین کاری هم به سرشان نزند.

و در چنین شرایطی آیا راهی جز اتحاد مسلمانان و ادامه‌ی بیش از پیش مقاومت نهضت‌های اسلامی مانده است؟؟

و همه و همه ی ما موظفیم که به این اقدام شوم و بی‌شرمانه ی رژیم غاصب صهیونیستی پاسخی بدهیم .

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان پیرو بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند :

« واكنش دنياي اسلام به اهانت رژيم صهيونيستي به مسجد الاقصي بايد به گونه اي باشد كه موجب پشيماني رژيم اشغالگر قدس شود زيرا سكوت در اين قضيه به هيچ وجه جايز نيست»

هم پای همه‌ی مسلمانان جهان انزجار و تنفر خود را از اقدام بی شرمانه‌ی رژیم سفّاک و غاصب صهیونیستی ابراز می دارد و اعلام می دارد که همراه سایر مسلمانان ایران با حضور خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن، انزجار و تنفر خویش را بیش از پیش نشان خواهد داد.

وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (ال عمران ۵۴)

هیئت وبلاگ نویسان ایران

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان

انجمن وبلاگ نویسان دانشگاه امام صادق / منبع:امت نیوز

(۱) . مسجد ی که با گنبد طلایی در تمامی رسانه مشاهده می شود که نام آن قبة الصخرة می باشد و مسجد الاقصی، مسجدی است با گنبد سبز رنگ و نام دیگر آن مسجد الخضرأ می باشد.

در همین زمینه: http://moqavemat.ir

و  همچنین با تشکر از خبرگزاری مهر:
جلوگیری از تخریب مسجدالاقصی نیازمند همکاری جوامع و مجامع اسلامی است
  رئیس شورای مفتیان روسیه حفاریهای بیت المقدس را محکوم کرد
  9 فوریه به دفاع از مسجدالاقصی اختصاص یافت
  سخنگوی وزارت خارجه اقدام رژیم صهیونیستی در تخریب مسجدالاقصی را به شدت محکوم کرد
  تخریب مسجدالاقصی غیر قابل قبول است
  کشورهای اسلامی برای رفع تنش در فلسطین اقدام کنند
  آیسسکو تخریب مسجدالاقصی را محکوم کرد
  واکنشهای جوامع اسلامی به ویرانی مسجدالاقصی
  ویرانی "باب مغاربه" مسجدالاقصی تبعات منفی بسیاری درپی دارد
  مجامع بین المللی رژیم صهیونیستی را وادار به رعایت قوانین کنند
  فعالیتهای اسرائیل در مسجدالاقصی متوقف شود
  تعرض اسرائیل به مسجدالاقصی محکوم شد
  جهان اسلام از مسجدالاقصی حمایت کند
  دعوت الکسو از مسلمانان برای مبارزه علیه یهودی سازی قدس
  مداخله اسرائیل در امور مسجدالاقصی به شدت محکوم شد
  مرمت مسجدالاقصی توسط اشغالگران فلسطین با مخالف مواجه شد
  کشورهای اسلامی از یهودی سازی شهر قدس جلوگیری کنند
  پنجره تاریخی مسجدالاقصی به سرقت رفت
  فعالیت در بخش تحتانی مسجدالاقصی پایه های آن را سست می کند
  هشدار جنبش ملی مسلمانان فلسطین در تعرض به مسجدالاقصی
  اسرائیل در پی نابودی آثار تاریخی شهر قدس است
  آیسیسکو اقدامات صهیونیستها در مسجدالاقصی را محکوم کرد
  فیلمی از ساخت کنیسه در مسجدالاقصی تهیه شد/ تصاویر فعالیتهای اسرائیل در مسجدالاقصی به دبیر کل سازمان ملل متحد ارائه می شود
  حماس خواستار حمایت جهان اسلام از مسجد الاقصی شد
  صهیونیستها مخفیانه کنیسه ای را در مسجد الاقصی بنا می کنند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 23:45  توسط سینا  | 

