تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

با توجه به بینندگان زیاد سریال نرگس نقدی مخصر و مفید از این سریال دیدم که بد نیست شما هم بخوانید... و جو زده نشویم ها...

بسم الله الرحمن الرحیم

قبلا، این فیلم را که می دیدم، با خود می گفتم که این سریال، دیگر مثل بعضی سریال های آبکی سیما نیست و مجموعا مثبت است ولی الان دارد نظرم عوض می شود؛ چرا...؟! به نظرم رسید در مورد سریال نرگس چند نکته را به طور اجمالی بنویسم تا شاید جرقه هایی برای نقد دقیق تر این سریال پر طرفدار روشن شود...

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 0:58  توسط سینا  | 


Holocaust International
Cartoon Exhibition

August 14-September 13,2006
Museum of Palestine Contemporary Art
Taleghani Ave., Martyr Bardaran Mozafar,
Number 64,tel:00 98 21 66419554

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 0:51  توسط سینا  | 

طرح «خاورمیانه جدید» و حمله به لبنان

  «نخستین بار اباذر غفاری اسلام را به جبل عامل برد و مهر و محبت آل بیت را در دل مسلمانان آن منطقه به ودیعه گذاشت  و از همان روگار نخستین، بزرگترین دانشمندان و نویسندگان شیعه در این مرکز و در این محل نشو و نمو  یافتند.

.... کشور ما شیعه است اما ریشه تشیع در جبل عامل است یعنی اگر خدای ناکرده ریشه جبل عامل را قطع کنند به مثابه آن است که ریشه تشیع را از عالم قطع کرده اند.

.... این جبل عامل همانند قدس و فلسطین برای ما شیعیان مقدس و محترم است و چه خون‌ها‌ برای آن ریخته شده و چه مبارزه‌ها و سختی‌ها و مرارت‌ها برای آن تحمل شده است.»

این نوشته‌ها‌، گوشه‌ها‌یی از گزارش دکتر مصطفی چمران در مورد لبنان است که به عنوان تحلیلی از اوضاع سیاسی این کشور در اوایل پیروزی انقلاب و در سال ۱۳۵۹ برای امام خمینی نگاشته شده است.

کشور لبنان به لحاظ ساختار جمعیتی و پایه‌ها‌ی تمدنی و فرهنگی، هیچ تشابهی با ایران ندارد و شاید تنها، اعتقاد به مذهب تشیع آن هم از سوی قسمتی از مردم لبنان، تنها وجه اشتراك جوامع ایران و لبنان و باعث قوام روابط طولانی مدت این دو سرزمین در طول تاریخ بعد از اسلام بوده است.

هرچند تاریخچه روابط سیاسی شیعیان لبنان و ایران حداقل به ۴۰۰ سال پیش و زمان حكومت دولت سربداران در ایران (بعد از مغول‌ها) باز می‌گردد، اما بی شك تشكیل جمهوری اسلامی تاثیر به سزایی در تعمیق این روابط داشته است.

اندیشه‌های سیاسی امام خمینی كه مبتنی بر احیای اسلام سیاسی با تاكید بر مولفه‌هایی مثل جهاد و شهادت و همچنین وحدت مسلمانان جهان اسلام بود، روح تازه ای را در تار و پود حركت‌های آزادی خواهانه‌ی ملل مسلمان دمید.

پیش از انقلاب اسلامی، كمونیسم و سوسیالیسم، به عنوان تنها مكاتبی كه داعیه مبارزه با امپریالیسم را داشتند مطرح بودند و بسیاری از حركت‌های آزادی‌خواهانه در جوامع اسلامی نیز بر پایه‌ی‌ آنها طرح ریزی می‌شد، اما نهضت تاریخی امام خمینی تاثیر شگرفی بر تغییر نگرش آزادی‌خواهان مسلمان و استراتژی مبارزاتی و ایدئولوژی آنها داشت. در این بین، حزب الله را باید یكی از ثمرات تاثیر شگرف اندیشه‌های امام خمینی در میان جوامع اسلامی دانست.

