تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

صدا و سیما باید دانشگاه باشد نه جولانگه سبک مغزان دخترمآب و لمپن و جوزده!

آیا امثال هاله اسفندیاری وسازمانهایی چون بنیاد سوروس و... هیچ برنامه ای برای فتح سنگرهای صدا وسیما ندارند؟! در کجای صدا وسیما ؟!

ضمن تشکر از زحمتکشان و دلسوزانی که در جای جای صدا و سیما مشغول به کارند چند نقد به صدا و سیما دارم که امیدوارم نقدها حمل بر همه صدا و سیمایی ها نشود. گرچه فهم مخاطب بیش از اینهاست و  برنامه های خوبی چون "به اسم دموکراسی" و "گرگها" و "تحلیل های سیاسی بخش های مختلف خبری" و "مستند مدار سیو سه درجه - مقاومت ۳۳ روزه حزب الله" و ... ما را به تشکر از مسئولان محترم این رسانه وا میدارد ولی نقد نماد بالندگی مخاطب است و باید مسئولین هم از آن استقبال کنند.

فرزاد حسنی و اربابانش بازهم گند کاشتند. او شنبه شب ۳۰/۴/۱۳۸۶  در مصاحبه با سردار رادان چنان بی پروا سخن می گفت و چنان بی ادبانه و پررو  علیه طرح امنیت اجتماعی و سردار رادان حرف می زد که یادم به مصاحبه اش با هاشمی رفسنجانی افتاد که مانند موش سر به زیر شده یود. البته سردار بچگی و خامی و مزدوری فرزاد حسنی را با صبر و حوصله پدرانه تحمل کرد...  البته که فرزاد حسنی با ادا و اطوارها و آرایش ... دخترانه!؟  یک مهره است برای برخی از برادر بزرگترها و پدران زورمندش در صدا و سیما که ضاهرا قسم خورده اند اقدامات مورد تایید رهبری و دولت را بد جلوه دهند. و البته که سعی می کنند هاشمی را و سیاست های لیبرالی را هرچه بزرگتر و بهتر جلوه دهند.

اینقدر صدا و سیمایی ها لمپن شده اند که به اسم نظرسنجی سریالهای آبکی  بیشتری تولید می کنند ولی به نظرات نخبگان و اندیشمندان منتقد سیاسی- اجتماعی خود بهایی نمی دهند. بگذریم از پخش بی مهابا و بدون نقد فیلم های مروج فرهنگ آمریکایی و صهیونیستی و آنگلوساکسونی چون "رابینهود" و  "کبوتر بی باک" و "هری پاتر" و "ارباب حلقه ها" و "کنستانتین" و "روباتها" و .... . متاسفانه صدا و سیمایی که باید دانشگاه می بود در زمان ضرغامی با سرعت برق و باد به سمت لمپنیسم و جوزدگی و غربگرایی و بی اندیشگی پیش می رود و کمتر بهره ای از  نقدهای به درد بخور و تحلیل های محتوایی قوی و حقیقت محور و اسلام گرا  می برد. در برنامه مدعی چون سینما و ماورا هم فیلم های مروج معناگرایی بیخدای بودیستی یا معناگرایی سکولار و بی بند وبار و ربانی مسیحی یا معناگرایی کابالیستی یهودی پیش می رود مگر در برخی از برنامه ها که منتقدشان کمی هم از اسلام و حقیقت دفاع کند.

حیفم آمد که از یانگوم هم نگویم. البته که بعدا خواهم نوشت ولی همینقدر بگویم که بودیسم و مکاتب عرفانی فلسفی کره ای-چینی  به وفور در زمینه این سریال منتقل می شود و مناسب است که صدا وسیما با حضور دکتر بلخاری یا دکتر کثیری یا اندیشمندان و منتقدان با دغدغه و باسواد (نه سیب زمینی های جوزده و مبلغ غرب و شرق!) باید برای کم کردن تاثیرات ناخودآگاه این سریال مجموعه نقدهایی مفید تهیه کند. البته در این سریال آموزه های کثبتی هم وجود دارد که در نقد صحیح خوب و بد ارزیابی و متمایز می شوند تا درس استقامت و ایستادگی و کوشش با  بی خدایی و ذلت پذیری و... متمایز شود.

اما درباره برنامه جشنواره سینمایی تابستانی شبکه دو: جناب رامبد جوان و دوستش که به عنوان مجری در این برنامه نیم ساعتی را حرف می زنند می توانستند خیلی مفید تر عمل کنند و این حرف های لوده و بی هویت را تحویل مخاطب ندهند. شوخی های بی معنا و لوده و رفتار عجیب و غریب آنها انسان را به فکر وا می دارد که واقعا نمی شد مفید تر از این وقت مردم را گرفت!

دوستان مدیر در صدا و سیما! معروفیت و چهره بودن یک بازیگر مجری شده باعث انتقال پیام  مثبت نمی شود بلکه معرفت و دانش مجری جذابیت ذاتی برای مجری می آورد... (مثل آقای نظام اسلامی و خیلی های دیگر) دست از لمپنیسم و ادای ماهواره درآوردن بردارید که مردم شعور دارند... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 1:42  توسط سینا  | 

دم خیلی ها گیر هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلوست....

باز هم ننویسیم؟ باید هم عصبانی شوند. دوم خردادی هایی که می خواستند این کشور را دودستی به آمریکا تقدیم کنند. چرا خاتمی اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟! چرا حالا هم که دستشان از قدرت کمی کوتاه تر شده است در غربگرایی و دفاع از عناصر صهیونیستی چون محمود عباس و ریچارد رورتی و کارل پوپر و ... گوی سبقت را از شیطان ربوده اند؟ می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند...هیچگاه یادم نمی رود تحقیقات مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و پروژه های معاونت سیاسی وزارت کشور خاتمی را و فحش های آنها به اهل بیت و ائمه و ولایت فقیه را و.... .

البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام. واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟! در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و علوی تبار و  سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و کرباسچی و فائزه هاشمی و محمدعلی ابطحی(عناصر اجرایی بنیادهای صهیونیستی) و عبدالکریم سروش(فرج دباغ) و محسن کدیور و مصطفی ملکیان (عناصر تئوریک نهادهای صهیونیستی) و ... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....(مطلب پست قبلی را مفصل ببینید.)

