|
به گزارش خبرنگار پلاکنیوزبه نقل از رجا- برداشت اول:
هنوز صحبت های آن روحانی روشن ضمیر در زمستان سال 83 به هنگام سخنرانی شهردار تهران را به خوبی به خاطر دارم، آنجا که میان سخنرانی شهردار وقت به دیگری می گفت:
«این اولین غیر معممی است از اول انقلاب تاکنون که توانسته در میان روحانیت، اینچنین علمایی صحبت کند و تنها کسی است که تاکنون توانسته اینچنین دلهای حوزویان را تسخیر کند. من خودم شاهد سخنرانی شهید رجایی نیز بوده ام..." (نقل به مضمون)
همیشه از خدا می خواهم هیچ گاه در زندگی شریفتان، شاهد جدال سنگین 2 گروه مسلمان که با نیت هایی خالص در حال نبردی سنگین با هم هستند، نباشید. اما باید اقرار کنم، من شاهد یکی از شیرین ترین این نبردها بوده ام. هنوز والسلام سخنرانی گفته نشده بود که یکباره، جنگی تمام عیار مابین روحانیون جان بر کف و تیم حفاظت آنموقع شهرداری برای تصاحب دکتر شروع شد. نبردی نابرابر که با شکسته شدن دست یکی از محافظین...
علما و روحانیون خیلی سخت به کسی ابراز محبت می کنند، چه برسد به اینکه دست کشیدن به او را تبرک نیز بدانند...
برداشت دوم:
بعد از گذشت 3 سال و نیم و نوشتن دیکته ای که در آن غلط هایی نیز دیده می شود، گفتند دکتر درست در همان بازه زمانی 4 سال قبل، این هفته برای دیدن طلاب عازم فیضییه قم است. به قول غربی ها، حس کنجکاویمان (البته ما بهش یک چیز دیگر می گوییم) گل کرد و برای مقایسه آن زمان و.. به آنجا رفتیم.
برداشت سوم: قبل از مراسم؛
- "روحانی بسیجی" پدیده ای است که عمده روحانیون نسل جدید حوزه ها را تشکیل می دهند، برای خود، شأن و شئوناتی قائل نیستند. هر کاری که "رضایت خدا و ولی او" را به همراه داشته باشد، عاشقانه انجام می دهند. در همین راستا، خالی نمودن یک نیسان کتابی که با عنوان "دولت مردمی"، مجموعه صحبت های مقام معظم رهبری و دکتر احمدی نژاد را در برداشت، برایم جالب بود. روحانیون با همان لباس پیغمبر اسلا،م بسته ها را دست به دست تا حیاط انتقال می دادند.
- صف بلندی از طلاب و روحانیون برای دریافت کتب شکل گرفته بود. ای کاش می توانستم از این صف معممین عکسی بیاندازم تا دل مردم یک مقدار خنک گردد. مبلغان که قرار است به سراسر کشور اعزام گردند، به دنبال پاسخ هایی برای سؤالات مردم بودند.
- طومار پارچه نوشته ای در کنار عکسی از دکتر در حیاط نصب شده بود که خطاب آن به هیأت رئیسه مجلس بود. در قسمتی از متن این طومار آمده بود:
«هیأت رئیسه محترم مجلس
...حمایت های بی دریغ مقام معظم رهبری از دولت اسلامی و معرفی آن به عنوان احیاگر گفتمان امام و انقلاب و خدمات قابل ستایش آن در عمران و آبادانی کشور و... از سویی دیگر راه اندازی جنگ احزاب علیه آن و... در پایان دوره اول دولت نهم نشان از یک توطئه خطرناک دارد. انتظار مردم ولایتمدار شهر قم، طلاب و فضلای حوزه علمیه قم از هیأت رئیسه مجلس این است که با هوشیاری، ابتکار عمل را از دست کارشکنان در برابر دولت نهم گرفته و..."
مطلب بلندی بود و خوب هم امضا می کردند.
- در حیاط مدرسه، گعده های مختلفی با محوریت آقایان کعبی و رسایی و روانبخش شکل گرفته بود و عده ای هم مشغول نوشتن نامه به دکتر بودند. آقای غرقی نیز مثل همیشه با احترام در حال جمع آوری نامه ها.