و به گفته «عادل عودة» نویسنده روزنامه الاهرام مصر، «حزب‌الله نمادی از انقلاب اسلامی ایران است و آمده است تا خلاء رهبری در جهان عرب را پر كند. و اكنون سیدحسن نصرالله، تنها اسطوره‌ی ملت لبنان نیست كه قهرمان امت اسلامی و عربی است. حتی در داخل اسرائیل عظمت او را می‌ستایند و البته به همین میزان خواهان مرگ اویند!
در هر حال نصرالله دستاورد تاریخی خود را تقدیم امت اسلامی و عربی نموده است و عزت و كرامت از دست رفته‌شان را به آنان برگردانده است. بی‌تردید صفحات زرین تاریخ این اسطوره بزرگ را از یاد نخواهد زدود.»

تاریخچه تشکیل مقاومت اسلامی لبنان را باید در سال‌ها‌ی پیش از انقلاب یعنی دهه ی ۵۰ و فعالیت امام موسی صدر و شهید چمران در جنبش امل جستجو کرد، اما حزب الله در سال ۱۳۶۲ رسما تاسیس خود را اعلام کرد و  صف مبارزان با رژیم اشغال‌گر قدس پیوست. ابتدا شیخ صبحی طفیلی، مسول تشكیلات حزب الله بود، پس از او شهید سید عباس موسوی اولین دبیر كل مقاومت شد و پس از شهادت موسوی، سید حسن نصر الله دومین دبیر كل حزب الله نام گرفت. در باز خوانی روند تشكیل جنبش مقاومت حزب الله و كسب پیروزی‌های این جنبش در مقابل اسرائیل نقش پر رنگ اندیشه‌های امام خمینی و پس از ایشان آیت الله خامنه‌ای به خوبی نمایان است.

همانطور كه ذكر شد انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ انقلاب‌های جهان مطرح است ونفوذ روز افزون اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی در جوامع اسلامی، نگرانی‌های زیادی را برای دنیای غرب به وجود آورده است و آنان به دنبال راه حلی برای مهار این اندیشه و واكسینه كردن دیگر كشورهای اسلامی در مقابل آن می‌باشند.

تهاجم اخیر اسرائیل به لبنان به بهانه اسارت دو نظامی این رژیم به دست نیروهای حزب الله انجام شد. اما هرچه مدت زمان بیشتری از این تهاجم گذشت، این واقعیت بیشتر نمایان گشت كه هدف از حمله یه لبنان موضوعی عمیق‌تر و یا ارزشمندتر از اسارت دو سرباز اسرائیلی است.

در روزهای آغازین این تهاجم، كاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریكا، حمله به لبنان را «فرصتی برای ایجاد خاورمیانه جدید» نامید. چندی بعد نیز بوش همین سخنان را تکرار کرد و تاکید نمود نباید فرصت فراهم شده را از دست داد!

قرار دادن اینگونه اظهار نظرها، در کنار اخبار مستدلی که از برنامه از پیش طراحی شده اسرائیل برای حمله به لبنان خبر می‏دهند، این ظن را تقویت می‌كند كه احتمالا جدای از اسرائیل باید كشورهای ذی‌نفع دیگری هم در بحران لبنان سهیم باشند.

ایجاد خاورمیانه جدید یكی از برنامه‌های جدی نومحافظه كاران آمریكایی است و بوش از ابتدای دوران زمامداریش در پی تحقق این رویا بوده است. بدین خاطر ابتدا در اجلاس سران گروه ۸، طرح «خاورمیانه بزرگ» را تصویب كرد و ان را به عنوان سند راهبردی آن جلسه منتشر ساخت و اكنون نیز در پی عملی كردن طرح جدیدی با عنوان «خاورمیانه بزرگ‌تر» است.

توجه به این نكته ضروری است كه اسرائیل در منطقه به عنوان ذخیره استراتژیك آمریكا مطرح است و بسیاری از منافع این دو دولت در خاورمیانه همپوشانی دارد. به همین خاطر بسیاری از صاحب‌نظران طرح «خاورمیانه جدید» را ترجمه دیپلماتیك شعار «از نیل تا فرات» صهیونیست‌ها می‌دانند. آمریکا در پی آن است تا با اجرای این طرح، علاوه بر تامین منافع استراتژیک خود، برتری نظامی اسرائیل را نیز در منطقه تداوم بخشد.

