تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

عمق استراتژيک يهوديت اسرائيلي، نوبت ما هم مي رسد...

همانطور که اشاره شد و در ايات تورات و برنامه هاي استراتژيست هاي اصلي صهيونيسم هم امده است، هدف يهوديان از تصرف فلسطين، همين نقشه قلب مانند کوچک به تنهايي نبوده است. سرزمين شير و عسل که در تورات آمده است و اينان ميراث جدشان ابراهام مي دانند، فلسطين بزرگ است که آن هم مقدمه تصرف خاورميانه بزرگ است( از نيل تا فرات بلکه تا شيراز در ايران) و سپس همين هم مقدمه اي است براي تصرف تمام جهان و احياي پادشاهي بزرگ داوودي يهود توسط مسيح بن داوود پادشاه يهود. در طول تاريخ يهوديان با ايجاد سنهدرين يهود و نهاد پادشاهي در تبعيد يهود(رش گلوتا) به شدت به دنبال رسيدن به اين هدف نامقدس با هر وسيله ممکن بوده اند و در اين مسير خصوصا با مسلمانان و مسيحيان دشمني ويژه اي داشته اند و مسيح عليه السلام را نعوذبالله حرام زاده و ناپاک دانسته اند و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را در فيلم هاي همچون «مردي که فردا را ديد/پيشگويي هاي نوستر آداموس» سلطان وحشت و شيطان ناميده اند. پناه مي بريم به خدا از اين نسبت هاي ناروا به اولياي خوب خدا.

ايران ما عمق استراتژيک اسرائيل کوچک کنوني است و قطعا اگر ما به مقاومت فلسطين کمک نکنيم و شکست بخورد، بلافاصله نوبت ماست. حتي اگر تمام افراد حماس و جهاداسلامي و حزب الله لبنان نابود شوند نبرد ما با اسرائيل تمام نمي شود و حال که هستند، در عين اينکه مملکت خود ما هم نياز هايي داشته باشد بايد به فلسطين بسيار بيش از اين کمک کنيم. راستش را بخواهيد هر عقل نيمه عاقلي هم مي فهمد که اسرائيل هم عمق استراتژيک نسبي ماست و بلکه فراتر از اسرائيل بايد به پيشامدهاي اروپا و آسيا و آفريقا حساس باشيم تا فرداروزي خودمان گير نيفتيم. با اين تحليل يهوديان و مسيحيان و زرتشتي ها و مسلمانان ظاهري هم در ايران بايد به فلسطين و ارمان ازادي قدس کمک کنند و الا نوبت خودشان هم به زودي مي رسد. در اين زمينه کتب کلاسيک علوم استراتژيک و جغرافياي سياسي(ژئوپولتيک) و کتب جدبد بسيار به در  مي خورد. مثلا کتاب«اسرائيل پس از سال2000» ژنرال اسرائيلي افراييم سنه، (ترجمه عبدالکريم جادري، نشر دوره عالي جنگ سپاه) خطاب به رهبران اسرائيل، بسيار خواندني است تا از برنامه هاي وحشتناک آنها با خبر شويم. دانستن نظريات هانتينگتون و برژينسکي و تافلر و فوکوياما از استراتژيست هاي يهودي و مسيحيت صهيونيست آمريکا بسيار خواندني است.

 

فلسطين و خاورميانه بزرگ  براي يهوديان سمبل قدرت است. مرکز يهود بين الملل است

بنا به نص کتاب تورات يهوديان حکومت داودي بر سرزمين مقدس(از نيل تا شيراز) را حق خود مي دانند و در مسير رسيدن ان به هيچ تفکر و مليتي رحم نمي کنند و در نهايت آن را دروازه فتح جهان مي دانند. آنها فلسطين را مقدس مي دانند چون معتقدند که هر کس آنجا را در اخرالزمان در اختيار داشته باشد خصوصا صحراي ارماگدون را، پيروز جنگ نهايي مي شود و پادشاه جهان خواهد شد. ما اگر با اسرائيل مبارزه نکنيم انها ما را رها نخواهند کرد.

 

دلايل سياسي حمايت از آرمان ازادي قدس شريف

از نظر سياسي و منافع و مصالح کشوري کافيست در برابر اين سوال که چرا بايد از فلسطين حمايت کنيم،  اين سوال پرسيده شود: «در صورت عدم حمايت از فلسطين چه عواقبي گريبان گير ايران و حتي جهان خواهد شد؟»

رژيم صهيونيستي که طبق پروتکلهاي يهود آرمان خود را نه تنها فلسطين و حتي نه تنها لبنان و سوريه و... معرفي مي کند بلکه از اهداف روشن آن تسلط بر جهان و بدست گرفتن همه شريانهاي اقتصادي و قدرتمند در دنياست، همچنان که «ناحوم گُلدمان» رئيس کنفرانس صهيونيستي در اين کنفرانس مي گويد: «يهود براي ساختن وطن خود مي توانستند کشور اوگاندا يا آرژانتين يا هر کشور ديگر را بدست آوردند ولي آنها جز فلسطين را نمي خواهند و آن به خاطر اعتبارات ديني نيست بلکه به اين دليل است که فلسطين بين راههاي تجارتي سه قاره جهان اروپا آسيا و آفريقا واقع شده و فلسطين يک مرکز واقعي و جهاني براي قدرت سياسي و يک مرکز استراتژيک براي تسلط بر همه جهان است.»
کافيست مقاومت فلسطين بعد از شصت سال مبارزه در هم بشکند. اولين نتيجه آن گستاخي بيشتر رژيم صهيوني در چنگ انداختن به ديگر سرزمين هاست. در حال حاضر آمريکا عراق را براي جلب رضايت و اطمينان اسرائيل جعلي و سران قدرتمند لابي ها و مراکز صهيونيسم بين الملل در آمريکا اشغال کرد و همانطور که در خبرها آمد، هم اکنون بسياري از کماندوهاي اسرائيل جعلي در سر تا سر عراق و تحت سازمانها و نهادهاي به ظاهر بين المللي و خيريه و انسان دوستانه و امنيتي و ... در حال جاسوسي و حتي گشودن شعب و مراکز صهيونيستي در عراق هستند. غارت کنندگان چاه هاي نفت عراق و صاحبان شرکت هاي نفتي بزرگ، همگي صهيونيست و غالبا يهودي هستند؛ چرا که برخي هم صهيونيست مسيحي هستند.  زماني شهيد مطهري فرمودند صهيونيست ها تنها قصدشان فلسطين نيست و ادعاي عراق و مدينه و برخي مناطق ايران و... را هم دارند و چه زود اين فرمايش ايشان محقق شد.  بنابراين با حمايت از فلسطين در واقع از ايران و همه ملت هاي اسلامي و حتي جهاني دفاع مي کنيم. کافيست خط مبارزه فلسطين شکسته شود، در آن صورت ديگر سرا ن عربي هيچ هراسي نخواهند داشت که روابط خود را در عين پنهانکاري با رژيم صهيونيستي ادامه دهند، نا غافل از اينکه خود اين کشورها هم به زودي طعمه رژيم اشغالگر و مادي گرا خواهند بود. /شيدا،روز 22ماه مبارک بهمن سال1386.

 

دشمن شناسي و عدم حمايت از آمريکا، دولت جهاني يهودي- عليه مسيحيت و اسلام

هر کس کمي قرآن بخواند و اندکي با مسائل روز آشنا باشد مي داند که يهوديان دنياطلب و صهيونيست هاي جنايتکار به شدت با مسلمانان و مسيحيان دشمننند و در قرآن و انجيل نسبت به خطر آنها هشدار داده شده است. اساسا حضرت مسيح را هم همين دولت در سايه يهود محاکمه  و محکوم به مرگ کرد. در قرآن هم بيش از هزار آيه درباره اينها آمده است که در اين زمنينه اين کتابها مفيدند: آشنايي با اديان بزرگ استاد حسين توفيقي، يهود در [تفسير] الميزان، نوشته حسين فعال عراقي نشر سبحان  و چهره يهود در قرآن نوشته عفيف عبدالفتاح طباره ترجمه سيد مهدي ايت اللهي نشر جهان اراي قم.

