تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

ISI و تسلط علمی غرب برجهان. راه برون رفت ایجاد ملاک های اسلامی و بومی است.

*«اگر من در زمينه صهيونيسم مقاله اي بنويسم و با سند و مدرك مستدل و مستند اين رژيم را غاصب بدانم آيا مجلات مرتبط با ISI آن را چاپ مي كنند؟ مسلماً چاپ نمي شود و انديشه من براي آنها قابل قبول نيست، پس بنابر اين من نمي توانم رشد كنم! كه در اين باره لازم است دولت هرچه سريعتر چاره اي اساسي در حل اين مشكل كه اينك به معضلي مبدل گرديده داشته باشند و زمينه رشد نخبگان و دانشمندان ايراني را بدون وابستگي به دنياي استكباري غرب فراهم كنند.»

*ما در زمينه علوم انساني و اسلامي، و در ابعاد فرهنگي و تاريخي صاحب نظر بوده و هستيم و در طول تاريخ انديشمنداني مثل ملاصدرا، فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، علامه طباطبايي، شهيد بهشتي، شهيد مطهري و... را داشته ايم، حال با اين پشتوانه غني و دستاورد بزرگ چرا و براساس كدام ادله عقلي و منطقي بايد دست به دامان غرب باشيم و منتظر تأييديه آنها شويم؟! كه در اين باره بايد شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت علوم اين سياست غلط را اصلاح كنند.»

وابستگي ارتقاي علمي به غرب راازميان برداريم.انديشه انقلابي واسلامي درISIجايگاهي ندارد

با عضويت در ISI مسير علمي ما را خارجي ها تعيين مي كنند و انديشمند ايراني بايد تابع شرايط و مقرراتي باشد كه سياستگذاران غربي برايش طراحي و ترسيم مي كنند.به بيان ديگر بايد گفت كه متأسفانه هنوز اين موضوع را به خوبي مشخص نكرده ايم كه آيا توليد علم و ارتقاء سطح علمي دانشمندان صرفاً چاپ مقاله است يا اختراع و به كارگيري نتايج تحقيق و پژوهش؟!
گرچه بسياري از كارشناسان و صاحب نظران معتقدند عضويت ايران در شبكه ISI در رشته هاي علوم پايه اي مثل رياضي، شيمي، فيزيك و... لازم و ضروري به نظر مي رسد، اما اين عضويت در رشته هاي علوم انساني، علوم اجتماعي، سياسي و فرهنگي با مشكلات عديده اي همراه است، به گونه اي كه اگر مسير ارتقاء و پيشرفت هاي علوم انساني و اسلامي ما را خارجي ها تعيين كنند و معيار ارزيابي رشته هاي علوم اسلامي و انساني در دست آنها باشد، بدون شك هميشه بازنده خواهيم بود، چون دنياي سكولار غرب هيچگاه اجازه نشر و گسترش تفكرات ناب اسلامي و معرفي انقلاب اسلامي ايران در سطح جهاني را نخواهد داد و بر همين اساس دانشمند و محقق ايراني كه تحقيقات وسيعي در حوزه هاي اسلام شناسي، تحليل تاريخ انقلاب اسلامي، رد كارشناسانه صهيونيسم و... دارد بدون شك در ارائه آن در شبكه ISI ناكام خواهد ماند.

چاپ 200مقاله ايراني در 10سال؟!؟!
براساس آمارهايي كه دكتر مهدي گلشني- رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي- و دكتر اكبر حيدري- دانشيار بخش شيمي دانشكده علوم دانشگاه تربيت مدرس- ارائه مي دهند، طي سال هاي 1370تا 1380- 1991 تا 2001 ميلادي- از مجموع مقالات متخصصان ايراني كمتر از 200مقاله در علوم انساني در مجلات ISI چاپ شده كه 55عنوان آن مربوط به روانشناسي است و در حوزه هايي چون تعليم و تربيت، جامعه شناسي، الهيات، فلسفه، حقوق، هنر، اقتصاد، تجارت و ارتباطات رقم قابل ذكري وجود ندارد.اين درحالي است كه در موسسه ISI مقالات 9288 مجله بين المللي در 167 مقوله علوم و 2286 مجله در 54مقوله علوم اجتماعي- بدون درنظر گرفتن اين نكته كه بسياري از مجلات در مقولات مختلف تكرار مي شوند- به 31زبان زنده دنيا مورد بررسي قرار مي گيرند.
دكتر مصطفي ملكوتيان، دانشيار گروه علوم سياسي دانشگاه تهران با انتقاد به عضويت ايران در ISI مي گويد: «پيشرفت علمي و فن آوري دانشمندان ايراني خصوصاً در علوم اسلامي نبايد با تعداد مقالات چاپ شده در مجلات بين المللي و عضويت در ISI سنجيده شود، چون بر همگان روشن است كه آن نشريات اغلب تحت نفوذ مراكز قدرت غربي و خصوصاً صهيونيست ها هستند و مسلماً هيچگاه به مقالاتي كه به عمق تفكر و انديشه اسلامي و انقلابي مي پردازد اجازه نشر نمي دهند.»
اين دانشيار علوم سياسي دانشگاه تهران در گفت وگو با سرويس گزارش كيهان مي گويد: «مجلات مرتبط با ISI در صورتي مقالات متخصصان ايراني را در حوزه هاي علوم اجتماعي، سياسي، اسلامي و انساني به چاپ مي رسانند كه خطوط قرمز، و چارچوب ها و سياست هاي مدنظرشان را حفظ كنيم، با اين حال انديشمنداني كه با روحيه انقلابي مشغول پژوهش و تحقيق در علوم اسلامي و سياسي در سطح جهان اسلام هستند، نمي توانند مقالاتشان را در چنين نشرياتي به چاپ برسانند. به عنوان مثال هيچگاه مقاله اي درباره نقش استكباري غرب در انحراف ميان مسلمانان، يا نفي هولوكاست يا در دفاع از مظلوميت مردم فلسطين در مجلات خارجي چاپ نمي شود، يا اگر فرضاً چاپ هم شود قطعاً در ليست ISI قرار نمي گيرد، پس بنابر اين عضويت مادر شبكه ISI نمي تواند منشأ پيشرفت علمي دانشمندان ما باشد.»
ضرورت اصلاح سياست هاي غلط
دكتر احمد دوست محمدي، استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با بيان اين نكته كه بسياري از دلسوزان نظام و انقلاب مدت هاست نگران عضويت انديشمندان ايران در ISI هستند، مي گويد: «ما در زمينه علوم انساني و اسلامي، و در ابعاد فرهنگي و تاريخي صاحب نظر بوده و هستيم و در طول تاريخ انديشمنداني مثل ملاصدرا، فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، علامه طباطبايي، شهيد بهشتي، شهيد مطهري و... را داشته ايم، حال با اين پشتوانه غني و دستاورد بزرگ چرا و براساس كدام ادله عقلي و منطقي بايد دست به دامان غرب باشيم و منتظر تأييديه آنها شويم؟! كه در اين باره بايد شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت علوم اين سياست غلط را اصلاح كنند.»
دكتر دوست محمدي راه برون رفت از ISI را توسعه مجلات تخصصي داخلي مي داند و مي گويد: «به نظر من بايد در داخل ، مجله ISI داشته باشيم و تمام حوزه هاي مرتبط با علوم اسلامي و انساني را پوشش دهد و با نظارت و همكاري انديشمندان مسلمان در ابعاد علوم سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... آن را بسط و گسترش دهيم، چون بسياري از شاخه هاي علوم انساني در ايران مبناي داخلي و شرقي دارد و اصولاً عضويت ما در زمينه هاي داخلي در ISI و ملاك قراردادن تأئيديه غرب يك نوع تحقير دانشمند، نويسنده، استاد دانشگاه و صاحبان فكر و انديشه است.»
وي معتقد است كه اگر در انتشار نشريات تخصصي و علمي در علوم اسلامي و انساني در داخل كشور اهتمام كنيم و آن را به سطح بين المللي برسانيم قطعاً مي توانيم انديشه هاي انقلابي و اسلامي را براي جهانيان به خوبي بازگو كنيم و غربيان را با آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي بيشتر آشنا نماييم.
اين استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران مي گويد:
«اگر من در زمينه صهيونيسم مقاله اي بنويسم و با سند و مدرك مستدل و مستند اين رژيم را غاصب بدانم آيا مجلات مرتبط با ISI آن را چاپ مي كنند؟ مسلماً چاپ نمي شود و انديشه من براي آنها قابل قبول نيست، پس بنابر اين من نمي توانم رشد كنم! كه در اين باره لازم است دولت هرچه سريعتر چاره اي اساسي در حل اين مشكل كه اينك به معضلي مبدل گرديده داشته باشند و زمينه رشد نخبگان و دانشمندان ايراني را بدون وابستگي به دنياي استكباري غرب فراهم كنند.»