البته باید به این نكته نیز توجه داشت كه نفوذ بیش از پیش اسلام شیعی در بین كشورهای منطقه و همچنین اندیشه‌های حضرت امام كه در آن جهاد در راه خدا و شهادت جزء مولفه‌های اصلی به حساب می‌آیند نگرانی‌های زیادی را برای تمدن غرب به وجود آورده است. همچنین روی كار آمدن شخصیتی مثل دكتر احمدی‌نژاد در ایران، تكاپوی كشورهای غربی و به خصوص آمریكا را برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ‌تر صد چندان كرده است. مواضع رئیس جمهور در مورد مسایل بین‌المللی و به خصوص مظلومیت مردم مسلمان لبنان و فلسطین و نفوذ معنوی بیش از پیش وی در میان ملت‌های مسلمان، باعث شده تا آمریكا به شكل جدی در پی ایزوله كردن جوامع مسلمان در مقابل موج دوم نفوذ انقلاب اسلامی باشد. در این بین، بعضی از كشورهای اسلامی منطقه نیز به علت بعضی از توهمات و همچنین ترسی كه از قدرت یافتن حزب الله و اندیشه اصلاحی این جنبش دارند در راه اجرای این طرح با آمریكا و رژیم صهیونیستی همراه شده‌اند و در مقابل تضمین‌هایی برای ادامه سلطنتشان دریافت كرده‌اند، غافل از اینكه نحوست این همكاری روزی دامانشان را خواهد گرفت.

جنبش مقاومت اسلامی حزب الله لبنان به عنوان یكی از موانع اصلی توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و یكی از نمادهای اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی در جهان عرب، همواره مورد غضب رژیم اشغال‌گر قدس و آمریكا بوده است بنابراین وجود چنین جنبشی در قلب جهان اسلام و در كنار مرزهای سرزمین‌های اشغالی به هیچ وجه برای آمریكا قابل تحمل نیست و مانعی جدی در راه اجرای طرح خاورمیانه بزرگ خواهد بود.

هر چند به نظر می‌رسد  این طرح با توجه به مقاومت دلیرانه حزب الله در مقابل ارتش صهیونیستی، در گام اول ناكام مانده است اما بی شك این گام، آخرین گام آنها نخواهد بود و آمریكا و رژیم صهیونیستی  به راحتی حاضر به از دست دادن منطقه استراتژیك خاورمیانه نیستند؛ باید منتظر توطئه‌ای جدید بود...

منبع: علی فرازمند/ شریف نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/25ساعت 0:55  توسط سینا  | 

بنام خدا

به خدا قسم که ما مسلمان نیستیم
نه تنها مسلمان نیستیم بلکه وجدان نداریم
نه تنها وجدان نداریم بلکه انسان نیستیم .
اگر انسان بودیم از دیدن اینهمه کشتار دلمان به درد میامد امروز روستای« قانا» با خاک یکسان شد
امروز بیشتر از 37 کودک و زن زیر آوار خورد شدند
امروز کودکان معصومی از زیر خروارها خاک بیرون کشیده شدند که پیکر کوچکشان زیر آوار پرس شده بود .
واکنون تنها نشسته ایم و عربهای بی غیرت و آل سعود حیوان صفت را به باد انتقاد گرفته ایم .
مگر خود در مقابل اینهمه درندگی چه حرکتی کرده ایم ؟
سفارت انکلیس را باید خیلی پیش از اینها به آتش میکشیدیم کشوری که در فرودگاههای ان بمب و سلاح برای کشتار مردم بی دفاع بار گیری میشود .
سفیر انگلیس را باید خیلی پیش از اینها از کشورمان به بیرون پرتاب میکردیم .
سفارتهای اسرائیل جعلی در کشورههای همسایه باید با خاک یکسان میشد .
غیرت ما در مقابل مظلومان لبنان و فلسطین حتی به اندازه غیرت آن امریکایی نیست که دیروز اسلحه به دست وارد مجتمع صهیون نشین شد و فریاد زد" من یک آمریکایی هستم و از اینهمه جنایت اسرائیل به خشم امده ام ."

