تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

بسم الله الرحمن الرحيم

شايد اين آخرين روز قدس باشد...

(پيشنهاداتي براي پربارترشدن مراسم روزقدس واستفاده حداکثري ازپتانسيل هاي اين روزمقدس)

در آغازين روزهاي شهرالله، روح اسلام، حياتي دوباره يافته و آن حکيم مطلق، باز هم به مناسبتي، بندگان خود را به نماياندن خداييِ خويش، واداشته است.  بندگان او هم با رهايي خود از نفس، در حين داشتن امکانات، از استعمال آنها خودداري مي کنند تا نشان دهند که مي توان آنقدر آزاد بود که رفاه را هم زير پا گذاشت و گرسنگي و تشنگي را با عشق خريدار بود.

شروع اين ماهِ سرشار از لذت، باعث شده که مسلمانان شهد هويت خويش را بچشند و در شيريني آن بيشتر بيانديشند و با پاکي درون و تدبر در آيات الهي، به مبارزه با شياطين و وسوسه هايشان در اندرون قلب و جهان خارج روند.  

فرزندان صهيون، که اکنون، در تداوم خط گم رهانِ يهود، استاد شياطينند و در چپاول اختاپوسي، گوي سبقت را از کوسه ها هم ربوده اند، برنامه هاي فراواني براي مبارزه با جبهه حق دارند. اما همه مي دانيم که صداي پاي امام عشق دارد مي آيد و فرصتي نيست. بايد به وظيفه عمل کنيم که بدا حاصل نشود و اراده الهي بر امر تجلي آخرين موعودش، استقرار يابد.

در طي اين طريق مشکل، داشتن برنامه و معرفت دقيق فرهنگ و تمدن خودي و باطل و در يک کلام تولي و تبري مهم ترين اصل است. در مسيرِ تولاي اجتماع بشري به واليان حق و تبري جستن مردمانِ عاقل از باطليان و کج راهه هاي فراواني که حق مي نمايند، بايد کوشيد، بايد تلاش کرد، بايد حق طلب بود و عدالت خواه و بايد مطالعه کرد و مطالعه کرد و مطالعه کرد و سپس بايد گفت و بايد به آنان که در مستي غفلت و ندانم کاري اسيرند، فهماند که عزيز دل، اين ره که تو مي روي به غفلت و اومانيسم و خودپسندي و پرستش اصنام مدرن ختم مي شود. بت هايي که خود را در لباس سرگرمي و ورزش و اوقات فراغت و مد و موبايل و تلويزيون و سينما و متافيزيک و رايانه و اينترنت و عرفان و عقلانيت و ... پوشانده اند و خود را حق مي نمايانند.

بايد قدرت تمايز حق و ناحق را داشته باشيم و اسير تازگي و تکنولوژي و زرق وبرق نشويم. بايد ملاک هاي حقانيت را بشناسيم تا در بيراهه ها گرفتار نشويم. گرداب تولاي به طاغوتِ پنهان، سهمگين است و جامعه، کشتي سوراخي است بر فراز گرداب. اگر ناخدايمان دموکراسي و ماده گرايي و انسان پرستي و نفسانيت باشد، سيل ما را خواهد برد و فقط با داشتن بناي مستحکمي بر بنيادي آهنين، باقي خواهيم ماند، سرفراز و اميدوار و زمينه تسلي و ظهور ولي حق را فراهم خواهيم کرد که خودش فرمود گناهان شما بزرگترين مانع ظهورم است و چه گناهي بزرگتر از غفلت و ندانم کاري و بي برنامگي و سستي و جهل، در روزگاري که ترکيب اطلاعات جهت دار، مردم مي فريبد و حکومت مي کند! 

همرهاني مخلص و پرانرژي، قصد دارند که روز قدس امسال را شکوهي بيشتر بخشند و تلاطم امواج اقيانوسِ قدس خميني کبير را-که رضوان خدا بر او باد- شدت بخشند و نابودي کفريات اسراييلي را جلوتر بيندازند. بر خود ضروري دانستم که نکاتي را عرض کنم، شايد در اين ميدانِ امتحان، ما هم بتوانيم مشتي يا قطره اي کوچک بر اين سيل بنيان برافکن بيفزاييم و نابودي حتمي استکبار وصهيونيسم را سرعت بخشيم که انان در کاخ هاي پوشالين به لرزه نشسته اند و مي انگارند که در قلعه خيبر نشسته اند، غافل از اينکه علويان مهدي سيرت به هوشند و خيبر سالهاست که در محاصره نهايي است...

 

1- کارها نبايد موردي و فصلي باشد و فکر کنيم با زدن يک ايستگاه پرشور در ايام روز قدس و چاپ چند جزوه معجزه کرده ايم! بايد آن به ان وظيفه را شناخت و با تدقق و تامل مداوم در عرصه هاي علمي و فرهنگي که خط مقدم ماست هميشه بکوشيم. جامعه و اطرافيان را هم با جزوات و تبليغات چهره به چهره و جمعي به اسلام شناسي و دشمن شناسي و خودشناسي فراخواند. مطيع امر ولايت بايد بود و وظيفه محور.

 

2- در ايستگاه تبليغاتي خيبر که در محل هاي تجمع راهپيمايان روز جهاني قدس برپا مي شود، مي توان از فرصت بهترين استفاده را برد و در معرفي جبهه پرتوان فرهنگي حزب الله در سراسر کشور کوشيد و حتي مي توان محصولات جبهه جهاني انقلاب اسلامي را هم به صورت فرد به فرد و جمعي به مردم شناساند تا بلکه اين قبيل حرکات باعث شود برخي از خواب خرگوشي برخيزند و انگيزه هاي مومنين بيشتر شود و دلگرم تر به پيش روند. از تبليغ چهره به چهره نبايد غافل بود که شيوه هاي تبليغاتي و جنگ رواني دشمن ضعف هاي فراواني دارد. بر ملا کردن شيوه هاي جنگ نرم و نبرد سايبرنتيک و تبليغات رواني(پروپاگانداي) دشمن از اولويت هاي اصلي است.

 

3-در انتشار نشريات و جزوات رعايت چند نکته لازم است:

 الف- مخاطب شناسي دقيق و هدف گذاري صحيح بر محور نيازهاي اصيل و متصور مخاطب. در صورت لزوم، بايد بايد نيازهاي اصيل را که مورد تغافل است به مخاطب گوشزد کرد و نيازهاي لمپن و مصنوعي را نفي کرد. ما اصلا وظيفه نداريم که در نظام نياز سازي غرب غرق شويم و نيازهاي اصيل را فراموش کنيم. ما بايد نظام نياز سازي و ارضاي صحيح نيازها را ساماندهي درباره اي داشته باشيم  و جامعه خود را از غوطه ور شدن در اقتضائات اومانيستي غرب رها سازيم.

ب- بايد برنامه ريزي منسجم و پاسخگو و بهره ورانه اي داشته باشيم و از کمترين امکانات بتوانيم بيشترين استفاده را داشته باشيم. مي توان از پتانسيل قوي انجمن هاي اسلامي و بسيج و مساجد و هيئات و جمع هاي دوستانه و وبلاگ ها و اتاق هاي گفتگو و گروه هاي اجتماعي و ... نهايت استفاده را برد و با مديرت فرهنگي، سيل مردمي راهپيمايان را به طوفاني بدل کنيم که با معرفتي دوچندان و انگيزه اي بيشتر، در راه آرمان هاي الهي خويش قدم برمي دارند و پس از راهپيمايي هر کدامشان تبذيل به پاره هايي از پولاد شده باشند که گرچه تجمعشان پايان يافته ولي انسجام و وحدتشان در هدف و دانسته ها و روشها بيش از پيش شده باشد. مي توان کاري کرد که اتمام راهپيمايي، شروعي باشد در مسير مطالعه هدفمند و اصولي و تدقق و تدبر بيشتر راهپيمايان در مطالب جزوات و نشريات و کار بيشتر و عميق تر روي آنها. راهپيمايي شوري است که بايد باشد و تا نهضت روح الله پايدارتر بماند و شعور مردم را تقويت کند.