ISI در علوم پايه را جدي بگيريم
بسياري از كارشناسان و اساتيد دانشگاه عضويت ايران در ISI در زمينه علوم پايه مانند رياضي، فيزيك، شيمي و... را لازم و ضروري مي دانند و چاپ مقالات در اين باره را داراي دو مزيت مي دانند: اولاً نشانگر آن است كه ما به علم روز واقفيم و خوب مي توانيم مشق آن را بنويسيم.ثانياً فعاليت هاي عالمان ما مورد نقد بين المللي فارغ از تعارفات داخلي قرار مي گيرد و در نتيجه به نقاط ضعف و قوت علمي خود پي مي بريم. در واقع يكي از اهداف مهم چاپ مقاله علمي به نقد گذاشتن فعاليت علمي و پژوهشي است.
دكتر «سيامك ره پيك» استاد دانشكده علوم قضايي مي گويد: «به نظر من نبايد شبكه ISI وسيله منحصر به فرد و ملاك و معيار مطلق در سنجش ميزان تخصص فرد باشد، به نظر مي رسد وزارت علوم برخي شاخص هاي بومي ديگري را د راين باره در دست طراحي دارد.»
دكتر ره پيك مي گويد: «در دنياي امروز عضويت در ISI را در علومي مثل رياضيات يا شيمي نمي توان نفي كرد اما عمده مشكلات ما در علوم انساني نهفته است، چون شايد شما يك مشكل فرهنگي داخل كشور را كه مختص فرهنگ اسلامي و ايراني است نتوانيد در نشريات ISI ارائه دهيد، كه در اين باره بايد روش ارزيابي ها كيفي باشد.»اين استاد دانشكده علوم قضايي با ملاك ندانستن ISI براي علوم انساني مي گويد: «سياست هاي شبكه ISI به گونه اي است كه به كشورهاي در حال توسعه اي مثل ايران ميدان رشد و توسعه نمي دهد و چون اين نگاه به كشورمان وجود دارد قطعاً در علوم رياضيات يا فيزيك و شيمي هم ما را با مشكل روبرو مي كنند.»وي تقويت شاخص هاي بومي و ارزيابي كيفي را در علوم انساني و اسلامي مناسب مي داند و مي گويد: «نبايد به ISI نگاه انحصاري داشته باشيم و آن را ملاك اصلي رشد و بالندگي علمي كشورمان بدانيم.»
دانش ايراني در گستره جهاني
در عصر اطلاعات و جهاني كه هرگونه توسعه منوط به دستيابي مستمر و علمي به اطلاعات است، ساماندهي و پردازش اطلاعات و مقالات منتشر شده در نشريات علمي - پژوهشي اهميتي دو چندان يافته كه بر همين اساس جهاد دانشگاهي در مرداد ماه سال 1383 اقدام به افتتاح مركز اطلاعات علمي جهاد دانشگاهي نمود.اهداف تأسيس اين مركز آنچنان كه در اساس نامه آن آمده است، ترويج و اشاعه اطلاعات علمي، گسترش و ارتقاء خدمات اطلاع رساني به محققان، سرعت بخشيدن به كاوش هاي علمي و افزايش اثربخشي تحقيقات در كشور است.مركز اطلاعات علمي جهاد دانشگاهي تحت نظارت شوراي علمي، خدمات خود را از طريق پايگاه اينترنتي WWW.SID.ir به عنوان بانك اطلاعات علمي كشور و در آينده نزديك در سطح منطقه ارائه مي دهد و تلاش كرده از تجربه هاي مشابه در داخل و خارج از كشور جهت بهبود، روز آمدي و جامعيت اطلاعات استفاده كند.خدمات عمده پايگاه SID عبارتند از جستجو و ارائه چكيده مقالات نشريات علمي - پژوهشي كشور، دسترسي به متن كامل مقالات، معرفي و ارائه مقالات ، نشريات ايراني نمايه شده در ISI، دسترسي به مجموعه مقالات محققان ايراني چاپ شده در نشريات بين المللي، سرويس گزارش هاي استنادي نشريات علمي - پژوهشي كشور از طريق شاخص تأثير و شاخص آني، سرويس ارسال الكترونيكي مقالات و خدمات ديگر است. اميد است كه جهاد دانشگاهي در دور جديد مديريت خود بتواند با گسترش اين مركز، دانش ايراني و انديشه هاي اسلامي را در گستره جهاني عرضه كند و رفته رفته به بازوي مستحكمي در عرصه علمي و پژوهشي ايران اسلامي مبدل شود.
منبع:گزارش روز کیهان دوشنبه 29/5/1386

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 23:21  توسط سینا  | 

*از اینکه ده روزی را نتوانستم به روز شوم متاسفم. یک اردوی آموزشی با دانش آموزان داشتیم که الحمدلله خوب بود و باز حدیث آقا امام رضا(ع) را به عینه دیدم که اگر با مردم حرف های ائمه را درست منتقل کنیم همه به سوی اهل بیت خواهند رفت. ممنون از دوستانی که با نظراتشان این وبلاگ را مورد محبت قرار دادند. همه نظرات مخالف و موافق را منتشر کردم. با تشکر ویژه از شیدا مطلب خوب و مفصل او را درباره پیروزی غرور انگیز حزب الله و توطئه های جدید صهیون و نقدی بر دوستان وبلاگ نویس حزب اللهی در ادامه همین پست منتشر میکنم...

*سالگرد پیروزی قهرمانه حزب الله لبنان بر ششمین ارتش مجهز دنیا با پشتوانه ارتشهای غربی مبارک باد پیروزی مقاومت حزب الله فراتر از پیروزی یک جبهه بر علیه جبهه متخاصم است پیروزی که نه تنها باعث خسارات و هزینه های فراوان برای رزیم جعلی و آمریکا شد بلکه آبروی افتخارات نظامی آنها همچون ناوهای افسانه ای ساغر و تانکاهای پیشرفته مرکاوا و سایر تجهیزات فوق مدرن و همه برنامه های دقیق از پیش تعیین شده آنها را برد در طول جنگ سی و سه روزه ارتش رزیم جعلی مجبور شد چهارده بار برنامه و استرا تژی جنگی خود را تغییر دهد و بعد از شکست خفت بار نیز تعداد زیادی از فرماندهان نظامی خود را بر کنار و مجبور به استعفا کند تعداد فرماندهان مستعفی رژیم جعلی بسیار فراتر از آن چیزیست که در رسانه های رژیم آورده شده فرمانده کل نیروهای زمینی فرمانده کل نیروی دریایی رئیس ستاد مشترک و انبوهی از فرماندهان رده بالای نظامی.
قرآن کریم آیه 11 سوره مائده:
«ای کسانیکه ایمان آورده اید نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آورید آن زمان که جمعی قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند اما خدا دست آنها را از شما بازداشت...» سید حسن نصر الله خطاب به اسرائیل جعلی:« اگر بخواهید بار دیگر به خاک لبنان تجاوز کنید من شما را به شگفتیها و غافلگیریهای گذشته که حزب الله لبنان برایتان به ارمغان آورد وعده نمیدهم من شما را به شگفتیهایی وعده میدهم که تمام معادلات و سرنوشت منطقه را عوض خواهد کرد .» و خطاب به مردم لبنان :« من بار دیگر شمارا به پیروزی بعدی وعده میدهم.» 

*امانکات قابل تامل شیدا راحتما درادامه مطلب بخوانیدمخصوصانقدهای ایشان بردوستان وبلاگ نویس...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 16:27  توسط سینا  | 

آیا فلسطینی ها انسان نیستند؟ چرا هیچ کدام از مقلدان سوروس و پوپر و رابرت مرداک داخلی اعتراضی به این بازداشت های غیرقانونی نمی کنند؟!  اگر انسان نیستید لااقل آزاده باشید...

بازداشت يك ميليون فلسطيني (پرونده)

وزارت امور اسيران فلسطيني طي گزارشي اعلام كرد كه نظاميان رژيم اشغالگر قدس از سال 1967 ميلادي تاكنون نزديك به يك ميليون فلسطيني را بازداشت كرده است.براساس اين گزارش، در سال هاي 1967 الي 1987 م420. هزار نفر و در طول انتفاضه نخست يعني در سال هاي 1987 الي 1994م210. هزارنفر روي هم رفته از سال 1967م. تاكنون (2007م.) نزديك به يك ميليون فلسطيني بازداشت شده اند.در اين گزارش همچنين آمده است كه 11 هزار و 200 اسير مجموعاً در 30 زندان و بازداشتگاه صهيونيستي به سر مي برند كه از اين تعداد 9630 نفر در كرانه باختري، 840 نفر در نوار غزه، 520 نفر در قدس اشغالي زنداني هستند.گزارش وزارت اسيران فلسطين همچنين حاكي از آن است كه از آغاز انتفاضه الاقصي تاكنون بيش از 6000 كودك فلسطيني بازداشت شدند كه از اين تعداد 317 نفر همچنان در بازداشت به سر برده و 98 نفر آنان بيمارند. از زمان انتفاضه تاكنون همچنين 600 زن اسير شدند كه 105 نفر آنان در شرايط بسيار بدي همچنان در بازداشت به سرمي برند. منبع: کیهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 18:13  توسط سینا  | 