آیا واکنش ما به کشتار مسلمانا ن با واکنش یک یهودی ضد صهیون در امریکا که حنجره اش را برای اعتراض به دولت آمریکا پاره میکند باید یکی باشد .

از « گلدامایر » یکی از مسئولان دولتی رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟

پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روزعمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."

پرسیدند دلیل چیست ؟

گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود میلرزیدیم .

و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."
شرم به مسلمانی ما .    

                از دوستی گرانقدر که نمی شناسمش به نام شیدا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 2:59  توسط سینا  | 

مساله جهاد و رسالت اسلامی ما

 



 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوعی که باید راجع به آن صحبت کنیم مسئله نهضت های آزادی بخش است. در این مورد ابتدا، اصولی را به عنوان مسائل اولیه بحث می کنیم، بعد راجع به مسائل جزئی تر بحث می کنیم.
یکی از مسائل مهم اسلام جهاد است و فکر می کنم که جهاد خیلی وضعش وخیم شده یعنی عملاً مثل اینکه از قاموس فکری- سیاسی بیرون رفته است. مقداری راجع به جهاد صحبت میکنیم ببینیم که اصولاً جهادی که مسلمانان از وظایفشان میدانند چیست؟ مسئله دوم در مورد اینکه نهضتها که میگوییم منظور چه نهضتهایی است؟ آیا صرفاً نهضتهای اسلامی مورد بحث است یا کمک به نهضتهای غیر اسلامی هم از وظایف ماست؟ به طور کلی نهضتهای آزادیبخش کلیه نهضتهایی هستند که میخواهند از شر طاغوت خلاصی پیدا کنند حالا بعضی از آنها اسلامیند و بعضی غیر اسلامی.
البته طبیعی است که یک آدم مسلمان نسبت به اسلامیها واکنش عمل دارد و وظیفه دارد ولی در مورد نهضتهای غیر اسلامی هم بحث است ببینیم وظیفه ما چیست؟ و مسئله سوم اینکه ما در قبال نهضتهای آزادیبخش به عنوان مسلمان چه وظیفه ای داریم که انجام دهیم.
مسئله اول که در مورد جهاد است، یکی از افتخارات ملت ماست که جهاد جزء اصولش به شمار میرود. آن چیزی که اصل و ارزش دارد جهاد ابتدایی است. در واقع ما دو قسم جنگ داریم « جنگ ابتدایی» و « جنگ دفاعی». جنگ دفاعی آن است که حمله میکنند به مسلمانان و به کشور اسلامی باید دفاع کرد که خوب گاو هم غریزه آن این است که وقتی به آن حمله کردن با شاخ از خودش دفاع میکند یعنی دفاع کردن از خود یا از کشور یا از اسلامی که جزو ذات طرف شده است، آن چیزی که جزو ارزشهای اسلامی به شمار میرود و نقشی مهم دارد، جهاد ابتدایی است.
ما به عنوان یک مکتبی و به عنوان اینکه معتقدیم اسلام تنها مکتبی است که میتواند بشر را نجات دهد، رسالت اسلامی داریم. رسالت اسلامی چیست؟ بشریت دو قسم است، یکی مستکبرین هستند که اقلیتند و یک سری مستضعفین هستند که اکثریتند. ما هدفمان این است که بیاییم مستضعفین را از شر مستکبرین نجات دهیم. طبیعی است که به این سادگی مستکبرین دست بردار نیستند بنابراین مسئله جنگ با برخورد مسلحانه پیش می آید. آن وقت رسالت اسلامی ما آن میشود که در هر شکل ممکن این ائمة الکفر و باصطلاح پیشوایان فساد را از بین ببریم. این به عنوان یکی از وظایف حتمی مسلمانان است ولی مسسئله ای که مطرح است اینست که ما چگونه اینها را از بین ببریم یعنی در