ج- برنامه ريزي روي کودکان و نوجوانان و دانش آموزان دبيرستاني و دانشجويان و عموم مردم، همت جداگانه اي مي طلبد و پيشنهاد آرماني آن است که براي هر گروه سني و فکري خوراک متناسب با همان سن فراهم شود؛ اما طبيعتا به دليل کمبود امکانات و نيروي انساني کار براي کودک و نوجوا ن  و سپس دانش اموزان و سپس دانشجويان و همزمان عموم مردم در اولويت قرار دارد. شيوه هاي کار هم بايد طوري باشد که هم مخاطبان ساده و هم مخاطبان اهل دقت و مطالعه را بتواند پوشش دهد. کار صرفا تبليغاتي و پوستري توصيه نمي شود مگر با طراحي خوب و پيام کليدي. کارهاي ترکيبي پوستري-نشريه اي شايد بهتر باشد و جزوات و کتب تحقيقي هم بايد مورد عنايت باشد که تغذيه فکري اهل فن شايد ماندگاري و عمق را معنا بخشد. هم شور را بايد داشت هم شعور را؛ اما توجه به هر دو لازم است.

 

4- اولويت هايي را در کارهاي علمي و فرهنگي و تبليغي در ايستگاه خيبر و محصولات و جزوات و نشريات به فراخور مخاطب و منطقه کار و مناسبت هاي جهاني و داخلي بايد مراعات کرد که به نظر مي رسد اين مسائل فعلا اولويت بيشتري دارند:

 الف: حمايت ازنظام ولايي جمهوري اسلامي و تلاش در تحقق خواستهاي رهبرفرزانه و حکيم.

ب: افشاي جديدترين برنامه هاي دشمن مکار و پرامکانات صهيونيستي از جمله افشاي تلاش انها براي فرقه سازي و دين سازي و عرفان سازي هاي جديد و افشاي اين مطلب که دشمن مي کوشد غفلت و سستي و بي خيالي را با موسيقي هاي مخرب و  مخدر و فيلم هاي فاسد و خشن و خيال پردازانه و جادوگروانه و ماده  پرستانه و ورزش نماهاي عصر مدرن و پوشش هاي مبتذل و تحريک کننده و علم واره هاي جاهلانه و .... قوت  بخشد و با ترويج روحيه مصرف گرايي و تجمل پرستي و چشم هم چشمي و سرگرمي، دشمن برنامه دار ما مي  کوشد که جامعه را از درون پوک کند و سپس برنامه هاي خشن و مستقيم ديگري را اجرا کند. اين مرحله  بسيار مشکل است و فقط با دقت و مطالعه  و تدبر حاصل مي شود. در بيان هم بايد با منطق و ملاطفت و استدلال و علم و در عين حال مستحکم و پرجذبه پيش رفت.

ج: داشتن و مطالعه دائم منابع جديد و اصيل و متقن. بيان مستند و از روي منابعِ مرضي الطرفين هم يکي از اصول فن جدال احسن است. تورات و انجيل و قسمت هايي از کابالا و تالمود و ظُهر و تفاسير کتاب مقدس و روايات تاريخي همرهان خوبي در اين مسير هستند که در استفاده از آنها هم بايد کمال دقت را داشت. شناخت اسلام اصيل و اصول عقايدش بهترين ياور ماست تا در دام مغالطات اين کتب انحرافي نيفتيم و بتوانيم نقاط تمايز و اشتراک را به خوبي بيان کنيم و از التقاط حق و باطل در ذهن خود و مخاطبمان بپرهيزيم.

د: صهيونيسم بين الملل اکنون در اقتصاد است که بار خود را بسته است و نقطه ضعفش هم در همينجاست؛ لذا بحث جدي درباره بايکوت و تحريم اقتصادي کالاهاي صهيونيستي و غربي و شرکت هاي چند مليتي که اکثرا تحت نفوذ شديد صهيونيسم هستند، خصوصا شرکت ها آمريکايي و اسراييلي و فرانسوي و الماني و ژاپني و کره اي، ضربه هاي جبران ناپذيري بر پيکره صهيونيسم يهودي و مسيحي و فرق تابع انها مانند فراماسونري خواهد زد و اينان که ماده پرستند اگر دنيايشان کمي آسيب ببيند حتما عقب نشيني خواهند کرد و کرده اند . در اين باره مي توان به اين آدرسها مراجعه کرد:

ه: جنگ سيو سه روزه يک ابروريزي تمام عيار براي صهيونيست ها و حاميان گردن کلفت ولي توخالي آمريکايي و فرانسوي و انگليسي و الماني آنها بود. اين نبرد سرنوشت ساز بهترين دليل کارايي نظام ولايت مطلقه فقيه بود که کمتر مورد تحقيق و تبليغ از اين حيث واقع شد. با باز شدن دست خائنين مرتجع و مسلمان نمايان يهودي سيرت در ايران و کشورهاي عربي و جهان، مسير حرکت سيل انقلاب آماده شده است ولي لازم است که اين موارد به اطلاع مردم هم بيش از پيش برسد و در تقويت جبهه ولاييان حزب اللهي سراسر دنيا کوشيد. راه ولايت فقيه به فرموده امام عظيم الشان ما راه پيامبر و ائمه(صلوات الله عليهم اجمعين) مي باشد که همان راه فلاح  و سعادت بشر مي باشد.

و: اميد به آينده روشن و تقويت جنبش نرم افزاري و نهضت مقدس توليد علم و آزاد انديشي و رها شدن از سلطه علوم غربي و مادي، قطعا تنها مسير پيش روي ماست که تمام هم و غم خود را بايد در اين مسير گذاشت و  علم اموزي و تحقيقات ريشه اي ما در حوزه و دانشگاه، بزرگترين ضزبه ممکن بر پيکره نيمه جان اژدهاي بي يال و دم صهيون است. در جزوات و نمايشگاه اگر به اين مهم پرداخته شود بسيار ضروري است و نبايد نگران مخاطبان کمتر اين بحث بود؛ چرا که همينان هستند که خواص جامعه مي شوند و جاتمعه ساز خواهند شد.

ز: نمونه هاي عيني بسياري با نقشه هاي واضح و مثال هاي فراواني براي اثبات سخنان مي توان استفاده کرد تا مخاطبان  بصورت عيني و حسي در جريان امور قرار گيرند و خود را نزديک تر به داستان مبارزه دائمي حق و باطل احساس کنند؛ لذا استفاده از سي دي و دي وي دي و پوستر و محصولات فرهنگي و تي شرت و لباس هايي با آرم هاي انقلابي و حزب الله لبنان و چفيه فلسطيني و .... حتما لازم است. کتاب هاي کودک و نوجوان مناسبي هم در يان باره منتشر شده است که مي توان در غرفه هاي کودک و نوجوان استفاده کرد.

ح- نشان دادن حقيقت وحشتناک و نژادپرستانه عقايد يهوديا در دوهزار سال گذشته و صهيونيست ها در صد ساله اخير از ديد کتب و منابع خودشان و قرآن کريم بسيار اهميت دارد. مي دانيم که يک ششم قرآن شريف (حدود هزار آيه) درباره دشمن شناسي و يهودپزوهي است و همين که بتوان در جزوات و نشريات اين حقايق را به گوش مردم رساند بسيار موثر است. البته بيان شکنجه ها و جنايات آنها در سالهاي اخير در فلسطين و عراق و افغانستان و ... هم در مسير بيداري و انگيزه دهي به مرم بسيار موثر است. بايد مرتب هشدار و زنگ خطر را به صدا درآورد که اگر چنين نکنيم راههاي خواب زيادي در تلويزيون ها  اينتر نت و موبايل ها و فيلم ها و موسيقي ها و سرگرمي ها و ... وجود دارد و همه در معرض خطر بزرگ غفلت و خواب و مرگ هستيم.