خبر و ضد خبر (يادداشت روز)
دعواي «سنت و مدرنيسم» از ابتدا با اين انگاره مطرح شد كه اين دو در تقابل با يكديگرند و از اين رو سنت گرا مدرن نمي شود و مدرن سنت گرا نمي گردد. بعد مردم كه طبعاً به همه زواياي - به ظاهر- فلسفي بحث دقت نداشتند در سر دو راهي سنت و مدرنيسم بايد راه خود را مشخص مي كردند. در اين بين حداقل براي فارغ التحصيلان دبيرستانها، دانشگاهها و ... شكي نمي ماند كه بايد در جبهه مدرنيسم باشند و براي گروه ديگري از محصلين كه در مدارس غير امروزي به تحصيل مشغول بودند چاره اي نمي ماند جز اينكه در طرف سنت قرار گيرند. اندك اندك اين دو طيف عليه يكديگر وارد عمل شدند و البته همواره طرف پيروز مدرن ها بودند و اساساً به محض طرح بحث از اين نقطه و لو اينكه -به اصطلاح- سنت گراها خيلي قوي هم ظاهر مي شدند بازنده بودند چرا كه به هر حال پاي مدرن (امروزي) بودن ورقه طرف مقابل امضا گذاشته بودند. اين همه در حالي بود كه اساساً ماجرا از يك مغلطه كلامي -با ظاهر فيلسوفانه- آب مي خورد.
همين ماجرا در مورد دعواي بنيادگرايي و ميانه روي، عقل گرايي و سنت گرايي، تجربه گرايي و سنت گرايي، اصولگرايي و اصلاح طلبي و چندين دعواي ديگر نيز صدق مي كند و در همان حال همه اين دعواها از همان مغلطه كلامي ناشي مي شود.
اين روزها يك پديده مبارك در كشور همسايه ما اتفاق افتاده كه فساد اين نوع نگرش كلامي را بر ملا كرده است. حزب اسلام گراي رجب طيب اردوغان اسلام گرايي را با پيشرفت اقتصادي در هم آميخته و در هر دو صحنه به موفقيت بالايي دست يافته است. اين ماجرا سبب دستپاچگي فراوان غرب و بخصوص آمريكا شده است تا جايي كه ريچارد پرل- معمار جنگ عليه عراق- اروپا را متهم كرده است كه لائيك ها و ارتش تركيه را در ميان گرداب اسلام گرايي رها كرده است. برهمين اساس به نظر مي آيد غربي ها و دنباله هاي منطقه اي آن ها در تكاپوي راه انداختن يك جريان سياسي مذهبي به قصد مهار گذاشتن بر روند خيزش اسلام گرايان برآيند از اين رو به نظر مي آيد:


1- اسلام گرايي در منطقه با آمريكا ستيزي- و نفي استيلاي غرب- پيوند ناگسستني دارد كما اينكه مؤسسه نظرسنجي آمريكايي «پيو» در جمعبندي نظرسنجي خود نوشته بود: تركيه ضد آمريكايي ترين كشور جهان است» بر همين اساس نمي توان ماهيت استقلال طلبانه حركت اسلام گرايي در تركيه- و در ساير كشورهاي منطقه- را ناديده گرفت. اين استقلال طلبي نوعي رجوع به هويت ملي كه طي دهه هاي گذشته انكار شده است مي باشد. با توسعه طلبي غربي ها ناسازگار خواهد بود و فضاي جديدي- مبتني بر جنگ سرد- بر روابط اروپا و جهان اسلام حاكم مي كند.


2- بزرگترين چالش غرب و لائيك ها با نظام سياسي جديد تركيه اين است كه آنان ديگر نمي توانند اسلام گرايي را در آن سوي بهبود معيشت مردم تعريف كرده و روي آن مانور دهند. رجب طيب اردوغان- و بطور كلي اسلام گراها- در فاصله كوتاه سالهاي 75 تا 86 شمسي از يك سو نهال حكومت گرايي مؤمنان تركيه را چنان آبياري كرده اند كه هيچ قدرتي ياراي برهم زدن آن را ندارد و از سوي ديگر در همين دوره كوتاه و بخصوص در دوره 5/4 ساله دولت اردوغان رشد منفي اقتصاد، رشد فزاينده بيكاري و شكاف طبقاتي را كنترل كرد (در دوره اردوغان رشد اقتصادي از 5/2 درصد در دوره لائيك ها به 7 درصد، نرخ بيكاري از 26 به 12 درصد و فاصله دهك اول با دهك آخر با 300 درصد كاهش بهبود يافته است). اين در حالي است كه طي دهه گذشته غرب روي مخرب بودن حكومت اسلام گراها مانور كرده است.
دقيقاً از همين زاويه غربي ها از موفقيت احمدي نژاد در اهداف و شعارهاي خود وحشت دارند. اگر رئيس جمهور اسلام گراي ايران همزمان با استوار كردن دستاوردهاي خود در زمينه انرژي هسته اي و پايداري در شعارهاي ضدنظام سرمايه داري و صهيونيستي، جامعه ايران را ازنظر اقتصادي متحول نمايد به گونه اي كه غرب ستيزي و رفاه عمومي دوروي يك سكه شوند ضربات سنگين و تكرارشونده اي بر پيكر غرب وارد مي شود. برهمين اساس «ايكنارسوند» يكي ازغرب گرايان تركيه به اروپايي ها انذار مي دهد كه «مبادا دمكراسي تركيه- و پيروزي اسلام گراها ازطريق آن- را يك استثنا تصور كنند، برخلاف تصوير غرب، دمكراسي تركيه اي يك استثنا نيست چراكه داراي استاندارد و قواعد قابل تكرار است.»


3-راه اندازي يك جريان خشن به قصد به محاق راندن جريان نرم- اسلام گرايي انتخاباتي- كاملاً قابل تصور است. غرب درجهان اسلام نيروهايي دارد كه مي تواند با رنگ مذهبي به اين توطئه جامه تحقق بپوشد. برهمين اساس بايد بسيار دقت كرد تا مبادا به دام اين توطئه بيفتيم. بعنوان مثال به اين مورد توجه كنيد: يك خبر بسيار حساس و نگران كننده منتشر مي شود: گفته مي شود به تازگي نسخه هايي از فتاواي «6نفر از علماي وهابي عربستان و كويت در منطقه شرقي عربستان سعودي توزيع شده كه آنان خواستار انهدام ضريح ها و قبور شده و بخصوص روي تخريب ضريح امام حسين،امام علي، حضرت عباس و حضرت زينب (عليهم السلام) تأكيد شده است». بعد در تكمله اين خبر افزوده اند: «حدود 4ماه است كه اين گزارش ها به همراه نقشه هاي تروريستي تجاوز به بقاع متبركه دراختيار نيروهاي امنيتي عراق قرار گرفته و بسيار موثق به نظر مي رسند». طبيعي است كه اين خبر با سرعت برق و باد در ميان هواداران اهل بيت- اعم از شيعه و سني- بپيچد و خون ها را به جوش آورد به گونه اي كه طي دو هفته اخير- كه از آغاز انتشار اين خبر مي گذرد-ده ها بيانيه، فتوا، سخنراني، مقاله و حتي راهپيمايي عليه اين ماجرا و در دفاع از عتبات عاليات صادر شده است كه البته جاي تحسين هم دارد. هركس با نگاه اول به موضوع ترديد نمي كند كه چنين فتوايي توسط علماي وهابي سعودي و كويت صادر شده است، چرا كه آنان پيش از اين و از آغاز پيدايش قايل به برچيدن حرم هاي مطهر بوده اند و حتي در مواردي به اين كار مبادرت ورزيده اند. از سوي ديگر وابستگي آنان به محافل استكباري-آمريكا و صهيونيسم- صدور چنين فتاوايي را به قصد برهم زدن اتصال و اتحاد مسلمين مبرهن مي سازد. اما اگر كمي بيشتر تامل كنيم ماجراي ديگري مي بينيم!
ادعاي صدور فتواي علماي وهابي عربستان و كويت عليه عتبات شيعه اولين بار توسط سايت «نهرين نت» -وابسته به يك جريان غيرانقلابي در عراق- منتشر شده است و پس از آن- تا امروز- هيچ منبع موثق ديگري آن را تاييد نكرده و هيچ سند مكتوبي از فتواهاي ادعا شده به دست نيامده است. در همان حال همه رسانه هاي ديگر كه اين خبر را انتشار داده اند فقط به مطلب «نهرين نت» استناد كرده اند و تحقيق جداگانه اي روي موضوع صورت نگرفته است و اين در حالي است كه در خبر منتشر شده از سوي اين سايت نيز به عباراتي برمي خوريم كه غيرقطعي بودن آن را روشن مي نمايد، مثل: «به تازگي»، «نسخه هايي از فتاوا»، «گفته مي شود»، «حدود چهارماه»، «نيروهاي امنيتي عراق»، «تجهيزات امنيتي»، «نقشه هاي تروريستي» ، «كارمندان عربي پي برده اند»، «شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح العربي، حامد العلي و... از جمله مفتياني هستند كه چنين فتواهايي صادر كرده اند». اما واقعاً به تازگي يعني چه زماني؟ نسخه هايي از فتاوا كجايند؟ از چه كسي «گفته مي شود»، حدود 4 ماه چه نسبتي با «به تازگي» دارد، منظور از «نيروهاي امنيتي عراق» كدام نيروهايند و تحت امر چه كسي هستند، كدام «تجهيزات امنيتي»، كدام «نقشه هاي تروريستي» «كارمندان عربي» از كدام كشور، حزب و مذهب به اين فتاوا پي برده اند، فتاواي شيخ... و شيخ... را چه كسي ديده است. هيچكدام از اين ها مشخص نيستند ولي طي دو هفته اخير به نگراني شديدي ميان دو طايفه برادر-شيعه و سني- دامن زده است. در اين ميان هيچ پرسيده نشد كه مگر سني هاي عراق در طول 14 قرن در كنار شيعيان پاسدار حريم ائمه اطهار(ع) و خاندان پيامبر (ص) نبوده اند مگر حالا اين شيعه ها و سني ها تغيير عقيده داده اند و مگر بازيچه 4 نفر عالم وهابي اند كه تا يكي در رياض در شيپور دميد در كربلا و نجف توفان بپا شود؟ و در ميان امواج التهاب آميز تبليغات وهم آلود پرسيده نشد كه مگر وهابي ها چند درصد امت بزرگ اسلامند كه دائر مدار سرنوشت شيعه و سني باشند آيا 72ميليون مردم تركيه، 50 ميليون مسلمان در مصر، 26 ميليون مسلمان در عراق و... پشيزي براي جاهلان وهابي ارزش قائلند كه حالا با فعل و قول آنان به حركت درآيند يا از حركت بازايستند.