روزنامه‌ «اعتماد» نوشت‌: به تازگي در ژاپن‌ نامه‌اي‌ از آلبرت‌ انيشتين، دانشمند آلماني‌، به‌ دوست‌ ژاپني‌اش‌ منتشر شده‌ است‌ كه‌ در آن‌، انيشتين از بمباران‌ هيروشيما و ناكازاكي‌ در تابستان‌ 1945 به‌ نوعي‌ دفاع‌ كرده‌ است‌.
«السفير»، روزنامه‌ چاپ‌ لبنان،‌ با اعلام اين خبر افزود: انيشتين كه‌ نظريه‌ «نسبيت‌» را كه‌ موجب‌ ساخت‌ اولين‌ بمب‌ اتم‌ شد، مطرح‌ كرد، دو سال‌ پيش‌ از مرگش‌ در سال‌ 1955 طي‌ نامه‌اي‌ به‌ «سياي‌ شينوهارا»، فيلسوف‌ ژاپني‌ نوشت‌: اگرچه‌ استفاده‌ از بمب‌ اتم‌ عليه‌ ژاپن‌ را محكوم‌ مي‌كنم‌، اما اين‌ مسئله‌ مرا بر آن‌ نمي‌داشت‌ كه‌ اقدامي‌ در راستاي‌ جلوگيري‌ از انجام‌ اين‌ تصميم‌ بد انجام‌ دهم‌. «ناباكو شينوهارا»، بيوه‌ فيلسوف‌ ژاپني،‌ قصد دارد تا در راستاي‌ مبارزه‌ با سلاح‌هاي‌ هسته‌اي‌، نامه‌هايي‌ را كه‌ انيشتين در ژوئن‌ 1953 تا جولاي‌ 1954 براي‌ همسرش‌ به‌ زبان‌ آلماني‌ فرستاده‌، منتشر كند.
نامه‌هاي‌ اين‌ دانشمند آلماني‌ كه‌ برنده‌ جايزه‌ نوبل‌ فيزيك‌ بوده‌ است‌، ثابت‌ مي‌كند كه‌ وي‌ بعد از دست‌ كشيدن‌ از كار توسعه‌ صنايع‌ اتمي‌ سعي‌ مي‌كرد تا موضع‌گيري‌هايش‌ را توجيه‌ كند.
وي‌ در جواب‌ يكي‌ از نامه‌هاي‌ «شينوهارا» كه‌ بعد از انفجارهاي‌ اتمي‌ ژاپن‌ از وي‌ به‌ دليل‌ كارش‌ انتقاد كرده‌ بود، نوشت‌: هيچ‌ وقت‌ نمي‌نويسم‌ كه‌ من‌ روزي‌ از مبلغان‌ صلح‌ بودم‌، بلكه‌ مي‌نويسم‌ كه‌ من‌ از معتقدان‌ به‌ صلح‌ هستم‌ و اين‌ به‌ آن‌ معناست‌ كه‌ به‌ نظر من‌، شرايط‌ خاص،‌ استفاده‌ از زور را واجب‌ مي‌كند و منظورم‌ از اين‌ شرايط‌ خاص‌، زمان‌ رويارويي‌ با دشمني‌ است‌ كه‌ هدفش‌ نابودي‌ من‌ و ملتم‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ استفاده‌ از زور عليه‌ متحدان‌ نازي‌هاي‌ آلمان‌ به‌ نظر من‌ امري‌ توجيهي‌ و ضروري‌ بوده‌ است‌.
انيشتين در نامه‌ ديگري‌ نوشته‌ است‌: ظاهرا تنها نگراني‌ نسبت‌ به‌ توسعه‌ بمب‌ اتم‌ اين‌ است‌ كه‌ با مرور زمان‌ و سرانجام‌، بر نيروي‌ بازدارندگي‌ اين‌ بمب‌ غلبه‌ خواهد شد.

 http://www.baztab.com/news/26135.php

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/15ساعت 23:28  توسط سینا  | 

 روز چهارشنبه سال 1840 م، كشيش ايتاليايي آقاي اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتكار خود ابراهيم از خانه بيرون آمده و ناپديد مي‌شوند. پس از تحقيق و جستجوي بسياري كه از طرف ملت و دولت شروع شد، معلوم مي‌شود كه كشيش بيچاره بدست يهود به قتل رسيده است.

 سليمان سرتراش كه يكي از متهمين بود، در اعترافات خويش چنين اظهار داشت: نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داوود هراري وارد شده و درخواست كرد كه فوراً خود را به خانه داوود برسانم، من هم فوراً خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هراري، اسحاق هراري، يوسف هراري، يوسف لينيوده، خاخام موسي ابوالعافيه، خاخام موسي بخوريو دامسلونكي و داوود هراري «صاحب خانه» را ديدم كه جمع بودند من به مجرد آن كه وارد منزل شدم و كشيش «توما» را دست و پا بسته ديدم، فهميدم براي چه مرا احضار كردند.