ط-زنده نگه داشتن ياد و نام شهداي لبنان و فلسطيثن و پيوند غيرقابل انکار آنها با شهداي انقلاب اسلامي ايران و الگوگيري آنها از شهادت طلبي شيعيان ايران مسلم است. همچنين تاثير پذيري انقلاب لبنان و فلسطين و استيصال و سرخوردگي استعمار فرامدرن از جمهوري اسلامي حتمي است و بايد اين ارتباطات را به مخاطبين يادآور شدئ تا در ايران که ام القراي جهان اسلام است دچار سستي و ترديد نشوند.

 

5-در مسير راهپيمايي تنوع و ابداعات تازه اي مي توان داشت تا جذابيت و بداعت آن بيشتر جلب نظر کند، مثلا مي توان مسابقه ساخت آدمک بوش يا اسراييل يا عمو سام يا انگليس يا سلمان رشدي يا ... برگزار کرد؛ يا مثلا مي توان مسابقه از جزواتي که قبلا تهيه شده است برگزار کرد تا ضمن مطالعه جزوه مخاطبان بيشتري به تعمق واداشته شوند؛ يا مثلا مي توان با ايجاد گروههاي دانش اموزي با لباس حزب الله لبنان يا گروههاي شهادت طلب فلسطيني همراه با چفيه و لباس رزم هيجان و شور بيشتري به راهپيمايي بخشيد؛ يا مثلا مي توان با نام نويسي منسجم و يا سمبليک از استشهاديون، ترس در دل يهوديان مرگ ترس و صهيونيست هاي دنياپرست و امريکاي حقير انداخت؛ يا مثلا مي توان با هماهنگي کميته امداد و طراحي کارت کمک ماهانه به انقلاب انتفاضه و بازسازي لبنان مردم را به کمک هاي بيشتر مادي از مقاومت ترغيب کرد و يا .... .  

 

6- اين منابع و سايت ها در اين زمينه ها مطالب قابل توجهي دارند(مي توان در جزوات و نشريات و بر روي ديوارهاي ايستگاه خيبر و روي کارت هايي اين سايت ها را به اطلاع مخاطبان رساند):

www.mouood.org   

سايت موسسه فرهنگي موعود عصر: مکاتب و اديان و عرفان هاي تقلبي و جديد-سينما-غرب شناسي-موعود و منجي

www.yahood.ir  يا www.rasad.ir   

باشگاه مطالعاتي صهيونيسم پژوهي: اخبار جديد-هزاران مقاله تحليلي و نو – متن کتب تخصصي

www.palestine.info   يا  www.palestine-info.info

 سايت حماس: اخبار جديد-تاريخ و جغرافيا و سياست هاي اسراييل و گروههاي فلسطيني و عکس و مقاله

www.qodstv.ir/

: همراه با خبرهای تازه از رویدادهای فلسطین و اسراییل و لبنان تلويزيون اينترنتي قدس

www.moqavemat.ir/

سايت فارسي حزب الله لبنان: اخبار و تحليل هاي جديد از لبنان – فلسطین و مقاومت

www.shahbazi.org

 سايت استاد عبدالله شهبازي: کتابخانه جامع وو مقالات و تحليل هاي منحصر به فرد   

www.aqsana.net/

سايت اقصانا: تحليلها و گزارش هاي جديد و کاملي از آتش سوزي قدس-جنگ سي وسه روزه- تاريخ – صهيونيسم مسيحي و...

www.anti300.com

  سايتي راجع به سينماي صهيونيستي و شگردهاي عمليات رواني دشمن   

www.irancartoon.ir  يا  www.irancartoon.com

سايت خانه کاريکاتور ايران به رياست سيد مسعودشجاعي طباطبايي که مسابقه اينترنتي هولوکاست را برگزار کرد

www.armageddon.ir/

سایت موسسه فرهنگی آرماگدون: جدیدترین رویدادها و تحلیل ها درباره فلسطین و صهیونیسم و آخرالزمان و صهیونیسم مسیحی

www.arnet.ir/

   سايت تحليل عمليات رواني و نبرد نرم دشمن غربي-صهيونيستي و شگردهاي جديد انان    

www.qodsna.com  

 خبرگزاري قدس: اخبار و گزارش ها و عکس هاي مفيد به چند زبان     

 www.Rami.tv   يا    www.radioeslam.com  

 سايت استاد احمد رامي، انديشمند مغربي-سوئيسي و منتقد صهيونيسم به چندين زبان

www.vho.org/

The World's largest website for Historical Revisionism

http://www.revisionists.com/

دو سايت تجديد نظرطلبان به زبان انگليسي که منتقدان جدي  غربي صهيونيسم و منتقد هولوکاست ادعایی صهیونیسم هستند

 www.bashgah.net/

سايت کاملي حاوي مقالات مفيد و فراوان در باب غرب شناسي-صهيون پژوهي و نقد تمدن مدرن غرب

www.naghdefilm.parsiblog.com

وبلاگ سينما ساحل نجات صهيون/نقد و تحليل فيلم هاي سينمايي مروج انمديشعه ها و اسطوره هاي صهيونيستي هاليوود

www.ommatnews.com/

سايت امت اسلامي: تبليغ تحريم شرکت هاي صهيونيستي و يهودي

vijename.ommatnews.com/

ويژه نامه پيروزي حزب الله لبنان در نبرد سي و سه روزه  سايت امت اسلامي

www.ir-psri.com/Show.php

موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي:ناشر کتاب ارزشمند زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران و ...

www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewHighlight&HighlightID=70&SP=Farsi

ويژه نامه  ارزشمند هولوکاست فصلنامه موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

www.dowran.ir/

موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي مجله الکترونیکی تاریخ معاصر ایران از

www.inminds.co.uk/boycott-israel.html   و

www.inminds.co.uk/boycott-israel.php

BOYCOTT ISRAEL CAMPAIGN

سايت مسلمانان انگليس و مبلغ تحريم کالاهاي اسراييلي و صهيونيستي و سند صهيونيستي بودن اين شرکت ها

www.cinemazion.blogfa.com 

 وبلاگ سينما و صهيونيسم: نقدها و بيان نمونه هاي عيني تسلط صهيونيسم بر سينما    

www.zionism.blogfa.com

    وبلاگ صهيون پژوه: منتقد سياست هاي صهيونيستي در داخل و خارج ايران

www.mobarezin.com  

 سايت خبري تحليلي مبارزين: خبرهاي جديد و تحلیل هایی از نبرد صهیونیسم و اسلام

www.jew.blogfa.com

   وبلاگ يهودشناخت: مقالات تحقيقي جالب از تسلط صهيونيسم بر کشور هاي عَرَبي و غربي وصنعت مبتذل پرونوگرافي و نقد هری پاتر و...

www.naqdfilm.blogfa.com/

وبلاگ فيلم پژوه: نقد و بررسي نفوذ اختاپوسي و غيرقابل باور صهيونيسم بر صنعت سينما و هاليوود

www.atm.parsiblog.com

  وبلاگ نقد و بررسي عميق ترفندها و شگردهاي صهيونيسم دغلکار   

www.mordak.blogfa.com

   وبلاگ غول رسانه اي: بررسي شيوه هاي کنترل رسانه هاي جهاني توسط صهيونيست هايي چون رابرت مرداک/مردوخ

www.photoblog.ashouraeyan.com

   وبلاگ عاشوراييان: شامل عکس شهداي مقاومت ايران و فلسطيثن و لبنان

www.seytareh.blogfa.com/

جبهه فقر و غناي جهاني   وبلاگ سيطره: بررسي جالب مقايسه اي   

alhadid.blogfa.com/

وبلاگ الحديد-صهيونيسم و جهان اسلام: مقالات تحليلي و عميق راجع به فلسطين و اسراييل

www.downyahood.blogfa.com

وبلاگ نفوذ يهود: وبلاگي فعال در عرصه افشاي برنامه هاي فرهنگي صهيونيسم بين الملل

www.blog.edoardo.ws

  شهادت شهيد دکترمهدي ادواردو آنيلي(پسر صاحب فيات) و دوستش شهيد کنت لوکا گائتاني لوواتللي (پسر سلطان شراب ايتاليا) از سرمايه داران ايتاليا به دست صهيونيست ها

