تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

چه خوب كه تربت مادر مخفي است!

   روی منبر نشسته بود. امواج بلند دانش ، سراسیمه به صخره های سینه صبورش می کوفتند. سیمرغ آسمان علمش - که به راههای عرش آشناتر از فراز و فرود فرش بود – در کالبد زمینی وی نمی گنجید... چشم به گوشه و کنار مسجد کوفه چرخاند. «یاد سلمان و عمار به خیر ... اما آیا کس دیگری نیست که یارای شنیدن ناگفته های مرا داشته باشد؟»...

 وقت رفتن نزدیک می شد؛ آنقدر نزديك، که به دوزنده ای که چند لحظه ای فرصت خواسته بود تا سرآستینهای پیراهن کم ارزشش را بدوزد، گفته بود: «فرصت نيست! وقت تنگ است؛ باید بروم» آري، وقت تنگ بود. يك تاريخ منتظر كلمات امير بود و شمشیر فرزند ملجم، تشنه یک خون بزرگ...

 نگاه دیگری به مردم کوفه کرد. باید دل به دریا می زد و مي گفت؛ شاید که در آن میان، یکی باشد که بفهمد با چه کسی روبروست. «سلونی... سلونی قبل ان تفقدونی.. بپرسید، از هر آنچه می خواهید، از آسمانها و آسمانیان، از کائن و از کائنات، از خلقت و خلائق... و از خالق... بپرسید، قبل از آنکه دیر شود»...

 که ناگهان از گوشه مسجد، یکی از اشباه الرجال به پای خواست و پرسید: «اگر راست می گویی که همه چیز را میدانی، بگو که چند تار ریش و مو بر سرو روي من روييده است؟!» مردک، باب آرمانشهر دانایی را به ریشخند گرفته بود...

 ... و راست گفت خدای بزرگ بلند مرتبه: و ما يَأتيهِم من نَّبيٍّ إلَّا كانوا بهِ يَستَهزِؤون...

 *** یاران انگشت شمارش، یکی یکی رخصت گرفته و به میدانی بی بازگشت رهسپار شده بودند و نوبت اهل بیت که شد، گل سر سبد آنها را زودتر از همه به زیر تیغ فرستاده بود. برادر هم که به مسلخ سقایت رفت و هم بال ملایک شد...

 اوباش روبرو ، جای هیچ ترحم و احتمال هیچ هدایتی باقی نگذاشته بودند اما او امام بود، رؤوف بود، هادی بود و پدر امت. پس جسم خسته و زخمی را بر قامت اسب کشانید و رهسپار اردوی خصم شد...

 مقابل انبوه دشمن ایستاد. چگونه با آنان سخن بگوید؟ اینها همانان بودند که اکبر و قاسم و عباس را از او گرفته بودند «شاید اما، در این میان، یکی باشد که بفهمد با چه کسی روبروست» وقت تنگ بود و خنجر فرزند ذی الجوشن، خون خدا را طلب می کرد...

 تمام قوایش را جمع کرد تا صدایش، که از شدت عطش، جوهر و طنینی نداشت به آن سوي ميدان برسد و جماعت اشقیاء را برای آخرین بار به سوی حق بخواند که ناگهان از آن سوی میدان، عربده هاي هلهله، نوای نور را در حلقوم حقيقت خشکانيد و شكست...

 عرق شرم از پیشانی خورشید بر زمین تفتیده طف می ریخت و انسانیت، حضیض ترین حضیض خود را تجربه می کرد... و ساعتی بعد، استرانی مجهز به نعل تازه، بر پیکر بی پیراهن پاکی، رقص ابلیس می کردند...

 ... راست گفت خدای بزرگ بلند مرتبه: و قليل من عبادي الشكور...

 *** «وصیتی دارم علی جان!» چرا وصیت؟ مگر چند بهار از عمرت گذشته است؟ سخن از سفر مگو! مگر چند روز از رفتن پدر گذشته است؟ تو هم می خواهی ما را تنها بگذاری و بروی؟

 «وقت، تنگ است علی جان! وقت رفتن نزدیک می شود.» آری، وقت تنگ است و سینه من تنگ تر. بعد از رفتن پدر، دلم به تو خوش بود و قلبم به صدای تو آرام می گرفت. اگر تو هم بروی به فرزندانت چه بگویم ؟ اگر تنهایم بگذاری، با این مردم چه کنم ؟

 «وصیتی دارم علی جان! مرا در دل شب غسل بده و کفن کن... و در تاریکی شب به خاک بسپار... و کسی را از تربتم آگاه نکن » چرا؟ آیا دلت آنقدر از زمینینان گرفته که آنان را از تربتت نیز محروم می کنی؟ آیا مردمان لیاقت به سرمه کشیدن خاک مرقدت را نیز ندارد؟ آیا..؟

 « وقت، تنگ است علی جان! »...

 ***چه خوب كه به وصیتش عمل کردی. کسانی که خلیل الله را به آتش جهالت خویش افکندند رأس ذبیح الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند برای مصلوب كردن روح الله تیر و طناب فراهم آوردند دندانهای حبیب الله را در دهان فرو ریختند محراب مسجد را به خون ولی الله رنگین ساختند حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند شکوه بارگاه آل الله را به سنگ و كلوخ بقیع مبدل ساختند و رفعت مأذنه حرم الله سامراء را تاب نیاوردند آنان، اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت الله چه مي كردند؟

 امروز فهمیدم که چرا تربت مادر مخفی است...
چه خوب شد که به وصیتش عمل کردی، علی جان!

 منبع: اخبار شيعيان/ سيد عليرضا حسيني عارف

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 4:12  توسط سینا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم مسلمان و متعهد ایران! شیعیان عزادارِ هتک حرمت آمریکا و همدستانش به سرداب مقدس ولیعصر(عج) و مدفن منور عسکریین(سلام الله علیهما)! مراجع معظم و روحانیت بیدار و آگاه! جامعه مدرسین حوزه علمیه قم! دادگاه ویژه روحانیت! شورای مدیریت حوزه علمیه قم!