 

همکار ي با دشمنان اسلام مثل بودائيان مغول

در تاريخ مغول هاي بودايي که بزرگترين تخريب هاي تاريخي را در ايران و خاورميانه به وجود اوردند مي خوانيم که انها به يک اتحاد راهبردي با يهوديان و دربار آراگون و کاستيل و ساي ر امير نشين ها و دوک نشين هاي اروپايي رسيده بودند و مي خواستند با همکاري يهوديان و مسيحيان صليبي حکومت هاي اسلامي قدرتمند عباسيان و مماليک مصر را هم براندازند و کعبه را تخريب کنند و اسلام را کاملا از بين ببرند. البته انها که بدون مطالعه همه چيز را انکار مي کنند قطعا گوش به اين استنادات محکم تاريخي نمي دهند و از تاريخ عبرت نخواهند گرفت ولي بسياري از دانش پژوهان و آزاد انديشان دانشجو و طلبه و دانش اموز را به کتاب ارزشمند و گرانبهاي زرسالاران يهودي و پارسي استاد عبدالله شهبازي خصوصا جلد دوم آن رهنمون مي شوم. در اين کتاب با منابع غربي اين اسناد هم تطبيق هاي بسيار خوبي صورت گرفته است. همچنين در کتب تاريخ مغول و تاريخ عباسيان و مماليک مصر و تاريخ اروپا هم اشاراتي براي محققين وجود دارد.

 

تاريخ را فراموش نکنيم، جنگ هاي صليبي سر فلسطين بود

آنانکه کمي تاريخ دويست ساله جنگ هاي صليبي بين مسلمانان از طرفي و مسيحيان و يهوديان از طرف ديگر را خوانده باشند مي دانند که در سال هاي 1091 تا 1292 ميلادي مسيحيان دنياطلب به تحريک و با پشتيباني مالي يهوديان زرسالار اروپايي و اندلسي جنگ هاي صليبي را سامان دادند و تعداد زيادي کشته از دو طرف گرفته شد ولي در نهايت در انتهاي جنگ صليبي پنجم مسلمانان توانستند تسلط خود بر قدس را حفظ کنند و جلوي مهاجمين صليبي را بگيرند. امروزه هم نوکران حلقه به گوش صهيونيسم مسيحي و يهودي چون جورج بوش ادعاهايي مي کنند که از شنيدنش کودکان هم به خنده مي افتند. در سال گذشته بوش براي دفاع از حمله ناجوانردانه به عراق گفت که خواب ديده که خدا اين ماموريت را به او داده است، يا اخيرا بوش گفت که جنگ صليبي ما(مسيحيان و يهوديان صهيونيست) عليه مسلمانان با محموريت ايران اغاز شده است. برخي ايرانيان کم اطلاع خيال مي کنند که اگر ضعيف باشيم و همچون برخي غربزدگان سر در اخور غرب داشته باشيم کاري به ما ندارند؛ در حالي که تاريخ نشان داده است که اينان به فکر احياي مجدد جنگ هاي صليبي هستند . فلسطين خط الراس اين جنگ است و اگر ما از فلسطينيان حمايت نکنيم نوبت به ما هم مي رسد. علاوه بر اينکه اساسا مجتمع هاي بزرگ نظامي-صنعتي غرب از آنِ صهيونيست هاي ساکن در آمريکا و روسيه است و بروز جنگ به نفع آنهاست و اگر ما قوي نباشيم و قرآن را فراموش کنيم فورا به ما حمله خواهند کرد. کما اينکه بارها در تهديدات سران آمريکا و اسرائيل و فرانسه و انگليس اين تهديدات را داشته ايم. پس کمک به فلسطين برخي اوقات از خيلي خرج هاي ديگر واجب تر است، چرا که اگر بتوانيم اسرائيل را در فلسطين شکست دهيم؛ ديگر از پيشروي و جنگ جديد صليبي باز مي مانند.

 

تاثير فرهنگي و فلسفي و علمي تفکر دنياپرست يهودي برفطرت بشر

اسرائيليان که تداوم سير دنياپرستي و پيغمبرکشي يهوديان دنياپرستند، با نشر ايده هاي خود در جهان همه چيز را زميني کردمند و انسان را محدود به يهود تعريف کردند و خود را برتر از ديگران دانستند و قوميت و نژاد و سرزمين و تورات محَرَّّف را بر خدا و معاد و نبوت الهي برتري دادند و الهيات را زميني کردند. اين مباحث از جديدترين دستاوردهاي علمي رشته هاي فلسفه  و دين شناسيو تاريخ مي باشد. اخيرا سيلي از انديشمندان جوان و خوشفکر حوزه و دانشگاه با آزاد انديشي از کتب تاريخ و فلفه و تاريخ تمدني صهيونيستي و جهت داري چون ويل دورانت و برتراند راسل و جودائيکا فاصله گرفته اند و در حالنوآوري و نظريه پردازي در اين مسير هستند. زميني شدن فلسفه غرب و نقش محوري يهوديان دنياگرايي چون باروخ اسپينوزا و کارل پوپر و... در زمين خوردن انديشه در جهان غرب بسيار واضح است. نقش زيگموندفرويد يهودي و نظريات کاباليستي و جنسي اش در روانشناسي و نقش کارل مارکس در بيديني غربي ها و بسط ماترياليسم و نقش آدام اسميت در سرمايه داري خانمان سوز معاصر انکار کردني نيست. البته بحث تاثير يهود بر مرنيته و تمدن مادي-شهواني غرب معاصر بسيار بيش از اسن است که شما را به خوانده جلد سوم دايره المعارف يهود، يهوديت و صهيونيسم، نوشته استاد دکتر عبدالوهاب المسيري، ترجمه موسسه مطالعات و پژوهش هاي خاورميانه، نشر دبيرخانه کنفرانس بين المللي حمايت از انتفاضه فلسطين، بسيار خواندني است. البته کتاب زرسالاران يهودي و پارسي استاد عبدالله شهبازي هم در جلد دوم خود بخش فرقه هاي راز آميز و تمدن جديد غرب را به خوبي پرداخته اند.

 

 اگر به داد مظلوم نرسيم مسلمان نيستيم

بيش از 98 درصد ايرانيان مسلمانند و فلسطيني ها بيش از نود و چند درصد مسلمان دارند و طبق فرموده پيامبر حکيم جهانيان صلوات الله عليه و آله و سلم: مَن لَم يهتَمَّ بِاُمُورِ المُسلمين فَلَيسَ بِمُسلِم. يعني هر کس که بي خيال شده و به امور مسلمين نپردازد مسلمان نيست، پناه مي بريم به خدا از شر  شبهاتيکه امثال بي.بي.سي. و راديو امريکا بين برخي غافلين و کم اطلاعان و نوجوانان ما پخش مي کنند؛ البته روز قدس و دهها راهپيمايي ميليوني ديگر به اعتراف رسانه هاي خارجي بزرگترين شاهد است که ايرانيان هنوز مسلمانانشان در اکثريت مطلق هستند. در اين رابطه مي توانيد به کتب حديثي و تفاسير معتبر از جمله اصول کافي و ميزان الحکمه و تفسير الميزان و نمونه ذيل عناوين ظلم ستيزي، ياوري مسلمانان، نفي ظلم، يهود، دفع ظالم و صدها عنوان ديگر ستم ستيز اسلامي مراجعه بفرماييد سايت حوزه علميه قم و سايت تبيان هم بسيار کارگشا هستند. البته هر مظلومي در هر جاي جهان از هرديني بايد مورد حمايت ما باشد؛ اما اينکه دولت هم حمايت علني بکند يا نه بستگي به مسائل بسيار پيچيده سياسي-اجتماعي زمانه دارد که بايد منافع مهم و اهمک را ارزيابي کرد و تصميم درست را اتخاذ کرد.