كاش آقاي محسن رضايي؟!؟!  پاسخ دهد(خبر ويژه)
سايت بازتاب در واكنش به پخش اعترافات جاسوسان آمريكايي از شبكه اول سيما، نوشت؛ «در حالي كه امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش هاي مسالمت آميز مردمي و پرهيز از خشونت، بنيانگذار انقلاب نرم در قرن بيستم بودند، وحشت از آسيب پذيري كشور از همين نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان مي دهد»!
سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد.
سايت بازتاب در مقاله اخير خود كوشيده است اقدامات دو جاسوس ياد شده و اساساً طرح «براندازي نرم» را تبليغ يك ديدگاه و عقيده قلمداد كند كه مشابه اين اقدام از سوي حضرت امام(ره) نيز در جريان پيروزي انقلاب اسلامي صورت پذيرفته بود! تلاش بازتاب براي تبرئه جاسوسان ياد شده و مشابهت سازي اقدام آنان با حركت انقلاب اسلامي! در حالي است كه در انقلاب اسلامي، خيزش مردم عليه رژيم آمريكايي شاه از خواست خود مردم و باورهاي آنان ريشه مي گرفت كه تحت رهبري حضرت امام(ره) خواستار قطع هرگونه وابستگي به شرق و غرب و كسب استقلال بودند اما در به اصطلاح انقلاب هاي مخملي عوامل آمريكا با صرف هزينه هاي كلان و استخدام مزدور در پي براندازي يك رژيم و روي كار آوردن يك رژيم وابسته به آمريكا هستند آيا اين دو حركت كمترين تشابهي با يكديگر دارند؟ و آيا سايت بازتاب- كه معلوم نيست چرا اينهمه از اعترافات جاسوسان آمريكايي مضطرب شده است- با تشبيه غيرمنطقي و قياس مع الفارق خود به حضرت امام(ره) و مردم ايران اهانت نكرده است؟!
سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!
اين تحليل سايت بازتاب با تفسير راديو اسرائيل كه ادعا مي كرد مردم با دريافت پول در نمازجمعه و تظاهرات 22بهمن و ... شركت مي كنند چه تفاوتي دارد؟!
گفتني است كه كيهان نيز معتقد است برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود ولي اين برنامه مستند را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار مي داند و مخصوصاً نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست. و بالاخره كاش آقاي محسن رضايي درباره هويت برخي از گردانندگان سايت خود بررسي دقيقي انجام دهد تا پاسخ اين سؤال را دريابد كه چرا برخي از گردانندگان سايت ايشان از اعترافات جاسوسان آمريكايي تا اين اندازه نگران و مضطرب هستند؟!... منبع:کیهان (فواد صادقی از عناصر اصلی سایت بازتاب محسن رضایی است.)

 

در همین زمینه بخش های بسیار مهمی از سرمقاله کیهان شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶را می آورم: (حتما متن کامل آنرا بخوانید.)

.... در اواسط دهه 70 نگارنده با شكايت دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي از جمله لطيف صفري و حميدرضا جلايي پور به دادگاه احضار شد و در بخشي از دفاعيات خود درباره رامين جهانبگلو كه با روزنامه هاي ياد شده همكاري نزديك داشت گفت: «گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي به خوبي مي دانند كه رامين جهانبگلو يكي از افراد بدسابقه و كينه توز عليه مردم و نظام اسلامي است. وي با امضاي بيانيه اي در خارج از كشور، جمهوري اسلامي ايران را «نظام قرون وسطايي» ناميده است و...» در آن دفاعيه - كه در كتابي با عنوان يك سينه سخن منتشر شد- به هويت بسياري از گردانندگان و نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي به طور مستند اشاره شده.
در برنامه «به اسم دموكراسي» به وابستگي «علي افشاري» و «محسن سازگارا» اشاره شد كه پيش از اين روزنامه كيهان بارها به عملكرد ضدانقلابي آنان پرداخته و از رابطه آنها با محافل وابسته به «سيا» و «موساد» خبر داده بود و...  اعتراف كنندگان برنامه «به اسم دموكراسي» به «طرح براندازي نرم» و محافل و مجامعي نظير بنيادهاي «سوروس»، «كارنگي»، «بروكينگز» و «سازمان NED» اشاره كردند و اين در حالي است كه روزنامه كيهان طي يادداشت ها و گزارش هاي فراوان از هويت اين بنيادها پرده برداشته و برخي از رابطين آنها در داخل كشور را معرفي كرده بود.
جاسوسان بازداشت شده از «جامعه باز»، كتاب «كارل پوپر» و تبليغ اين ديدگاه كه هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد، سخن گفته و تاكيد كردند كه ترويج اين ديدگاه انحرافي به منظور مقابله با اعتقادات ديني مردم صورت مي پذيرفته و به عنوان يك دستورالعمل از سوي بنياد سوروس و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به ماموران وابسته به اين مراكز ابلاغ مي شده است. اين اعتراف در حالي است كه كيهان طي 15 سال گذشته بارها از رابطه سردمدار ترويج اين ديدگاه انحرافي با برخي از محافل اطلاعاتي بيگانه پرده برداشته و از كمك 6 ميليون دلاري «شوراي روابط خارجي آمريكا» براي چاپ آثار او خبر داده بود ولي آب از آب تكان نخورد!...
اكنون به خبر زير كه در كيهان 6/3/83 چاپ شده بود و اندكي از بسيارهاست توجه كنيد؛
«پس از انتشار خبر مربوط به برگزاري كنفرانس ايراني-آمريكايي موسوم به «دموكراسي در ايران» كه در آن عبدالكريم سروش، شيرين عبادي، حسين بشيريه، اعظم طالقاني و سيمين بهبهاني در كنار عبدالكريم لاهيجي و خانبابا تهراني ( دو تن از دارندگان سابقه ارتباط با منافقين)، علي انصاري، هرمز حكمت قرار گرفته و هر دو دسته مذكور نيز در حضور لاري دايمن و جرج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا به تبادل نظر با يكديگر پرداختند، خبر جديد حاكي است نشست ديگري تحت عنوان «ايران بعد از خاتمي» ساعت 8.30 دقيقه صبح فردا-پنج شنبه- در مركز وودرو ويلسون WOOD ROW WILSON- واقع در ساختمان رونالد ريگان در نزديكي كاخ سفيد- برگزار خواهد شد.
در نشست فردا، احمدي ، حسين بشيريه، در كنار رامين جهانبگلو، عباس ميلاني، گلي ترقي و نيره توحيدي راهكارهاي حاكم كردن شرايط مطلوب كاخ سفيد در «ايران بعد از خاتمي» را مورد بحث و بررسي قرار خواهند داد.
جالب اينكه پس فردا-جمعه- هم دومين نشست پنتاگون درباره بررسي راه هاي مهار «شيعه انقلابي» در هتل ماريوت واشنگتن با حضور مزدوران مسلمان نماي آمريكا برگزار مي شود كه همزمان با آن شيرين عبادي در مركز وودرو ويلسون به سخنراني خواهد پرداخت.
آنچه كه در بررسي هاي كيهان درباره تحركات جديد كاخ سفيد براي ساماندهي جرياني متشكل از عناصر داخل و خارج ايران قابل تهمل جلوه مي كند، ماهيت مراكز گرداننده نشست هاي مذكور و اهداف اعلام شده آنها از پرداختن به موضوع ايران است.
باني نخستين كنفرانس از سري نشست هاي جديد اپوزيسيون، انستيتوي هوور (Hoover) بود كه از مهمترين مراكز تحقيقاتي دست راستي هاي جمهوريخواه و پاتوق چهره هاي معروف نومحافظه كاران است كه در شمال كاليفرنيا و در كنار دانشگاه استنفورد قرار دارد. كاندوليزا رايس مشاور امنيتي بوش و رامسفلد وزير دفاع فعلي آمريكا پيش از روي كارآمدن جناح نو محافظه كار در اين مركز مستقر بودند.»
لاري دايمن از شركت كنندگان در نخستين نشست اخير كه سروش و بشيريه و شيرين عبادي در آن حضور داشتند- مسئول امور خاورميانه انستيتوي هوور و مشاور پل برمر- حاكم آمريكايي عراق اشغالي- است. وي در تاريخ 83.1.20 (8آوريل) و در آستانه تشديد حملات اشغالگران آمريكايي و انگليسي عليه شهرهاي شيعه نشين عراق طي مقاله اي در روزنامه وال استريت جورنال، ايران را عامل تشنج اين شهرها دانست........متن کامل سرمقاله کیهان

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 2:55  توسط سینا  | 

دیدم وبلاگ خاتمی نیوز در وبلاگش حرف حساب زده که چرا خاتمی .... اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟!  حرف حسابی بود که می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند و البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام

واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟!