ضدیت با شریعت و هنجارشکنی جامعه متشرعه، از جانب هر کس که باشد محکوم است و مورد تبری جامعه اسلامی است. آن روزها که  کسروی جنایتکار به اسلام اهانت نمود، خمینی روح الله با غیرت انقلابی و مثال زدنی خود، بدون توجه به پزهای روشنفکری و شماتت غافلان، بارها لعن و نفرین به او نثار کرد و در کتاب «کشف الاسرار» ش بارها نگاشت که «تُف بر کسروی باد ...» که اسلام را به تمسخر گرفته است. کسروی ظاهرا یک روحانی بود! تقی زاده هم  که ظاهرا روحانی بود در ادامه راه غرب پرستی او، گوی سبقت را از فاحشه های سیاسی ربود و به اسلام و ایران تا توانست خیانت روا داشت. باز هم داشته ایم کسانی را که با سوء استفاده از لباس رو حانیت به اسلام خیانت کرده اند و رذیلت را برای خود خواستند.

شریعتمداری که فتوای به قتل امام و تایید کودتای نوژه را داد و منتظری که خون به دل روح الله عزیز کرد از همین قماشند. کدیور که با واژگونه فهمی دین، اسلامیت نظریه ولایت فقیه را زیر سوال برد و اشکوری که ملعونانه دست در دست دریوزگان غربی و غربگرا علیه ولایت و اسلام موضع گرفت، نیز از همین قماشند. اینان نه حجه الاسلامند و نه آیه الله، که مشتی نفس پرست و قدرت طلبند... دزدانی در لباسی مقدس که ساده دلان و بی اطلاعان را می فریبند و غرض ورزان و دشمنان را خواسته و ناخواسته یاری می رسانند. و این عجیب نیست که پسر ناخلف پیامبر مظلوم خدا، نوح(صلوات الله علیه) و جعفر، پسر امام دهم و... نیز به انحراف رفتند. شرط انسانیت و روحانیت نه آباء و اجداد و نه اسم و رسم و نه لباس خاصی، هیچ کدام نیست؛ بلکه تقوا و پاک دستی و حیا و اعتدال و دشمن شناسی و پاکدامنی شرط مقوم روحانی بودن است.

«محمد خاتمی» نیز یکی از همان قماش است که متاسفانه با امکانات مالی و تبلیغاتی فراوان داخلی و خارجی، از این لباس، نهایت سوء استفاده را کرده و می کند. او پس از سالها گسترش فرهنگ غربی و لیبرالیستی در این کشور و بها دادن به عناصر فاسد و غربگرا و غارتگری که با ریاست او، به قدرت و ثروت رسیدند، اخیرا در سفری به ایتالیا اقدام به گناه علنی لمس بدن اجنبی و مصافحه با چند زن بی حجاب کرد. بی حیایی و بی شرمی او آنچنان زیاد بود که به راحتی حتی در مقابل دوربین ها با چشم درگی در مقابل نامحرمان بی حجاب ایستاد و به آرامی دستان آنان را فشرده و با آنان خندید و گنه کاری و فسق پنهانی خود را به همه نمایاند. او لیاقت لباس مقدس پیامبر را نداردو او روحانی نیست بلکه عملکرد او جز ضربه زدن به روحانیت و اسلام و ایران نیست. هنجارشکنی و اباحه گری او، باید در دادگاه صالحه ای بررسی شود و این لباس مقدس از شر او راحت شود. دادگاه ویژه روحانیت اگر به این وظیفه خود عمل نکند فقط خشم خدا و مردم متدین را برای خود خریده است. در فرهنگ ایرانیان غیر مسلمان هم حرمت زن پاس داشته می شود.

حضرت روح الله و نایب حکیمش، شهیدان مظلوم، بهشتی و باهنر و محلاتی و مطهری و اشرفی و صدوقی و هزاران گل بوستان حوزه های علمیه نمونه های ناب انسان هایی بوده اند که اسلام  و حوزه ها به آنان مفتخرند. امید که با خلع ید افراد سوء استفاده کننده از اسم و عنوان و لباسشان، دامن روحانیت پاک شود و مجاهدت ها و خدمات شایانِ بزرگانی چون: آیه الله  سیستانی و آیه الله فاضل لنکرانی و علامه مصباح یزدی و علامه جوادی آملی و .... با شهوت رانی ها و قدرت طلبی های سبک مغزان بی ریشه، زیر سوال نرود. حوزه علمیه و قاطبه علما و طلاب از این افرادِ سودجو تبری می جوید و از اینان به پیشگاه ولیعصر(عج) شکایت می برد که اینان با اعمال ضداسلامی خود به مردم و دین خدا تجاوز می کنند. شکستن هر حکمی از احکام الهی زشت است و سرآغاز دین زدایی و بی عدالتی های آینده است و باعث وقیح تر شدن گنه کاران و اراذل و بسط گناه و فساد می شود و می تواند در مسیر اندُلُُسیزه کردن ایران و فروپاشی اجتماعی موثر باشد؛ لذا واکنش نشان دادن به این مهم بر همه ضرورت دارد. آری باید به بی عدالتی های اقتصادی و سیاسی همین قماش هم به طور دقیق پرداخت که در سایر بیانیه های ما آمده و انشاءالله خواهد آمد.

جمعی از طلاب حوزه های علمیه/خرداد 1386   منبع:+ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 3:27  توسط سینا  | 

۱-با عرض تسلیت نسبت به فوت مرجع فهیم و انقلابی "حضرت آیه الله فاضل لنکرانی"  با توجه به اینکه این بزرگوار از علمای زمان شناس و به روز و متقی و اندیشمند بود بسیار از فوت ایشان متاسف شدم. فقدان ایشان واقعا ضربه ای عمیق به جامعه اسلامی بود. امید که جوانان حوزوی و دانشگاهی با چنین وقایعی به هوش تر شوند و بدانند که اگر تلاش نکنند یک به یک خوبانمان را از دست می دهیم و اگر ما کار نکنیم اشرار امت مانند خاتمی بی حیا و .... مسلط بر اوضاع می شوند.