- در داخل سالن، 2 بار جمعیت به تصور ورود دکتر بلند شده و شروع به شعار دادن کردند. یک روحانی شلوغ و حادثه خیزی هم بود که فکر کنم، به شوخی با اطرافیانش رو به یکی از درب ها برخاسته و شروع به شعار دادن نمودند. جمعیت، همه برخاست. خودم هم فکر کردم، دکتر آمده است. محافظین شوکه شده بودند که چرا دکتر از آن درب آمده است. خلاصه چند دقیقه ای طول کشید تا باورمان شود، دکتری در کار نیست. یک روحانی گفت رنگ محافظین چه پریده، اگر یک کم دیگه ادامه می دادند، چند تا از این محافظین پس می افتادند.
- حضور آقای یزدی در این مراسم هم جالب بود و هم حاوی پیام هایی. به دلیل کهولت سن برایشان صندلی آوردند.
- 2 پلاکارد در فضای داخلی مراسم نصب شده بود؛ اولی عکس با چفیه دکتر که کنارش نوشته شده بود "خسته نباشی دلاور"، دیگری متن صحبتی از آقا که: "یکی از ویژگیهای دولت نهم، به ویژه شخص رئیس جمهور که آن را از دیگر دولت ها متمایز می کند، داشتن روحیه شجاعت و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های دشمن است."
برداشت چهارم: شروع مراسم؛
- شعارها با "صل علی محمد، یاور رهبر آمد" شروع شد؛
"مالک اشتر علی، به شهر ما خوش آمدی"
"تو احمدی نژادی، مردانه در جهادی"
"دولت ما ولاییه، یادآور رجاییه"
"سفارش رهبری، حمایت از دولت است"
"مدافع ولایت، حمایتت می کنیم"
"محمود احمدی نژاد، مرد عمل مرد جهاد"
- روحانی سید جا افتاده ای، تلاوت قرآن را آغاز کرد. دکتر که می دید، اگر به جمعیت نگاه کند، باید به ابراز احساسات بزرگواران پاسخ دهد، تا انتهای تلاوت قرآن سرش را به پایین دوخته بود. جمعیت با این حرکت، کاملاً به آیات قرآن دل سپردند.
- سید قاری که مجری برنامه نیز بود، با این جملات شروع کرد: در محضر یاوران امام زمان(عج) و در محضر سرباز جان بر کف امام و رهبری و یاور امام زمان(عج) هستیم.
- محفلی که با نام حسین(ع) شکل گرفته بود، با مداحی بر مصائب او آغاز شد. روحانی مداح، اینچنین روضه را شروع کرد: ای عاشقانی که می خواهید، پیام رهبری و یاورش را به سر تا سر کشور برسانید، وقتی گفتند سفیر رهبر انقلاب می خواهد به شهرتان بیاید، این خیل جمعیت برای یاری و استقبال او آمدید، اما قربان سفیر غریب حسین شوم، تنها و بی کس در کوچه ها سرگردان و... یک وقت دیدند از بالای دارالاماره فریاد زد آقا جان، حسین جان کوفه نیا...
جمعیت به شدت منقلب شده بود. دکتر که از ابتدای ورود، غمی در چهره اش نمایان بود، اشک هایش را نثار مظلومیت امام خویش کرد.
- یک عبا و حمایلی مزین به "یا اباعبدالله الحسین(ع)"، به پاس اشاعه فرهنگ مهدویت و مکتب حسینی و به خاطر حمایت های مکرر و صریح رهبر انقلاب از سوی طلاب و فضلای حوزه به رسم یادبود تقدیم شد. دکتر بوسه ای بر عبای اهدایی زد و به همراهان تحویل داد. "شعار احمدی، احمدی، حمایتت می کنیم"، سالن را پر کرد.
برداشت پنجم: اهم صحبت های دکتر؛ تمامی جملات نقل به مضمون می باشد.
- دکتر، 2 بار بسم الله گفت ولی شعارهای جمعیت مانع از ادامه کلام شد.
- شهر قم، دیار اهل بیت(ع) و شهر علم و فقاهت و مرجعیت و پرچمدار نشر اسلام ناب و پشتوانه اصلی نظری انقلاب اسلامی، به عنوان تنها نظام مبتنی بر ولایت در عالم... قم امروز در زمین و آسمان می درخشد.