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

 
در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....حال که هاله ارتباطاتش با سرپل های  بهزاد نبوی یعنی سازگارا  و افشاری را گفت برخی اخبار پشت صحنه را هم بدانید:
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است.  

به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است. این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود. 

اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم. منبع: ۱۴ تیرماه ۸۶ بولتن نیوز

پخش گزينشي اعترافات اسفندياري و تاجبخش!

هاله اسفندياري كه ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است، در رابطه با اين ارتباط و ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه براي ارسال اطلاعات به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده، اعترافات صريحي داشته است كه متاسفانه در تلويزيون پخش نخواهد شد! 

بنابر خبري كه روز گذشته منتشر شد اعترافات هاله اسفندياري مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون» در واشنگتن و كيان تاجبخش عضو مؤسسه جامعه باز Open Society)، چهارشنبه و پنج‌شنبه شب، طي 2 قسمت از سيماي جمهوري اسلامي پخش خواهد شد. اعلام پخش تلويزيوني اعترافات اگرچه بازتاب گسترده‌اي در ميان رسانه‌هاي بيگانه به ويژه بخش فارسي زبان آن‌ها داشته و اين رسانه‌ها كوشيده‌اند با اشاره به پيشينه اعترافات تلويزيوني در ايران، دست به نوعي اعتبارزدايي پيش‌دستانه بزنند اما پخش گزينشي اين اعترافات نيز در تسريع و تعميق اين جريان مؤثر خواهد بود.

گزارش‌هاي نيمه‌رسمي، اتهام اصلي اسفندياري را شناسايي و ارتباط‌گيري با استادان ايراني و سپس اتصال مستقيم يا غيرمستقيم آن‌ها به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده خوانده‌اند. اين درحالي است كه وي با ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه اين ارتباطات را سامان داده و در ميان لايه‌هاي اوليه اين شبكه اسامي برخي از اعضاء دولت سابق نيز وجود دارد.بنابر اين گزارش‌ها، به دليل ارتباط كاري و معمول مراكز دانشگاهي با دولت‌ها، نتايج تعدادي از پژوهش‌ها و تحقيقات برخي اساتيد دانشگاهي، توسط لايه دولتي شبكه هاله اسفندياري به مراكز پژوهشي- امنيتي امريكا منتقل شده است.با اين حال، چنانچه اعترافات اسفندياري و تاجبخش به مرحله تأييد نهايي رسيده و در صحت و سقم آن‌ها، شكي وجود ندارد، حذف بخش‌هاي مرتبط با اعترافات اين دو تن راجع به لايه‌هاي دولتي شبكه مزبور، از اعتبار و قابليت استناد اين اعترافات خواهد كاست. گفتني است، تاجبخش و اسفندياري پيش از بازداشت، ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است(مصطفی ت) منبع:انصار

پخش اعترافات جاسوسان و هاله ابهام برانگیز فعالیتهای اصلاح طلبان چاپ

Imageاسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 ، از  برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد نیز سخن گفت.علی رغم اظهار ترس و نارضایتی بنگاههای خبری غرب در باره پخش اعترافات جاسوسهای دستگیر شده وابسته به این کشورها ، این برنامه از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.   به گزارش خبرنگار بولتن نیوز در این برنامه که هاله اسفندیاری ، کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو در آن حضور داشتند فهرستی از اقدامات پنهان و آشکار این افراد در زمینه ایجاد انقلابهای رنگی در ایران از زبان خود آنها گفته و به آن اذعان شد. در مستند فوق ، هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش صهیونیست معروف ضمن اشاره به زندگی نامه خود در پیش و پس از انقلاب و همکاری اش با بنیاد سران پهلوی در پس از انقلاب ، از ارتباط خود با موسسه ویلسون که بودجه اجرائی آن از سوی کنگره امریکا تامین میشود در راستای اهداف و برنامه های کاخ سفید در جهت تغییر در نظام جمهوری اسلامی و شناخت و رهبری انقلاب های مخملی و نارنجی درون ایران داشته پرده برداشت وابعاد آن را تشریح کرد.        اسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 و برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد گفت : موسسه ویلسون رابط اشخاصی بود که از ایران شناسائی کرده و پس از آن با موسسات و مراکز تحقیقاتی از امریکا مرتبطشان میکرد و در نهایت با اعطاء بورس تحصیلی برنامه های خود را از طریق آنها پیش می برد بعنوان مثال درباره رامین جهانبگلو و بورس تحصیلی وی چنین پروسه ایی طی شده است.همچنین اخیراً در همین راستا علی افشاری نیز یک بورس مطالعاتی از NAD  وابسته به سازمان CIA دریافت کرده است. بنابراین گزارش در این مستند که به اسم دموکراسی از شبکه یک سیما پخش شد کیان تاج بخش نیز که اخیراً به دلیل جاسوسی و تلاش برای بردن اطلاعات کشور به خارج دستگیر شده است با اعتراف به رابطه خود با بنیاد سروس امریکا گفت : این بنیاد برنامه های متعددی برای جذب اساتید و نخبگان ایرانی به امریکا و دادن بورس تحصیلی به آنها و درنهایت استفاده برنامه ریزی شده از آنها داشت که از جمله می توان به کمک دانشگاهها و کتابخانه های داخل ایران برای ایجاد شبکه دیجیتال در آنها اشاره کرد. 