۲-یادم آمد که ایه الله فاضل روحانی بود و خاتمی ملعون هم ظاهرا روحانی است؟؟!!  اما این کجا و آن کجا؟!  معروف است که طلبه نمایی چون خاتمی (علیه العنه) در زمانه آیت الله بروجردی (رحمه الله علیه) دزدی کرده بود. او را نزد ایشان بردند. آن پیر حکیم فرمودند که نگویید طلبه ای دزدی کرده، بگویید دزدی به این لباس درآمده است. آری؛ نه همین لباس است نشان آدمیت.

۳- گوشه ای از نامه خانم رجبی به کیهان را هم که از روی درد نوشته شده است را مناسب دیدم شما هم ببینید:

"انتظار و توقع به حق مردم، با هر عقيده و ديدگاه و سليقه آن است كه شما، اين بار از شريعت‌سوزي خاتمي، بدون مرزبندي موهوم و مصلحت‌انديشي‌هاي غيرمنطقي بنويسيد. نه آنگونه كه "خاتمي را در دست‌دادن با زنان ايتاليا، نسبت به اطرافيانش هشدار دهيد؟!" و نه با تفسير و كنايه به اطلاعيه‌ي دفتر گفت‌وگوي تمدن‌هاي او كه راهي جز طي طريق مهاجراني ندارد. و نه به صورتي كه گويا "دست‌هاي صادق خرازي از آستين خاتمي بيرون آمده و آن عمل حرام را انجام داده است." بنويسيد كه:

جان ملت از اعمال اين تعداد دارندگان لباس روحاني انديشه‌سوز و شريعت‌ستيز، سال‌هاست به لب آمده، بنويسيد كه: هزينه‌ي سرسام‌آور سفرهاي زنجيره‌اي اين دارندگان لباس به غرب بدون در نظر گرفتن اين اعمال پرداخته نمي‌شود. هزينه‌اي كه منابع هنگفت آن كماكان نامعلوم است. بنويسيد كه ساحت مقدس روحانيت با تئوري و عمل فردي و خانوادگي اين افراد سال‌هاست مورد هجمه و خدشه واقع گرديده است.  بنويسيد تا مردم بدانند اگر نه به فرموده‌ي شهيد مدرس "سياستمان عين ديانتمان" نيست، اما مانند مسيح آن كارگزار قيصر هم، "ديانتمان عين سياستمان" نمي‌باشد. بنويسيد تا مردم بدانند "حداقلي از ترجيح ديانت بر مصلحت و سياست" در قلم‌هاي متعهد طراوش دارد. سرداران بنويسيد و مطمئن باشيد پيام شهيد مظلوم بهشتي را مبنا و فرجامي هست كه: "بهشت را به بها مي‌دهند و نه به بهانه"!   منبع:+

حقیقتا درخواست خلع لباس و محاکمه خاتمی بیشرم کمترین خواسته مردم مسلمان است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 2:3  توسط سینا  | 


اعظم الله اجورنا و اجوركم
آمريكا كه به بهانه پيدا كردن سلاحهاي اتمي و تنبيه صدام با دور زدن شوراي امنيت و زير پا گذاشتن تمامي قوانين شناخته شده بين المللي عراق را اشغال كرد بر كارشناسان مسائل سياسي مشخص بود كه آمريكا و غرب به دنبال اهدافي مهمتر از آن هستند كه اعلام كردند .
كنترل انقلاب اسلامي و از پاي در آوردن اسلام ناب محمدي (ص) اصلي ترين هدف آنها بود . اشغالگران از روزي كه وارد عراق شدند به دنبال به روي كار آوردن دولتي دست نشانده بودند كه حامي اسرائيل بوده و ايران اسلامي را تحت فشار بگذارد تا از اهداف اسلامي خود دست بردارد . آنها از گسترش و صدور انقلاب اسلامي و بيداري ملل مسلمان واهمه داشته و دارند ؛ بدينجهت با صرف هزينه گزاف به اين منطقه لشكر كشي كرده اند ولي علي رغم خواست آنها دولتي سركار آمد كه با اشغالگري مخالف بوده و از سياستهاي غاصبان تبعيت نمي كرد فلذا دست به كار شده و براي برهم ريختن اوضاع عراق سياست تفرقه بيانداز و حكومت كن را به مرحله اجرا گذاشتند كه با هوشياري رهبران اسلامي و مردم عراق تا به حال با شكست مواجه شده است .
ترورهاي كور و بمب گذاري در اماكن عمومي و مخصوصاً اماكن مذهبي كه شيعيان دلبستگي به آن دارند در راستاي همان سياست است . هر روز خبر قتل عام شيعيان را در رسانه ها مي شنويم و مي خوانيم كه به نام اهل سنت ولي بوسيله تروريستهاي آمريكايي مردم بيگناه در شهرهاي شيعه نشين كشته مي شوند و به عتبات عاليات جسارت مي شود .
در حكومت صدام هم اينچنين جنايتهايي رخ نداده بود كه آمريكايي هاي مدعي رهبري جهان با ارتش مجهز 150000 نفري شان نمي توانند امنيت كشور كوچكي مثل عراق را تامين كنند چرا كه خود عامل ترورها و حامي تروريستها هستند .
در اين لحظات حساس تمامي مسلمانان مي بايست ضمن حفظ وحدت اين جنايت اسفبار را محكوم كرده و كاري نكنند كه دشمنان اسلام به آرزوي ديرينه شان نائل شوند . هدف غرب بخصوص آمريكا ايجاد اختلاف بين شيعه و سني هست تا عراق را به اسرائيلي ديگر براي نيل به منافع استكباري شان تبديل كنند و از اين طريق كشورهاي اسلامي ؛ مخصوصاً ايران اسلامي را تحت فشار بگذارند تا اولا از گسترش انقلاب اسلامي جلوگيري كرده و ثانيا از وحدت كشورهاي اسلامي و ايجاد جبهه واحد در برابر استكبار و اسرائيل غاصب جلوگيري كنند .
بنده اين مصيبت عظمي (بمب گذاري در حرمين شريفين عسگري) را محضر حضرت ولي عصر (عج) و نائب بر حقش مقام عظماي ولايت و همه مسلمانان جهان تسليت عرض مي نمايم . 