 

نوع دوستي و آزاد انديشي

حتي بسيار ديده ام حتي يهوديان ضدصهيونيستي که از آرمان مقاومت مردم فلسطين به شدت دفاع مي کنند. نوع دوستي و حمايت از مظلوم خاص اسلام نيست و  بت پرستان هم دارند. آزاد انديشاني چون دکتر فردريک توبن و روژه گارودي و رابرت فوريسو ن و راتايچاک و ارنست زوندل و ديگران در دفاع از آرمان فلسطين و مخالفت با صهيونيسم جرار بدون نگاه به دين اسلام و مسيحيت و يهوديت از غاصبان قدس تبري جستند و به صف دفاع از فلسطين پيوستند، گرچه اليگارش آهنين زرسالاري صهيونيم آنها را تا حد مرگ مادي و روحي زندان و شکنجه و جريمه و تبعيد کرد، اما اين اسوه هاي آزاد انديشي هنوز هم در اين صف مقدس باقي مانده اند.

 

تروريسم دولتي اسرائيل

کتاب تروريسم مقدس اسرائيل نوشته يک زن يهودي است که در آن با اسناد مختلف نشان داده است که صهيونيست ها مخالفان يهودي و مسيحي و مسلمانان خود را با تروريسمي که از جانب دولت هاي امگليس و آمريکا و اسرائيل حمايت شديد مي شوند، به جوخه اعدام و شکنجه سپرده اند. اين از واضحات است که وحشي گري صهيونيسم، دوم خردادي و سوم خردادي نمي شناسد و نشريات غافل يا مغرضي هم که برخي اوقات همنوايي ضعيفي با صهيونيسم دارند، در  روز موعود از آنها هيچ نمي توانند فرار کنند. جاسوس سوخته شده هم حکمش مرگ است. خواندن اين کتاب بسيار جالب است.

 

انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي دروغ صهيونيستي

اکنون در جهاني زندگي مي کنيم که در مدعي ترين کشورهاي دموکرات دنيا چون فرانسه و انگليس و امريکا به راحتي مي توان به خدا هم فحاشي کرد و شبيطان را پرستيد ولي هيچ کس حق ندارد به يهود و صهيونيسم چيزي زياده بگويد. مثلا بر اساس قوانين ظالمانه دادگاه هاي نورمبرگ و توکيو و بر اساس قانون فابيوس-گسو در فرانسه و ساير قوانيني که در اروپا و امريکاي مدعي ازادي وجود دارد، هيچ کس حق ندارد افسانه هولوکاست و ساير اساطير صهيونيستي را حتي در کتاب هاي علمي و مجامع دانشگاهي به ظاهر آزاد غرب نقد کند، والا کمارش به زندان و دادگاه و تبعيد و شکنجه و مرگ مي افتد. افراد بسيار زيادي شاهد ادعاي ما هستند، از جمله: پروفسور روژه گارودي، دکتر ادواردو آنيلي، دکترفردريک توبن، پروفسور رابرت فوريسون، ارنست زوندل، پروفسور ديويد ايروينگ، احمد رامي و ... . در اين رابطه به چند کتاب ارزشمند روژه گارودي و رابرت فوريسون که به فارسي وجود دارد مي توانيد منرتجعه کنيد. خواند اين مقاله هم عالي است: «غرب؛ قتلگاه انديشه» که  سرگذشت انديشمندان غرب که به دليل نقد صهيونيسم شکنجه و زنداني شدند، مي باشد. يکي از دلايل روشن سيطره صهيونيسم جهاني بر ادارات و بخش هاي مختلف سازمان ملل متحد،دادگاه هاي نورمبرگ است.(محاکمه رهبران آلمان نازي پس از جنگ جهاني دوم) که يهود آن را طراحي و دستور اجرايي آن را صادر کرد.همچنين انتخاب قضات و معاونان آنها و مجريان نيز از بين افراد يهودي صورت پذيرفت.چهار نماينده کشور هاي هم پيمان (انگلستان، آمريکا ،فرانسه وروسيه)  براي وضع قانون دادگاه در 8 آگوست 1945 ميلادي در لندن گرد هم آمدند که همگي يهودي بوند: "جويت" نماينده انگلستان "جکسون" نماينده ايالات متحده "ر.فالکو" نماينده فرانسه و "ترنين" نماينده اتحاد جماهير شوروي.همچنين شخصيت هاي يهودي زير نيز نقش اساسي در دادگاه هاي نورمبرگ ايفا مي کرند: "قاضي روزگان" که مقدمات تشکيل دادگاه را فراهم ساخت، "جستس لورنس" قاضي انگليسي، "رابرت فالکو" معاون فرانسوي قاصي، "لوتر باخت" عضو کميسيون جرائم جنگ و "جان ودز" کسي که بر جريان احکام اعدام نظارت داشت و تعمد داشت که اعدام در يکي از روزهاي اعياد يهود صورت گيرد.و به اين صورت يهود از رهبران آلمان انتقام گرفت. کساني که گناه غير قابل اغماضشان رودررو شدن با مطامع يهود و سيطره هولناک آنان بر عالم بود.

امروزه هم شاهديم که دکتر احمدي نژاد را به دليل نقد اسطوره هولوکاست چگونه آماج همه نوع تير دروغ و افترا قرار دادند و در اين مسير  مرعوبان و تشنگان قدرت داخل ايران مانند محمد قوچاني و محمد عطريان فر در روزنامه شرق و مجله افق بينا و... هم صهيونيست ها را حمايت کردند.

 

صهيونيسم تداوم کاباليسم و زِويانيسم(منسوب به نبي دروغين شبتاي زوي) و فرانکيسم و فرق رازآلود و منحرف ديگر است.

کاباليسم و تصوف يهودي که برگرفته از آيين هاي شرک آلود يونان و مصر و ايران باستان است، در ميان يهوديان و مسيبحيان اروپا از قرن سيزدهم ميلادي شروع به رشد کرد و آرمان هاي نژادپرستانه و مسيحاگرايانه و اخرالزماني و شيطان بودن مسلمانان براي رسيدن يهود به پادشاهي سليمان از اصلي ترين شعارهاي ان بود. سپس همسن ارمانها توسط چاپخانه هاي امستردان هلند و  کشورهاي شمال اروپا در سراسر اروپا پخش شد. سپس با ايجاد پروتستانتيسم و تضعيف کاتوليک هاي مسيحي ، انتشعاب خانمان سوزي در مسيحيت ايجاد شد و کليساي واتيکان تضعيف شد. کاباليسم ممزوج به ثنويت و دوگانه پرستي و حلول گرايي و گنوسيسم بود و اين تفکرات از طريق امثال اسپينوزا در رگ و ريشه تفکر غربي وارد شد و فلسفه غرب را هم به انحراف کشاند. اعتقاد به جادو و رياضيانت و خاصيت حروف هم در اين روند زميني شدن تفکر غربي بسيار موثر بود. سپس با ايجاد پيوريتانسم اين ارمان هاي يهودي از طريق تصرف انگليس تداوم يافت. سپس با غصب قاره جديد از سرخپوست ها  و کشتار شصت ميليوني آنها توسط مسيحي-يهوديان مهاجر و غاصب، آمريکا متولد شد و منابع سرشار قدرت و ثروت را به اروپا سرازير کرد. خاندانت زرسالار روچيلدها و ساير خاندان هاي غارتگر يهودي هم از اين فرصت ها نهايت استفاده را کردند و ثروت اندوزي و حرص و رباخواري و بانکداري و برده داري به شغل اصلي يهوديان در قاره جديد الغصب آمريکا بدل شد. به اين طريق آمريکا از همان ابتدا تحت نفوذ يهوديان بود. صهيونيسم هم بر اين بستر پانصد ساله ايجاد شد و پايگاه محکمي براي مسيحيان و يهوديان کاباليستي شد که مسلمانان را در شيطان شناسي خود اعظم شيلطين مي دانستند. صهيونيسم ادامه حلول گرايي کاباليستي خدا در قوم برتر يهودند. فساد روسپي هاي يهودي و بازيگران فاسد يهودي هم از فرقه هاي مخفي فرانکيسم و زويانيسم که در تداوم خط کاباليسم بود گرفته شد. امروز هم اگر اين غده سرطاني اسرائيل را از ريشه برنکنيم، اين فسادهاي عقيدتي و جنسي دامن همه را خواهد گرفت و عمر نسل هاي آتيه را تباه خواهد کرد. پس اگر هيچ فلسطيني هم با اسرائيل نجنگد ما خواهيم جنگيد، چرا که شرافت و سلامت عقيده و عمل خودذ و بشريت را دوست داريم و از شرک و فساد بي زاريم؛ البته الحمدلله ميليونها فلسطيني امروزه از مقاومت اسلمي حمايت مي کنند. حتي از مسيحيان و يهوديان ضدصهيونيست که شرافت و انسانيت والايي دارند. در اين زمينه مي توانميد به کتبي که درباره کاباليسم و تفکر حلول گراي اسپينوزا و گنوسيسم نوشته شده است مراجعه بفرماييد، مثلا کتاب زرسالاران يهودي و پارسي به بحث کاباليسم خوب پرداخته است. البته متاسفانه اخيرا از برخي يهوديان مدافع صهيونيسم مذهبي و سياسي کتبي درباره کاباليسم چاپ شده است که بايد در تحقيقا تعميق مواظب بود که حق محوري فراموش نشود. فکر آزاد انديش محقق مسلمان نگاه به ماقال مي کند و حقيقت ملاک اوست نه جوسازي ها و من قال. البته به نظام توليد علم صهيونيستي هم در تحقيقات بايد توجه داشت. کتاب تاريخ ناگفته و پنهان آمريکا نوشته انديشمند ترک تبار عنان اکتار(هارون يحيي) ترجمه نصير صاحب خلق، نشر هلال و موعود نيز، در اين باره بسيار مفيد خواهد بود.