4-نقش ايران در پيروزي اسلام گرايان-كه اين روزها يا انكار مي شود و يا مغفول مي افتد- بسيار اساسي است. از يك سو اسلام گرايي تركيه از موج اسلام گرايي برخاسته از انقلاب اسلامي ايران نوشيده و از سوي ديگر ايران در طول سالهاي گذشته بخصوص در دوره رجب طيب اردوغان كوشيده است تا بستر موفقيت منطقه اي آنان را هموار كند. در اين ميان مي توان به روابط گسترده اقتصادي دو كشور كه طي 5 سال گذشته به رشد 400 درصدي رسيده اشاره داشت و قرارداد بزرگ گازي بين ايران، تركمنستان و تركيه- كه خشم روسيه را برانگيخت- نمادي از آن به حساب مي آيد. در همان حال گفتمان عدالت گرايانه احمدي نژاد كه به يك موج منطقه اي تبديل شده به پيروزي حزب عدالت و توسعه اردوغان مدد زيادي رسانده است.


5- اصلاح طلبي اسلام گرايان تركيه- كه اين روزها اصلاح طلبان ايراني آن را تكرار نسخه ايراني معرفي كرده و اردوغان را همان مهندس بازرگان مي نامند!- با اصلاح طلبان ايراني دو مدل كاملاً متضادند. اصلاح طلبان اسلام گراي تركيه حاكميت و نظام سياسي تركيه را با اسلام و مردم آشتي دادند و جنس آن را به نفع اين دو دگرگون كردند. آنان ناهنجاري هاي نظام لائيك را با هنجار اسلام معالجه كردند، در حالي كه اصلاح طلبان ايراني تلاش كرده اند كه نظام و حاكميت مردمي و اسلامي ايران را به سوي ناهنجاري هاي لائيسم سوق دهند و آن را با نظام سلطه جهاني همسو نمايند و در واقع تلاش مي كنند تا نظام و حاكميت را از دست دين و مردم بربايند.  سرمقاله کیهان ۱۱/۵/۸۶ +++ سعدالله زارعي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 18:8  توسط سینا  | 

  بحران‌سازي كاذب درباره رياست مجلس خبرگان

 در حالي كه مردم مسلمان ايران در سوگ از دست دادن عالمي رباني و روحاني برجسته مرحوم آيت الله مشكيني، رييس مجلس خبرگان رهبري به سوگ نشسته اند، طيف خاصي از فعالان سياسي و رسانه‌اي بر آن شدند تا اينگونه القا كنند كه گويا نظام براي جانشيني آن مرحوم گرفتار بحران شده است. اين خط به خصوص از سوي نويسندگان داخلي همكار با رسانه‌هاي فارسي زبان وابسته به دولت‌هاي آمريكا وانگليس دنبال شده است. پايگاه راديو دولتي انگليس (بي. بي.سي) در مطلبي با عنوان "فوت آيت الله مشكيني و شبه بحران جانشيني" به قلم يكي از فعالان حوزه روزنامه نگاري داخل كشوربه استقبال اين موضوع رفته واينگونه وانمود كرده كه گويا در ايران براي دستيابي به پست رياست مجلس خبرگان رهبري جنگ قدرت وجود دارد. 

همين خط تحليلي از سوي رسانه‌هاي وابسته به آمريكا از جمله تلويزيون صداي آمريكا و راديو فردا (ارگان سازمان سيا) دنبال مي‌شود. در داخل كشور نيز روزنامه اعتماد تقريبا تنها روزنامه‌اي بود كه بر اهميت فقدان يك چهره برجسته ملي-مذهبي چشم پوشيد و با برجسته كردن موضوع جانشيني رييس فقيد مجلس خبرگان رهبري، در تحليلي با عنوان "صندلي خالي رياست خبرگان رهبري" گمانه‌هاي كاملا مشابهي با خط تبليغي بي‌بي‌سي درباره جانشيني رييس مجلس خبرگان مطرح كرد. منبع: رجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 18:4  توسط سینا  | 

در پی رحلت آیت الله مشكینی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیام تسلیتی این عالم جلیل القدر را در شمار مجاهدان واقعی و معلم اخلاص و پرهیزگاری و پارسائی دانستند.متن پیام حضرت آیت الله خامنه ای به این شرح است:

 بسم الله الرحمن الرحیم

 انالله و انا الیه راجعون رحلت فقیه مجاهد و پارسا حضرت آیت الله آقای حاج میرزا علی مشكینی اعلی الله مقامه موجب تأسف و تأثر شدید اینجانب گردید. این روحانی عالیقدر از جمله شخصیت‌ها‌ی نادری بود كه در سراسر عمر با بركت و در مراحل گوناگون زندگی نورانی خویش منشأ بركات فراوان برای حوزه علمیه و مردم مؤمن و اسوه ی اخلاقی و عملی برای شاگردان و ارادتمندان خود بود.در دوران طاغوت جزو پیشگامان نهضت اسلامی و در دوران جمهوری اسلامی در شمار مجاهدان واقعی و معلم اخلاص و پرهیزگاری و پارسائی محسوب می‌گشت. رفتار و عمل او بیش از بیان شیرین و رسایش، دعوت كننده به ایمان و پارسائی و حق طلبی و حقگوئی بود. جایگاه رفیع او در نظام جمهوری اسلامی و ریاست مجلس خبرگان رهبری از آغاز تشكیل این مجلس كه نشانه حرمت و مكانت او در چشم نخبگان و علمای بزرگ و اساتید مبرّز روحانی كشور است، هرگز نتوانست در تواضع و فروتنی او یا در زندگی زاهدانه و دامن پاك او كمترین خدشه ئی وارد آورد. او جامع علم و عمل، جهاد و زهد و تشخیص و سلوك صائب و مستقیم و بدون انحراف بود. فقدان این عالم ربانی و این روحانی جلیل القدر، ضایعه ئی بزرگ است. از خداوند متعال علوّ درجات و مغفرت و رحمت واسعه اش را برای روح مطهر ایشان مسألت می‌كنم و به ملت ایران و حوزه‌ها‌ی علمیه و مراجع عظام و علمای اعلام بویژه به خاندان مكرم و بازماندگان محترم و همه ی ارادتمندان و شاگردان ایشان تسلیت عرض میكنم. والسلام علیه و رحمه الله و بركاته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 18:2  توسط سینا  | 

  جهانگيرزاده: برخي مسئولان پيشين خود را نسبت به غرب پاسخگو مي‌دانستند

عضو كميسيون سياست خارجي مجلس با بيان اين‌كه برخي مسئولان پيشين قائل به سياست‌خارجي تدافعي، خود را نسبت به غرب پاسخگو مي‌ديدند، گفت: اين مسئله باعث افزايش توقعات غرب از ايران شده بود.جواد جهانگيرزاده در گفت‌وگو با فارس با اشاره به ديدار اخير مقام معظم رهبري با دولتمردان اظهار داشت: در اين ديدار رهبري يكي از نقاط قوت دولت نهم را سياست خارجي فعال و تاثيرگذار دانستند.وي افزود: اين كه رهبر سياست خارجي دولت فعلي را مورد حمايت قرار مي‌دهند و مي‌پسندند، ‌دقيقاً به اين خاطر است كه همپوشاني زيادي بين اقدامات دولت فعلي در سياست خارجي با اهداف كلان و اصلي سياست خارجي نظام وجود دارد.

* دولت نهم با اهتمام به توانايي‌هاي داخلي، پرونده هسته‌اي را از بن‌بست خارج كرد

 عضو كميسيون سياست خارجي مجلس با يادآوري بحث تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران در دولت قبل اظهار داشت: در جريان تعليق، علي‌رغم قول‌ها و وعده‌اي كشورهاي غربي مبني بر اينكه اين تعليق ما را به حقوق هسته‌اي‌مان خواهد رساند، بعد از 2سال و نيم تعليق مشاهده كرديم كه نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه توقع غرب در قبال اقدامات داوطلبانه ايران افزايش چشم‌گيري يافت. اين نماينده مجلس يادآور شد: اما دولت جديد با تغيير دادن استراتژي، به جاي اهتمام به راي و نظر كشورهاي غربي، به توانايي‌هاي داخلي و ظرفيت‌هاي ملي اهتمام ورزيد و با اين‌كار توانست پرونده هسته‌اي را از يك بن‌بست پيچيده خارج كند. اين‌بار ايران فعاليت‌هاي خود را انجام مي‌داد و كشورهاي غربي سياست وقت‌كشي خود را در انجام مذاكرات با شكست مواجه ديدند.جهانگيرزاده با بيان اين‌كه تجربه نشان داد كه قائلان به كارساز بودن توانايي‌هاي ملي و قابليت‌هاي داخلي، نسبت به قائلان ادغام در نظام بين‌المللي موفق‌تر بودند، اظهار داشت: به همين خاطر موفقيت‌هايي كه در سال‌هاي 85 و 86 حاصل شد به هيچ وجه قابل مقايسه با سال 83 نيست.اين نماينده مجلس خاطرنشان كرد: بعد ديگر موضوع اين است كه ما پيش از اين با برخي كشورهاي غربي علاقه‌مند بوديم تعامل داشته‌ باشيم، اما عملاً با سردي آن‌ها يا رفتارهاي نامناسبشان مواجه مي‌شديم؛ چه ضرورتي وجود داشت كه دوباره برويم اصرار گونه و تحقيرآميز از آن‌ها بخواهيم با ما روابط خوب داشته باشند؟