اصل اینکه باید نقشه کشید و نابودی آنها را در برنامه روزانه فکری و عملی قرار داده شکی نیست منتها صحبت بیشتر روی این جهت است که ما چگونه این را عملی سازیم الان مسلمانان همه این را میگویند که باید مستضعفین را از شر مستکبران نجات داد. این جزء شعارهای روزانه ما شده است ولی به نظر من این کافی نیست. وقتی کافی میشود که ما بیاییم ببینیم با یک مسلمان در صدر اسلام با چه شکل مسائل را در میان میگذاشتند و چطور تربیت میشده و موضعگیری او در مقابل حوادث اطراف و دنیا چه بوده است، این در عمل ببینیم چکار باید کرد یکی جهت تکنیکی مسئله است و آن این است که با ید کاری کنیم که مردم کشورهای تحت ستم آگاه شوند و کمک بشوند که چگونه حکومتهای طاقوتی را از بین ببرند. فرض کنید که در عربستان سعودی، در عراق، در افغانستان، در هر جا، آیا ما مستقیماً بیاییم وارد عمل بشویم برای نابودی این قدرتها؟ نه، باید مردم را آشنا کرد و کمک کرد تا مردم در دراز مدت با انقلابی که میکنند آن حکومت را از بین ببرند. این فکر یک جهت انحرافی دارد یک جهت تکنیکی صحیح جهت انحرافی آن این است که ما را از آن کشور و از مردم آن کشور جدا میکند و وانمود میشود که ایرانیها یک تیپ آدم هستند، سعودیها یک تیپ آدم، عراقیها یک تیپ و هر کشوری به همان میزان که این وظیفه مثل اینکه در افغانستان یا در سعودی یا در عراق و آنجا سلب میشود که ما مستقیماً وارد شویم و فقط باید فکر کنیم که خود مردم آن کشور کارهای را انجام دهند. این جهت انحرافی با وظیفه اصلی جهاد صددرصد فرق میکند برای اینکه در مسئله جهاد مسلمانان صدر اسلام می آمدند بعد از اینکه مسلمان میشدند نماز میخواندند، روزه میگرفتند و ... وظیفه جهاد را جزء وظلیف سالانه خود میدانستند که حتماً باید جنگ باشد جنگ هم این بود که اولاً مثلاً فرض کنید که پیغمبر اسلام نامه ای مینوشت با یکی و دو نفر آدم میفرستاد به درباری و میگفت بیایید مسلمان شوید یا تسلیم حکومت اسلامی بشوید، آن طرف هم تسلیم نمیشد و میبینیم که جنک شروع میشد. میزدند داغون میکردند حکومت را و آنجا را اشغال میکردند، اما اشغال نه برای چاپیدن، اشغال برای نجات. مثل جنگ مسلمانان با ایران که گروهی را فرستادند به دربار ایران و مطالبی گفتند. بعد آنها هم نامه پیغمبر را پاره کردند، پیغمبر پیش ما پیغمبر است ولی پیش پادشاه ایران که پیغمبر نیست و طبیعی است که بگویند این کیه برو دنبال کارت و مسلماً یک عکس العملی هم نشان دادند، و بعد به جنگ کشیده شد. در جنگ هم آمدند مستقیماً ایران را نجات دادند. این در قاموس مسلمانان در گذشته بوده است. چه در جنگ مسلمانان با رومیها و یا فرضاً با آن حکام یمن یا در مصر یا در جاهای مختلف. یک فکر تهاجمی و نقشه کشی، با این تشخیص که باید نظامهای طاقوتی را نابود کرد وارد عمل میشدند، این جریان را ما در قاموس سیاسی و عملی مسلمانان صدر اسلام داشتم ولی این مسئولیت الان به یک شکل انحرافی مانند اینکه از وظیفه ما بیرون رفته و منحصر شده است در جهاد تکنیکی. این است که میگویم الان جهان وضعش جوری شده که احساس میکنند یک نیرویی آمده به مردم حکومت کند و حساسیت بوجود می آید و از آن طرف تغییر دادن رؤسای حکومت بدون تحول در بین مردم قابل دوام نیست. و باید تحول عمومی در بین مردم پیدا شود تا اگر انقلاب