 خلاصه، پس از آن كه من وارد شدم، درهاي منزل بسته و طشت بزرگي حاضر نمودند و از من خواهش كردند كه او را بكشم، ولي من امتناع كردم. داوود گفت: پس تو و بقيه، سرش را بر طشت نگه داريد، تا ما كارش را يكسره كنيم. در اين وقت كشيش را پيش آورده، محكم بر زمينش زده و بي‌آنكه قطره‌اي از خونش بر زمين بچكد, سرش را از بدن جدا كردند. بعداً جسد بي‌جان او را به انبار برده و با هيزم آتش زديم. سپس جسد او را قطعه قطعه كرديم و در كيسه‌هاي بزرگي جاي داده و درصرافي واقع در اول خيابان يهود دفن نموديم.

 مأموريتمان كه تمام شد، به ابراهيم خادم كشيش وعده دادند,كه اگر اين سر را براي كسي فاش نكند، او را از مال خودشان داماد خواهند كرد. بازپرس سؤال كرد:

 - : استخوانهايش را چه كرديد؟

 - : با دسته هاونگ خورد كرديم!

 - : سرش را چه كرديد؟

 - : با دسته هاونگ! خورد كرديم!

 - : روده‌هايش را چه كرديد؟

 - : آنها را قطعه، قطعه كرده و در يكي از صرافيهاي نزديك دفن نموديم!

 - : آنگاه بازپرس رو به اسحاق هراري كرده و سؤال نمود:

 - : آيا به اعتراف «سليمان» اعتراض داريد؟

 - : آنچه «سليمان» مي‌گويد صحيح است، ولي شما نمي‌توانيد اين عمل را جرم حساب كنيد، زيرا يكي از مراسم مذهبي ما در اين عيد استفاده از خون غيريهود است.

 - : خونهاي كشيش را چه كرديد؟

 - : در شيشه كرده و به خاخام موسي ابوالعافيه داديم.

 - : در مراسم مذهبي شما، در چه چيزي از خون استفاده مي‌شود؟

 - : در «خمير نان عيد».

 - : آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟

 - : نه، ولي چنين ناني حتماً بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد.

 استفاده از خون غير يهودي در نان عيد به كرات در كشورهاي مختلف نقل شده است.[1] اما واقعه اي ديگر:

 در يكي از روزهاي گرم تابستان، يهوديان به يكي از خانه‌هاي مسلمانان فلسطيني حمله كردند, در مورد اين واقعه دختر بزرگ آن خانواده چنين مي‌گويد: وقتي سربازان يهودي وارد منزل ما شدند چنان وحشت‌زده شده بودم كه مي‌خواستم هلاك شوم،‌خواهر كوچكم به گوشه‌اي فرار كرد، پدر و مادرم فرياد مي‌زدند و كسي نبود به ما كمك كند. مردان وحشي و حيوان صفت و قسي‌القلب يهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شليك كردند! بعد هم پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما را دست و پا بسته و كشان كشان از خانه بيرون آوردند.

 او مي‌افزايد: من نمي‌دانم بر سر خواهرم چه آمد، ‌من را با يك عده مردان خشن يهودي به پشت كاميون سوار كردند و به سمت مكان نا شناسي روانه شديم. در ميان راه خواستند با من عمل منافي عفت انجام دهند, مقاومت كردم ولي مرا بيهوش كرده و وقتي به هوش آمدم, فهميدم كه ديگر آبرويم رفته است.[2]

 مي دانم با خواندن اين سطور آزرده خاطر شديد؛ اما واقعيت بسيار وحشتناك تر از اين است ، آنچه مهم است شناسايي ريشه هاي تفكر اين جنايت پيشگان و برائت جستن كامل از آنهاست؛ با هم كاوشي در اعماق تاريخ داشته باشيم:

 پيامبران بزرگ الهي در ميان بني اسرائيل با زحمات طاقت فرساي خود، موحداني ايثارگر تربيت كردند و توانستند خط پرستش حق را در ميان بني آدم تداوم بخشند و ما امروز ميراث خوار آن تلاش‌هاي جان فرساييم؛ اما دنيا پرستاني كه به جز منافع فردي و مادي خود چيز ديگري را نمي ديدند و همه چيز را براي خود مي خواستند، تلاش‌هاي آگاهي بخش و انسان ساز اولياي الهي را با خواسته هاي استحمار گرانه خود در تضاد ديدند و كمر به تخريب بناي زيباي توحيد بستند. اين دشمنان رشد و كمال بشريت كه هميشه از جهل و خرافه و وهم و غريزه سواري مي گرفتند، به فكر نابودي كامل عبوديت الهي افتادند تا زمينه بردگي و اسارت انسانها را در بندهاي خود محوري(اومانيسم) پديد آورند.