 * سياست خارجي تهاجمي بهترين واكنش به رفتار تماميت‌خواهانه غرب است

 اين عضو كميسيون سياست خارجي مجلس ايجاد ارتباطات گسترده با كشورهاي مختلف و محدود نشدن به چند كشور غربي را از جمله فاكتورهاي سياست‌خارجي دولت نهم دانست و افزود: كوتاه نيامدن از اصول و مبناها و چارچوب‌هاي اعتقادي سياست خارجي نظام از جمله فاكتورهاي سياست خارجي دولت نهم است كه از اين سياست خارجي، يك چهره موفق ساخته است. در واقع سياست خارجي دولت نهم، با خوش‌آمد يا ناراحت شدن كشور يا شخصيتي از مبناها و اصول خود عدول نكرده است. به گفته اين نماينده مجلس، مجموعه اين رفتارها، از سياست خارجي دولت نهم يك سياست خارجي تهاجمي ساخته كه در واكنش به رفتار تماميت‌خواهانه كشورهاي غربي بسيار متناسب است. در واقع سياست خارجي تهاجمي، به معني سياست خارجي فعال و تلاش‌گر در زمينه خروج از كشور ما از بحران‌هاي احتمالي است كه مي‌تواند در اثر نشان دادن يك چهره تدافعي به غرب ايجاد شود.
جهانگيرزاده در پاسخ به اين سؤال كه رهبري در ديدار با مسئولان دولت تبديل موضع تهاجمي به تدافعي را يك خطا دانستند و افزودند اين خطا برهه‌هايي اتفاق افتاده است؛ اين برهه‌ها به چه مقاطعي اشاره دارد؟ اظهار داشت: ما در مقاطعي احساس مي‌كرديم كه بايد به ديگران پاسخگو باشيم و با هر خوشامد يا ناراحت شدن آن‌ها، پاسخ‌هاي فراواني به آن‌ها ارائه دهيم.
 به گفته وي، در مقاطعي مسئولان سياست خارجي ما احساس مي‌كردند براي ايجاد هرگونه ارتباط و حتي ارتباط غيرمؤثر هزينه‌هاي زيادي پرداخت كنند.جهانگيرزاده افزود: در بحث انرژي هسته‌اي در بعضي از مقاطع ما از حالت تهاجمي خود خارج شديم و حالت تدافعي گرفتيم و هميشه منتظر بوديم ببينيم غرب چه تصميمي در جريان مذاكرات مي‌گيرد. 

* افرادي كه معتقد به سياست تدافعي هستند بايد از دستگاه ديپلماسي كنار روند

 اين عضو كميسيون سياست خارجي مجلس در پاسخ به اين سؤال كه چه موانعي در روش‌ها، منش‌ها، افراد و ساختار دستگاه سياست خارجي مي‌تواند براي ناكامي دولت در عرصه سياست خارجي مانع‌تراشي كند، اظهار داشت: طبيعي است كه اهداف در سياست خارجي تا حدود زيادي تغيير كرده، بنابراين رفتارها، ابزارها و افراد نيز بايد تغيير كنند. نمي‌شود با آدم‌هاي پيشين به سمت اهداف جديد با افق‌هاي طولاني‌نگر رفت. اگر اين اتفاق نيفتد دولت نخواهد توانست به هدف‌هايي كه مد نظر دارد برسد.اين نماينده مجلس با بيان اينكه زبان دنيا را بايد بفهميم، خاطرنشان كرد: گاهي در عرصه بين‌المللي دعواها و تعارف‌ها جدي است، اما فقط در حد شعار و دعواست. هيچ دولتي در اثر هيچ داد و بيدادي، از چارچوب منافع ملي خود خارج نمي‌شود. اين نكته‌اي است كه در گذشته كمتر در نظر گرفته مي‌شد و برخي مواقع به خاطر جدي گرفتن دعواها و موضع‌گيري‌ها، امتيازهاي زيادي به غرب داده مي‌شد.

 جهانگيرزاده تصريح كرد: دنيا نبايد از ما انتظار داشته باشد كه منافع كوتاه مدت يا بلند مدت خودمان را به خاطر خوش‌آمد يا ناراحتي ديگران زيرپا بگذاريم، يا از آن‌ها عبور كنيم.وي در پايان افزود: دولت بايد توجه داشته باشد كه مجريان سياست خارجي بايد افرادي صريح، معتقد به مباني انقلاب و معتقد به سودمندي سياست خارجي تهاجمي باشند. كساني كه فكر مي‌كنند بايستي همان سياست تدافعي را ادامه داد، بايد از مسند كار كنار بروند و افرادي كه متعهد به مباني انقلاب و اصول سياست خارجي نظام هستند روي كار بيايند، به همين خاطر معتقدم بايد تغييراتي در دستگاه سياست خارجي ايجاد شود.  منبع: رجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 18:1  توسط سینا  | 

              نقد و سخنی صریح و صمیمی با مدیران و عوامل صدا وسیما

 درباره صدا وسیما قبلا مطالبی نوشته بودم. اما باز هم برای همراهی با حرکت وبلاگی که در راستای نقد سازنده این دستگاه فرهنگی-سیاسی به راه افتاده است، چند نکته و سوال را یادآور می شوم.

 یک انتقاد کوچک ولی مهم از حرکت های وبلاگی مثبت!

قبل از ورود به بحث انتقادی را به برخی نقدهای دوستان و حرکت های وبلاگی اخیر دوستان دارم و آن این است که ای کاش درباره نقد نظام آموزشی در دانشگاه و اموزش و پرورش و هنر و همچنین درباره بحث جنبش نرم افزاری و تولید علم و نهضت آزاد اندیشی و درباره لزوم جریان اسلام در تمام جوانب زندگی بشر و همچنین درباره خطر تبلیغات بودیستی- مسیحی- صهیونیستی و همچنین درباره نقد آثار صهیونیستی در حوزه فرهنگ و سینما و سیاست و درباره شیوه های نوین برده داری و استعمارجدید و فرانوین و همچنین درباره خطرات زیاد ورزش استحماری-فریبنده فوتبال و درباره اغواگری رسانه ها و ... در یک کلام درباره موضوعات اساسی زندگی که روزانه به ان مبتلا هستیم، نیز حرکت های وبلاگی دیگری راه می افتاد. البته با شناختی که از دوستان دارم می دانم به فکر هستند. دوستان درباره روند و فلسفه  حاکم بر این حرکت های وبلاگی باید برنامه ریزی کرد. می دانم که هر دم بیلی و عشقی کار نمی کنید.

 ای کاش! و ای کاش! سایت های حزب اللهی ...نیوز و ...نیوز و ...نیوز و....نیوز و خبرگزاری... و خبرگزاری.... و.... در کنار مسائل سیاسی و حتی بیش از آنها به مسائل علمی و فرهنگی می پرداختند.  دوستان من! بیایید بپذیریم که واقعا اگر من و شما هم رئیس رسانه ملی یا برخی سازمان های فرهنگی بودیم شاید بیش از این خراب می کردیم. اکنون باید خودسازی علمی-فرهنگی را در اولویت قرار دهیم تا بتوانیم خود و دیگران را در مسیر نیروسازی قرار دهیم تا مدیران ما مجبور شوند از نیروهای ساخته شده و توانمند و ماهر و متعهد حزب اللهی در برنامه هایشان استفاده کنند.

 

 اما نقدهایی به صدا و سیما:

من هم از نزدیک شاهدم

قبل از شروع به نقد بگویم که من هم در صدا و سیما و برنامه های پزوهشی آن دستی دارم و می دانم که کمبود شدید نیروی متعهد متخصص داریم و می دانم که عده ای سکولار جاه طلب و از خدا بی خبر در برنامه سازی هنری ید طولایی دارند و برخی مناصب را اشغال کرده اند و در حال جذب استعدادهای خام هستند... باید با برنامه های قوی و برنامه ریزی راهبردی به سمتی حرکتی کنیم که مورد پسند آقا باشد. یاور کنید که اینجا مملکت امام زمان است و ما حجتیه ای نیستیم که هیچ نگوییم و کار نکنیم. البته از خیل نیروهای متعهد رسانه ملی تشکر فراوان می کنم که اگر نبود این رسانه فراگیر در بسیاری از عرصه ها کم داشتیم. نقد تلخ است مثل دارو، ولی نقد سازنده هست که باعث رشد و تعالی سازمان و فرد است.

1-پیشنهاد تشکیل شورای راهبردی یا مرکز استراتژیک صدا وسیما

دوستان من! مدیران ارشد سازمان!

 آیا شورای راهبردی یا مرکز استراتژیک صدا وسیما را تشکیل داده اید؟ یا  حداقل به فکر تشکیل آن هستید؟ برای برنامه ریزی کلان در سیاست هایتان چه کرده اید؟ البته می دانم افراد دلسوزی هستند که به فکر هستند ولی چقدر به آنان اهمیت داده اید؟ البته نکند اگر این مرکز تشکیل شد، اختیارش به دست لمپن ها و غربزدگان و بی عرضه ها بیفتد که اندیشمند تلاشگر و متخصص زیاد داریم.

2-پیشنهاد تربیت نیروی متعهد و متخصص در تمام رشته ها

مدیران متعهد رسانه ملی!

 زمانی که در دولت سابق رهبرحکیم در شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به اعضایش گفتند که آقای مهاجرانی نیامده اند و نکاتی را متذکر شدند... از جمله به این مضمون فرمودند که اگر ایشان لا اقل در ارشاد یک برنامه تربیت نیروهای متعهد داشتند ما به چیزی امید داشتیم.  مهاجرانی غربگرا و مغرور  که به این فرمایشات توجهی نکرد ولی صدا و سیما چطور؟ دوستان صدا و سیما که با هزینه های چندصدمیلیونی برخی سریال های مزخرف مثل برره و باغ مظفر و چارخونه را می سازید، چقدر خرج ایجاد مراکز و دانشکده هایی با مدیریت امثال طالب زاده و شاه حسینی و بلخاری و ... اندیشمندان متعهد دیگر خارج از سازمان کرده اید؟! البته من اطلاع دارم از دانشکده قم و تشکر می کنم. ولی در قم فقط تهیه کنندگی و تحقیق در ارتباطات است پس چه کسی مسئول تربیت کارگردانان و بازیگران و دکوراتورها و فیلمبرداران و فیلمنامه نویسان و... مسلمان است؟ لطفا نگویید دانشکده تهران یا دانشگاه هنر که همه می دانیم که.... (یادمان نرفته استاد بی شرم انیمیشنی که گل انیماتورها بود و حجاب اسلامی را هم تحمل نکرد...)