شد واقعاً انقلاب شده باشد و از آن طرف ما اگر بخواهیم در مسائل مستقیماً وارد بشویم میگویند اینها قصد دخالت در شئون دیگران را دارند و اشغال دیگران و مسائل امریکا و و انگلیس و فرانسه و روس و اینها تداعی میشود. روی این جهات ما باید سعی بکنیم که کمک به ملل و آگاه سازی آنان سازمان داده بشود، و کمکهای مادی هم در اختیارشان باشد تا خودشان این نظام را از بین ببرند. پس یک جهاد تکنیکی در قضیه است. کل اسلام و احکام اسلام ما در بخش زکات در بخش مالیاتها ، در بخش غنائم جنگی و در بسیاری از مسائل دیگر که مطرح است اصولاً مربوط به این است که میرفتند کشورهای را فتح میکردند یعنی حکومتها را ساقط میکردند و میگفتند از این به بعد تو ملحق به حکومت اسلامی هستی. حالا نقطه ضعفهایی بوده یک سری حکام فاسد بودند و اینها فعلاً مورد بحث نیست. اصل فکر اسلامی است. یعنی در عمل آن رسالت اسلامی جهاد را از ما گرفتند به اسم اینکه دخالت در شئون دیگران است و باید خود دیگران این کار را بکنند. در نتیجه ما از جهاد کنار رفتیم بنابراین ما چه کار کنیم که هم آن اصالت فکری اسلامی محفوظ باشد، هم جنب های تاکتیکی که الان در جهان مطرح است در نظر گرفته باشیم. من فکر میکنم که ما الان قدرت این کار را نداریم که بیاییم لشگر کشی بکنیم و یک سری کشورهایی را فتح کنیم، چون اگر این کار انجام شود  کل دنیا به هم میریزد. ولی این تیپ کاری که در این پنج قرن اخیر ، تیپ صلاح الدین عیوبی و تیپ رهبران عثمانی و اینها میکردند که همین فکر اسلامی قبل بود حالا کار نداریم به اینکه اینها چقدر شرایط درشان جمع بوده یا نبوده ولی مسئله این بوده که یا الله! مسلمانها جمع شوند برویم و در منطقه و صلیبیها را بریزیم کنار. چنین فکری وجود داشته اما الان ما آن قدرت را نداریم که بخواهیم رسماً جاهایی را اشغال کنیم و اگر بخواهیم این کار را بکنیم و نقشه دنیا و همه تافته بافته های ابرقدرتها  در هم میریزد و با هم موضع گیری میکنند و الان انجام چنین کاری مشکل است. پس الان می گذاریم کنار. از آن طرف بیاییم ترتیبی بدهیم که خود مردم این کشورها آشنا و آگاه شوند ، کمک در اختیارشان گذاشته شود و بعد آنها حکومتهای طاغوتی را ساقط کنند که در حقیقت خود ملل تصمیم جگرفته باشند. این صحیح است که اگر خود ملل این کار را بکنند، موانع برایشان بوجود می آورند، دوم اینکه وظیفه جهادی ما چطور می شود، در مورد این وظیفه بنظر می آید که ما در شرایط کنونی دو کار بیشتر نمی توانیم بکنیم. یکی دخالت دادن عناصر ایرانی در بین این جنبشها، یعنی رسماً فرد ایرانی که مسلمان است روی وظیفه جهادی ده، بیست، صد، هزار نفر از اینها رسما، بروند بروند در یک کشور دیگر به اسم اسلام جنگ کنند. این کار مهم است که حال شرح میدهم که چه آثاری میتواند داشته باشد و مسئله دوم کمکهای مادی و تسلیحاتی که میتواند صورت بگیرد که تحت کمک به جنبشهای آزادیبخش برای ما ایرانیها مطرح است، که چطور کمک بدهیم ولی آن نیروی انسانی را من موثر میدانم که نیروهایی خودشان بروند در صحنه عمل ، بروند در کشورهی دیگر کار بکنند حالا مسئله از چه قرار است یعنی چطور میشود که این کار از نظر تاکتیکی و تکنیکی موثر باشد، شما حساب این بکنید. مسئله این است که در ایران کسی باشد و از ایران دفاع کند و به خاطر ایران