منبع: http://sina12.parsiblog.com/ 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/25ساعت 0:25  توسط سینا  | 

شعبات مختلف یک خبرگزاری خوب و مامانی و خواندنی :

http://www.khataminews.persianblog.com

http://www.khataminews.parsiblog.com این وبلاگ که در نقد خاتمی بود متاسفانه فیلتر شد ولی خاتمی همچنان فیلتر نشده باقی مانده و هر غلطی بخواهد می کند.

http://www.khataminews.blogsky.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/24ساعت 14:15  توسط سینا  | 

روي پرده و پشت پرده دست دادن خاتمي با دختران ايتاليايي

 حسين شريعتمداري ، مدير مسئول روزنامه كيهان در يادداشتي به شدت از توجيهات دفتر خاتمي و صادق خرازي درباره دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي، انتقاد كرد و اين توجيهات را نشان دهنده برنامه ريزي پنهان و آشكار دشمنان دانا عليه آقاي خاتمي و دوستان غافل كه مثل گذشته اطراف ايشان را گرفته اند، دانست. البته دیگر حیف کلمه آقا برای خاتمی....

متن كامل سرمقاله امروز (۲۳/۳/۱۳۸۶) روزنامه كيهان به اين شرح مي باشد:

 اخيراً فيلمي از جريان سفر آقاي سيدمحمد خاتمي به ايتاليا منتشر شده كه پرسش ها و اعتراض هاي فراواني را درپي داشته است. اين فيلم 5/6 دقيقه اي، آقاي خاتمي را در حال عبور از كنار صف مردان و زنان ايتاليايي كه ظاهراً در يك مراسم سخنراني به استقبال - يا بدرقه- ايشان آمده اند نشان مي دهد و جناب خاتمي با بسياري از آنان از جمله تعدادي از زنان و دختران دست داده و جملاتي رد و بدل مي كند!

درپي انتشار اين فيلم و برخي از اعتراض ها- از جمله انتقاد كيهان در ستون اخبار ويژه ديروز- دفتر موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها كه آقاي خاتمي رياست آن را برعهده دارد با صدور بيانيه اي- جوابيه- سعي در تكذيب آن كرد و آقاي سيدمحمدصادق خرازي هم كه معاون آقاي خاتمي و همراه ايشان در سفر مورد اشاره بوده است در تكميل جوابيه دفتر ايشان توضيحات- به قول خود- جزئي تري ارائه كرد. كيهان اگرچه از تكذيب ماجرا استقبال مي كند و در ذيل خبر ويژه ديروز خود نيز آرزو كرده بود مصافحه آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي صحت نداشته باشد ولي متاسفانه جوابيه دفتر آقاي خاتمي و توضيحات آقاي صادق خرازي جاي خوشبيني باقي نمي گذارد، بلكه همه دلسوزان را نسبت به برنامه ريزي پنهان و آشكار دشمنان دانا عليه آقاي خاتمي و دوستان غافل كه مثل گذشته اطراف ايشان را گرفته اند، نگران مي كند و...

1- دفتر آقاي خاتمي در جوابيه خود آورده است: «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و نيز در اين كه در شرع انور حرمت و وجوب اولي به عنوان ثانوي تا بقاء عنوان مي تواند مرتفع شود ترديد نبايد كرد ولي آنچه با تصويرپردازي مشكوك با غرض يا هر انگيزه ديگر نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه القاء كند خلاف شرع و اخلاق است و تكذيب مي شود».

به نكات زير در متن جوابيه دقت كنيد؛
الف؛ جمله اول كه به منظور توجيه شرعي اقدام آقاي خاتمي نوشته شده، با فرهنگ رايج در ميان اطرافيان آقاي خاتمي كمترين همخواني و مشابهتي ندارد و ظاهرا اين جمله از يك متن فقهي اقتباس شده و نويسنده مخصوصا اين جمله را با همان عبارت كه بيشتر براي افراد آشنا به متون فقهي قابل فهم است، نقل كرده تا مخاطبان عمومي اولا متوجه مفهوم آن نشوند و ثانيا تصور كنند كه اقدام آقاي خاتمي يك توجيه قطعي شرعي داشته است كه براي افراد ناآشنا به متون فقه قابل درك نيست!!

اما، مفهوم ساده اين جمله- كه از قضا بارها در جريان بحث پيرامون احكام اوليه و ثانويه به زبان بسيار ساده و روان در مطبوعات مطرح شده و مي شود- اين است كه در پاره اي از موارد به علت وجود يك عامل اضطراري مي توان يك عمل واجب را ترك كرد و يا يك عمل حرام را انجام داد. به عنوان مثال، كسي كه از گرسنگي در حال مرگ است و غير از گوشت گوسفندي كه ذبح شرعي نشده است، چيزي براي خوردن ندارد، مي تواند به اندازه اي كه از مرگ نجات پيدا كند، از آن گوشت بخورد و...

ب؛ اكنون بايد از تهيه كننده اين جوابيه پرسيد؛ آقاي خاتمي براي دست دادن با چندين زن و دختر نامحرم چه اضطراري داشته است؟! و اگر با آنها مصافحه نمي كرد چه خطري ايشان را تهديد مي كرد؟! و از جناب خاتمي به عنوان يك روحاني- كه بايد الگوي التزام به احكام الهي باشد- و به عنوان كسي كه 8 سال رياست جمهوري نظام اسلامي ايران را برعهده داشته است چگونه مي توان پذيرفت كه بديهي ترين احكام اسلامي را ناديده بگيرد؟ آقاي خاتمي در دوران رياست جمهوري و در مراسم رسمي و ديپلماتيك از دست دادن با خانم ها اجتناب مي كرد و اين موضوع يك قاعده تعريف شده- پروتكل- براي ديپلمات هاي ايران اسلامي بوده و هست. بنابراين چه عامل اضطراري مي تواند ايشان را ناچار به مصافحه با زنان و دختران ايتاليايي كرده باشد؟!