3-اصلاح وضعیت مجری گری

دوستان!

 هیچ بهانه ای پذیرفته نیست که برخی مجری های صداوسیما حد را گذرانده اند و شما آنها را بت کرده اید و اختیاراتی بیش از فهم و ظرفیت  آنها، بدانان داده اید. چرا آرایش و لباس های برخی مجریان زن نما را کنترل نمی کنید؟ آیا می خواهید عذاب قوم لوط را بر مردم نازل کنید؟! چرا برخی مجریان زن در نازکی صدا و پوشیدن سارافون های رنگارنگ و آرایش اینقدر احمقانه عمل می کنند؟ آیا به بهانه اینکه برنامه مال کودکان یا نوجوانان است می توان مجوز بی دینی را داد؟ نوجوانان که در ابتدای بلوغند که آسیب پذیرترند!

چرا و با گدام دلیل عقلی و شرعی مجریان زن و مرد رادیو تلویزیونی -خصوصا در رادیوی افراطی جوان!- اینقدر پرده دری و بی حیایی می کنند؟! چرا به انتقادات مردم اهمیتی نمی دهید؟!

4-اصلاح وضعیت پخش و نقد فیلم های سینمایی و مستند

عزیزان صدا و سیما!

فیلم های هندی  و امریکایی و چینی و کره ای و ژاپنی را چرا اینقدر بی محابا و بدون نقد محتوایی قوی پخش می کنید؟ چرا منتقدین بی سواد و پرمدعا به جای نقدهای دقیق محتوایی به نقدهای تکنیکی و چرندیات بسنده می کنند؟ چرا باید برنامه سینما و ماوراء کابالیسم(تصوف منحرف یهودی-صهیونیستی) ورهبانیت سکولار مسیحی و فیمینیسم خودویرانگر و بودیسم  و تائوئیسم و کنفسیوسیم و عرفانهای هپروتی و بی خدا  و مکاتب مادی دیگر را به اسم معناگرایی به مردم ما منتقل کند؟ آیا از دشمنی دالایی لامای(این شاگرد و همیار صهیونیستها) اطلاعی ندارید یا صهیونیست ها را دشمن نمی دانید؟ آیا نمی دانید بودیسم خدا و معاد و وحی ندارد؟ آیا نمی دانید در هندوئیسم حدود هزار تجلی خدا(بت) را می پرستند؟ آیا نمی دانید که مسیحیت سه خداگرا با توحید و عقل منافات دارد؟ آیا اصلا در انتخاب برنامه هایتان به این موارد می اندیشید یا فقط صحنه های خیلی بد را حذف می کنید و کاری به ایدئولوژی های حاکم بر روح فیلم ها توجهی ندارید؟

عزیزان! بسیاری از فیلم های حیات وحش بر مبنای نظریه مضحک و غیر علمی داروینیسم پایه گذاری شده است. بسیاری از مستندهای جنگ جهانی دوم بر مبنای افسانه هولوکاست و یهودستیزی و اسطوره های تاریخی فاتحین جنگ بنا شده است. چرا در انتخاب اینها دقت نمی شود؟ البته مستندهای خوبی هم پخش شده است که جای تقدیر فراوان دارد.

دوستان من! افسانه هنر برای هنر لطیفه ای برای استحمار ما و شماست. هالیوود و بالیوود و ... مروج و تثبیت کننده ایدئولوژی های اربابان و سرمایه گذاران زرسالار خویشند نه دلسوز جوانان من و شما. این مطلب بدیهی را قبول دارید یا نه؟ پس کی عمل می کنید؟

5- سکولاریزاسیون در صدا و سیما

دوستان من!

روند سکولاریزاسیون در صدا و سیما را متوقف کنید. تسلیم جوّ نظرسنجی ها نشوید. حقیقت را در آرای مردم جستجو نکنید. حقیقت در پیشگاه الهی و نظرات متخصصین محقق ومسلمان ماست نه در نظرات مشتی کارشناس نما و مجری غربگرا و بی هویت و پول پرست. دوستان من مجری که می خواهد انتقال معنا کند صرفا به شهرتش اکتفا نکنید؛ بر معرفتش و بینشش تکیه کنید. با مسابقات بیت المال هدرده و پول خور و مبلغ کالاهای ... وقت مردم را تلف نکنید. دوستان من تقلید از شومن های غربی و برنامه سازی بی.بی.سی و سی.ان.ان و... راه صلاح و رستگاری نیست بلکه درافتاده در دامان کاپیتالیسم و سرمایه داری و مردم فریبی و گذران اوقات مردم است. دوستان من صنعت سرگرمی سازی در غرب به شدت سکولار و اومانیست است. در نظر اسلام اوقات فراغت چنین معنایی ندارد و وقت کشی حرام است. باید صداو سیما در مسابقاتش هم دانشگاه عمومی مفید باشد. دوستان عزیز! سکولاریسم چهارصدسال در غرب تئوریزه شده و برای رهایی از آن باید پول خرج تحقیقات بنیادین کرد. چه شده که امسال بودجه مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما که در قم است ...صدمیلیون کم شده است؟ امیدوارم که این خبر دروغ باشد.

6-مراعات مرزهای موسیقی حلال و حرام

دوستان مرکز موسیقی!

موسیقی بنا به فتاوای امام وآقا دو نوع است: حلال و حرام. چقدر خرج تحقیقات مبنایی کرده اید که مصادیق را شناسایی کنید؟ فقط حوزه های علمیه که بودجه اشان یک چندم شماست مسئول کار تحقیقاتی نیستند. شما هم باید کار تئوریک با کمک کارشناسان موسیقی متعهد و حوزه ها داشته باشید. چه کارها و اقداماتی در این راستا داشته اید؟ آیا به این بهانه که برنامه کودک یا تبلیغات بازرگانی است حق دارید که موسیقی های راک و جاز و هارد راک و متال و سیطنیستی را استفاده کنیم؟ به بهانه جشن حق داریم هر غنا و لغو لهوی را پخش کنیم؟ پس همه موسیقی ها حلالند یا برخی از تصمیم گیران موسیقی سازمان محللند؟!

7-رعایت فهم مخاطبان در چهره سازی

دوستان خبرنگار وچهره ساز!

در بحث های سیاسی چرا چهره بی شرم و حیا و گنه کاری چون خاتمی را در بخش های خبری بیست و سی و .... مطرح می کنید؟ دختربازی و مصافحه او را نمی گویید و تکذیبش را می گویید؟! مگر مخاطب شما عقل ندارد یا نعوذبالله چهارپاست که تعمد شما در مطرح کردن این غربگرای گنه کار دروغگو و یا برخی احزاب دروغگو و فریبکار را نفهمد؟ البته انصافا در بحث های سیاسی خوشبختانه هنوز امید بسیار است و باید از بسیاری بخش های خبری و تحلیلی و مستند سازمان تشکر کرد خصوصا برنامه هایی چون: "به اسم دموکراسی" و "دوران ما" و "تفسیر خبر شبانه شبکه دو" و "گرگها" و "مدار سیو سه درجه/به مناسبت سالگرد ÷یروزی حزب الله لبنان" و "مستند روح الله" و "مستند جی.ام از مایکل مور" و .... .

8-کم لطفی در حق رهبر فرزانه و رئیس جمهور مردمی

دوستان سیاسی سازمان!

چرا صحبت های آقا را بعضا کامل پخش نمی کنید؟ چرا شب بعد پخش می کنید؟ چرا از سفرهای استانی رئیس جمهور مستندهای خوبی تهیه نمی کنید؟ چرا باید آثار و خیرات و برکات سفرهای استانی را در مستندهای قوی دفتر ریاست جمهوری ببینیم نه در بخش های مستند و تحلیلی رسانه ملی؟! اگر رسانه ملی هستید احمدی نژاد و اقا و دهها میلیون طرفداران ایشان هم جزئی از این ملتند... .

9-لمپنیسم و عوام زدگی و جوزدگی و تحمیق روشمند

دوستان نظریه پرداز و برنامه ریز!

در دام لمپنیسم و عوام زدگی و جوزدگی و تحمیق روشمند نیفتید. برای کار خود معیار های راستینی چون دین و عقل و آداب مثبت مردم را ملاک قرار دهید. تعریف های آبدوغ خیاری و بادمجان دور قاب چینها و روزنامه های صهیونیستی-سکولار داخلی، شما را نفریبند.

10- حجاب و طرح امنیت اجتماعی

دوستان من!

خراب کردن چادر و اسامی مذهبی در سریالها هنر نیست. اختیار خود را به دست چند تهیه کننده و کارگردان سیر و سوسول ندهید. تمام ضدانقلابیون و صهیونیست ها و ... هم این کار را بلدند. سردار رادان و سرمایه هایی چون ایشان را پاس بدارید. فرزاد حسنی کوچکتر و کم ظرفیت تر از این است که بخواهد با بزرگان مصاحبه کند. کاریکاتوریست های ضدانقلاب و بی هویت را نمی خواهد بزرگ کنید. شبکه های مقتدرصهیونیستی آنها را به قدر کافی بزرگ کرده اند. البته باید از شبکه دو و شبکه یک و سایر برنامه سازان تشکر می کنم که انصافا برنامه های خبری و تحلیلی خوبی هم در این زمینه گذاشته اند ولی گاو نه من شیر را که می شناسید؟ چرا شبکه سه شدیدا تخطئه نشد و فرزاد حسنی حداقل از این برنامه اخراج نشد؟

11-رایوی افراطی جوان؟!