مبارزه کند، این درونش ایثار و از خودگذشتگی کم دیده میشود اما وقتی که یک فرد ایرانی داخل عربستان سعودی فعالیت کند حالا یا بیفتد زندان یا شهید شود یا فعالیتهایی کند برای پیشبرد. مبارزه این فرد به نظر من به اندازه ده نفر از افراد آن کشور ارزش دارد. یا باز هم بیشتر و خود این فرد که از یک جای دنیا بلند شده رفته یک جای دیگر که نه نانی به او میدهند، نه آبی، و در کشور دیگری هم هست و حاضر است جانش را در این زمینه بدهد، و مبارزه کند، خیلی با ارزش است. واقعاً اگر بخواهیم ملل به حرکت بیفتند و ضد حکومتهای جبارشان بسیج شوند مهمترین کار این است و روسها هم امدند و از طریق کوبا یک چنین کاری را در آفریقا انجام دادند خیلی نتایج هم به دست اوردند. متاسفانه چون این مسئله خیلی از ذهن ما دور است مجبورم این مثال را بزنم و الا روسها که هر کار میخواهند بکنند. ولی روسها از طریق کوبا آمدند یک سری عناصر خوب کوبا را هم از صحنه سیاست دورشان کردند، آنها که آدمهای انقلابی و جدی بودند برای اینکه در کوبا نباشند اینها را فرستادند به جاهای دیگر. بعضیهایشان را در آمریکای لاتین بعضیها را در کشورهای آفریقایی، یعنی فرد کوبایی دست ازحکومت بردارد و برود در کشورهای افریقایی فعالیت مبارزاتی کند. عده آنها هم زیاد نبود من فکر میکنم که روسها در افریقا خلی پیروزی به دست آوردند. در موزامبیک و آنگولا و گینه و یکسری مناطق این شکلی را از این راه به چنگ آوردند یعنی آنجا جنگ بین اسلام و مسیحیت بود و هنوز هم هست ولی واقعاً یک پیروزیهای نسبتاً جالبی را بدست آوردند و عواملی که نقش داشتند در این مسئله روسیه نبود، کتابهای مارکسیستی نبود بلکه همین شرکت فعال کوبائیهایی بود که به عنوان مارکسیست از آمریکای لاتین بلند شد رفت به کشورهای آفریقایی تا بجنگد، مبارزه کند و کشته بشود و فکر بدهد، احیناً کمک مختصری هم بشود، این اثر داشته که واقعاً در صحنه افریقا مارکسیستها پیشرفتند این را باید اقرار کرد حالا چه روسها این کار را کردند باشند چه نکرده باشند. چه کوبائیها کرده باشند چه نکرده باشند. قطع نظر از اینها واقع قضیه این است که اگر فرد مسلمان ایرانی وارد فعالیت جهادی شود به این شکل که برود در کشورهای دیگر و واقاً کمک بدهد، همان طور که او میجنگد این هم بجنگد و فعالیت بکند میتواند رسالت جهادی خود را تا حدی پیاده کرده باشد به جای اینکه فرضا حالا ایران نیروها جمع بکند و هجوم بیاورند و کشوری را بگیرد این را نمی گذارند بشود یعنی واقعاً جلوگیری میکنند دخالتها میشود. یک کشور دیگری می آید ایران را میگیرد یعنی آن آمادگی فکری و ذهنی الان برای افکار عمومی بین المللی نیست و بعد می آیند و خیلی اذیت میکنند. بیایید این کار را بکنیم. برای عملیات جهادی یکی کمک همه جانبه تسلیحاتی و مادی و دوم شرکت دادن مستقیم نیروها در کشور. بنابراین یکی همین طرحی که مطرح شد و مسئله دوم اگر بخواهد واقعاً هماهنگی با جنبشها باشد و وظیفه جهادی عمل شود این است که ما یک مناطقی را انتخاب کنیم با این عنوان که میخواهیم پا را از مرزهای جغرافیایی فراتر بگذاریم و وقتیکه محاسبه میشود برای ایرانیها فلسطین مطرح است در جهان اسلامی، چه در دنیا تنها چیزی که میشود این وظیفه جهادی را در ان پیاده کرد فلسطین است ، آن هم برای اینکه فلسطین