      همچنین رامین جهانبگلو نیز که در دستگیری سال گذشته خود در ارتباط با   CIA  و مراکزی چون خانه هنرمندان ایران اعتراف کرده بود گفت  تمامی این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار میگیرند چه فعالیتهایی که سفارتخانه ها در تهران داشتند و چه فعالیتهایی که خانم اسفندیاری و موسسه اش در دعوت ایرانی ها و بورس دادن به آنها انجام می دادند ؛ همه نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی پشت پرده برای اجرای برنامه مخفی و ضد نظام اسلامی ایران می باشد .  
      گفتنی است که این برنامه با واکنش شدید رسانه های غربی و خصوصآ روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب که به نوعی با این افراد مرتبط بودند ، مواجه شده است   " واهمه دست اندرکاران نظام از اقدامات آمریکا " ، واهمه از وقوع انقلاب نرم " و حتی " فاصله گرفتن از آرمانهای امام ( ره ) " ! دانستند . در همین رابطه یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز اظهار کرد : " آنچه که عمداً یا سهواً مورد بی توجهی این دسته  رسانه ها قرار گرفته این است که فیلم به اسم دمکراسی بصورتی کاملاً ساده و روشنگرانه ، نشان از تغییر افرادی داشت که روزگاری مواجهه با آمریکا و طیف برانداز را وظیفه خود دانسته ولی امروز بنا به مقتضیات ! زمان ، ساز دیگر زده و به اسم اصلاح طلبی درصدد القاء و ترویج تفکراتی هستند که در نهایت و در صورت موفقیت ، منجر به خروج انقلاب و نظام از ریل و مسیرش می شود "  این تحلیلگر سیاسی افزود:" فیلم به اسم دمکراسی تعریف صریحی داشت از چگونگی ارتباط و تحول افرادی که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته ولی اکنون در درون سفارت ! و حاکمیت آمریکا پذیرفته شده اند ." ایشان در ادامه گفتگوی خود اظهار نمود : " اپوزیسیون خارج از کشور و دوستان داخلی شان باید متوجه باشند که انقلاب تثبیت شده و نظام به راه خود می رود البته اگر روشنفکران ! و اصلاح طلبان ! دست از ترویج انقلاب نرمشان برداشته و مردم را راحت بگذارند و فیلم به اسم دمکراسی صادقانه اینرا بیان داشت " گفتنی است چنانچه عاملین اصلی فتنه 18 تیر 78 ، که شبانه وارد کوی دانشگاه شده و افراد را تحریک می کردند و در روزنامه هایشان آدرس محل تجمع گروه فشار ! را به آشوبگران می دادند و به اسم تقویت فضای باز سیاسی ، دسته جاتی چون تحکیم وحدت را تقویت مالی و روانه خیابانها می نمودند ؛ با قدرت و قاطعیت در دادگاهی علنی محاکمه می شند امروز نه نیازی به پخش فیلم به اسم دمکراسی بود و نه دوستان ! داخلی جرات و توان همصدایی با اپوزیسیون خارجی را داشتند.

دم خروس عقاید انحرافی حجاریان و دوستان دوم خردادی پیداشد! چاپ
Imageبشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند. با بررسی های به عمل آمده ابعاد تازه ای از نویسندگان و چهره های پشت پرده برنامه چهارم توسعه به دست آمده است. به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ در این برنامه که برخی از قسمت های آن از جمله بخشی که بر لزوم رابطه با اسرائیل اشاره داشته است، به دلیل افتضاح کاری تهیه کنندگان آن پس از انتشار بلافاصله از بازار جمع آوری شد، افرادی چون حسین بشیریه، نظریه پرداز مطرح جبهه دوم خرداد، نقش کلیدی را برعهده داشته اند.  بنا بر این گزارش؛ بشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند و پس از آن جذب یکی از دانشگاه های اروپایی  شده و مدت هاست که در خارج از کشور اقامات گزیده است .  این در حالی است که هاله اسفندیاری؛ در اعترافات خود به ارتباط با بشیریه و مشورت با وی برای پیشبرد اهدافش اذعان کرده است. گفتنی است که بشیریه؛ اساسا با بینش دینی و تاثیر آن بر حکومت به شدت مخالف بوده و حتی عباراتی مانند اینکه از  افتخار می کند که از جوانی دستان خود را به وضو نیالوده است، از وی نقل می شود. شایان ذکر است که حجاریان و افکار غرب گرای وی شدیدا تحت تاثیر استادش قرار داشته و با وجود انحرافات بیان شده، چنین شخصی نقشی موثر در تدوین برنامه چهارم و جمع آوری کتاب مستندات آن داشته است.

 حسین بشیریه متولد سال 1332 ، همدان...

لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و دکترای تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول....و اما بعد...

وی استاد لیدرهای اصلاحات به حساب می اید و افرادی همچون سعید حجاریان را در زمره شاگردان مخلص خود دارد، بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش غائلند ان است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی- دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می دانند.وی در دوران اصلاحات از فعالین مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بود و هم اکنون خارج از کشور به سر می برد بسیاری وی را در اروپا ساکن می دانند اما او در امریکا ساکن است.

 وی که بیشتر تخصص تاریخیش گویا تاریخ معاصر و به خصوص دوران پهلوی است به رسم هم قطاران معاصر خود همچون کسروی هرساله مراسم کتاب سوزان دارد، جالب انکه وی کتاب تاریخ کوبا را که خود شخصا از فیدل کاسترو دریافت کرده بود را هم در مراسم کتاب سوزان خود به اتش کشیده و مقید است که هر ساله این اقدام را انجام دهد. برادر وی جزء قضات دیوان عالی کشور است. حسین بشیریه از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و تاثیر عمیقی بر قشر دانشجویان روشنفکر دارد او در اوایل دهه 70 به ایران امد ولی تا اواسط این دهه وزارت ارشاد اجازه انتشار اثار به وی نداد...

برادر زاده وی یعنی طهمورث بشیریه فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع دکترا بوده و یکی از محبوبترین شاگردان دکتر ازمایش استاد برجسته حقوق جزا است و هم اکنون در حال تدریس در دانشگاه علامه طباطبائی، شهید بهشتی و دانشگاه های ازاد مرکز و شمال می باشد. طهمورث سال گذشته به مدت شش ماه و مصادف با جام جهانی در المان ساکن بود!رفتارها و نظرات بسیاری از سران اصلاحات را باید در ارای و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد شخصی که گرچه شاگردانش میانه دار جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در حاشیه و بیشتر نقش یک نظاره گر را ایفا می کرد، وی بیش از 25 جلد کتاب و صدها مقاله درحوزه علوم سیاسی تاریخ معاصر و به خصوص جامعه شناسی سیاسی به چاپ رسانده است بسیاری وی را پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران میدانند.

حال جالب انکه گفته می شود هاله اسفندیاری در اعترافات خودش به ارتباط با بشیریه برای پیشبرد اهدافش اشاره کرده است و جالبتر انکه بدانیم وی یکی از عناصر پشت پرده و نویسندگان برنامه چهارم توسعه است در برنامه چهارم توسعه قسمتهایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود که بعد از انتشار بلافاصله از بازار جمع اوری شد و گویا در این ماجرا بشیریه نقش کلیدی داشته است. جمله ای از وی منقول است که: از افتخارات من این است که از جوانی دست خود را با وضو نیالوده ام! ؟!؟ (+)ایمیل حسین بشیریه را می توانید در زیر مشاهده کنید ( وی اکثر اوقات ان لاین می باشد!):hosseinbashiriyeh@yahoo.com

منبع:‌ http://ermineh.blogfa.com/post-65.aspx

اعتراف مخملی/آشنایی بیتری با جورج سوروس و انقلابهای مخملی اش:

  هم اندیشی: وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا -که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوریخواهانی چون دیک چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود - تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

به گزارش هم اندیشی به نقل از مهر در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس و حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارزش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت خود را در پوشش‌های خیر‌خواهانه، حقوق بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه باز» (Open Society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه گذاری‌های اقتصادی و در عین حال مطالعات حقوق بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.
آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان» بوده است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «‌بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند. »
در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای میانه با هدف کاستن از نفوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات متحده صورت گرفته است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، زمینه را برای انقلابی آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده است.
در گرجستان بنیاد سوروس 20 میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4 تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تفلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»
ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس در صدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!
سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده شد. تا آنجا که رئیس جمهور این کشور با نام بردن از 4 روزنامه و برخی رادیو‌های خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قزقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیر دولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که بر اساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده است».
با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استفاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیر رسمی در این زمینه انتخابی مناسب بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، انتخابی دقیق است.
فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.
البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟! منبع: http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=27642