ج؛ تنظيم كنندگان اين جوابيه كوتاه در ادامه به ترفند ناشيانه ديگري دست زده و تلاش كرده اند با بيان جمله اي دوپهلو كه اصل ماجراي دست دادن را نفي نمي كند به خواننده اينگونه القاء كنند كه آن را تكذيب كرده اند! در اين جمله دقت كنيد «آنچه با تصويرپردازي مشكوك با غرض يا هر انگيزه ديگر نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه- زن و دختر نامحرم- القاء كند عملي خلاف شرع و اخلاق است و تكذيب مي شود»! حالا بايد پرسيد چه چيزي را خلاف شرع مي دانيد و انتشار آن را تكذيب مي كنيد؟ دست دادن آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را يا انتشار اين خبر را؟!

در جوابيه فوق- اگر دقت شود- دست دادن آقاي خاتمي تكذيب نشده است بلكه نويسنده جوابيه انتشار اين فيلم را «خلاف شرع و اخلاق» دانسته است، كه بايد گفت؛ اگر انتشار اين فيلم خلاف شرع و اخلاق باشد به خاطر غيراخلاقي و خلاف شرع بودن اقدام آقاي خاتمي است، بنابراين چگونه مي توان نشر يك اقدام غيرشرعي را خلاف شرع دانست ولي خود آن اقدام را خلاف شرع ندانست؟! در اين بخش از جوابيه به طور ناخواسته اقدام خلاف آقاي خاتمي تاييد شده ولي انتشار فيلم مربوط به اين اقدام غيراخلاقي نيز، خلاف اخلاق معرفي شده است!

2- و اما سؤال برانگيزتر از جوابيه دفتر آقاي خاتمي، توضيحات به اصطلاح جزئي تر آقاي صادق خرازي است كه همه زحمات! دفتر آقاي خاتمي براي توجيه ماجرا و رفع و رجوع كردن آن را بر باد داده است. آقاي صادق خرازي در توضيحات خود آورده است؛

«استقبال از آقاي خاتمي در سفرهاي خارجي و نيز مراسم سخنراني هاي ايشان به حدي است كه گاه كنترل اوضاع از دست ايشان و اطرافيان خارج مي شود و در اين مواقع برخي مي كوشند با رساندن خودشان به آقاي خاتمي به ايشان ابراز ارادت كنند كه در مواقعي تصور مي شود با آقاي خاتمي مصافحه كرده اند. اين در حالي است كه اصولاً آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماس ها نمي شوند»!

آقاي صادق خرازي خود اگرچه كوشيده است تا به خيال خود، ماجراي مصافحه آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را تكذيب كند ولي بي آن كه بخواهد از صحت ماجرا خبر مي دهد كه بايد گفت؛
الف؛ در فيلم 5/6 دقيقه اي كمترين نشانه اي از «ازدحام جمعيت» ديده نمي شود، بلكه تعدادي از مردان و زنان ايتاليايي به صف ايستاده اند و آقاي خاتمي در كمال آرامش! و با فرصت و حوصله كافي! با يك يك آنها از جمله زنان و دختران دست داده و گاه نيز به گرمي حال و احوال مي كند! بنابراين معلوم نيست آقاي خرازي از كدام ازدحام جمعيت سخن گفته اند؟! گرچه ازدحام جمعيت نيز توجيه قابل قبولي نيست.

ب؛ مطابق آنچه در فيلم ديده مي شود هيچيك از افراد حاضر -به قول آقاي خرازي- براي نزديك شدن به آقاي خاتمي سر و دست نمي شكنند! بلكه آرام در جاي خود ايستاده اند و آقاي خاتمي به سوي آنها مي رود و با تك تك آنها دست مي دهد!...

3- ماجراي مورد اشاره چند ماه قبل اتفاق افتاده است و انتشار فيلم آن در اين روزها، سؤال برانگيز است و از دام خطرناكي حكايت مي كند كه دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها- با همكاري برخي اطرافيان غفلت زده و يا خداي نخواسته نفوذي- پيش پاي آقاي خاتمي پهن كرده اند كه تعقيب اهداف زير از سوي دشمنان قابل اشاره است.

الف؛ شكستن حرمت احكام اسلامي آنهم از سوي يك شخصيت روحاني كه 8 سال رئيس جمهور نظام اسلامي ايران بوده است. اين نكته با توجه به پروژه اعلام شده سازمان سيا، موسسه «امريكن اينترپرايز» و توصيه مشاوران بوش براي ارائه قرائتي از اسلام كه با اسلام انقلابي امام(ره)- بخوانيد اسلام ناب محمدي (ص)- متفاوت باشد، از اهميت ويژه اي برخوردار است كه توجه آقاي خاتمي به اين دام ضروري است.گفتني است، سال گذشته وقتي آقاي خاتمي در سفر به آمريكا اظهاراتي متضاد با نظرات امام راحل (ره) بر زبان آورد، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا طي مصاحبه اي درباره علت صدور ويزاي ويژه براي آقاي خاتمي گفته بود «مي خواهم سخناني متفاوت با آنچه جمهوري اسلامي ايران بر زبان دارد بشنوم»!...

ب؛ بدنام كردن آقاي خاتمي در ميان مردم و نيروهاي مذهبي و جدا كردن ايشان از حلقه انقلاب اسلامي مي تواند يكي ديگر از اهداف دشمنان باشد مخصوصا آن كه آقاي خاتمي طي دو دوره قبل با رأي بالاي مردم به رياست جمهوري انتخاب شده بود و اينگونه اقدامات مي تواند جايگاه ايشان را در نگاه ملت مسلمان در حد يك روحاني كم توجه به احكام الهي تنزل دهد. چيزي كه به يقين آقاي خاتمي خواستار آن نيست، اگرچه به غفلت زمينه آن را فراهم كرده است.
ج؛ مسئله سازي و انحراف افكار عمومي از موضوعات اصلي از جمله اهداف احتمالي ديگر دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنهاست.