aghalimeghebleh.blogfa.com/

وبلاگ اقاليم قبله: تحليل ها و مقالات بيدار کننده درباره شناخت دشمن

www.realterrorist.blogfa.com/

وبلاگ تروريست حقيقي: درباره ارتباط صهيونيسم و يهود و تروريسم و باز کردن سوء استفاده ها از اين واژه

www.basirat.ir/

سايت تحليلي-خبري بصيرت

www.zohour.mihanblog.com/

مجمع وبلاگ نويسان مهدوي: لينک هاي بسيار مفيد از وبلاگ نويسان حزب اللهي

www.bahai-israel.blogfa.com/

وبلاگ ارتباط بهائيت با اسرائيل صهيونيسم: افشاي ارتباط بهائيت با اسرائيل صهيونيسم طبق مدارک تاريخي

www.bahaicaricature.blogfa.com/

: وبلاگی برای آنان که می خواهند درباره وابستگان بهایی بدانند- بهائیت در گذر زمان و تصویر

www.asikd.com/

 ربوده شده ايراني توسط همرهان صهيونيسم جنايتکارسايت رسمي پيگيري سرنوشت 4 ديپلمات

www.an4nafar.blogfa.com/

:  پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات ايراني دربند رژيم صهيونيستيآن چهار نفروبلاگ

www.analizehagigat.blogfa.com/

صهيونيزم و اديانوبلاگي درباره تلاش صهيونيان براي فتح جهان: 

www.entefaze.blogfa.com/

: وبلاگ انتفاضه الاقصي به اميد آزادي فلسطين

www.hawzah.net/Per/magazine/index.aspx

دسترسی به متن مجلات اسلامی و هویت مدار در سایت حوزه علمیه قم

 http://www.almanar.com.lb/NewsSite/News.aspx?language=en

سایت تلویزیون المنارحزب الله لبنان

http://gharbshenasi.blogfa.com/post-69.aspx

و http://gharbshenasi.blogfa.com/post-70.aspx

وبلاگ غرب شناسی: در نقد سیاست های استحماری و غفلت زای دول استعمارگر و نقد ورزش مدرن و فوتبال و نامه زن آمریکایی به شیرزنان لبنانی و نقد نظام های حاکم بر غرب

گروه مطالعاتي-فرهنگي  مجاهدشهيدسيدعباس موسوي  وگروه پژوهشي-فرهنگي شهيدسيدمرتضي آويني/رمضان المبارک1428

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 5:44  توسط سینا  | 

دادگاه ویژه ثابت کند که جناحی نیست....
 شكايت طلاب از محمد خاتمي رئيس جمهور سابق از جمله موضوعاتي است كه تقريبا توسط اكثر رسانه ها بايكوت شد؛ حتي از طرف كساني كه مدعي"آزادي بيان" و "درود بر مخالف من" هستند.

اما بخشي از ماجرا از اين قرار است: جمعي از طلاب و فضلا شكايت هزاران نفر از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم را رسما به دفتر دادستان كل ويژه روحانيت تحويل دادند. اين افراد روز يكشنبه ۱۴ مرداد ۸۶ با حضور در دادسراي ويژه روحانيت تهران، با تحويل دو طومار حاوي بيش از ۲۰ متر از هزاران امضا، رسما از محمد خاتمي رئيس جمهور سابق شكايت كردند.موضوع اين شكايت با عنوان درخواست رسيدگي به هتك حيثيت روحانيت و اعمال خلاف شرع و شئون روحانيت توسط محمد خاتمي، مطرح شده است و امضاكنندگان خواهان محاكمه، خلع لباس و تعزير نامبرده شده اند كه اسناد آن نيز به پيوست شكايت، تحويل دادگاه شد.اين شكايت به صورت رسمي به شماره ۰۹۱۸۵/۱۱/۷ ثبت شده و مسئولان مربوطه نيز نسبت به پيگيري اين شكايت قول مساعد دادند. شاكيان در مورد اين مساله توضيحاتي بدين شرح ارائه كردند:

1_شکایت از محمد خاتمی صرفاً به جهت مصافحه با زنان اجنبی و نشستن مماس و زانو به زانو با یک خبرنگار زن با پوشش بسیار زننده نمی باشد بلکه همانگونه که در متن شکایت آمده است اتهام وی ارتکاب اعمال خلاف شرع و شوؤن روحانیت بوده و موارد آن با ذکر مستندات بیان شده است.

2_ شكايت طلاب و فضلاي حوزه‌ي علميه از آقاي محمدخاتمي در تاريخ يكشنبه چهاردهم مردادماه هشتاد و شش تحويل دادگاه ويژه‌ي تهران شده است نه دادگاه ويژه قم و دادگاه ويژه تهران قول مساعد براي پيگيري اين پرونده داده است.

3_ برای تفصیل بیشتر و در صورت لزوم مجموعه رفتارها و گفتارها و عملکردهای محمد خاتمی که نقشی در دین زدایی، تحقیر و تضعیف مبانی دین مبین اسلام و ترویج لاابالی گری داشته و یا رفتارهایی که کاملا منافات با شوون روحانیت داشته و سبب هتک حیثیت روحانیت است (همانند برنامه ای که در شب یلدا برگزار شد ) و یا آنچه در مراسم سالگرد دوم خرداد در فشردن بازوی یک دختر جوان رخ داد و همچنین جملات غیر مناسب خطاب به خبرنگار زن شبکه الجزیره (ثریا نافع) و .... جمع آوری شده است که همراه با مستندات آن مجموعة قطوری است که در صورت درخواست دادگاه ویژه و هر نهاد معتبر قانونی دیگر تحویل خواهد شد.

4_ و اما در خصوص برنامه ایتالیا این نکات گفتنی است:

۴/۱- بسیاری از نزدیکان، دوستان و حامیان آقای خاتمی نیز این جریان راکاملاً واقعی دانسته و حتی روزهای نخست اشخاصی همچون فاضل میبدی و ... به دفاع فقهی و توجیه شرعی آن پرداختند و برخی نیز در این مصافحه را به جهت حفظ آبروی اسلام! واجب دانسته و ترک آنرا حرام عنوان کردند.

۴/۲- برخی همراهان آقای خاتمی در این سفر از جمله مشاور وی یعنی آقای سید صادق خرازی ضمن توجیه رفتار خاتمی آنرا به جهت ازدحام جمعیت و در نتیجه عدم تشخیص دست زن از مردم عنوان کردند که این مسأله نشان از درست بودن آن جریان دارد (البته ازدحام جمعیت در این فیلم دیده نمی شود).

۴/۳- برخی نیز ضمن مسلم دانستن آن چنین مطرح کردند که حال کسی در گوشه ای از دنیا کاری انجام داده است لازم نیست پیگیری شود زیرا اشاعه فحشا است از این گروه باید پرسید اگر چنین باشد فلسفة تشکیل دادگاه ویژه زیر سوال می رود.

۴/۴- برخی از حاضرین در آن مراسم و حتی برخی از ایرانی های ضد انقلاب که در ایتالیا حضور دارند از جمله احمد رأفت (روزنامه نگار ایرانی ساکن ایتالیا) از تکذیب این مصافحه تعجب نمودند و آن را نوعی عقب نشینی آمیخته با ترس آقای خاتمی دانسته و در این مورد وی را سرزنش نمودند.

۴/۵- در حالیکه برخی فیلمبردار صحنه را، مجهول الهویه و ... می دانستند وی که از اساتید جامعه شناسی دانشگاههای ایتالیاست  و در این مراسم حضور داشته  و رسماً اعلام نموده است که این برنامه واقعی بوده و از تکذیب آن توسط آقای خاتمی شگفت زده شده است.

۴/۶- آنچه مورد توجه است در فیلم دوم که صحنة آن بسیار زننده تر از فیلم اول است یعنی نشستن مماس با آن خبرنگار کذایی هنوز تکذیب نشده است.