 اما مگر مي توان با فطرت و عقل و طبيعت و حقيقت هستي در افتاد، اينها همه سربازان آفريدگار خويشند. پس استعمار گران و توطئه چينان به فكر ايجاد نقص و عقيم كردن انديشه خدا پرستي افتادند تا بلكه بتوانند چند صباحي بيشتر بمانند و به اغوا و فريب بشر بپردازند. در اين راستا راهكارهايي داشتند كه مهمترين آنها به اين شرح است:

1.     جنگ رواني و عمليات تبليغي عليه پيام آوران معرفت الهي و فريب توده هاي كم اطلاع.

2. كاهش شأن و منزلت شايستگان موحد و خدشه در عصمت آنان و ترور شخصيتي آن بزرگواران با تهمت ها و تحريف هاي چند باره متون مقدس.

3. وارد كردن افكار ماده محور و نژاد گروانه و انسان پرستانه(اومانيستي) خود در متون ديني و سوء استفاده از فطرت خدا جوي بشر.

4. ترور شخصيتي ياران راستين و جانشينان پيغام بران الهي.

5. اذيت و آزار و شكنجه و ترور فيزيكي اولياي حق و همرهان ايثارگر آنان.

6. غصب مناصب الهي و قرار گرفتن در رأس حكومت ها (كه حق الهي فرزانگان مي باشد) و سوء استفاده از قدرت و زور.

7. نفوذ در بين ياران حق ونزديك كردن خود به امامان و پيشوايان ديني.

8. تطميع و خريد ضعيفان و سست ارادگان و انزواي ولي جبهه حق.

9. حق جلوه دادن تفكرات اهريمني و ضد مردمي خود و علم جلوه دادن پنداشته ها و گمانه ها و حدسيات و فرضيات حس محور خود.

10. گسترش سيطره خود در اقتصاد و سياست و فرهنگ مردمان و بردن جامعه به هر سو كه بخواهند.

 تمام اين موارد درميان «خواص اهل باطل بني اسرائيل» هم اتفاق افتاد و آثار آن را مي توان در متون تحريف شده باقي مانده از يهوديان چون تورات و تلمود و زُهَر و قَباله(كابالا) ديد.

 به علاوه رفتار صهيونيست هاي خونخوار بهترين شاهد بر اين ادعاست. عمليات جبهه باطل در بين بني اسرائيل تا بدانجا پيش رفت كه ديگر شريعت يهود از محتواي الهي خود خالي شد و نسل زهاد يهودي(اِسِنيان) تقريبا منقرض شد و يهوديت دنيا محورحاخامي(فَريسي) حاكم شد و لذا از جانب خداوند براي حفظ خط توحيد، شريعت مسيحي براي بشر فرستاده شد تا در قالبي جديد جريان حق تداوم پيدا كند.      

 در اينجا با هم نگاهي مختصر به برخي از مهم ترين تحريفات كتاب مقدس و تلمود داشته باشيم:  

تورات و عهد عتيق

تورات يعني تعليم و بشارت، كتابي است آسماني كه بر پيامبر عظيم الشان حضرت موسي عليه السلام نازل شده است . ولي يهود ، اين كتاب را تحريف كرده وبه مرور زمان دامنه آن را توسعه دادند, تا جائي كه اسفار(كتاب هاي) ديگري از پيامبران بني اسرائيل و كتابهاي تاريخي مربوط به تاريخ اين پيامبران و اسفار ادبي و شعري و خرافات و افسانه‌هاي زيادي درآن جاي دادند، بطوري كه امروز به صورت يك كتاب مضحك و عجيب در آمده است.

 نويسندگان تورات، اشخاص مجهول الهويه و گمنامي هستند كه قرآن درباره آنها مي فرمايد: «پس واي بر كساني كه از پيش خود چيزي نوشته و به خداي متعال نسبت دهند تا به بهاي اندك و متاع ناچيز دنيا بفروشند ، واي بر آنها از آن نوشته ها و آنچه از آن به دست آرند.» (بقره 78) و اين آيه به خوبي بر آنها تطبيق مي كند.