 

فرقه سازي صهيونيستي؛ شيطان پرستي، وهابيت، بهاييت، قاديانه(احمديه) و ...

در تداوم انحرافات يهوديت ماده گرا، به دليل اندک بودن يهوديان و ميل شديد انها به تسلط بر جهان از هر راهي، شگرد «تفرقه بينداز و حکومت کن» در راس استراتژي هاي انها قرار داشته است. لذا طبق اسناد وزارت خارجه امريکا و طبق شواهد متععد موجود و عکس مراکز اصلي بهاييت در حيفاي اسرائيل و ساير مناطق ان، براي انشعاب تشيع بابيت و بهاييت ساخته شد و براي انحراف اهل سنت وهابيت و قادياني گري ساخته شد. در ساخته شدن مکتب بيدليل و شهواني و ذلت پذير بابيت و بهاييت جاسوسخانه هاي انگليس و روسيه و صهيونيست ها خيلي فعال بودند در اين زمينه مي توانيد به کتاب خاطرات کنياز دالگورکي مراجعه بفرماييد. مجله بسيار ارزشمند زمانه(موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر) شماره 61، مهر ماه 1386 ويژه نامه خوبي در نقد بهائيت زد و اسناد بسيار زيادي در اين باره اورد. همچنين فصلنامه مطالعات تاريخي (موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي) در تاريخ تابستان 1386 در شماره 17 خود ويژه نامه ارزشمندي در رسوايي منافقان يهودي صفت بهايي زد. در ساخته شدن و جعل وهابيت و قادياني گري در ميان اهل سنت، سفارت خانه هاي انگليس در ايران و هند خيلي فعال بودند. در اين زمينه مي توانيد به کتاب خاطرات مستر همفر انگليسي مکراجعه کنيد. همچنين استاد ايه الله جعفر سبحاني و استاد محمدي اشتهاردي هم کتب زيبا و عقلاني در نقد ادعاهاي ظاهرگرايانه و ضدعقل وهابيت نوشته اند. البته منابع زياد ديگري هم در اين زمينه وجود دارد. مجله ارزشمند فرهنگ پويا(دفتر پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم- موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني رحمه الله عليه) هم در شماره آينده اش که به زودي بيرون مي ايد ويژه نامه خوبي در نقد وهابيت کار خواهد کرد. موسسه حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف) قم تحت رياست استاد حسيني قزويني هم در اين زمينه کارهاي بسيار خوبي انجام داده است.

بدتر از اينها براي انحراف جوانان غربي، دو مکتب شيطان پرستي و کاباليسم اين روزها زياد در رسانه هاي صهيونيستي و فيلم هاي هاليوودي تبليغ مي شود. پيغام بر شيطاني يعني آنتوان لوي از خاندان مشهور يهودي لوي بود که از صدها سال پيش انحرافات زيادي در بين انها رايج بوده است. اينان تحت تاثير شيطان پرستي مصر باستان مکتب جديد پرستش شر و شيطان را با اجازه رسمي دولت جنايت کار آمريکا در آنجا به وجود آوردند و مشغول فريب جوانان جهان هستند. گروه هاي موسيقي گوش خراش شيطاني چون متاليکا و ترويج مواد مخدر و  انحرافات جنسي و فساد اخلاقي و عقيدتي در راس آموزه هاي بنيان برافکن اين گرو ه هاست. کليساي شيطان رسما توسط اين يهودي شرور در امريکا افتتاح شد و کتاب مقدس شيطاني با حمايت صهيونيست هاي آمريکا و اروپا منتشر شد و در جهان پخش شد. اينترنت و هاليوود و موسيقي اصلي ترين روش هاي ترويج اين مکاتب انحرافي هستند. فيلم هاي بسياري چون طالع نحس و وکيل مدافع شيطان و امگاکد و ماتريکس و 666و بيست و هري پاتر و همان شيطان خودمان و جن گير و ...  در راستاي پرقدرت نشان دادن شر و شيطان و تضعيف روحيه خداباوري ساخته شدند و با تبليغات ميليوني در جهان اکران شدند. اگر دير بجنبيم اين فساد عقيده توسط حکومت صهيونيستي اسرائيل به همه ما رسوخ خواهد کرد و نسل اينده ما را نيز مانند جوانان فريب خورده غربيها، فاسد خواهد کرد. اسرائيل و صهيونيسم بايد ريشه کن شود تا منبع اين فسادهاي غيرقابل باور در جهان خشک شود. البته ما با تفکر و بينش عرفاني و توحيدي با هر حکومتي که اين موارد را ترويج کند، بحث خواهيم داشت و مبارزه خواهيم کرد. در اين زمينه به زودي مقاله مفصلي در نقد اسطوره شيطان قدرتمند در سينما و جامعه غربي در نشزيه رواق انديشه و هنر(خانه هنر مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما) با منابع زياد چاپ خواهد شد.

 

فلسطيني ها ناصبي نيستند، حتي شيعه و متمايلين به شيعه هم دارند.

براي اينکه مبارزات مردم فلسطين را در چشم ايرانيان خوار کنند، دستگاه هاي شبهه پراکن داخلي و خارجي نسبت به اصالت و پاکي مبارزه فلسطين خدشه هايي مي کنند و دست روي نقاط افتراق مي گذارند. به يقين بنده از نزديک مي دانم که تمايل به تشيع شديدا در ميان رهبران جهاد اسلامي و حماس ديده مي شود و اساسا دکتر فتحي شقاقي، رئيس قبلي جهاد اسلامي فلسطين که از گروه هاي اصلي مقاومت فلسطين است، شيعه شد و شهيد شد. اصلا سني ها فلسطينيان خصوصا اهل مقاومت را سني-شيعه مي دانند که احترام فوق العادع به امام حسين عليه السلام و عاشورا و مبارزات شيعه و امام خميني مدظله العالي  و رهبر معظم انقلاب حضرت ايه الله خامنه اي حفظه الله مي گذارند. به این خبر دقت کنید: حسینیه ای برای شیعیان فلسطین! به گزارش شیعه آنلاین، این حسینیه در روز پنج شنبه 29 شعبان المعظم سال 1425 هجری قمری، مصادف 14 اکتبر 2004 میلادی افتتاح شد.