- خدا را سپاسگزارم، روز میلاد حضرت مسیح(ع)، خدمتتان هستم... ان شاءالله به زودی زود، او به عنوان یاوری شجاع و فرمانده ای مخلص و سربازی فداکار، در کنار امام هستی و قطب عالم امکان خواهد آمد.
- دکتر در ابتدا گفت می خواهد راجع به حسین(ع) صحبت کند: (نقل به مضمون) فریاد جرس کاروانی به گوش می رسد... صدای مظلویت و فریاد پیچیده در گوش زمان و ندای هل من ناصر ینصرنی (گریه حضار. دکتر به شدت بغض کرده بود و برای ثانیه ای مکث).
و صدای گریه ها و ناله های حسینی (مجلس به شدت منقلب شده بود) و سخنان علی وار دختر علی(ع) که "ما رایت الا جمیلاً" (دکتر بغضش شکست و شروع به گریه کرد) صدای مظلومیت اهل بیت پیامبر(ص)...
برخی خبرنگاران و محافظان هم در حال گریستن بودند. دکتر در نهایت گفت خدا را شکر می کنم، دعوت امام حسین(ع)، در میان ملت ما بی پاسخ نمانده است.
- دکتر راجع به شرایطی که دولت در این 3 سال با آن مواجه بود، صحبت کرد. یک مطلب جالب نیز گفت که: دشمن حدود 15 بار آرایش جنگی کاملی به خود گرفت تا دنباله های داخلی آنها دل مردم و مسئولین نظام را خالی کنند، اما هر بار یک نهیب رهبری، همه معادلاتشان را بر هم می ریخت. (تکبیر حضار)
- بیش از صدها کشتی ما را در همان ابتدای کار در وسط آب ها متوقف و کالاهای ما را در سراسر جهان در انبارها توقیف کردند و شبکه بانکی ما را... اما کشور طوری اداره شد که هیچ کس در داخل متوجه این تحریم ها نشد. (تکبیر و شعار ممتد "امریکا در چه فکرییه، احمدی نژاد بسیجیه")
- دکتر مطالب دیگری از توطئه های داخلی و خارجی را نیز گفت و بیان کرد در چنین فضایی، دولت خدمات شایانی را انجام داده است و یک سری از آمارهای مقایسه ای را که برخی از آن ها در خبرگزاری ها آمد، بیان کرد.
- حضور حجت الاسلام محمدی گلپایگانی برای اولین بار در یک چنین مراسمی در نوع خود بی نظیر بود. دکتر خطاب به وی گفت از اینکه عطر رهبری را با حضور خود به مجلس آوردید، تشکر می کنم.
- در بحث تورم، یکی ار همین مراکز پژوهشی که فشار می آورد، سهمیه بندی بنزین انجام شود، در گزارش منتشره خود گفت، اگر سهمیه بندی اتفاق بیافتد، 15 واحد به درصد تورم اضافه می شود. متوسط قیمت های جهانی نیز 36 درصد بالاتر رفته بود.
حالا ما برای محاسبه تورم می گوییم، خوب سهمیه بندی که انجام شد. فرض بگیریم شما یک سوم عدد گزارش خود را قبول دارید، یعنی 5 درصد و فرض بگیرید قیمت های جهانی نه 36 درصد بلکه فقط 4 درصد اثر داشته باشد (دکتر به شوخی گفت: "به کوری چشم دشمنان ما، اثر تحریم را صفر می گیریم "که تکبیر و شعار مرگ بر امریکا در سالن طنین انداز شد) یعنی 9 درصد، باید تورم اضافه می شد.
- از ابتدای کار دولت، مدام 2 دروغ را تکرار کردند؛ اول اینکه، این دولت به اصل 44 اعتقاد ندارد. در حالی که قانون آن در این 3 سال در همان جاهایی که این دروغ را تکرار می کنند، 3 سال طول کشید و تازه 31 تیرماه امسال نهایی شد. یک گروهی بررسی کرده، بیش از 40 هزار دروغ و اتهام بی اساس به این دولت زده اند.