خدا در نظر يهود

 خداوند ، در كتاب مقدس يهود ، شكل عجيب و غريبي به خود گرفته است، مثلا‏‏ً همانند انسان است[3]، دو پا دارد[4]،

 مانند انسان راه مي رود[5] ، از آسمان به زمين فرود آمده ، به هر كجا كه بخواهد مي رود و جائي را براي سكونت و زندگي خويش مسكن قرار مي دهد[6] ، آن قدر نادان است كه بدون نشانه نمي تواند خانه مؤمنان را از خانه كفار تشخيص دهد[7]، از كرده خويش پشيمان مي شود[8]، با انسان كشتي مي گيرد[9] و در عين اينكه سه تا است، يكي است، يعني هم يگانه است و هم سه گانه[10] ، مار از او راستگوتر است[11] ، از آسمانها به زمين آمده، بين كلام مردم تفرقه مي اندازد, چون از وحدت كلام آنها مي ترسد[12]،چيزي را مي گويد و باز تغيير مي دهد.[13]


 [1]برگرفته از كتاب دنيا بازيچه يهود، اثر آيت الله سيدمحمد حسيني شيرازي،ترجمه سيد هادي مدرسي، نشر سلسله، قم، اسفند، فصل جنايتها، ص 188 به بعد.  سرريچارد بورتون يهودي در كتاب خود«يهود .. نور... اسلام» در سال1898، ص81 مي نويسد:«تلمود مي گويد: ما را دو مناسبت خونين است كه در آنها خداوند از ما راضي مي شود، يكي عيد خمير مخلوط به خون و ديگري در مراسم ختنه كردن فرزندانمان.» يهود داراي دو عيد مقدس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمي‌شود: (تناول خون در بسياري از كشورها و به كرات نقل شده است.) عيد پوريم در مارس و عيد فصح در آپريل. هر ساله افراد زيادي قرباني اين دو عيد «مقدس» مي‌شوند.

[2] برگرفته از كتاب دنيا بازيچه يهود، اثر آيت الله سيدمحمد حسيني شيرازي، ترجمه سيد هادي مدرسي، نشر سلسله، قم، اسفند، فصل جنايتها، ص 188 به بعد.

[3] سفر پيدايش،باب اول، فقره 26و27.

[4] سفر خروج،باب24، فقره 9و10و11.

[5] سفر خروج،باب24.

[6] سفر خروج،باب19ومزامير132،فقره13و14.

[7] سفر خروج،باب12، فقره12.

[8] سفر اول سموييل فقره 10و11

[9] سفر پيدايش، باب 32،فقره 22 به بعد

[10] سفرپيدايش،باب18،فقره اول.

[11] سفرپيدايش،باب سوم،فقره 2و3و4.

[12] سفرپيدايش،باب11،فقره1تا9.

[13] سفر پيدايش،باب6،فقره5و6.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:39  توسط سینا  | 

در سال 1823م. روز عيد فصح* در شهر واليسوب واقع در شوروي سابق كودك دو ساله‌اي ناپديد گشت و پس از يك هفته جستجو جسد بي جان او را در يكي از لجن‌زارهاي خارج شهر پيدا نمودند و با آن كه آثار فرو بردن ميخ و سوزن، بر آن نمايان بود، ولي قطره‌اي خون بر لباسهايش وجود نداشت و چنانچه بعداً معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند.

 خانمي كه تازه يهودي شده بود و در اين قصه متهم بود, در اعترافات خود چنين گفته:

ما از طرف يهود مأمور شديم كه اين كودك مسيحي را ربوده و در ساعت معيني در منزل يكي از آنها حاضر كنيم. هنگامي كه ما با اين كودك وارد منزل شديم, ديديم همه دور ميزي نشسته و منتظر ما هستند.

طفل را روي ميز گذاشته و با قدري شكلات و بيسكويت و شيريني سر او را گرم كرديم، كودك بيچاره همين كه مشغول خوردن شد, يكي از آنها ميخ تيز و درازي را در رانش فرو برد. صداي دلخراش كودك بلند شد، هراسان به يكي از آنها پناه برد، او هم نامردي نكرد و با سوزن درازي كه در دست داشت كمرش را مجروح كرد، طفل باز فريادي زد و به سومي پناه برد, او هم سينه‌اش را سوراخ نمود و خلاصه آن قدر ميخ و سوزن به تنش فرو كردند, كه همانجا جان سپرد. سپس خونهايش را در شيشه كرده و به خاخام بزرگ تسليم كردند.

___________________

* يهود داراي دو عيد مقدس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمي‌شود: 

  اول- عيد يوريم در مارس (Purim)    دوم- عيد فصح در آپريل ((Passover.

هر ساله افراد زيادي قرباني اين دو عيد «مقدس» مي‌شوند.

برگرفته از کتاب «دنيا بازيچه يهود» اثر: سيد محمد شيرازي 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:36  توسط سینا  |