گفتنی است این حسینیه یکی از مؤسسات زیر شاخه "جمعیت جعفریه فلسطین" که مقر اصلی آن در شهر "بیت المقدس" اشغالی است، می باشد. ساخت این حسینیه به دلیل حساس بودن این مسأله و موقعیت این حسینیه در چنین شهر مهمی، به چندین ماه کوشش و تلاش نیاز داشت که به حمدالله توسط تعدادی از برادران شیعه که از مخلصین اهل بیت (ع) هستند، صورت گرفت./

منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=46&cat=1

 

 همچنین در این رابطه این خبر را ببینید: شیعیان اسرائیل!

به گزارش شیعه آنلاین، "محمد غوانمه" که به "ابو العبد" شهرت دارد در این باره می گوید: این شورا هواداران زیادی در سراسر مناطق فلسطینی دارد و اندیشه اولیه تأسیس آن هنگامی به فکرم رسید که در زندان های صهیونیستی به سر می بردم. حدود بیست سال طی سال های 1997- 2000 در زندان های رژیم اشغالگر قدس، اسیر بودم، البته به صورت ناپیوسته. "غوانمه" می افزاید: پیش از اینکه شیعه شوم، از اعضا بلکه از بنیانگذاران جنبش جهاداسلامی فلسطین بودم.  وی در مورد هدف تأسیس چنین شورایی می گوید: به دلیل وقوع جنگ میان عراق و ایران، و حمایت فلسطینیان سنی از کشور عراق، فاصله ای میان ملت فلسطین با ایران اسلامی به وجود آمد، و ما مایلیم با تأسیس چنین شورایی بتوانیم هر چه بیشتر چنین فاصله ای را کاهش دهیم و موجب نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر شویم.

وی در ادامه گفت: البته برادرانمان در مصر از ما پیشی گرفتند و پیش از ما موفق شدند که جمعیتی برای شیعیان مصر تأسیس کنند. "غوانمه" در مورد زمان تأسیس این شورا گفت: این زمان را وقت مناسبی یافتیم زیرا اولا رابطه جمهوری اسلامی ایران با جنبش حماس بسیار خوب است و این کشور کمک زیادی به ملت مظلوم فلسطین می کند و حزب الله لبنان نیز همچنان در معرض خطر تهدیدات رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل وقت را مناسب دیدیم.

در مورد سنی بودن مردم فلسطین و شیعی بودن این شورا می گوید: هنگامیکه جنبش جهاد اسلامی را تأسیس کردیم، همگان می گفتند یک جنبش شیعی است. اکنون باید اعلام کنم به رغم اینکه این جنبش رابطه خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارد و از سوی این کشور نیز حمایت می شود، اما یک جنبش سنی است و برای وحدت شیعه و سنی تلاش می کند. اما ما به دلیل اینکه هوادارانی در مناطق مختلف فلسطین و نیز سرزمین های اشغالی داریم، تصمیم گرفتیم چنین شورایی تأسیس کنیم تا بتوانیم از آنان حمایت کنیم. "غوانمه" در مورد عزاداری در شهر "رام الله" گفت: ما عزاداری هایی مانند شیعیان برخی کشورهای اسلامی برگزار نمی کنیم، بلکه عاشورا را با دیدگاه سیاسی مورد توجه قرار می دهیم، زیرا اصلی انقلاب امام حسین (ع) علیه ظلم بود.وی در پایان گفت: البته عاشورا نزد اهل سنت نیز یک عید است و آنان این روز را روزه می گیرند .

منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=47&cat=1


 

 

عزاداري صدام کار همه فلسطيني ها نبود

براي اينکه روابط ايران و حماس را زير سوال ببرند، در دي ماه 1385 شايع کردند که حماس مرگ صدام را محکوم کرده است!؟ به گزارش قدس پرس، يوسف رزقه نماينده حماس در همان تاريخ گفت؛ روز عيد بايد روز همبستگي ميان مسلمين باشد ولي اعدام صدام در چنين روزي، احساسات برخي مسلمانان را جريحه دار كرد. وزير اطلاع رساني فلسطين، با اشاره به شايعات مطرح شده درباره اعتراض حماس به اعدام صدام گفت: برخي رسانه‌ها‌ و مطبوعات سعي دارند كه حماس را وارد ماجرا كرده و با ديگر كشورها درگير كنند. در حالي كه ما فقط به زمان اعدام صدام اعتراض كرديم، نه به اصل مجازات وي. زرقه هم چنين ادامه داد: موضع ما در قبال اقدامات و جنايات صدام، خصوصا در مسائلي مانند حمله اين كشور به كويت معلوم و آشكار است. گفتني است كه در روزهاي اخير، برخي رسانه‌ها‌ و گروه‌ها‌ي مختلف، سعي در انعكاس مخالفت حماس با اعدام و به تبع، تخريب روابط آن با ساير كشورهاي مسلمان، علي الخصوص كشورهاي حاشيه خليج فارس داشتند.

  http://sharifnews.com/?22074  منبع:

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 20:21  توسط سینا  | 

                                                بسم الله الرحمن الرحیم  

 

فقط خدا مي تواند براي بشرتعيين تکليف کند،اصالت باامرخداست نه اومانيسم وانسان پرستي

مالکيت همه چيز و همه کس از آن خداست و فقط آنان بهره اي از حيات مي برندکه در مسير او باشند. در مباحث فلسفه سياسي اسلام چنين استدلال مي کنيم که هيچ بني بشري حق حاکميت بر ساير انسان ها را ندارد، مگر آنها که خدا –که مالک همه چيز است-  اجازه داده باشد. بي شک پيامبران الهي اولين کساني هستند که لياقت تبعيت سايرين از خود را دارند. پس از پيامبران که شايسته ترين افراد هستند، امامان هدايتگر و جانشينان آنها  محقند که به بشرامر و نهي کنند، آن هم با اجازه مالک جهان، خداوند متعال. در عصر غيبت بنا به فرموده ائمه هدي عليهم السلام و عقل سليم بايد از متخصصين با تقواي مجتهد تبعيت نمود؛ چرا که آشناترين افراد به شناخت مسير الهي(دين) هستند. دوازدهمين امام شايسته در مقبوله عمربن حنظله فرمودند: «و َاما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات احاديثنا.... يعني: پس از غيبت من در پيشامدها به فقها و راويان احادبث ما مراجعه کنيد...»

در بحث هاي سياسي و حکومتي هر که شيعه يا عاقل باشد موظف است از نظرات فقهاي مدير و مدبر و زمان شناس تبعيت کند. امام و رهبري که دو تن از فقهاي باتقواي زمان شناس و ولي فقيه زمانه خود بودند، با تمام توان تشخيص دادند که بايد از آرمان آزادي قدس شريف حمايت کنند.  تمام کارشناسان زمان شناس و متفکر هم بر عقيده انان صحه گذاشتند و مردم فهيم و عاقل ايران و بسياري از کشورهاي عربي و اسلامي هم نظر آنان راپاس داشتند و با تمام توان از آزادي قدس شريف از دست دژخيمان غاصب صهيونيست حمايت کردند. حتي بسياري از لايه هاي ضعيف غربگرايان هم در قضيه فلسطين از نظر امام و رهبري تبعيت کرده اند.  البته بودند و هستند معدود غربگرايان افراطي و فراماسونرهايي در ايران و جهان چون ملک حسين اردني و شاه عبدالله و جعفر شريف امامي و حسين مرعشي  متاسفانه با اين حرکت مردم ايران مخالفت کردند. درصد بسيار معدودياز مردم هم که در اين آيه زيبا تامل دقيقي نداشسته اند با اين طيف همراه شده اند که به يقين با آگاهي يافتن از دلايل حمايت از آرمان فلسطين به دفاع از آن پرداخته اند: «الله ولي الذين آمنوا يخرجُهم من الظلمات الي النور و الذين کفروا اولياء هم الطاغوت يخرجونهم من الظلمات الي الظلمات(سوره مبارکه بقره-آيه257) يعني: خداوندولي و سرپرست کساني است که به او ايمان آورده اند و  خدا آنها را از تاريکي ها و ظلمات  به سوي نور بيرون مي برد، (امّا) کساني که کافر شدند، اولياي آنها طاغوت ها هستند، که آنها را از نور به سوي ظلمتها بيرون مي برند.» بي شک آنها که ولايت فقها و اسلام را نپذيرند، تحت ولايت ديکتاتورهايي چون فرعون و شاه و بوش و شارون و ولايتِ پول و شهوت و فريب هاي دموکراسي ليبرال خواهند بود، کما اينکه تاريخ به وضوح فرياد مي زند. هر کس ذيل ولايت الهي نيايد مجبور است زير علم اومانيسم(انسان پرستي) سينه بزند و عاقبتي چون عاقبت فرعون و نمرود و قارون و شارون و شمر و مناخيم بگين و يزيد و ... داشته باشد که فرياد انسان-خدايي شان گوش فلک را کر کرده بود، اما باز به بارگاه پاداش و عذاب خدا شتافتند.)