دوستان معاونت صدا!

اگر وجدان و عقل دارید، اختیار رادیو جوان را به دست غربزدگانی که در وبلاگشان حتی زیر عکسشان به زبان انگلیسی نام خود را می نگارند! ندهید(وبلاگ فرشید منافی را ببینید!؟) آدم خوب و متخصص زیاد داریم البته اگر مثل دکتر وحید یامین پور اخراجشان نکنید. در رادیو جوان به خاطر انتقام گیری با روزنامه غربگرا و سرمایه سالاری چون شرق مصاحبه نکنید. خدایی هم هست.  دنبال خوش تیپ ها نباشیدبا مجریان کم مایه ای چون فرزاد حسنی و...و ... . وقت مردم بیش از اینها اهمیت دارد که به دنبال مطرح کردن بازیگران بی هویت و فاسد و دختر نمایی چون ... باشند. اصلا شما حق ندارید بیت المال را در این مسیر هدر دهید و باید محاکمه و محکوم شوید. علف خرس که نیست؛ حق بیچارگان و مستضعفین است که یک ریال آن را هم باید پاسخگو باشید...

12-طنزها و سریالها؛ عشوه گری و هجو و هذل یا تبلیغ انسانیت و اسلام؟

دوستان تهیه کننده و کارگردان و مدیر!

طنز را با عشوه گری و هذل و هجو و تمسخر اشتباه نگیرید. ما می فهمیم که برخی طنازنمایان بی هویت در صدا و.سیما رهبر و انقلاب و دینمان را به تمسخر گرفته اند. مواظب خشم و فهم عمیق مردم متدین باشید. زنان عشوه گر بازیگر را یا اخراج کنید یا به انها بفرمایید که اینجا ایران است نه هالیوود و بالیوود فاحشه پرور. چرا برخی را مثل بت الگوی نسل جوان می کنید که بعد خودتان پشیمان شوید؟! زیبایی طلبی روح مخاطب را با عشوه گری و جلوه فروشی دخترکان فاسد و پسرکان دخترنمای تازه به دوران رسیده اشتباه نگیرید. البته در همین جا باید انصافا تشکر کنم از سریال هایی چون"اصحاب کهف" و "مریم مقدس" و ... . شما و ما دیدیم که امثال این سریال ها حتی برای مخاطبین بی سواد و باسواد مسلمان و مسیحی، از دانشگاه کمبریج تا قلب آفریقا چقدر تاثیر گذار بود و بسیار بودند مسیحیانی که عیسی و مریم (علیهما السلام) فیلم های فاخر ایرانی را بسیار بیش از قدیسان خشک و سکولار هالیوودی پسندیدند. و همچنین جای تشکر دارد که اخیرا در ساخت پویانماهای جذاب و اسلامی-ایرانی حرکت های خوبی را آغاز کرده اید. انصافا اگر صدا و سیما نبود هیچ نهاد فرهنگی دیگری هم به فکر سرمایه گذاری گسترده در این بخش نبود.

ببخشید که صریح حرف زدم ولی بدانید که کارهای فراوان خوبتان را دوست دارم و کارهای ناپسند برخی را نمی پسندم و امیدوارم که نقدهای من بر بعضی خودباختگان یا غافلان حمل بر همه اهالی این رسانه گسترده نشود. مطمئن باشید که برنامه های خوب شما را شاکریم. خدا هم شاکر است. به امید بهروزی شما عزیزان.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 20:15  توسط سینا  | 

در حرکت وبلاگی اخیر دوستان عزیزم برخی از نظرات حضرت امام و رهبرفرزانه انقلاب درباره صداو سیما درباره وظايف رسانه ملي در ارتباط با اخلاق عمومي، دين، علم، مديريت كشور و... را يادآور شده و با توجه به روشني كاركرد صدا و سيما در اين زمينه‌ها از هرگونه توضيح اضافه خودداري مي‌كنم:

 

امام خمینی (ره) : "راديو و تلويزيون از تمام رسانه هايى كه هست‏حساستر است. راديو و تلويزيون مى‏تواند يك مملكت را اصلاح كند و مى‏تواند به فساد بكشد. تبليغات راديو و تلويزيون مى‏تواند از راه سمع مردم را با تربيت كند يا منهدم كند. " (28/4/58)

امام خمینی (ره) :  "بايد كسانى كه فيلمسازند، بايد معلوم بشود كه اينها چكاره اند. چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آيا تحول حاصل شده برايش، تحول روحى، يا اينكه باز همان ته مانده سفره شان هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فيلم را خوب، بسياريها متوجه نمى‏شوند چى است، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك وقت مى‏بيند كه يا طرف چپ است‏يا طرف راست است‏يا رو به فساد است. " (16/5/61)

 

بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب

الف- صدا و سيما و اخلاق‏عمومى‏

هويت حقيقى جامعه، هويت اخلاقى آنهاست؛ اخلاق‏هاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامه‏ريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران - اين‏كه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت - يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‏ها دچار مصيبت هستيم، به‏خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‏ى مهم اسلامى را فراموش كرده‏ايم - امانت، درستكارى، حق‏طلبى، زيبايى‏طلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايى‏طلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرف‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.

اينها خلقيات و فضايل اخلاقى ماست. صدا و سيما خودش را متكفل گسترش اين خلقيات بداند. شما در هر برنامه‏يى كه مى‏سازيد، در هر سريال تلويزيونى، در هر محاوره، در هر ميزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشيد كه اين فضايل تقويت شود؛ اين چيزها نقض و زير پا انداخته نشود.

ب- صدا و سيما و دين‏

هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها. بايد توجه داشت ايمانى كه مردم پيدا مى‏كنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛ بشدت از اين پرهيز شود، برنامه‏ى دينى بايد نسبت به دين شبهه‏زُدا باشد، نه شبهه‏زا.

ج-صدا و سيما و مديريت كشور

به نظر من سياست كلى صدا و سيما بايد تقويت مديريت‏هاى اجرايى كشور باشد. من توصيه نمى‏كنم كه صدا و سيما ضعف‏ها و نارسايى‏ها و كمبودها و خداى نكرده خيانتها را پوشيده بدارد؛  نشان دادن توفيقات و پيشرفتهاى كشور حتماً نبايد از زبان مسؤولان و دست‏اندكاران باشد در مورد پيشرفتها و توفيقات هم همين ميكروفون را بگيريد جلوى كسانى كه از اين پيشرفتها بهره‏مند و برخوردار مى‏شوند. صِرف اين‏كه مدير مربوطه بيايد بگويد در راه‏اندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزار نفر يا پنج‏هزار نفر شغل ايجاد شد، كافى نيست؛ بايد موضوع را تبيين كرد.

د- صدا و سيما و علم‏

 كرسى‏هاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهره‏هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نماييد.

ه- صدا و سيما و مقوله‏ى عدالت اجتماعى

به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صدا و سيما در چند سال گذشته برنامه‏هاى بسيار خوبى در اين زمينه داشته، كه درخور تقدير است. دغدغه‏ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود. منتها در كنار دامن زدن به دغدغه‏ى عدالت اجتماعى و رسيدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگى واقعاً در خور تخريب است. زندگى تجملاتى نبايد به‏هيچ‏وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بيايد.

و-چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح

بشدت توجه كنيد كه چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديده‏ام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره‏پردازى مى‏شوند؛ چرا؟البته من نمى‏خواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مى‏بينم كسى‏كه در رشته‏ى خودش اين‏قدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مى‏آورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانواده‏ى او و به گذشته‏ى سرتا پا كم‏ارزش او مصروف مى‏كنند؛ چرا؟به‏نظر من علاوه بر اين‏كه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مى‏خواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اين‏طور آدمهايى را؟! (مقام معظم رهبری ۱۱ آذر ۸۳ )

ز- افزایش قدرت تحلیل و بینش مردم

همت شما باید متوجه این امر مهم باشد كه مردم قدرت تحلیل و بینش صحیح سیاسی داشته باشند زیرا در این صورت است كه بسیاری از مسائل بدست خود مردم حل خواهد شد.

ح-تناسب با فرهنگ اسلامی

 تولیدات نمایشی و موسیقی باید متناسب با فرهنگ مردم و موازین اسلامی باشند.

 

چند مطلب هم از وبلاگهای دوستان می اورم:

-- رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با معاونان و مديران سازمان در تاريخ 16/11/81، افزايش انگيزه هاي عدالت خواهي در مردم را جزو وظايف سازمان صدا و سيما عنوان و اضافه مي كنند: «فرهنگ عدالت طلبي بايد به طور كامل در جامعه رواج يابد تا مردم آن را در همه ابعاد زندگي خود احساس و رعايت كنند و به گونه اي نشود كه افرادي كه از طريق تخلف از قانون و بي عدالتي، ميلياردها تومان ثروت نامشروع جمع كرده اند از مردم و كشور طلبكار شوند.»، حال بايد ببينيم جداي از برنامه‌هاي صدا و سيما عملكرد خود مديران سازمان در بحث عدالت، ساده زيستي، تجمل گرايي و... چگونه بوده است.

-- ماده 9 اساسنامه صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران:" هدف اصلي سازمان به عنوان يك دانشگاه عمومي، نشر فرهنگ اسلامي، ايجاد محيط مساعد براي تزكيه و تعليم انسان و رشد فضايل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حركت تكاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان مي‏باشد."