  : بخش اول اعترافات سه تن از عو امل بیگانه   :همچنین ببینید:

 http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1041&Itemid=43

: به اسم دموکراسی و همچنین بخش اول اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو

http://rajanews.com/News/?12860

پسر رفیق حریری: برادرم عامل سیا و موساد است:

http://sharifnews.ir/?23392

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 2:49  توسط سینا  | 

چرا تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی را باید با اطمینان به هم تبریک بگوییم؟

سازمان مدیریت و برنامه ریزی (یا همان سازمان برنامه و بودجه سابق) با اقدام شجاعانه دکتر احمدی نژاد متحول شد. سازمانی که اندیشمند معاصر استاد عبدالله شهبازی آنرا هیولای ایران بر باد ده!  نامیده بود...   چند نکته عجیب ولی واقعی درباره گذشته و دلیل تاسیس آن از چند عزیز برایتان می آورم که حتما جالب است. امید که این مختصر دریچه ای باشد به سوی تحقیقات میدانی تا میزان خیانت برخی و نفوذ دشمن و شجاعت احمدی نژاد بیشتر مشخص شود:

۱- رهبر حکیم انقلاب در ديدار رئيس و معاونين سازمان برنامه و بودجه در تاریخ 25 /02/1375 :

...سازمان برنامه و بودجه در گذشته اساسا با تفكر آمريكايى و با هدف استفاده از الگوهاى غربى به وجود آمد . اما ايران اسلامى الگوى متناسب با واقعيات خود را دارد و بر همين اساس، اين سازمان بايد در برنامه‏ريزيهاى خود با روحيه كپى كردن نظرات غرب مبارزه كند. چون آنچه را كه غرب در زمينه توسعه بيان مى‏كند از فرهنگ و اهداف استعمارى جدا نيست و به نظر مى‏رسد كه هدف غرب از انتشار برخى نشريات علمى، نفوذ دادن افكار خود به محافل علمى و سازمانهاى برنامه‏ريزى كشورهاست. بنا بر اين انتشار يك فكر و نظريه در برخى نشريات علمى غرب نمى‏تواند دليلى بر اتقان و صحت آن باشد و سازمان برنامه و بودجه در برنامه‏ريزيهاى خود بايد به اين مسأله توجه كند.... متن کامل

۲- استاد عبدالله شهبازی تاریخدان معاصردر پایگاه رسمی خود در تاریخ پنجشنبه 17 آبان 1385چنین آورده است: 

  اقدام دکتر احمدي‌نژاد در به هم‌ريزي ساختار متصلب کنوني سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اقدامي درست و بجا بود. اين اقدام به جسارت فوق‌العاده نياز داشت و احمدي‌نژاد نشان داد که از اين جسارت برخوردار است. اميد که با دقت و کار کارشناسي جدّي ساختاري جديد جايگزين ساختار گذشته شود. من از سال‌ها پيش در برخي از مصاحبه‌هايم ساختار سازمان برنامه و بودجه را ناکارآمد خوانده بودم. واقعيت اين است که اين سيستم نه بر اساس اصول واقعي برنامه‌ريزي توسعه، که برنامه‌ريزي از خرد به کلان را مي‌طلبد، بلکه بر اساس پيشداوري‌ها و قالب‌هاي نظري منجمد و وارداتي يا ديکته شده از برخي نهادهاي بين‌المللي هماره براي بودجه ملّي و درآمد نفتي چاهي را مي‌کند که پرشدني نبود. اين همان بختکي است که هيئت آمريکايي- يهودي مستشاران ماوراءبحار، با عضويت کساني چون ماکس تورنبرگ و آلن دالس (رئيس بعدي سيا)، در نيمه دوّم دهه 1320 ش. براي تاراج درآمدهاي ملّي ايران ساختند و ميراث آن به جمهوري اسلامي رسيد و تداوم يافت. به دليل اهميت مسئله، اگر عمري و تمرکزي بود شايد در آينده در اين باره مبسوط تر سخن بگويم و و دلايل خود را عرضه کنم. احمدي‌نژاد اوّلين رئيس دولت پس از انقلاب است که جسارت درافتادن با اين هيولاي ايران برباد ده را داشت و اين اقدام او قابل ستايش است!

۳- دکتر متولیان استاد حوزه و دانشگاه  در سخنرانی مهم خود در جمع منتخبان وفعالان عرصه فرهنگی در موسسه امام خمینی(ره) قم که در مجله فرهنگ پویا(نشریه دانشجویی دفتر پژوهشهای فرهنگی-پیش شماره نهم/اسفند۱۳۸۴ صفحه ۷۹ ) چاپ شده است پس از آوردن مقدماتی از برنامه ریزی صهیونیست ها درباره نبرد سایبرنتیک و تحلیل دوران پس از جنگ بیان می دارد که در دوران سازندگی بر اساس نظریه فوکویاما باید نظریه میکروپولتیک میل ها و میکرو فیزیک قدرت را اجرا کرد و برای پیروزی بر کشور ایران شیعی باید میل ها را عوض کنیم و از شهادت طلبی و جهاد به سمت دنیاطلبی و پول محوری و توسعه مادی پیش ببریم.  در همین راستا بنا بر آمار اعلام نشده در سال های دوران سازندگی(ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) استکبار جهانی برای ورود به سازمان مدیریت و برنامه ریزی حدود هفتصد میلیارد دلار(۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) خرج اعتماد سازی و نفوذ در آن سازمان مهم کردند...؟!

متن کامل سخنرانی آقا را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 8:3  توسط سینا  | 

درباره صدا و سیما قبلا نوشته هایی داشته ام. درباره یهودیت صهیونی و نفوذش در هالیوود هم مطالبی داشتم. دوستی با نام شیدا برایم چیزی نوشته بود که جواب آن را از ضرغامی و سایر مدیران صدا و سیما باید خواست. شیدا نوشته بود:

 "بدون تردید یهودی که برای تامیین اهداف صهیونیسم جهانی با پشتوانه سازمانها صهیونیستی در جایی چون هالیوو به کار گرفته میشود نمیتواند از آن خیل یهودیان اندکی باشد که در کتاب آسمانی قران کریم در دسته استثناات قوم منحرف یهود از آنان یاد شده .هالیوودی که هدف و آمال خود را در جهت صهیونیستی کردن اندیشه ها و فرهنگ جامعه بین المللی قرار داده و حتی در بعضی آثار خود صراحتا از نماد ها و نشانه های صهیونیسم استفاده میکند چگونه میتواند این ریسک را بپذیرد که از کسانی در کادر خود استفاده کند که به اندازه سر سوزنی با اهداف و منافع آن مغایرت داشته باشند .
اما در این میان جای سوال اینجاست که ایرانیکه داعیه مبارزه با صهیونیسم بین الملل و در راس آن سرزمین به یغما رفته فلسطین را دارد چرا در چنین سطح وسیعی از آثار صهیونیستی هالییوود برای پر کردن اوقات مسلمانان ایرانی استفاده میکند . شاید در ظاهر همه عناصر این سازمان با عرق دینی و ملی مشغول فعالیت باشند اما بروز چنین آثاری در رسانه مدعی اسلام نشان دهنده اصل و اساس مسموم شده آن است ."