۴/۷- آنچه مورد تأکید متخصصین و کارشناسان قرار گرفته آن است که صحنه های این فیلم بگونه ای است که نمی توان آن را مونتاژ دانست  و طرح مونتاژی بودن سخنی یا از سر ناشی گری است و یا برای خلاصی از محاکمه و وجدانهای آگاه.

۴/۸- پیشنهاد می شود اصحاب رسانه و حقیقت جویان تیمی از کارشناسان منصف و آگاه را جهت بررسی این مسأله تعیین نمایند تا از شاهدان عینی و ..حقیقت موضوع را بررسی نمایند.

۴/۹- براستی فکر کرده اید چرا تا کنون اصلاح طلبان پرمدعا که صدها رسانه در اختیار دارند از کسانیکه خبر این جریان را منتشر کرده اند شکایت نمی کنند مگر نشر کذب و تشویش اذهان جرم نیست چرا از رجا نیوز، انصار نیوز، روزنامه کیهان، نشریه پرتو سخن و ...شکایت نمی شود آیا جز به این خاطر است که موضوع صحت دارد و دامن زدن به آن موجب رسوایی های بیشتر فرد مورد نظر خواهد شد.

۴/۱۰- برخوردهای انفعالی و تهدید گونة افرادی همچون آقای رمضان زاده  چیزی را حل نمی کند آنها نیز جهت رعایت ژست سیاسی خود مناسب بود از دادگاه ویژه بخواهند صحّت و سُقم واقعه را بررسی کند که اگر مسأله حقیقت دارد متهم را محاکمه نماید و اگر موضوع کذب است مروّجان را به دادگاه حاضر نمایند.

۴/۱۱_ بهر حال شاکیان این موضوع که هزاران نفر از طلاب و فضلاء و مردم شریف قم و پیش از این جمعی از متدینان مشهد و در حقیقت همه وجدانهای آگاه و دینداران است که دنبال مطالع سیاسی و حزبی نیستند و تنها انگیزة آنان حفظ بنیان های دینی، قداست روحانیت تشیع، جلوگیری از ترویج اعمال خلاف شرع، تسامح و تساهل و لاابالی گری است.

5- همانگونه که در اصل شکایت آمده است و پیش از این نیز گفته شد موارد برخورد نامناسب با زنان تنها برخی از موارد اتهامی آقای محمد خاتمی است و رسیدگی به اتهام هایی مهم تر از این نیز از وظایف دادگاه ویژه روحانیت است که منتظر اجرای آن هستیم. از اصحاب رسانه ها و شخصیت های سیاسی و نویسندگان محترم می خواهیم برای آنکه دادگاه بتواند بدور از هیاهو واقعیت ها را بررسی کند از هر گونه پیش داوری بپرهیزند.

متن كامل دو طومار ارائه شده به دادگاه ويژه روحانيت و همچنين متن كامل شكايتنامه طلاب به دادگاه ويژه روحانيت را در وبلاگ خبرنگار مسلمان  ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/12ساعت 15:26  توسط سینا  | 

احمدی نژاد...

چهارشنبه ۳۱مردادکه از باکو به تهران برمی گشتیم داخل هواپیما رفتم به سراغ دکتر تا هم به قول خودمان سفارش داداش کامران رو بکنم تا مصاحبه اش سریع تر ردیف بشه وهم خودم برای گزارشی که قرار بود برای خبر ساعت چهارده تهیه کنم یک مصاحبه با دکتر بگیرم .((البته کامران از حدود دوماه پیش نامه نگاریهاش رو با دفتر دکتر انجام داده واز خود اقای احمدی نژاد هم قول گرفته بود اما به قول معروف دست اخراین کار به یک هول دیگه نیاز داشت.))

خستگی تو چهره دکتر موج می زد خودش هم تامن رو دید گفت ..الان خیلی خسته هستم به بچه ها گفتم تا چند روز دیگه برای هر دوی شما وقت مصاحبه بگذارند.من هم دیگه اصرارنکردم وفقط گفتم ..اقای دکتر هرچه زودتر وقت بدید بهتره چون قراره این مصاحبه ها برای هفته دولت پخش بشه .

یکی دو روز گذشت اما خبری نشد با بچه ها تماس گرفتم ومطلع شدم دکتر خیلی سروحال نیست /بعد از سفر به اردبیل وجمهوری اذربایجان که خیلی سفر فشرده ای هم بود دکتر در همان روز جلسه مشترک دولت با سفرای ایران رو اداره می کنه وبعدش به یک برنامه دیگه میره اما درپایان این برنامه خستگی مفرط بهش اجازه نمی ده در برنامه اخرچارشنبه شب حاضربشه ومجبور میشه استراحت کنه استراحتی که تا عصر جمعه هم طول می کشه .

البته قبلا هم خاطره هایی از همین دست از رییس جمهور دارم که سر این قضیه دوباره برام تداعی شدند ...

قبل از ۲۲ بهمن ۸۴مصاحبه دکتر برای دعوت مردم به راهپیمایی خیلی خوب از اب در نیومده بود برای همین هماهنگ کردم تا مصاحبه دیگری با دکتر در نهاد بگیرم /دقیقا شب ۲۲ بهمن وفکر می کنم جمعه بود که حدود ساعت پنج بعدازظهر وارد ساختمان سفید نهاد شدیم ودکتر ازبالا من رو دید وگفت ..صبرکنید چند دقیقه دیگه میام پایین !

بیش از دوساعت گذشت اما از دکتر خبری نشد واخر سر بچه های دفتر ومحافظ های دکتر به من گفتند ..دوباره فشار کار دکتر رو مجبور کرده بخوابه ونباید تا چند ساعت هم تکان بخوره اخه تو این چند روز پشت سرهم کار کرده وفقط نزدیک صبح خونه رفته.

بنده خدا عذر خواهی هم کردوحتی به بچه ها گفته بود..به رنجبران بگید بیاد بالا وضع مارو ببینه ویک وقت خیال نکنه خواستیم  از زیر مصاحبه در بریم  تازه اگه تونست تو این حال هم مصاحبه بگیره بگیره !

البته من دیگه بالا نرفتم ودست خالی برگشتم سازمان ...

یک بار هم توی سفراستانی به اذربایجان شرقی در یکی از شهرستانها توقف ما زیاد شد که فهمیدیم دوباره دکتر مجبور به استراحت اجباری شده البته این استراحت خیلی کم طول کشید .

من خودم یکبار در همین وبلاگ خطاب به دکتر نوشتم که حداقل باید برای بالا بردن کیفیت کار استراحت رو به صورت جدی در برنامه هاش قرار بده اما اگر شاید ما هم جای او بودیم وهمه جای ایران رو با همه کمبود ها / کاستی ها ونیازهاش می دیدیم واز همه مهمتر مردم با معرفت این مرزوبوم رو یکسره جلوی چشممون داشتیم یک لحظه هم به خودمون اجازه استراحت نمی دادیم ...

بالاخره شنبه بهم خبر دادند که دکتر دوشنبه ۵/۱۰ صبح به کامران ومن وقت داده /واقعا خیلی لطف کرد دو وقت مجزا برای دو خبرنگار.... از وبلاگ محمد حسین رنجبران

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/11ساعت 5:21  توسط سینا  | 

درباره پرونده مبهم انفجار نخست وزيري
پرونده ناتمام يك انفجار

پرونده انفجار دفتر نخست وزيري، با وجود آنكه شهادت چند تن از كارگزاران نظام را در خود دارد و ابعاد فاجعه از نظر كمّي قابل مقايسه با انفجار 7 تير حزب جمهوري اسلامي نيست اما همواره حساسيت هاي فراواني را در خود داشته و ناظران سياسي كماكان از آن به عنوان يكي از نقاط كور تاريخ انقلاب ياد مي كنند.اگرچه سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بلافاصله پس از اين انفجار مسئوليت آن را برعهده گرفت اما حواشي اين رويداد، نشان داد، اين اعلام، بيشتر به يك اظهار وجود و اعلام قدرت كاذب شبيه بوده تا واقعيت.مسعود كشميري عامل انفجار دفتر نخست وزيري كه در روزهاي آخر حتي تا مقام دبيري شوراي عالي امنيت ملي نيز ارتقا يافته بود، پس از اين انفجار از كشور گريخت.