- دومین دروغ، برداشت از ذخیره ارزی است. چون می دانند، ما نمی توانیم، بگوییم ذخایر ارزیمان چه میزان است، مدام تکرار می کنند. یک آقایی که در دوره قبل، در این حوزه مسئولیت داشته، چند وقت پیش گفته این دولت 120 میلیارد دلار را برداشته است. مگر می شود، بدون اجازه قانون، یک دلار را جابجا کرد؟ دکتر به شوخی گفت بابا شما بگو چگونه اینها را زمان خودت خارج کردید که مدام می گویی نه می شود. از طرقی خارج کرد که نه قانون گیر بده، نه دستگاههای مسئول بفهمند و نه جایی ثبت بشه. (خنده حضار)
- وقتی دکتر آمار مقایسه ای تعداد اختراعات صورت گرفته در این 3 سال را با قبل از آن داد، یکی از روحانیون که هیجان زده شده بود، بلند داد زد تکبیر که همه زدند زیر خنده.
- دکتر گفت وقتی با شورای روابط خارجی امریکا در نیویورک جلسه گذاشتیم که به قول معروف، مهمترین نخبگان امریکا آنجا جمع هستند، رسیدیم تهران به"آقا" گفتم خیالتان راحت باشد، آنجا آدم به درد بخوری که بتواند امور را تدبیر بکند، ندارند. (خنده حضار)
برداشت ششم: جملات مهم پایانی
- بوش گفت که ما کار را تمام کرده بودیم، یکدفعه نمی دانیم چرا همه چیز بهم ریخت (خنده حضار) من می خواهم بگویم، آینده را خواهید دید، هر روز به ضرر شما ایران تغییر خواهد کرد. (فریاد یکپارچه ای بلند شد: احمدی نژاد دلاوره، مطیع امر رهبره)
- همان روحانی حادثه خیز فریاد زد آقای دکتر من کفشهام تموم شده، خواهش می کنم بگید یک کفش آهنی بهم بدهند. دکتر که متوجه نشده بود، گفت بیا این ور ببینم مشکلت چیه؟ روحانی گفت آخه آقای دکتر کفشهام را زدم تو دهن دشمن های شما، یک جفت کفش آهنی می خواهم، یک چند نفر دیگر مانده اند. (دکتر و جمعیت همه زدند زیر خنده)
- آخرین اخباری که ما از تیم جدید دشمن داریم که بسیار هم مهم است، این است که در جلساتشون 2 تا تصمیم گرفتند:
اولاً که ما در درازمدت نمی توانیم با ایران در حال چالش باشیم و نتیجه این تقابل، در این 30 سال به ضررمان شده و باید قدرت ایران را به رسمیت بشناسیم. یعنی هر دولتی در دوره بعد سر کار آمد، باید سریع روابطمان را با ایران درست کنیم.
ثانیاً یک تصمیم مقطعی برای این 6 ماه باقیمانده تا انتخابات باید گرفته شود و آن فشار همه جانبه و آخرین تلاش بی امان برای برکناری احمدی نژاد است. آنها خیال کردند، احمدی نژاد است که مقابل آنهاست. نمی فهمند مردمی که در سرزمین خود پرچم امام عصر(عج) و پرچم ولایت را بلند کرده اند، چه مردمی هستند؟ احمدی نژاد در برابر این مردم عددی نیست. (شعار احمدی احمدی حمایتت می کنیم)
برداشت آخر:
تا به حال ندیده بودم، جماعت عظیمی از روحانیون با هم گلاویز شوند. یک عده دست ها را آنچنان بهم گره کرده اند که گویی می خواهند سدی در برابر امواج خروشان عده مقابل ایجاد کنند. تنها یک ترک کوچک لازم بود تا این امواج خروشان به ساحل آرامش خود برسند و دانه های عرق های محافظین که بر گونه هایشان سرازیر می شد و دکتر که دستانش درد گرفته بود و بدنش کوفته شده بود، تنها مرا به یاد جمله روحانی عزیزی در 24 خرداد ماه سال 84 در بحبوحه اضطراب های انتخاباتی می انداخت، آن زمان که در شهر قم، خروش جمعیت علمای قم به سمت دکتر، اضطراب را از همه گرفت و او رو به جمعیت گفت: "ان شاءالله کار تمام است."پلاک نیوز |