-- در بحث خط مشي كلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيما، در ماده یک از مديران آن خواسته‌شده است تا « حاكميت اسلام بر كليه برنامه ها و پرهيز از پخش برنامه هايي كه مخالف معيارهاي اسلامي باشد.» و در ماده دو گفته شده:«صدا و سيما بايد به مثابه يك دانشگاه عمومي به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينه هاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد.» و در ماده شش تاکید شده بر «ارج نهادن به حيثيت انساني افراد و پرهيز از هتك حرمت آنان طبق ضوابط اسلامي»

-- رهبر انقلاب در سال 72، ضرورت پرهيز از تجمل‌گرايي و ترويج فرهنگ و روحيه ساده‌زيستي را به عنوان يكي از محورهاي اصلي مديريت جريان فرهنگي كشور مطرح كردند. حال چرا در بسیاری از سریال ها و دکورهای برنامه های گفت و گو در صدا و سیما، تبلیغ کالاهای تجملاتی و مبل های گران قیمت و اشرافی می شود درحالی که می توان طور دیگری هم کار کرد.

--برخی مرا برای حضور در سازمان صدا و سیما سرزنش می کردند. با تمام حرف و حدیثهایی که بوجود آمده معتقدم از دور ایستادن و دستور «لنگش کن» صادر کردن مرام انقلابی نیست ؛ آنچه پس از چند سال حضور در رادیو جوان برای من باقیست اطمینان به نفس فوق العاده ایست از اینکه می توان بجای ارتکاب ابتذال برای سرگرم کردن مردم با نگاهی آرمانگرایانه، هم جذاب بود و هم سرگرم کننده. (این را برای لبیک گفتن به درخواست دوستم حامد طالبی در باب انتقاد از صدا و سیما گفتم). آرمانگرایی معطوف به عمل یعنی پریدن وسط معرکه. امروز دوستان بسیاری را می شناسم که برای تغییر وضع موجود و تحقق ایده هایشان مجهز به علم و عقیده اند چیزی که نهادی مانند صدا وسیما که جزء بنیادی ترین محملهای تحقق آرمانهاست سخت به آن محتاج است(از وبلاگ دکتر یامین پور)

-- مدتي پيش در برنامه‌اي كه وحيد جليلي سردبير سابق ماهنامه سوره به نقد عملكرد مديران بر اساس فرمايشات رهبري پرداخته بود چندين بار برنامه قطع و در بين آن موسيقي پخش شد، چرا كه آنجا در كنار نقد به آنچه امروز پخش مي شود از آنچه كه پخش نمي شود هم سخن به ميان آمد، ديگر سخن از نتوانستن به دلايلي امكاناتي و نيروي انساني و ...  نبود بلكه سخن از نخواستن (عدم اراده) و يا ندانستن (ضعف مسئولين) به ميان آمد، در اين زمينه اینجا را ببينيد.

-- در حکم انتصاب مجدد آقاي علي لاريجاني به رياست سازمان صدا و سيما در تاريخ 5/3/1378آمده است:«صدا و سيما مدرسه‏اي عمومي براي همه‏ي قشرها در سراسر کشور است و برنامه‏هايي که از آن پخش مي‏شود چه مثبت و چه منفي، آثاري عميق در روحيه و فکر و رفتار و فرهنگ و بينش مخاطبان خود بر جاي مي‏گذارد، وظيفه‏ي گردانندگان اين رسانه‏ي سراسري از اين رو بسيار خطير و سنگين است. اندکي غفلت از گردش امور و بي‏توجهي به تصميم‏گيريها و برنامه‏ريزيها در آن، گاه آثار بي‏جبراني بر جاي مي‏گذارد.»

--- مقام معظم رهبری یک ماموریت محوری برای صدا و سیما ترسیم کردند:« ...آن ماموریت محوری عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه، اخلاق رفتاری جامعه، جهتدهی به فکر عمومی و فرهنگ عمومی، آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشویق به پیشرفت – یعنی روحیه دادن – و زدودن احساس عقب ماندگی.» آیا به واقع چنین رویکردی در صدا و سیما دنبال می شود. رهبر انقلاب فرمودند: «همه برنامه های شما باید پیام داشته باشد ... من می بینم گاهی اوقات این فیلم های خارجی که پخش می کنند، در آنها پیام های عجیبی هست؛ پیام های فرهنگی و گاهی پیام های دینی که انسان اصلا احساس هم نمی کند.» فیلم ها و سریال های ساخت جمهوری اسلامی چقدر حرف برای گفتن دارند؟ در سریال ها و فیلم چقدر تلاش می شود تا یک مفهوم متعالی به طور غیر مستقیم برای مردم تبیین شود؟ روحیه قناعت که مطابق کلام رهبری باید تکریم می شد و روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی که باید نفی می شد چه طور؟ آیا رویکردهایی که ایشان یک به یک و ریز به ریز بر شمردند و متذکر شدند، عزمی برای تحققشان ایجاد شده است؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 20:12  توسط سینا  | 

   چندى پيش خبرى روشنگرانه از تصميم دولت هلند براى اختصاص بودجه‌اى کلان جهت ترويج “پلوراليسم رسانه‌اى در ايران” پرده برداشت. پيش از اين نيز رسانه ها از اقدام کاخ سفيد مبنى بر اختصاص بودجه‌اى ميلياردى براى فتنه‌انگيزى در داخل کشورمان خبر داده بودند. در حاشيه اين خبرها يادآورى چند نکته خالى از لطف نيست:

1- چند سال پيش حضرت آيت‌الله مصباح يزدى طى سخنانى در مراسم نماز جمعه تهران به چمدان‌هاى پر ازدلارى اشاره کرده بود که دشمنان در اختيار عناصرداخلى خود قرارداده‌اند تا آن را در مسير تخريب اعتقادات مردم و سست کردن پايه‌هاى نظام جمهورى اسلامى به کار گيرند. اين هشدار صريح موجب شد تا مدعيان اصلاح طلبى با “غيرواقعى خواندن” اين ماجرا نسبت به سخنان ايشان موضع‌گيرى کرده و هياهوى مطبوعاتى به راه اندازند! غافل از اينکه مقام معظم رهبرى فرموده بودند: “هيچ‌کس يک ملت و يک جماعت را براى اينکه توطئه دشمن را نفهميده است، ستايش نخواهد کرد. خود دشمن دارد مى‌گويد که من براى ايجاد اختلال در ايران بودجه مى‌گذارم... ولى ما بگوييم نيست!؟ اين ساده‌لوحى نيست؟!”(1) و هم ايشان تصريح کرده بودند: “اين هجوم‌هاى تبليغاتى که به شخصيت‌هاى برجسته وانسان‌هاى والا و بااخلاق برجسته وارد مى‌کنند، اينها همه‌اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يک نفر مثل جناب آقاى مصباح- که حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت‌هايى است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامى از اعماق دل بايستى قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند- مورد هجوم تبليغاتى قرار مى‌گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوى و مستحکم هرجايى که باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مى‌دهد ... و به مقابله‌اش مى‌آيد. با مرحوم شهيد مطهرى هم همين جور برخورد کردند.”(2)

 

2- در پى افشاگرى پيرامون ارتزاق مادى و سياسى وب سايت‌ها و نهادهاى شبه مدنى مدعى اصلاح‌طلبى از بودجه پانزده ميليون يورويى دولت هلند که براساس پيشنهاد پارلمان اين کشور با عنوان “پلوراليسم رسانه‌اى در ايران” تصويب شده است، موسسه هلندى “هيفوس” که مهمترين منبع پشتيبانى مالى موسساتى چون راهى (متعلق به شادى صدر)، کارورزى سازمان‌هاى جامعه مدنى (متعلق به محبوبه عباسقلى‌زاده)، کنشگران داوطلب (متعلق به سهراب رزاقي)، ايران گويا (به مديرعاملى حسين باستانى عضو ارشد حزب مشارکت ايران)، مرکز فرهنگ زنان، کانون زنان ايران و روزنامه اينترنتى “روز آنلاين” و... محسوب مى‌شود، در اقدامى شگفت‌انگيز صفحه برخى از اين موسسات تحت حمايت خود را از روى وب‌سايت‌اش حذف و به عبارتى سانسور کرد!

   شايان ذکر است بيشترين کمک موسسه “هيفوس” به موسسه ايران گويا (داراى وب‌سايت اينترنتى روز آنلاين) بوده که بالغ بر 730 هزار يورو مى‌باشد و موسسات فعال در حوزه زنان که “کمپين يک ميليون امضا” را راه‌اندازى کرده‌اند، بر حسب برآوردهاى رسمي، مجموعا تا يک ميليون يورو از بودجه براندازى نرم دولت هلند بهره‌مند شده‌اند.

   افشاى کمک مالى دولت هلند از طريق موسسات واسطى چون “هيفوس”، “بنياد دخترک”، “فريدوم هاوس”، “پرس ناو” و... به مدعيان اصلاح‌طلبى در داخل کشور در حالى صورت گرفت که اين رسوايى و تناقضات گفتارى آنها پيرامون استقلال چنين موسساتى سرگشتگى فکرى هواداران اندک آنها را سبب شده و اعتراضات درون گروهى را پديد آورده است(3)

 

3- همان‌گونه که مقام معظم رهبرى فرموده اند: “باندهاى بين‌المللى زر و زور که براى تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامى ناتو تشکيل داده بودند، اکنون در پى تشکيل ناتوى فرهنگى هستند تا با استفاده از امکانات زنجيره‌اى متنوع و بسيار گسترده رسانه‌اي، سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى کشورها و ملت‌ها را به دست بگيرند.”(4)