اخیرا شنیدم که رادیوی مزخرف و خنک و بی خاصیت جوان؟! وحید یامین پور  را که از معدود بچه های اهل درد و دلسوز بوده اخراج کرده است. قبلا اسم آقا وحید را در شورای سردبیری ماهنامه برداشت اول دیده بودم. ماهنامه ای که بالاخره از طرف مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری منتشر شد و با کیفیت بالای مطالب مرا مسرور کرد. 

صد البته که از این رادیوی مردم فریب انتظاری جز این نمی رفت. باز از عزیزی شنیده ام که بودجه مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما که مرکز بسیار خوبی در قم بود به اندازه چند صد میلیون تومان امسال کم شده است و این مرکز را با مشکلاتی مواجعه کرده است...؟! دست مریزاد آقای ضرغامی . اصلا همین یه نموره اسلامیت صدا و سیمارا هم که مرهون زحمات بچه های آنجا بود را تعطیل کن و با دخترو پسرای بی حیای رادیو جوانت خوش باش. یا می توانی در برنامه بی محتوا و ضد انقلاب پرور فرزاد حسنی (با ابروی برداشته و دختر مآب) شرکت کنی و به بهانه هنر کاریکاتور مرتب اسم توهین کنندگان به اسلام و انقلاب را بیاوری  یا در برنامه مزخرف و بی محتوای جشنواره فیلم های تابستانی شبکه دو یا شبکه پنج یا شبکه سه به چرند گویی مشغول شوی...!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 4:54  توسط سینا  | 

یک نظرسنجی که صحت نتایج آن را بین دوستانم به عیان می بینم...

سوم تیر همین امسال برایتان نوشتم که: دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم یه نظرسنجی داخل حوزه علمیه قم برای مجله پرتو (موسسه آیه الله مصباح) کردیم. خودمون هم باورمون نمی شد. حدود هشتاد درصد بدنه حوزه با احمدی نژاد بودن و بعد هاشمی و بعد لاریجانی و قالیباف. آخر کارم کروبی و معین و رضایی. دلم برای  دروغ گوهای دوم خردادی و کارگزارانی هنوز می سوزه ... هنوزم می خوان بگن که حوزه ها با خاتمی و هاشمی و ثروتمندان و گردن کلفتان است. 

باز همان دوستان، که از خودم آنها را بیشتر قبول دارم؛ یک نظرسنجی انجام داده اند که با هم نتایج جالب آنرا می خوانیم. البته این نتایج بسیار شبیه نتایج نظرسنجی قبلی است و نشان می دهد که تبلیغات شیطانیِ کارگزاران و مشارکت و شرق و هم میهن و اعتماد واعتمادملی و .... تاثیری در نظرات حوزویان نسبت به احمدی نژاد نداشته بلکه باعث شده که تعدادی که به او رای نداده بودند در دور بعدی به او رای بدهند! یعنی تبلیغات شیطانی مدعیانی چون قوچانی و عطریان فر و کرباسچی و .... - که ادعای خدایی در روزنامه نگاری دارند-  تاثیر معکوس داشته است. الحمدلله که اینها در تبلیغات از احمق ها هستند و خدا هر که را بخواهد عزیز می کند گرچه خیلی پولدارها و دم کلفتان نخواهند...

در اين نظرسنجي 1/82 درصد از كساني كه ابراز داشته‌ بودند در دوره قبلي به آقاي احمدي‌نژاد رأي داده‌اند گفتــه‌اند كه بـاز هم به ايشــان رأي خـواهند داد. از ميان هميـن گـروه 1/10درصد گفته‌اند احتمالاً رأي خواهند داد و 8/7 درصد از كساني كه به وي رأي داده بودند ديگر به ايشان رأي نخواهند داد.(یعنی 2/92 درصد، هنوز هم انتخاب خود را درست می دانند)
5/۶5درصد طلاب حوزه آقاي احمدي‌نژاد را محبوب‌ترين شخص از ميان اين ده شخصيت دانسته و آقاي حدادعادل با فاصله زياد در رتبه دوم اين نظرسنجي قرار دارد.
5/۶۰ درصد طلاب حوزه آيت الله مصباح يزدي را محبوب‌ترين شخص روحاني از ميان اين پنج شخصيت روحاني دانسته و آيت‌الله هاشمي‌شاهرودي با فاصله زياد در رتبه دوم اين نظرسنجي قرار دارد. ...متن کامل نظرسنجی را در این قسمت بخوانید...

یک طومار با پنج هزار امضای ناقابل علیه خاتمی بی شرم و حیا

الحمدلله طلاب خیلی خوب علیه خاتمی بی شرم و حیا موضع گرفتند و از او و اعمال و تفکرات ننگینش بارها و بارها تبری جسته اند. آخرین مورد آن یک طومار با پنج هزار امضای ناقابل بود!  امضاكنندگان اين طومار، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمي، حداقل برخورد را تعزير و خلع دائم لباس روحانيت دانسته و به مسؤولين دادگاه ويژه روحانيت هشدار داده‌اند كه در صورت تقصير و كوتاهي در محضر دادگاه الهي مي‌بايست پاسخ‌گو باشند.گفتني است گروهي از نمايندگان طلاب امضاكننده اين نامه قصد دارند، طي روزهاي آينده طومارهاي امضاشده را به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت تقديم كنند. پيش از اين نيز تعدادي از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت خواستار رسيدگي به موارد منتسب به خاتمي و برخورد با وي شده بودند.... متن کامل خبر 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 3:11  توسط سینا  | 

 

ردپای دوم خردادی ها پس از کاریکاتور ایران، این بار در تاسوکی!

یعقوب – م عضو هیات داوری یکی از احزاب مطرح دوم خردادی، به اتهام همکاری با عبدالمالک ریگی، شرور معروف منطقه سیستانImage، توسط ماموران انتظامی بازداشت و روانه زندان شد ردپای دوم خردادی ها پس از کاریکاتور ایران، این بار در تاسوکی! با پی گیری ماموران امنیتی و انتظامی کشور رد پای برخی گروه های دوم خردادی در حمایت از اشرار جنوب  کشور به دست آمد.
به گزارش خبرنگار بولتن نیوز: یعقوب – م عضو هیات داوری یکی از احزاب مطرح دوم خردادی، به اتهام همکاری با عبدالمالک ریگی، شرور معروف منطقه سیستان، توسط ماموران انتظامی بازداشت و روانه زندان شد. دستگیری م در حالی رخ داده است که عبدالمالک ریگی که عامل اصلی فاجعه تاسوکی شناخته می شود، تحت تعقیب ماموران و مردم منطقه سیستان قرار داشته و از سال گذشته به پاکستان فرار کرده و حتی در روزهای اخیر شایعاتی درباره بازداشت و دستگیری وی به گوش می رسید. بنا براین گزارش، سال گذشته و در جریان آشوب های برخی از شهرهای آذربایجان که به علت انتشار کاریکاتور روزنامه ایران به وقوع پیوست نیز، پس از تحقیقات به عمل آمده رد پای تعدادی از سران یکی از احزاب مشهور اصلاح طلب، که با برگزاری جلسات متعدد در منطقه های آشوب زده، سعی در بحرانی کردن ماجرا داشتند، به دست آمد . / منبع: بولتن نیوز