بهزاد زمان شهادت رجایی و باهنر

                                    

 ماجراي روز واقعه دفتر نخست وزيري، بارها طي سالهاي اخير دهان به دهان گشته است: ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شوراي امنيت ملي؛ حاضران: محمدعلي رجايي رئيس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزير، مسعود كشميري دبير شوراي امنيت بالاي ميز جلسه نشسته اند. تيمسار وحيد دستجردي كنار باهنر و بعد از او اخياني به جاي فرماندهي ژاندارمري كل نشسته، در كنار وي به ترتيب تيمسار كتيبه، سرورالديني معاون وزير كشور، خسرو تهراني از اطلاعات نخست وزيري، كلاهدوز قائم مقام سپاه يك طرف ميز بودند و طرف ديگر ميز تيمسار شرف خواه معاون نيروي زميني، سرهنگ وحيدي معاون هماهنگي ستاد مشترك، سرهنگ وصالي فرمانده عمليات نيروي زميني، و سرهنگ صفاپور فرمانده عمليات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشميري كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزديك رجايي و باهنر قرار مي گيرد و در اثناي جلسه...   كشميري از ساختمان نخست وزيري و به تبع آن از كشور خارج مي شود اما يك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزيري، اصرار دارند كه كشميري در جريان انفجار شهيد شده و از او فقط خاكستري مانده است! 

سرهنگ كتيبه درباره واقعه روي داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 مي گويد: «جناب سرهنگ «كتیبه» شما كه خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید كه موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بی‌خبر («كشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان كرد...
مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همین‌طور كه روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...
مسئله‌ای كه برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود كه ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیكن پرده‌های گوش افرادی كه آنجا بودند تمام پاره شده بود...»

بهزاد حالا

 خبرگزاري فرانسه به نقل از خبرگزاري پارس (كه بعدها به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايرنا تغيير نام يافت) اعلام كرد، گروه مجاهدين خلق در انگلستان طي اطلاعيه اي مسئوليت اين انفجار را پذيرفته اند.  با اين حال بهزاد نبوي، در مصاحبه مندرج در كتاب "بيم ها و اميدها" تأكيد مي كند توجه كنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را كه طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند. 

اصرار برخي اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزيري بر شهادت كشميري از ديگر نقاط مبهم در اين پرونده است به طوريكه با گذشت روز پس از انفجار، روابط عمومي نخست وزيري در اطلاعيه اي با تأكيد بر اينكه پيكر سومي كه توسط مردم تشييع شده متعلق به كشميري نبوده بلكه جسد سيد عبدالحسين دفتريان مديركل مالي اداري نخست وزيري بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!

 

تشييع تابوت خالي به نام کشميري در مقابل مجلس شوراي اسلامي، مسعود کشميري

 نويسنده كتاب شنود اشباح پس از اشاره به اين اطلاعيه، چنين مي نويسد: «در این اطلاعیه رسمی كه سندی غیرقابل انكار می‌باشد، به دروغ نه تنها «مسعود كشمیری» به عنوان شهید اعلام می‌گردد، بلكه پس از افشای كذب بودن، بر دفن قسمتهای بدست آمده از جسد وی! به همراه سه شهید دیگر تأكید می‌گردد... نكته عجیب دیگر اینكه مطابق قسمت اول اطلاعیه: «شهید دفتریان» در اثر خفگی شهید شده و نه سوختگی. پس پیكر او از ابتدا قابل تشخیص هویت بوده، پس چگونه او را با «مسعود كشمیری» اشتباه گرفته بودند؟ و الله یشهد انَّ‌المنافقین لكاذبون»

همسر شهيد دفتريان نيز درگفتگو با همان شماره هفته نامه سروش مي گويد: «این قدر می‌دانم كه ساعت حدود هشت و چند دقیقه‌ای بود كه نام «كشمیری» را به عنوان سومین شهید نام بردند حتی تا ساعت 2 آنروز هم نام «دفتریان» به عنوان شهید اعلام نشد و فردا بعدازظهر ساعت 2 نام «دفتریان» را اعلام كردند. معلوم شد كه به هرحال شهید اول و دوم و سوم هم «كشمیری» و چهارم شهید «دفتریان» ولی چون سه جنازه بیشتر حمل نشد یكی جنازه «شهید رجایی» ‌و یكی جنازه «شهید باهنر» كه سوخته بودند و غسل نمی‌خواستند ولی جنازه ما تا رفت، شسته شد و دفن كردیم حدود سه بعداز ظهر شد و فردای آن روز كه من و خانم «باهنر» و خانم «رجایی» كه قرار گذاشتیم با هم صبح به بهشت زهرا برویم در آنجا متوجه شدم كه بعد از جنازه «دفتریان» جنازه «كشمیری» دفن شده كه این برای من سؤال شد كه دو تا جنازه كه سوخته بود كنار هم دفن شده بود. مگر نگفتند كه كشمیری هم سوخته بود خوب این هم باید سریع دفن می‌شده. چطور شد كه دو تا جنازه سوخته كنار هم بعد از آن جنازه‌ای كه سوخته نشده و بعد از آن یك خشتی زده‌‌اند و نوشته‌اند «كشمیری» به هر حال این سؤال برای ما بود...» 

هاشمي رفسنجاني در كتاب عبور از بحران درباره اين ماجرا مي نويسد: «دوشنبه 9 شهریور [1360]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آورند، مشاهد كردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از داندانهای طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود.   مقداری گوشت [؟!] هم در كیسه نایلونی [جمع] كرده بودند؛ به عنوان فرد دیگری به نام «مسعود كشمیری» منشی جلسه»

 سيد رضا زواره اي نماينده وقت مجلس شوراي اسلامي در سؤالي از وزير دادگستري وقت، مي پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌كند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوسته‌ای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.» 

جمع كردن مقداري خاكستر در يك كيسه نايلون به عنوان جسد كشميري، ورود شيون كنان يك زن به عنوان همسر شهيد با فريادهاي مسعود مسعود، تشييع با شكوه تابوت منتسب به كشميري با شعار "كشميري چي شد؟ كشته شد!" به روي دست مردم و خلاصه اغفال مسئولين توسط يك باند محفلي در اطلاعات نخست وزيري در حالي صورت مي گرفت كه مسعود كشميري براي خروج از كشور نياز به فرصت و عدم حساسيت بود و يقيناً بر روي يك فرد كشته شده و بيجان كمترين حساسيتي وجود ندارد!

 آيت الله امامي كاشاني نيز، همچون بسياري ديگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزيري را مبهم مي پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتي كه در ماهنامه شاهد ياران به چاپ رسيد، مي گويد: «این سوال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند... اندکی دقت نشان می دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می سازد. بسیار ساده لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهوا پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا 48 ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.»

 زواره اي در بخش ديگري از سؤال خود بر نكته مهمي انگشت مي گذارد. سازمانهاي جاسوسي امريكا كه مقدمات ارتقاء كشميري تا اين حد را فراهم كرده اند، نفوذيهاي به مراتب قويتري در دستگاهها دارند كه حاضرند اين مهره كارآمد را قرباني كنند.

 

سعيد حجاريان، خسرو تهراني و علي يونسي

 نويسنده كتاب شنود اشباح اما در گفتگو با منبعي كه از آن با عنوان منبع (ص) ياد مي كند، ناگفته هاي بيشتري از چگونگي پخش خبر جعلي شهادت كشميري را بازگو مي نمايد: «از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهید سازی از «كشمیری» خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا كشته شدن «كشمیری» نبود... آقای «بهزاد باستانی» كه معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» بود، «محمد سازگارا» معاون سیاسی اجتماعی «بهزاد نبوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «محمد رضوی» بودند كه به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «كشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند... (ص595)
باز بین همین جمع پنج تایی هم «سازگارا» و «باستانی» به نظرم توی روابط عمومی [نخست‌وزیری]، روی این قصه كه «كشمیری» كاملاً سوخته و هیچ چیزی جز خاكستر ازش نمانده، خیلی محكم مانور كرده بودند... رئیس ‌روابط عمومی نخست‌وزیری یكی بود به نام «محمد دوائی» كه خبر صددرصد كذب شهید شدن «مسعود كشمیری» را به رادیو می‌دهد، كه اعلام می‌شود به عنوان شهید «كشمیری»...