 

ادله قرآني غاصب بودن و دشمني گسترده يهوديت و صهيونيسم بين اللملل با بشريت

اگر بخواهيم پاسخ اين سوال را که چرا بايد از فلسطين حمايت کرد، از ديدگاه اسلام بيان کنيم، ابتدا بايد از نظر اسلام و قرآن و روايات ثابت کنيم طرف مقابل يعني اسرائيل جعلي به حکم دين، غاصب است؛ چرا که خداوند مرز بين دوستي و دشمني امت اسلامي را با ديگر اقوام روشن کرده است. همچنانکه در آيه 9 سوره مبارکه ممتحنه مي فرمايد:

«تنها شما را از دوستي و رابطه با کساني نهي مي کند که در امر دين با شما پيکار کردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنها رابطه دوستي داشته باشد، ظالم و ستمگر است.» از طرفي در مقابل اين سوال که در نظر صهيونيست ها، فلسطين، سرزمين موعود و تاريخي ايشان است، در قران کريم دلايل بسياري بر رد آن وجود دارد همانطور که در سوره دخان، خداوند پس از آنکه قوم بني اسرائيل دعوت حضرت موسي عليه السلام را مي پذيرند، مي فرمايد: ما اين قوم را برگزيديم و برتري بخشيديم. اما پس آنکه خداوند ايشان را در برابر لشگر فرعون برتري بخشيد و عوامل طبيعي را براي پشتباني آنان بسيج کرد، مثلارود نيل شکافته شد و من و سلوي بر آنان فرستاده شد،پس از خلاصي اين قوم از شرّ فرعون، بهانه ها و گردنکشي ها آغاز مي شود.

 پس از آنکه آنان در غياب حضرت موسي عليه السلام رو به گوساله پرستي آوردند، خداوند مجازاتهاي مختلفي براي آنان تعيين کرد، که حتي از آن مجازاتها هم سر باز مي زنند. خداوند به جهت اين گردنکشي آنان را در زمين پراکنده کرد و بسياري از نعمتها و وعده هاي خود در مورد آنان را حرام کرد.

همچنانکه در آيه 160 سوره نساء مي فرمايد:«بخاطر ظلمي که از يهود صادر شد و بخاطر جلوگيري بسيار آنها از راه خدا، بخشي از چيزهاي پاکيزه را که بر آنها حلال بود حرام کرديم.»
همچنين در آيه 13 سوره مائده مي فرمايد: «ولي بخاطر پيمان شکني آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و....» همچنين باز هم در مورد قوم بني اسرائيل در آيه 146 سوره اعراف مي فرمايد: «بزودي کساني را که در روي زمين به ناحق تکبر مي کردند از آيات خود منصرف ميسازم...»
اما سوال اينجاست که خداوند قوم بني اسرائيل را از کداميک از آيات خود و نعمتهايش محروم و منصرف مي کند ؟ پاسخ اين پرسش را هم قران کريم در آيه 168 سوره اعراف در مورد مجازاتهاي ايشان اورده است: «و آنها را در زمين بصورت گروه هايي پراکنده ساختيم...»

اما در مورد جانشينان پس از قوم يهود، آيا قران هم مشخصات آنان را ذکر کرده؟ بله صراحتا در آيه 13 سوره يونس پس از اشاره به اعمال مجازات براي اقوام پيشين در اين مورد خطاب به حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم و امت اسلامي پاسخ داده است:« سپس شما را جانشينان آنها در روي زمين پس از ايشان قرار داديم تا ببينيم شما چگونه عمل مي کنيد.» البته در غاصب بودن صهيونيست ها و اينکه قوم يهود دوبار در زمين فساد بزرگي خواهند کرد، نيز در سوره اسراء آيات روشن و واضحي آمده است که همگي دلالت بر اين دارد که قوم منحرف از آيين موسي، در شرايط حاضر در جبهه کفر قرار دارند و مبارزه و جهاد با ايشان از واجبات است./با تشکر از شيدا

دفاع از بلاد مسلمين واجب است چرا که قرآن کریم می فرماید: ولن يجعل اللهُ للکافرين علي المومنين سبيلاً (سوره مبارکه نساء-آيه141) طبق اين آيه و بسياري از آيات و روايات ديگر، راه تسلط کفار بر مسلمين بايد بسته شود. اما اسرائيل مانند يک غده بدخيم سرطاني در قلب مسلمين رشد کرده و دارد اعضاي جامعه اسلامي را فاسد مي کند از لحاظ اخلاقي  و ديني و اقتصادي و مبارزه با آن در هرحال بر هر آزادانديشي که از هر ديني در اين منطقه زندگي مي کند واجب عقلي است.  بگذريم از هتک ناموس مسلمانان ساکن در مناطق اشغالي توسط اسرائيليان هرزه و لوده که بايد خواب را از چشمان هر نيمه مسلماني هم بربايد و تمام امکانات مقدور را بايد به فلسطينيان رساند تا وظيفهاي که مولاي متقيان و رسول مکرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بر عهده ما قرار داده اند تا حدي بتوانيم به انجام برسانيم.

 

تاريخ شکل گيري يهوديت دنياگرا و روچيلدها وخاندان زرسالار يهودي مقدمات شکل گيري صهيونيسم بين الملل است.

بسيار ساده انگارانه است که برخي مي پندارند صهيونيسم و پدرخوانده هايش فقط از 1897 تا کنون حدود 111 سال بيشتر ندارند.(سالي که اولين ظهور علني کنفرانس صهيونيسم برگزار شد.) آنانکه کتب تاريخ اروپا و آمريکا را خوانده اند، خصوصا تاريخ آلمان و فرانسه و اطريش و ايلات متحده را تورقي هم کرده باشند، به وضوح دريافته اند که خاندان زرسالاري که پدرخوانده اصلي صهيونيسم هستند خانواده بسيار ثروتمند و دنياگرا و ظالم روچيلد (روتشايلد) هستند. اينان از فرانکفورت آلمان در قرن هفدهم شروع کردند و با پخش شدن در پنج کشور اروپايي مهم و به دست گرفتن دلالي اسلحه و بانکداري و انحصار راه اهن و بورس بازي و انحصارت اقتصادي و تجارت سودآور به يکي از ثروتمند ترين خاندان تاريخ بشر تبديل شدند. تا حدي اينها در پيدايش تفکر مادي يهود و بعدها صهيو نيسم نقش اساسي ايفا کردند که در سال هاي دهه چهل قرن نوزدهم(1840) فردي به نام ژرژ ماتيو ديرنوائل فرانسوي کتابي به نام «تاريخ روچيلد اول، پادشاه يهود» منتشر کرد که در مدت بسيار کوتاهي به چاپ بيستم رسيد و مردم ستم ديده فرانسه آنچنا از اين کتاب استقبال کردند که بارون جيمز روچيلد مقتدر و بسيار ثروتمند، مجبور شد اطلاعيه اي عليه اين کتاب منتشر کند و يکي از نوکران زرسالاري يهود کتابي عليه اين کتاب نوشت به نام: «پاسخ روچيلد اول پادشاه يهود به شيطان آخر پادشاه مفتريان»!