آخرين اظهارات لابي اصلاح طلبان در آمريكا

 كريم سجادپور از اعضاي موسسه صلح بين المللي كارنگي در مقاله مفصلي كه روز يكشنبه در سايت اين موسسه منتشر شد، خواهان مذاكره آمريكا و ايران شده و تاكيد كرده كه تهران با تهديدهاي كنوني عقب نشيني نمي كند.سجادپور از نزديكان محمد جواد ظريف است كه گاهي اوقات اظهارات عجولانه اش، براي وي دردسرساز مي شود. سجادپور چندي پيش گفته بود: گنجي محبوب ترين شخصيت 30 سال اخير ايران است! وي محل مشورت بسايري از سياستمداران ارشد آمريكاست به گونه اي از اعضاي ثابت جلسات استماع كنگره آمريكا درباره ايران به حساب مي آيد. در سايت اينترنتي موسسه كارنگي عنوان شده سجادپور پس از آنكه چهار سال به عنوان تحليلگر ارشد ايران در گروه بحران بين المللي مستقر در تهران و واشنگتن فعاليت كرد، به موسسه كارنگي پيوست. سجادپور همچنين به صورت دايم در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني بي بي سي، شبكه سي ان ان، راديو ملي آمريكا و شبكه شركت مي كند و براي نشريات واشنگتن پست، نيويورك تايمز، اينترنشنال هرالد تريبون و نيو ريپابليك مطالبي را منتشر كرده است. سجادپور در دوران اصلاحات بسيار علاقه دارد تا به دلالي روابط ايران و آمريكا ب‍ردازد اما با انتخاب احمدي نژاد اميدهاي وي نقش بر آب شد. وي روز 4 تير 84 اظهار داشت: نتايج انتخابات، در روابط ايران و آمريكا را مى بندد و محمود احمدى نژاد بر سر مسائل هسته اى احتمالاً به گونه اى ديگر عمل مى كند! مقاله اخير سجادپور به خوبي عقايد يكي از مهم ترين لابي هاي اصلاح طلبان در آمريكا را نشان مي دهد.

بخش هايي از مقاله وي به اين شرح است: 

دولت هاي پياپي آمريكايي و اروپايي همواره از تلاش براي يافتن يك سياست خارجي موثر در قبال ايران طفره رفته اند. تلاش آمريكا براي تغيير رفتار و در حقيقت تغيير حكومت ايران با استفاده از تهديدهاي سياسي و اقتصادي به نتيجه نرسيده و تلاش اروپايي ها براي استفاده از امتيازهاي سياسي و اقتصادي نيز به همين صورت بي اثر بوده است. با توجه به برگزاري مذاكرات تاريخي ايران و آمريكا در29 مه در بغداد، به نظر مي رسد شاهد مذاكرات آمريكا و ايران در آينده باشيم، اين يك اقدامي است كه بايد ادامه يابد. باتوجه به اينكه نمي توان ايران را از بسياري از مسائلي كه براي سياست خارجي آمريكا و اتحاديه اروپا از اهميت زيادي برخوردار است جدا كرد به خصوص عراق، عدم گسترش تسليحات هسته اي، امنيت انرژي، تروريسم و صلح اعراب و اسراييل، بي توجهي به ايران يك گزينه نيست و رويارويي نظامي با آن نيز تنها باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد.

 اين درحالي است كه تعامل با ايران در گفتار بسيار ساده ولي در عمل بسيار دشوار است، رفتارهاي داخلي و بين المللي ايران هيچ گاه دلپذير نبوده ولي در حقيقت نفوذ تهران نيز هرگز به اين اندازه عظيم نبوده است. چنين مساله اي نشان دهنده اين واقعيت است كه جلب توجه ايران به هيچ عنوان به معني دلجويي نيست و مانع از تلاش هايي كه براي مهار سياست ها و نفوذ مشكل ساز ايران است نمي شود. دولت ايران در نهايت بايد يك تصميم استراتژيك براي تغيير سياست هاي خود اتخاذ كند. آنچه غرب مي تواند انجام دهد اين است كه با ارائه يك فرمول اين تصميم گيري ايرانيان را تسهيل نمايد و به آنها نشان دهد كه حسن نيت، حسن نيت ايجاد خواهد كرد و ديگر اقدامات براي آن هزينه هايي در بر خواهد داشت. پيش از آنكه موثرترين راه ها براي تعامل با ايران را مورد بررسي قرار دهيم، به برخي از واقعيات ايرانيان و برخي مشكلات در تعامل با آنها اشاره خواهيم كرد.

 *واقعيات ايرانيان باوجود مخالفت هاي گسترده، جمهوري اسلامي در آستانه سرنگوني قرار ندارد و هرگونه جنبش اصلاحات براي احيا شدن به زمان احتياج خواهد داشت.طبيعي است كه ايرانيان با تجربه انقلابي و جنگ هشت ساله با عراق، انتظارات نامناسب از دوران خاتمي و وحشت از آنچه هم اكنون در عراق رخ مي دهد، علاقه اي به آشفتگي سياسي نداشته باشند. تغييرات فوري داخلي در كوتاه مدت بسيار بعيد است و لزوما به تغيير وضعيت كنوني منجر نخواهد شد. هم اكنون تنها گروه هاي مسلح و سازماندهي شده سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج هستند. ورود مجدد ايران به اقتصاد جهاني و بهبود روابط آن با آمريكا مي تواند زمينه مناسبي براي اصلاحات سياسي باشد كه كنترل تندروها را بر امور كاهش خواهد داد. به همين علت دسته كوچك ولي قدرتمندي از تندروها كه وضعيت كنوني هم از نظر اقتصادي و هم از نظر سياسي به نفع آنان است، هر اقدامي را كه بتوانند براي جلوگيري از آشتي با آمريكا انجام خواهند داد لذا واشنگتن نيز با خودداري از مذاكرات به نفع آنها كار مي كند. 

باتوجه به اينكه نگراني هاي واشنگتن از تهران به طبيعت حكومت ايران وابسته است، مساله هسته اي ايران نمي تواند بدون برطرف شدن بي اعتمادي هاي عميقي كه بين دو كشور وجود دارد حل شود زيرا حتي اگر ايران موافقت كند غني سازي اورانيوم خود را همين فردا به حالت تعليق در آورد، اين مساله نگراني هاي آمريكا را در مورد اينكه ايران به دنبال تسليحات هسته اي است، از بين نخواهد برد. ايران در عراق بيش از هر كشور ديگري با آمريكا از منافع مشترك برخوردار است. ايران و آمريكا هر دو در ثبات عراق، حق حاكميت ارضي، انتخابات دمكراتيك و مقابله با تندروهاي سلفي به عنوان دشمن، داراي منافع مشترك هستند. در نتيجه عراق مي تواند زمينه مناسبي باشد كه دو كشور بتوانند براي يكديگر اعتمادسازي كنند. 