د؛ رويكرد به قدرت هاي بيگانه از طريق ارسال نشانه هايي مبني بر كم اعتقادي به ارزش هاي اسلامي با هدف جلب كمك و همراهي بيگانگان در معادلات و رقابت هاي سياسي داخلي را نيز به عنوان يكي از آثار اين اقدام نبايد از نظر دور داشت. اين ديدگاه به فراواني در ميان برخي از اطرافيان قبلي و كنوني آقاي خاتمي ديده شده است بنابراين توطئه اطرافيان در اين ماجرا بعيد نيست اگرچه گرايش آقاي خاتمي به قدرت هاي بيگانه بعيد است و نمي تواند قابل قبول باشد.

4- و بالاخره، كاش جناب آقاي خاتمي به هوش باشند و در اين دام گرفتار نشوند. بديهي است كه اينگونه اقدامات دشمن با هر انگيزه اي كه تدارك شده باشد، ناكام خواهد ماند اما، چرا در اين ميان شخصيت آقاي خاتمي مورد سوءاستفاده قرار بگيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 23:54  توسط سینا  | 

شهوت بارگی خاتمی، رسواکننده خط نفاق

 

بسم الله النور

 

خوشحالم که مشت منافقانی که نقاب اصلاح طلبی زده بودند یکی یکی دارد باز می شود. من یک طلبه ام. از اینکه می بینم امثال خاتمی دارند بنیاد روحانیت شیعه را بر باد می دهند شدیدا نگرانم. بیشترین خدمت به دشمنان بشریت را همچو حقیرانی می کنند که در این لباس مقدس ضربه به آرمان های انسانی انبیای عظام می زنند.

خاتمی حیوان کثیفی است نه یک روحانی سید. لباس که نشان آدمیت نیست. او جانور شهوت رانی است که روز به روز بیشتر درونیات اعجاب آور خود را می نمایاند. در روایات داریم که برخی شهوت رانان در قیامت به شکل خوک یا خروس محشور می شوند. دیدن رذالت های امثال خاتمی در قیامت دیدنی است.  چشم درگی و هیزی خاتمی موقع دست دادن با دخترک موبلند ایتالیایی از ساده ترین نکاتی است که با دیدن عکس ها نمایان است. خاتمی باید در یک نظام عادلانه قضایی محاکمه و خلع لباس شود و همچنین و سایر شیاطین همراهش.

تکذیبیه دفتر خاتمی هم دوبار اصل خبر را تایید می کند. یادم نمی رود که خاتمی هموست که حدیث ولایت امیر حق را به دوستی تاویل کرد تا در دور دوم انتخابات فریبنده اش رای بیاورد و سپس مانند دخترکانی که آدامسشان را از دستشان گرفته ای جلو دوربین، نمایش تنفر برانگیز گریه را به راه انداخت؛ تا از مشتی فریب خورده بی تفکر رای جمع کند. همو بود که هشت سال  مافیای  ثروت و قدرت حسین مرعشی و محمد عطریان فر و بهزاد نبوی و افشاری و حجاریان و ابطحی و مشارکت و کارگزاران و نهضت آزادی و…. را بر سر مردمی که به او رای داده بودند- والبته مردم فهیمی که به او رای نداده بودند- مسلط کردند.

البته آنها که به او رای داده بودند حقشان بود و انها که رای نداده بودند اگر امر به معروف نکرده بودند حقشان بود والا سوختند و تحمل کردند و باید مواظب باشند که اینان باز هم دندانشان را برای صندلی های قدرت مجلس و ریاست جمهوری تیز کرده اند. همو بود که در دوران نکبت بار ریاستش بر جمهور ایرانیان، روزنامه های احزاب طرفدارش در رثای همجنس بازی نوشتند و به امام حسین (علیه السلام) و پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم) و سایر پیامبران و ائمه (علیهم السلام) توهین های فراوانی روا داشتند و  نوشتند و فریفتند و هر چه خواستند دزدیدند.

معروف است که طلبه نمایی چون خاتمی (علیه العنه) در زمانه آیت الله بروجردی (رحمه الله علیه) دزدی کرده بود. او را نزد ایشان بردند. آن پیر حکیم فرمودند که نگویید طلبه ای دزدی کرده، بگویید دزدی به این لباس درآمده است. آری؛ نه همین لباس است نشان آدمیت.

…و البته که کور خوانده اند؛ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حافظ این کیان مقدس است و انسان های بی حیایی چون خاتمی و  محمد علی ابطحی و … هم، آنچنان رسوا می شوند که عبرت تاریخ قرار بگیرند؛ و الان هم رسوای آسمان ها و فهیمان هستند. به راستی که یک کلمه از فریادهای شیرزن آگاهی چون فاطمه رجبی، علیه فساد های جنسی و مالی  این مدعیان بی خدا، از هزاران حلقوم نامردان روزگار اکنون،  مقدس تر است. منبع: http://www.khataminews.blogsky.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 23:9  توسط سینا  | 

فاطمه رجبی
مژده به غارتگران "هم‌ميهن" و منافقان اصلاح‌طلب "شرق"

 

 

 1. مديريت "توسعه‌مدارانه"‌ي كرباسچي در شهرداري تهران، نه فراموش‌شدني است، و نه با هيچ پرده‌پوشي قابل تطهير است. البته اين "مديريت لايق" يا "لياقت مديران"، "نشان" از هاشمي رفسنجاني گرفت و يكي از معاونان بسيار لايق كرباسچي در طول محاكمات وي، از كشور فراري شد. او كه "نشان ويژه‌اي" از رفسنجاني دريافت كرده بود!!