انگلس معروف هم در سوم ژوئيه 1847 در شماره سوم روزنامه انگليسي استارنورژن در مقاله اي به نام «افول و سقوط نزديک گيزو،وضع بورژاوازي فرانسه» نام جيمز روچيلد را پيش از نام لويي فيليپ پادشاه فرانسه آورد، انگلس تلويحا حکمران اصلي فرانسه را روچيلد مي دانست. درباره روچيلدها ساعت ها مي توان نوشت و گفت ولي در اين مجال بيشاز اين نمينويسم و شما را به دو کتاب ارجاع مي دهم: زرسالاران يهودي و پارسي استعمار بريتانيا و ايران، نوشته استاد عبدالله شهبازي، نشر موسسه مطالعات و پژوهش هاس سياسي، خصوصا جلد دوم و سوم آن و کتاب روچيلدها، ترجمه اي ازدايره المعارف يهودي معتبر جودائيکا؛ با مقدمه استاد شمس الدين رحماني. البته پيش از روچيلدها و بعد از آنها خاندانهاي زرسالار اصلي يهوديت ماده گرا حاميان ظلم بانکداران و تاجران حريص يهودي بودند و رباخوري را در اروپايمسيحيگسترش دادند و اختلاف طبقاتي را به حد اعلا رساندند و بعدها اسرائيل را براي حفظ منافع نامشروع اقتصادي و سياسي و استراتژيکشان در خاورميانه در ميانه مسلمانان و در قلي استراتژيک سه قاره بزرگ دنيا به وجود آوردندو ميليونها مسلمان فلسطيني را آواره کردند. قبل از روچيلدها هم مسيحيان پروتستان و پيوريتان از حاميان اصلي انديشه هاي سلطه طلبانه و نژاد پرستانه يوديان  يودند. در کتاب ارزشمند پروتستانتيسم، پيوريتانيسم و مسيحيت صهيونيستي نوشته استاد نصير صاحب خلق نشر هلال و موعود هم مي توانيد در اينت باره مفصلا مطالبي بخوانيد.

 

غصب ظالمانه و رد شبهات فروش زمين و سرزمين بي سکنه

در مورد مسأله فلسطين گفتني هاي زيادي وجود دارد. اما موضوعي که اخيراً باعث شگفتي و تأسف شده است، سؤالي است که بطور وسيع در بين برخي جوانان کم دقت پخش شده: « اين فلسطيني ها مگر خودشان زمينها و باغهايشان را به صهيونيستها نفروخته اند که حالا اينقدر اعتراض مي کنند ؟»

و اما واقع قضيه چيست؟ آيا صهيونيست ها، فلسطين را از طريق خريد بدست آورده اند و فلسطينيها با کمال رضايت، سرزمين خود را در ازاي پول به آنها داده اند؟تا سال 1296 هجري شمسي، يهوديان تنها 650 کيلومتر مربع از 27 هزار کيلومتر مربع مساحت کل فلسطين را در مالکيت خود داشتند. دراين سال با شکست دولت عثماني در جنگ جهاني اول، انگلستان سرزمين فلسطين را اشغال کرد و طي اعلاميه اي به صهيونيستها اجازه داد که در فلسطين، «کانون ملي يهود» ايجاد کنند و يهوديهاي غير فلسطيني را به سکونت در زمينهاي سلطنتي متعلق به دولت عثماني شکست خورده تشويق کرد. از اين پس اشغالگران انگليسي با وضع انواع و اقسام قوانين ، شرايط را براي اشغال زمين ها، ساختمانها و باغات فلسطيني توسط يهوديان فراهم کردند. رقمي در حدود 597 کيلومتر مربع توسط خود دولت بريتانيا به طور رايگان يا به قيمت ارزان در اختيار آژانس يهود و شرکتهاي صهيونيستي قرار گرفت.

678 کيلومتر مربع نيز توسط خانواده هاي عرب غير فلسطيني به يهوديان فروخته شد.68 کيلومتر مربع نيز به دستور وزير مختار انگليس توسط يهوديان به زور از فلسطينيان گرفته شد. به هر حال در ميان ملت فلسطين بسيار کم ديده شده اند کساني که زمين هاي خودشان را فروخته باشند. تازه آن دسته قليل که زمينهاي خود را فروختند، اکثراً نه با طيب خاطر که در اثر شرايط به وجود آمده از قوانين انگليس در مورد کشاورزان فلسطيني بود که مجبور به فروش زمين هاي خود مي شدند. مثلاً دولت انگليس، مقدار مالياتها را افزايش مي داد و همزمان از صدور حبوبات و زيتون که عمده محصول کشاورزي فلسطين بود جلوگيري مي کرد. در نتيجه کشاورزان از عهده مخارج و مالياتها بر نمي آمدند و به ناچار ملک خود را به معرض فروش مي گذاشتند. از اينها که بگذريم، پس از مدتي فتوايي شرعي مبني بر حرام بودن فروش زمين به يهوديان و مباح بودن خون کسي که چنين کاري انجام دهد يا واسطه اين کار باشد از سوي اغلب علما صادر شده بود. اولين فتوا در مورد حرام بودن فروش زمين به يهوديان، توسط کنگره علماي فلسطين که در بهمن 1313 در بيت المقدس تشکيل جلسه داد صادر شد. شرکت کنندگان در اين کنگره به اتفاق آرا فتوا دادند که فروش زمين در فلسطين به يهوديان حرام است، زيرا اين کار به يهوديان امکان مي دهد به اهداف خود که عبارتست از يهودي سازي فلسطين، خارج ساختن اين سرزمين از دست ساکنان اصلي آن و بيرون راندن آنها از سرزمينشان و محو آثار اسلامي در فلسطين از طريق تخريب مساجد و عبادتگاهها و اماکن مقدس اسلامي دست پيدا کنند. طبق اين فتوا بر همه واجب است که با فروشندگان زمين به يهود قطع رابطه کنند و آنان را معرفي نمايند و اگر اين افراد مردند در قبرستان مسلمين دفن نخواهند شد.

در تاريخ معاصر فلسطين گزارشهايي از مراسم جشن و پايکوبي مردم به ميمنت مجازات معدود خائناني که اقدام به فروش زمينهايشان کرده بودند، ضبط شده است.طبيعي است که در چنين فضايي کمتر کسي به خود جرأت مي داده است که دست به فروش زمين به صهيونيستها بزند و نفرت و لعن خلق و خالق را براي خود بخرد.

در هر حال چنان که آورده شد، جمع ارقام زمين هاي واگذار شده به صهيونيستها( با احتساب زمينهايي که از قبل در اختيار يهوديان بوده) در زمان سلطه انگليس، تقريباً دو هزار کيلومتر مربع است که در مقايسه با 27 هزار کيلومتر مربع مساحت فلسطين، فقط 7/7 در صد است که از اين درصد هم چيزي حدود يک سوم آن از طريق خريد به صهيونيستها رسيده است و ما بقي با مساعدت انگليس در اختيار آنها گذاشته شده است. اين بدان معني است که تنها چيزي حدود 5/2 درصد از زمينهاي فلسطين به صهيونيستها فروخته شده است.پس از خروج انگليس از فلسطين در ارديبهشت 1327(1948 ميلادي)، مابقي اين سرزمين نه از طريق خريد که با کشتار، غصب، شکنجه، تخريب، فشار و توطئه و با بدترين شکل از فجايع و جنايات که ممکن است به تصور بشر درآيد، به تصرف صهيونيستها در آمده است. وقايع جنايت کارانه اي که صهيونيستها ترتيب داده اند، يک فهرست بلندبالا و شامل دهها عنوان است. فقط در سال 1948 و براي آماده سازي فضا جهت اعلام موجوديت به اصطلاح « دولت اسرائيل»، ده ها مورد کشتار دسته جمعي با صدها شهيد از زن و مرد و کوچک و بزرگ، «عمليات افتخار آميز صهيونيستها» را شامل مي شود که فاجعه « دير ياسين» با 360 کشته و کشتار حيفا با 150 شهيد دو نمونه از آنها است.
حاصل اين کشتارها و نتيجه برنامه ريزي شده آنها اين که در همان سال 1327 «ساکنان 531 روستا و شهر فلسطيني يعني جمعاً 900 هزار نفر را از خانه و کاشانه بيرون راندند.» و اين جنايات همچنان ادامه داشت تا سه هزار کشته اردوگاههاي «صبرا و شتيلا» تحت نظارت آريل شارون در سال 1361 و کشتار ابراهيمي در سال 1372 وقتل عام جنين درسال 1381 و...