 

محسن سازگارا، در حال مشاوره دادن به نومحافظه کاران آمريکايي

س) خود آقای «بهزاد نبوی» توی آن بحبوحه انفجار كجا بود؟ [«منبع (ص)»:]... تقریباً همزمان با آتش‌سوزی ساختمان، «بهزاد نبوی» به سمت مجلس رفته بود و خودش را به رئیس مجلس رسانده بود. درست همون لحظه همه از مجلس برای كمك به جهت برعكس می‌رفتند... اگر روال ظاهری قضایا انجام می‌شد و تابوت جنازه خیالی «كشمیری» باز نمی‌شد، الان یك تابوت خالی در كنار قبر «شهید رجایی» و «باهنر» وجود داشت، به نام «شهید مسعود كشمیری».
س) در بحث تابوت و جنازه درست شده «كشمیری»، عوامل آن دقیقاً چه كسانی بودند؟ [«منبع (ص)»:] «علی اكبر تهرانی»، «محمدمحسن سازگارا»، «نادر قوچكانلو» و «سیف‌الله ابراهیمی»، بدون كوچكترین دلیل از مجروحیت یا قتل «كشمیری» از خاكسترهای محل انفجار، یك جنازه ساختگی كه داخل پلاستیكی ریخته شده بود، را به اسم بقایای پیكر مطهر «شهید كشمیری» همراه با جنازه‌های واقعی «شهید رجایی» و «شهید باهنر» به مرأسم تشییع، برای دفن به بهشت‌زهرا فرستادند... البته این تیم هماهنگ‌كننده تشییع جنازه، صبح روز تشییع جنازه‌ها یعنی نهم [شهریور] توسط «بهزاد نبوی» در نخست‌وزیری تشكیل شده بود...
س)‌در بحث دفن توی بهشت‌زهرا چه شد؟
[«منبع‌(ص)»:] حالا چون جلوی مجلس كار برای اونها از حالت پیش‌بینی شده خارج شده بود؛ در بهشت زهرا هم دچار مشكل شد. یعنی دفن جنازه ساختگی، غیرقانونی انجام می‌شود. نظریه پزشكی قانونی، جواز دفن و مراحل اداری و كارهای دفتری در بهشت زهرا برای «كشمیری» انجام نشد. در حالیكه همه این تشریفات برای «شهید رجایی» و «شهید باهنر» انجام شد... كه همان موقع نماینده سپاه [پاسداران انقلاب اسلامی] در پزشكی قانونی به مسئولین بهشت‌زهرا در مورد اجازه دفن برای «كشمیری» شدیداً اعتراض كرده بوده...
س) او كه بود؟
[«منبع (ص)»:] اسمش «تاجیك» بود. اسم كوچكش یادم نیست. ولی فامیلی‌اش «تاجیك» بود...در زمینه دفن جنازه‌ها هم مهندس «صنیع‌پور» بود، قائم‌مقام «بهزاد نبوی». «سازگارا» بود و «علی‌اكبر تهرانی» كه جالبه دائماً با «بهزاد نبوی» در تماس بودند...بعد از اینكه تدفین صورت گرفت، «بهزاد نبوی» یك عده‌ای را دعوت كرد كه به اصطلاح تیم تحقیق و بررسی انفجار نخست‌وزیری باشند كه خودش هم آن را سرپرستی می‌كرد. دسته اول آنها «خسرو تهرانی»، «محمد رضوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «سعید حجاریان» بودند. دسته دوم هم سرهنگ «حجاری» رئیس شهربانی و چند نفر از آگاهی و یك نفر از سپاه بود، كه البته همه كارها با دسته اول پیگری شد و دسته دوم بیشتر جنبه تشریفاتی داشت...نكته عجیب هم وجود داشت كه یك زنی به عنوان همسر «شهید كشمیری» در مرأسم ختم شهدا شركت داده شده بود، در صورتی كه زن «كشمیری» با بچه‌هایش فراری بودند...خانواده كشمیری را هم به عنوان خانواده شهید در مدرسه عالی «شهید مطهری» آورده بودند [!]...دسته اول بدون مجوز دادستانی، منزل «كشمیری » را تفتیش می‌كنند و اسناد و مداركی را غیرقانونی ضبط می‌كنند كه ظاهراً سر از كمیته اداره دوم در آورده بود. گویا در مورد سوابق كار «كشمیری» توی اداره دوم و نیروی هوایی بود كه بعداً هم روی این اسناد با بازپرسی ویژه، كش و قوس شد... در حقیقت همین تفتیش غیرمجاز باعث شد كه دادستان كل كشور، بازپرس ویژه‌ای را جهت بررسی انفجار نخست‌وزیری مأمور بكند. این بازپرس ویژه دسته تحقیق اول را منحل اعلام كرد كه «بهزاد نبوی» شدیداً مخالت كرد. بعداً همین بازپرسی ویژه دادستان كل، بعضی از افراد دسته اول را دستگیر و ممنوع‌الملاقات كرد... نكته‌ای كه وجود داشت، این بود كه در حقیقت آقای «بهزاد نبوی» رسیدگی به موضوع را به دوستان صمیمی و همكارهای خود «مسعود كشمیری» سپرده بود، كه ظاهراً همین‌ها بعدها گفتند كه «سازگارا» از طرف «بهزاد» مسائل پزشك قانونی را داشته پیگری می‌كرده و برای بررسی و تشخیص نوع بمب هم باز به دعوت «بهزاد نبوی» عده‌ای از مراكز مختلف آمده بودند، كه با نظر خود او هماهنگ بودند...
س) چرا منزل «كشمیری» بدون هماهنگی دادستانی تفتیش شده بود؟
[«منبع (ص)»:] خب این را برو از آقای «بهزاد نبوی» بپرس. بگو فلانی [نام منبع] پرسید هم «كشمیری» هم «جواد قدیری» خانه‌هایشان به دستور شما كه صلاحیت قضایی انجام چنین كاری نداشتی، تفتیش شده. چرا؟ (ص599-595)» (جواد قديري شوهرخواهر محمد عطريانفر است كه با فرار از ايران به گروهك ممنافقين پيوست)

 

محمد عطريانفر و شوهر خواهر سابقش جواد قديري

 سيدرضا زواره اي در ادامه سؤال خود از وزير وقت دادگستري كه در صورتجلسه 345 مجلس شوراي اسلامي منعكس است، سؤالي كليدي درباره چگونگي ورود كشميري به نخست وزيري مطرح مي سازد: «كشمیری» چه كسی است؟ «كشمیری» قبل از انقلاب، مدیر عامل یك شركت انگلیسی است و رفت وآمدهای مشكوكی در جزایرخلیج [فارس] دارد. مداركی كه از خانه‌اش به دست آمد، خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی كل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول كار می‌شود. یعنی یك مركز حساس و مركز اسرار مهم مملكت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبكه‌ای است كه این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی كه در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات «كشمیری» می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یكم «هرمز یعقوبی» می‌رود، از كنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد كیفش را می‌گیرند باز می‌كنند. می‌بینند یك مقدار اسناد سری درون كیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: كه یك كامیون اسناد سری تحت عنوان كاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله «كشمیری» خارج می‌شود... مطلب دیگر آقای «كشمیری»، ‌به عنوان سرپرست كمیته خنثی سازی كودتای نوژه تمام جریانات كودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یك عاملی كه قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخهای اصلی (س-آی-ا) را در این كودتای خائنانه كور می‌كند و قطع می‌كند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبكه قوی هست كه این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست كه چه كسی صلاحیت «كشمیری» را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید كرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنكه «كشمیری» خانه تكانی كرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 كه نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یك ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد... (ص610-608)»

 كشميري در جلسه روز واقعه در مكاني كه براي استقرار خسرو تهراني معاون وقت اطلاعات نخست وزيري بوده، مي نشيند و در حين جلسه برخاسته براي رئيس جمهور چاي مي ريزد و پس از گفتگويي كوتاه با تهراني از جلسه خارج مي شود. ارسال اين پرونده به دادگستري و جلوگيري از رسيدگي به آن توسط سيد اسدالله لاجوردي در حاليكه پرونده هاي مرتبط با منافقين همگي در اختيار وي به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار مي گرفته، از ديگر نقاط مبهم اين پرونده است.