محاكمات كرباسچي، اتهامات و دفاعيات وي و وكلايش، ملت را پيش از دادگاه به "صدور حكم ملي" رسانيد، و اين شهردار مدير و لايق هاشمي توسط ملت به "غارتگري بيت‌المال" محكوم شد. البته مجازات بسيار خفيف و آزادي وي تحت فشار مافيايي دو حامي سرسخت او – هاشمي و خاتمي – مفرّي براي "تبرئه‌ي كرباسچي در پيشگاه ملت" ايجاد نكرد. اما او پس از اين محكوميت و آزادي پي افتخار به "ايتاليا" رفت، ساكن شد، تغيير چهره داد؟! و اينك باز گشته است. بازگشته تا حزب "ليبرال كارگزاران" را رهبري كند، و با روزنامه‌اش بلندگوي آن باشد. روزنامه‌اي كه صفحه‌ي نخست آن با رنگ سياه نقاشي مي‌شود. يعني كرباسچي و ديگر غارتگران هم‌ميهن، ايران را سياه مي‌خواهند.ناگفته نماند كه در شوراي دوم شهر، كرباسچي تمام قد وارد صحنه شد. تابلوهاي نامزدهاي كارگزاران منفور، با عكس‌هاي بزرگ او، گستاخانه ملت را به مصاف گرفتند، همانگونه كه "تمام قدي خاتمي"  در شوراي شهر سوم، "دهن‌كجي به ملت" بود، با اين وجود "طرد ملي" در هر دو دوره‌ي كرباسچي و خاتمي شامل حالشان گرديد.اينك بخشي از قوه‌ي قضائيه، كرباسچي را در پرتوي عنايت خود قرار داده، تا همه‌ي "غارتگران هم‌ميهن" به آينده‌ي سياسي خود، اميدوار باشند، علاوه بر اين كه در "مديريت‌هاي دولتي" خيالشان از هر نوع "آزادي عمل در بيت‌المال مسلمين" آسوده باشد.

 

2. عزت‌شاهي - مبارز مسلمان دوران ستم‌شاهي – در كتاب خاطرات خود از فردي به نام "قديري" نام مي‌برد كه در بمب‌گذاري 8 شهريور و شهيدان رجايي و باهنر دخيل بوده است. وي، اين فرد را همسر خواهر "عطريان‌فر" معرفي مي‌كند، و عطريان‌فر را عامل فرار خواهرش "زهره عطريان‌فر" از كشور به منظور پيوستن به همسر تروريست و منافقش مي‌خواند.  حال "عطريان‌فر" همانند "كرباسچي" از اعضاي برجسته‌ي حزب "ليبرال كارگزاران" است. همين‌جا بايد تاكيد و تصريح كرد كه "تغيير ايدئولوژيك حزب كارگزاران" به "ليبرال بودن" را با وجود افرادي چون "عطريان‌فر"، تنها مي‌توان يك "تكرار از تغيير ايدئولوژي سازمان منافقين" دانست و بس.  روزنامه‌ي شرق، به مديريت عطريان‌فر نيز با امدادهاي ويژه‌ي بخشي از قوه‌ي قضائيه به ميدان آمده است. از اين رو ضروري ديده شد به "منافقان اصلاح‌طلب شرق" نيز مژده داده شود كه آن‌ها به همراه "غارتگران هم‌ميهن"، براي ميدان سياست و رسيدن به كرسي‌هاي حاكميت جمهوري اسلامي نيز آماده باشند.

 

3. آيا حرف عنصري چون "شمس‌الواعظين" را بايد حقيقي دانست كه قوه قضائيه را پناهگاه مطبوعات مستقل !!!‌ در مقابل دولت خوانده بود؟! اگر چنين نيست، چگونه محكومان، مطرودان، غارتگران و منافقان ديروز و اصلاح‌طلبان امروز حتي تا مرز همكاري، همراهي و خويشاوندي با تروريست‌ها، براي مقابله با دكتر احمدي‌نژاد تحت "حمايت قانوني" قرار مي‌گيرند، و روزنامه‌هاي آنان بلندگوي تبليغاتي هاشمي، خاتمي و قاليباف و ... مي‌گردد ؟!  با اين همه، وجود حضرت آيت‌الله شاهرودي به عنوان مجتهدي دين‌مدار در رأس اين قوه، سبب مي‌گردد تا اميدهاي "معاندان" به يأس تبديل گردد، و ملت دين‌خواه به كاربرد عدالت‌خواهانه‌ي "قوه عدليه" همچنان دلبسته باشند. منبع:انصارنیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت 18:9  توسط سینا  | 

 

انتشار جزييات تاسف‌باري از اقدامات حسين موسويان

عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي گفت: اتهام موسويان نماينده ايران در مذاكرات هسته‌اي جاسوسي است و مداركي دال بر صحت اين موضوع وجود دارد. اين عضو ارشد فراكسيون اكثريت كه پنجشنبه شب در مراسم سالگرد آزادسازي خرمشهر در مسجد الرضاي قم سخن می‌گفت، افزود: وي كه مذاكره كننده اول و دوم كشور در پرونده هسته‌اي ايران بود و زماني نيز در شوراي امنيت ملي و در كميسيون استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده است چرا جاسوسي مي‌كند؟

وي ادامه داد: موسويان اطلاعاتي از مسائل مختلف كشور به ويژه مسايل هسته‌اي كشور را در اختيار سفارت انگليس و ژاپن قرار داده است.عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي همچنين گفت: او دو مذاكره تلفني را با نمايندگان يكي از كشورهاي بيگانه در موضوع انتخابات شوراي اسلامي به ويژه مجلس هشتم داشته است كه صداي وي (موسويان) ضبط شده و در آن مكالمه گفته است با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد.

اين نماينده مجلس گفت: اطلاعات زيادي در زمينه اتهامات آقاي موسويان وجود دارد كه در آينده منتشر خواهد شد.وي در مورد آزادي موسويان گفت: در حقيقت جاسوس اگر جاسوس است نبايد با وثيقه 200 ميليوني آزاد شود.وی در پایان سخنان خود مسوولیت آزادی موسویان را با وزير اطلاعات دانسته و خواستار پاسخگویی محسنی اژه‌ای در زمینه آزادی موسویان شده است!