 
توجه شود که همه اينها صحنه هاي کشتار است نه جنگ. يعني يک طرف مردم بي سلاح بي دفاع يک روستا، يا يک حرم، يا نمازگزاران يک مسجد، يا بچه هاي پناه گرفته در يک پناهگاه و... و در سوي ديگر يک ارتش مسلح مجهز وحشي است با انديشه نژادپرستانه صهيونيستي و تعليم ديده براي کشتار و جنايت. آن وقت شگفت آوراست که جوان يا دانشجوي ما اينها همه را نمي داند و سؤال مي کند که اين فلسطينيان که زمينهايشان را فروخته اند چرا اينقدر سر وصدا مي کنند؟ و شگفت آور تر است که اين سخن در بين جماعتي وسيع در سراسر ايران گسترده است. با اين حساب آيا دستگاههاي تبليغاتي کشورمان در شناساندن حقيقت فاجعه فلسطين کوتاهي نکرده اند و بالعکس، تبليغات صهيونيستي در وارونه جلوه دادن واقعيتها پرکار نبوده است؟يکي از مهم ترين نکاتي که بايد گفت اين است که فلسطين به زور غصب شد. شبهه کودکانه و صهيونيستي که مي گويند عربها خود زمين هايشان را فروختند آنقدر نخ نما شده که بچه ها هم ديگر به آن استناد نمي کنند.  در نقد اين شبهه بايد گفت که اولا از ابتدا گروهي يهودي در فلسطين زندگي مي کردند و اساسا درصدي از زمينها مال خودشان بود. ثانيا يهوديان بعدي با سوء استفاده از سادگي و طمع برخي مال پرستان و غرب گرايان عرب توانستند مقدار بسيار کمي از زمين هاي فلسطيني ها را از چنگ آنها در آورند و همان مقدار را هم در نقاط استراتژيک و مهم محلات مي خريدند و آنجا را تبديل به خانه تيمي براي تروريست ها ي يهودي که از جانب غربي هاي دژخيم و جنايتکاران آمريکايي و انگليسي حمايت مالي مي شدند، قرار مي دادند و از آنجا بقيه نقاط محله هاي عرب نشين را تصرف مي کردند و کار جاسوسي انجام مي دادند و از همان ابتدا هم اکثر فلسطينيان عليه يهوديان و مسيحيان صهيونيست مبارزه مي کردند. شهيد قسام و ساير شهداي دهه هاي پيش فلسطين شاهدي بر اين مدعا هستندو هرگز فلسطين سرزمين بدون سکنه اي نبوده که يهوديان وارد شده و آنجا را آباد کنند و فلسطين از ديرباز مامن و محل آبادي بوده که رونق خوبي هم داشته است به دليل موقعيت ژئو استراتژيک آن که در محل لولاي سه قاره قرار گرفته است. حتي اگر فلسطينيان مسيحي هم بودند که عده زيادي از آنها از 2000 سال پيش تا کنون مسيحي هستند، دفاع از آنها بر ما واجب بود. اسلام مخالف ظلم حتي به يهوديان غير محارب است. در اين زمينه کتاب لولاي سه قاره اثر استاد شمس الدين رحماني خواندني است. (استاد  شمس الدين رحماني در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 8/2/80 با تلخيص و اندکي تغيير)  در اين زمينه به اين منابع مراجعه بفرماييد:  مجله ترجمان سياسي، دي ماه 79 ، سرگذشت فلسطين، نوشته اکرم زعيتر، ترجمه اکبر هاشمي رفسنجاني، نشر بوستان کتاب قم و همچنين: فلسطين، سرزمين تاريخ و مقاومت، انتشارات جنبش جهاد اسلامي فلسطين، دفتر تهران./ با تشکر از حامد:www.jew.blogfa.com

 

نژادپرستي يهودي-صهيونيستي فلسطيني و غير فلسطيني و مسلمان و بودايي و مسيحي نمي شناسد، حتي بين خود يهوديان هم طبقات متعددي وجود دارد.(خصوصيات يهود ماده گرا: حرص وانحصارطلبي و ماده گرايي و رباخواري و پول پرستي و عدم دوستي گوييم و نژادپرستي و...)

 

فراز هایی باور نکردنی از تلمود کتاب مهم یهودیت ماده گرای امروز

دو کتاب تلمود و تورات روح يهوديت ماده گرا و صهيونيسم دنياپرست هستند. حاخامهاي يهودي طي سال‌هاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خودسرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را حاخام «يوخاس» درسال1500م. جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500م. نوشته شده بود به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود را جمع آوري كرد.

 اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف «تورات» قرار دارد (بلكه از تورات هم بالا تر است چنانچه «گرافت» مي گويد: بدانيد كه گفتار حاخام از گفتار پيامبر بالاتر است). براي اينكه بيشتر به خود پرستي وآرمانهاي ضدّ انساني يهود پي ببريم خوب است چند جمله اي ازاين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم: ( اين قسمت ] برگرفته ازكتاب «خطر اليهوديه العالميه  علي الاسلام و المسيحيه»، تاليف عبدالله اتل مي باشد. اين نويسنده نيز از کتاب «الکنز المرصود في قواعد التلمود»، تاليف دکتر رو هلبخ، ترجمه يوسف نصر الله، چاپ بغداد سال 1899 م. نقل نموده است.)

 _ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است؛ زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد، روح هاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است.

 _ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است .

 _ پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار يعني «غير يهود» منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده وغلام خواهد داشت.

 _ کشتن مسيحي از واجبات مذهبي ماست وپيمان بستن با او، يهودي را ملزم به ادا نمي كند. روساي مذهب نصراني وهر كه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه لعن شود.

- اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت.

 _ اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد.

 _ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد.

 _ نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است.

 _ اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است.

 _ سگ افضل از غير يهودي است،‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است.

 _ هيچ قرابتي و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟

 _ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است.

 _ اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است.

 _ اجانب براي خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‌اند.

 _ يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست.

_ بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند تا آنها صاحب ملك نباشند وهميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد. و چنانچه غير يهودي بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم.

 _ پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود.

_ يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.

_ ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر مي‌فرمايد.

_ غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.

 _ حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت!

 _ اگر يكي از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرده‌ايم.

   _ تا مي‌توانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‌ايد.

 _ هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نمي‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.

 _ كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند.

 _ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست.

 _ يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد.

 _ براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

 _ قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود.

_ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.

 _ بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است.

 _ ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم!

 اين مطالب  نياز به توضيح و تعليقي ندارد و خود بهترين معرف براي يهوديت حاخامي_تلمودي است.  براي ديدن متن انگليسي تلمود مراجعه کنيدبه: سايت علمي پژوهشي يهود؛ معرفي كتاب تلمود : www.yahood.net/talmud.htm

 

فراز هایی از تورات کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان متمایل به یهود

در کتاب مقدس يهوديان، تورات تحريف شده موجود هم احکامي شبيه اين وجود دارد که برخي را نقل مي کنيم:

_ من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي, ليكن مثل آدميان خواهيد مرد.(تورات، سفر تثنيه، باب10، فقره31)

 _ اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت, و هيچ كدام از آنها به ميان جامعه خ