رهبريت ايران از نقش نفت در سياست ها آگاه است. به همين علت طي سال هاي آينده مجبور به اتخاذ تصميم هاي دشواري خواهد شد. دولت براي بنزين يارانه هاي بسيار سنگيني پرداخت مي كند و فرزندان نسل پس از انقلاب در حال ورود به بازار كار هستند. باتوجه به كمبود سرمايه گذاري ها در پروژه هاي نفتي كه بخاطر جو نامعلوم سياسي و تجاري در ايران بوجود آمده، ايران ممكن است تا چند سال آينده به يك واردكننده نفتي تبديل شود. در چنين شرايطي دولت يا بايد يارانه بنزين را كاهش دهد يا سياست هاي خود را به گونه اي تغيير دهد كه بتواند سرمايه گذاران خارجي را جلب كند لذا به نظر مي رسد ايران به تركيبي از اين دو مساله احتياج دارد.  

*دشواري هاي تعامل هنگام تدوين سياست خارجي در قبال ايران دو چالش اصلي وجود دارد.نخست آنكه رهبران ايران خود نمي دانند به دنبال چه چيزي هستند. آنها در مورد مسير داخلي، سياست هسته اي، روابط با آمريكا و نقش منطقه اي ايران داراي اجماع نيستند كه علت آن هم ناسازگاري و دشمني هاي داخلي، از كار افتادگي سازماني و بي اعتمادي شديد نسبت به نيات آمريكا است. دومين چالش اين است كه رهبران ايران گاهي در جهت منافع حكومت رفتار مي كنند كه به ضرر منافع ملي است. به عنوان مثال اصلاحات اقتصادي و آزادسازي مورد نياز براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني ممكن است باعث رشد اقتصادي ايران گردد ولي اين مساله براي حكومتي كه قدرت خود را بخاطر كنترل80 درصد اقتصاد به دست آورده، چندان جذاب نيست. 

سجادپور در انتهاي اين يادداشت با ذكر برخي وقايع تارخ انقلاب همچون پايان جنگ تحميلي مي نويسد: تعامل سياسي و اقتصادي ايران با غرب باعث تسهيل اصلاحات در ايران خواهد شد ولي از سوي ديگر گفته مي شود تهران تصميمات خود را تنها هنگامي كه مجبور شود تحت شرايط دشوار اتخاذ مي شود/منبع: رجا نیوز

ادامه دسته گل های مشارکتی ها در شرکت پالایش و پخش! چاپ

Imageحسین – ک از معاونان حزب مشارکت ، هم چنان از اعضای تعیین کننده در شرکت ملی پخش و پالایش فراورده های نفتی است که در روزهای آغازین سهمیه بندی بنزین نیز تحرکات مشکوکی را درباره این طرح داشته است.
یکی از مدیران شرکت پالایش و پخش فراورده های نفتی که چندی قبل، به اتهام اختلاس بازداشت شده بود، در پی تصویب و ابلاغ دوباره شرکت پالایش و پخش، به عنوان مدیر مالی و عضو هیات مدیره پالایشگاه تهران منصوب شد.
به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ این فرد که به دلیل اختلاس، ارتشاء و تضییع حقوق دولت بازداشت شده بود، در حال حاضر به علت عدم تودیع وثیقه در زندان به سر می برد، و با این حال و با دارا بودن چنین سابقه مثبتی! به چنان پست و مقام حساسی گماشته شده است.
این در حالی است که در ماه گذشته نیز فردی دیگر که به اتهام اخذ رشوه بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود، به عنوان مسئول برآورد قیمت پیمان های پالایشگاه تهران منصوب گردیده است.
بنا بر این گزارش، انتصابات این دو متخلف که سابقه محکومیت کیفری نیز دارند، موجی از اعتراض و نارضایتی را در میان کارکنان پالایشگاه تهران به همراه داشته است.
گفتنی است که حسین – ک از معاونان حزب مشارکت ، هم چنان از اعضای تعیین کننده در شرکت ملی پخش و پالایش فراورده های نفتی است که در روزهای آغازین سهمیه بندی بنزین نیز تحرکات مشکوکی را درباره نحوه اجرا و برنامه ریزی این طرح داشته است. / منبع: بولتن نیوز

ابتکار بی بی سی برای نشان دادن غیرت دینی خود!همنوایی با دوم خردادی های بی شعور! چاپ

شبكه خبري بي.بي.سي روز شنبه درمطلبي تحريك آميز با عنوان "اندر حكايت غيرت گم گشته" مردان ايراني را به ايستادگي در برابر ماموران انتظامي كه با مظاهر بد حجابي برخورد مي‌كنند فراخواند. به گزارش سرویس 16 ایرنا؛ درگزارش بي.بي.سي با اشاره به اينكه در قديم مردها و جوان‌هاي تهراني به تعصب و ناموس پرستي شهرت داشتند، با اشاره به اينكه در طرح برخورد با مظاهر بد حجابي هم با ناموس مردم بد برخورد مي‌شود با لحني كاملا آشوب طلبانه آمده است:"در عجبم مرد تهراني كه روزگاري دركوچه پس كوچه‌هاي شهر، محله را بر سر متلكي و شيطنتي به آشوب مي‌كشيد، چگونه محله را به هم نمي زند"!!
بي بي‌سي پارا فراتر گذاشته و اقدام به صدور فتوا نموده :" امروز بر سر ناموس سيلي خوردن و لگد خوردن نه تنها جرم نيست كه وظيفه است و واجب."   / منبع: بولتن نیوز

دفتر ادوار تحکیم وحدت تعطیل شد چاپ
۱۹ / تير / ۱۳۸۶
علیرضا جمشیدی با اعلام خبر تعطیلی دفتر ادوار تحکیم وحدت گفت : دستگیر شدگان تجمع روز گذشته مقابل دانشگاه امیرکبیر دانشجو نیستند. به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه صبح  امروز در جمع خبرنگاران در خصوص دستگیری روز گذشته در مقابل دانشگاه صنعتی امیرکبیر گفت : روز گذشته 16 غیر دانشجو به استناد مواد 610 و 500 قانون مجازات اسلامی به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی و بر هم زدن امنیت کشور در دو مرحله دستگیر شده اند.
وی خبر پلمپ ساختمان دفتر تحکیم وحدت را تائید کرد و از صدور قرار وثیقه برای پنج نفر از دانشجویان بازداشت شده مرتبط با نشریات دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر خبر داد و گفت : قرار وثیقه برای این پنج نفر صادر شده و آنان می‌توانند با تودیع وثیقه آزاد شوند.وی درباره سه دانشجوی دیگر دستگیر شده خاطرنشان کرد: پرونده این سه که جرایم آنها جدی‌تر بوده در حال سپری شدن تحقیقات است و تکلیفشان در دادگاه مشخص می‌شود. منبع: بولتن نیوز
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 2:58  توسط سینا  | 

حامی اصلی وموسس جریان 14 مارس!

اختلاف ميان خانواده پادشاهي سعودي كه پس از مرگ ملك فهد به‌صورت آرام آغاز شد، تشديد شده است و تقابل طيف خاندان ملك‌عبدالله با جريان افراطي و غربگرايي خانواده سديريها به رهبري بندربن سلطان حالت آشكار به خود گرفته است.
 گروه سديريها به رهبري شاهزاده ب