حجت الاسلام روح الله حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي در سخنراني 10/6/1379 خود در اين زمينه مي گويد: «اینها چنان تظاهر به خط «امامی» می‌كردند كه خط «امام» را در انحصار خودشان قرار داده بودند و گفتند كه فقط ما در خط «امام» هستیم... اولین خیانتی كه كردند شهادت مرحوم «شهید رجایی» و «شهید باهنر» بود، آنها اطلاعات نخست‌وزیری را داشتند و می‌دانستند «كشمیری» منافق است. با او سابقه‌دار و هم بند بودند. او را آوردند در نخست‌وزیری و به پستهای بالا ارتقاء دادند... بلافاصله آمدند، یك جنازه برای «كشمیری» درست كردند... وقتی با اعتراض و آگاهی دیگران روبرو شدند، آمدند این شعار را ترفند خودشان قرار دادند كه بله ما می‌دانستیم، می‌خواستیم منافقین «كشمیری» را خارج نكنند، تا دستگیرش كنیم! تنها كسی كه به این مسئله پی‌ برد و رحمت خدا بر او باد، مرحوم «شهید لاجوردی» بود. پرونده‌ای تشكیل داد، عده‌ای از اینها را دستگیر كرد. یك نفر به نام «تقی محمدی» كاردار ایران در افغانستان بود. دستگیر شد. آمد تا شروع كرد به پرده برداشتن از مسائل، یك روز بعد جنازه او را كف سلول دیدند! نفوذ داشتند [-] یكی از همین منافقین به نام «قدیری» در اوین بود [-] او [«تقی محمدی»] را كشتند و نگذاشتند پرونده [«كشمیری»] پیگیری شود.»

 تقي محمدي عضو دفتر اطلاعات نخست وزيري همان فرديست كه رسانه هاي بيگانه بلافاصله پس از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري با انتشار عكس او مدعي شدند، احمدي نژاد در گروگانگيري سفارت امريكا حضور داشته است. سعيد حجاريان از اعضاء وقت اطلاعات نخست وزيري اما با رد اين اظهارات تأكيد كرد، عكس مورد نظر مربوط به تقي محمدي است كه در زندان خودكشي كرد. حجاريان از ارتباط نزديكي با محمدي برخوردار بوده است. تقي محمدي پس از انفجار دفتر نخست وزيري به سفارت ايران در افغانستان رفته و به عنوان كاردار سفارت منصوب مي شود با اين حال، تقي محمدي درحالي از سوي لاجوردي به تهران فراخوانده مي شود كه گمان مي رود، وي اطلاعات مناسبي درخصوص نقاط مبهم اين پرونده ناتمام دراختيار دارد اما پس از آنكه وي حاضر به همكاري مي شود، ادعا مي شود با كمربند خود را حلق آويز كرده است.

 

تقي محمدي ، سعيد حجاريان

 بهزاد نبوي كه همواره اتهم ارتباط سازمان مجاهدين انقلاب با انجار نخست وزيري را رد كرده است، در گفتگويي با روزنامه دوران امروز 21/2/1379 در اين خصوص مي گويد: «این خیلی جالب است. بحث انفجار نخست‌وزیری را در مرحله اول به بنده منتسب كردند و در مرحله بعد نیز خواستند سازمان [مجاهدین انقلاب] را به همراه من در پرونده، شریك و ذینفع كنند... تا خیلی جاها هم پیش رفتند. علیرغم اینكه «امام رحمه‌الله علیه» در سال 1364 و یا 1365 بر اساس گزارش رئیس قوه قضائیه وقت، آقای «موسوی‌اردبیلی»، دادستان كل كشور [آقای «موسوی خوئینی‌ها»] و دادستان انقلاب اسلامی، آقای «رئیسی» كه در یك جلسه، هر سه به حضور «امام (ره)» رسیدند. در آنجا گزارش پرونده را پس از بازجویی‌های مفصل از تمام افرادی كه در این زمینه متهم بودند، انجام داده بودند. گزارش نتایج را به ایشان ارائه دادند. ایشان دستور مختومه شدن پرونده را به دلیل عدم وقوع بزه صادر كردند و حتی دستور دادند كسانی كه در این پرونده سازی شركت داشته‌اند، تحت پیگرد قرار بگیرند؛ تا اینكه معلوم شود، این افراد از كجا آمده‌اند و چرا علیه خدمتگزاران انقلاب و نظام، پرونده‌سازی می‌كنند، كه البته این كار هرگز انجام نشد...»

 ادعاي كذب بهزاد نبوي درباره مختومه شدن اين پرونده از سوي امام (ره) و اشتياق وي به اين مسئله در حالي صورت مي گيرد كه اين پرونده هيچ گاه مختومه نشد و تنها با اصرار برخي مسئولان قضايي وقت از جمله محمد موسوي خوئيني ها (كه از قبل از انقلاب ارتباط نزديكي با حلقه نازي آباديها داشت)، به دليل شرايط ويژه كشور، جنگ و لزوم حفظ انسجام، مسكوت ماند.

 هاشمي رفسنجاني در خاطرات سال 63 خود كه اخيراً منتشر شده است، مي نويسد: «دو سه نفر از بازپرسان زندان اوين آمدند. براي تعقيب پرونده انفجار نخست وزيري، پيشنهاد دستگيري بعضي از مسئولان معروف را داشتند. قبلاً هم از امام اجازه خواسته اند. امام آن را به شيخ يوسف صانعي دادستان كل كشور ارجاع داده اند؛ ضررهاي احتمالي را تذكر دادم.» در پاورقي همين بخش آمده است: « در پرونده انفجار نخست وزيري و شهادت دكتر باهنر و محمد علي رجائي، افراد مختلفي متهم شدند. از جمله آقاي علي تهراني يكي از كاركنان نخست وزيري به علت اينكه معرّف مسعود كشميري –عامل بمب گذاري – بوده و با وي رفاقت داشته، دستگير شد. بعد از دستگيري علي تهراني، پاي افراد ديگري مانند مهندس بهزاد نبوي –وزير صنايع سنگين-، خسرو قنبري تهراني –رئيس اداره اطلاعات نخست وزيري- و چند نفر ديگر به ميان آمد. به اين پرونده رسيدگي كامل نشد و به دستور امام خميني، پيگيري اتهامات متهمان پرونده، متوقف گرديد.»

 نزديكان شهيد سيد اسدالله لاجوردي تأكيد دارند كه وي در روزهاي منتهي به شهادت در تب و تاب به جريان انداختن دوباره پرونده اي بوده كه روزي به دليل شرايط ويژه كشور، متوقف شده بود. پرونده اي ناتمام كه در حالتي تعجب برانگيز با گذشت بيش از 26 سال كماكان مسكوت مانده و در آستانه 8 شهريور در كنار اطلاعات و تصاوير كليشه اي، غريوي درباره آن برنمي خيزد.

 اسدالله لاجوردي ، در زماني که در صدد بازگشايي پرونده 8 شهريور بود، ترور شد

 پس از شهادت لاجوردي، روزنامه هاي نزديك به سازمان مجاهدين انقلاب از به كار بردن لفظ شهيد براي وي خودداري كردند./  «خدایا! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف، خطر منافقان انقلاب را، همان‌ها كه التقاط سراسر وجودشان