گفتنی است علی‌رغم پافشاری وزارت اطلاعات بر لزوم تداوم بازداشت موسویان، برخی فشارهای پنهان، سبب آزادی همراه با وثیقه 200 میلیونی این عضو مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص شد. 

روزنامه كيهان نيز در گفت‌وگو با يكي از نمايندگان مجلس از از سوال 26 نماينده اصول‌گرا از وزير اطلاعات خبر داد و نوشت: اين نمايندگان با امضاي سوالي از وزير اطلاعات خواستار روشن شدن اين موضوع شده‌اند آيا آزادي موسويان عضو سابق تيم هسته‌اي تحت فشار جريانات خاص سياسي صورت گرفته است؟ 

يكي از نمايندگان مذكور در گفت‌وگو با خبرنگار كيهان اظهار داشت: ما در اين سوال از وزير محترم اطلاعات پرسيده‌ايم كه اگر اتهاماتي كه متوجه موسويان شده صحيح نيست پس چرا وي دستگير شد و اگر اين اتهامات صحيح است چرا وي با قيد وثيقه آزاد شده است؟! آيا مي‌توان فردي را كه اطلاعات سري كشور را به بيگانگان داده و مراودات فراواني با آن‌ها داشته است را با قيد وثيقه آزاد كرد؟ آيا در آزادي وي جريانات خاصي به وزارت اطلاعات فشار آورده‌اند؟اين نماينده افزود: سوال فوق احتمالا پس از تعطيلات مجلس در كميسيون امنيت ملي با حضور آقاي محسني اژه‌اي مطرح خواهد شد. 

اما مهمترين بخش خبر ويژه كيهان انتشار جزييات اتهامات موسويان به نقل از يك منبع آگاه است:  اتهامات وي جاسوسي است و مراجع ذي‌ربط مدارك فراواني دراين خصوص در اختيار دارند. موسويان طبق اين مدارك مدت‌ها با عوامل اطلاعاتي سرويس‌هاي انگليس و ژاپن در تماس بوده و حتي صداي او در برخي مذاكرات تلفني نيز ضبط شده است. به طور مثال موسويان در يكي از همين مذاكرات تلفني به طرف خارجي مي‌گويد: "با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد!" اين منبع مطلع افزود: موسويان در بازجويي‌هاي انجام شده اغلب اتهامات خود را پذيرفته ولي در عين حال گفته قصدي سويي از انجام اين مذاكرات پنهاني با بيگانگان نداشته است!

وي با بيان اين‌كه پرونده موسويان همچنان مفتوح خواهد بود پيش‌بيني كرد احتمالا افراد ديگري در رابطه با اين پرونده بازداشت خواهند شد همچنين يك منبع آگاه ديگر در گفت‌وگو با كيهان با اشاره به برخي جزئيات پرونده موسويان اظهار داشت: از منزل موسويان 86 سندي به كلي سري و 51 سند سري و محرمانه نظام به دست آمده است.وي با بيان اين‌كه برخي اسناد مربوط به دوره قبلي وزارت اطلاعات هم توسط موسويان به انگليسي‌ها داده شده است گفت: موسويان در قبال اين خدمات، ويزاي 5 ساله انگليس را گرفته است.اين منبع امنيتي اضافه كرد: موسويان در يك مذاكره پنهاني به طرف انگليسي يادآور شده كه دولت هزينه مركز تحقيقات استراتژيك را كاهش داده و لذا لازم است انگليسي‌ها در اين باره كمك‌هايي به مركز نمايند. كه در ازاي اين درخواست طرف انگليسي هزينه برگزاري چند كنفرانس در داخل و خارج كشور را پرداخت كرده است.

 گفتني است، حسين موسويان پس از 10 روز بازداشت، با فشارهاي سياسي برخي محافل با وثيقه آزاد شد. محمود س. از اساتيد علوم سياسي دانشگاه و از نزديكان حسن روحاني، ا. از كارشناسان معاونت بين‌الملل شوراي عالي امنيت ملي و كابك خ. معاون سابق مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري از ديگر متهمان اين پرونده هستند.

 همچنين رسانه‌هاي وابسته به محفل سياسي- اقتصادي كه با داشتن 4 روزنامه و يك خبرگزاري،

(شرق - کارگزاران - اعتماد ملی - هم میهن- آفتاب نیوز) بزرگترين كارناوال رسانه‌اي كشور را داراست، تاكنون هيچ واكنشي در برابر اتهام جاسوسي موسويان اتخاذ نكرده‌اند. تنها سايت شخصي موسويان كه با بودجه مركز تحقيقات مجمع تشخيص اداره مي‌شود در چند نوبت به رجانيوز به دليل افشاي اقدامات خائنانه اين باند فحاشي كرده است. / منبع:اخبار انصار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت 18:3  توسط سینا  | 

حضرت آیت الله العظمي خامنه‌ای با اشاره به این‌که ارزش‌هایی که امام منادی آن بود، آماج بزرگترین دشمنی‌ها از سوی جناح‌های مختلف داخلی و خارجی به ویژه استکبارگران قرار گرفت افزودند: امروز در دولت جدید به رغم همه کارشنکی‌ها این ارزش‌ها سخن اول و حرف رایج شده و دولت صریحاً آن‌را بیان می‌کند و علت دشمنی‌ها چه کسانی که در داخل و چه در خارج هستند همین است که رئیس‌جمهور به طور صریح به این ارزش‌ها اظهار عشق و علاقه می‌کند. در داخل نیز، برخی نگاه می‌کنند آنجایی که این ارزش‌ها پاس داشته می‌شود کجاست تا به آن حمله کنند و هر خط و حرکتی که علیه ارزش‌ها باشد این افراد آن‌را دوست دارند. خبرگزاری انصار نیوز
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت 17:59  توسط سینا  |