یک صاحب مشخصی ندارد. چیزی است که نمیتواند کسی بگوید بالای چشمت ابروست یعنی مسئله مقدسی شده است در دنیا، و در بین مسلمانها و در همه جا که هر که جدی بخواهد کمک بدهد نمیتوانند جلویش را بگیرند یعنی برای مسئله جهاد و اینکه رسالت یک فرد مسلمان پیدا شود باید مسئله فلسطین مطرح بشود منتها فلسطین را اکثر کشورهای عربی مطرح میکنند و خیلی هم سوء استفاده میکنند مثلاً فرض کنید میخواهند چند نفر را اعدام کنند میگویند برای مراعات مصالح انقلاب فلسطین این را اعدام کردیم یعنی مسئله آنقدر مقدس است که هر سوء استفاده ای که میخواهنند بکنند مسئله فلسطین و مصالح فلسطین را مطرح میکنند و واقعاً خیلی از مردم باور میکنند و بعد از سالها معلوم میشود که نیرنگ بوده است. بنابراین سطح مسئله فلسطین خیلی بالاست و ایران اگر بخواهد وظیفه جهادی خودش را عمل کند به شکلی که اثر داشته باشد و هم اینرا بین بقیه مسلمانها این مسئله جهاد را زنده بکند، یعنی مثلا فرض بکنید اگر خواستید چیزی بگویید که مسلمانان اندونزی هم رگشان به جوش بیاید مسئله فلسطین است. مسلمانان هند هم همینطور، افریقا هم همینطور، یعنی شما می بینید که خود ایرانیها خوب مبارزه میکنند و واقعا فداکاری میکنند ولی صرفاً به خاطر دفاع است یعنی به ما حمله کرده اند بعد ما از خودمان دفاع میکنیم. مثلاً توطئه میچینند ما از خودمان دفاع میکنیم. هیچ مسئله جهادی به آن شکل مطرح نیست. و ما سعی میکنیم این جهاد را در فکر، در تبلیغات، در برنامه روزانه قرار دهیم، که این را بفهمند الان، که در صدر اسلام یک فرد نماز میخواند، روزه میگرفت، یک شمشیر هم داشت در ظرف سال باید در یک جنگ شرکت کند یعنی جزء خصلتش بود بنابراین اگر بخواهیم رسالت جهادی را پیاده کنیم به این صورت می شود اما نه بصورت کشورگشایی و به صورت فتوحات و اینها الان امکان پذیر نیست. دومین مسئله که مطرح شد مسئله جنبشهای اسلامی بود. آن چیزی که میخواهیم این است که به اصطلاح منطق اسلامی پیش برود فکر اسلامی پیش برود، مستکبرین هم از بین بروند آن وقت هرچه ما بیشتر در میدان عمل باشیم و مایه بگذاریم اسلام پیشرفت میکند. هر وقت به عنوان اسلام وارد فعالیت بشویم و کمک بدهیم همان منطق ما پیش می رود. مساعدت به جنبشهایی که اسلامی نیست و ملی است جزء وظایف اولیه ماست یعنی دیدم که گاهی وقتها مطرح میشود که ما مکتبی هستیم، بنابراین باید جنبشهای مکتبی را کمک بدهیم، نه، اصلاً چون مکتبی هستیم باید هر جنبش آزادی بخش را کمک بدهیم که زمینه برای مکتبی شدن آنها بوجود بیاید. و الا بنشینید کنار بگویید هر وقتی که مکتبی شد من کمک میکنم نمیشود. یکی از مصارف زکات که هشت مصرف دارد مولف القلوبهم بوده، در گذشته از همین زکات و مالیات کشور اسلامی مجاناً در اختیار غیر مسلمانها قرار میدادند، طبیعی است که در اختیار مستضعفین آنها قرار میداند تا زمینه برای تالیف قلوب بوجود آید که احساس برادرانه ایجاد شود و سپس فکر اسلامی در آنها اثر بگذارد.
زمانی میگفتند که این ماتریالیسم اسلامی است یعنی خدا میدانسته است که مسائل چیست. یعنی ممکن است ما توجه نداشته باشیم ولی خدا توجه داشته، مسئله چیست که زمینه مادی را هم باید تدارک دید تا زمینه برای پذیرش فکر ایجاد شود نه اینکه بگوییم وقتی فکرش درست شد مثل ملی این چند غاز را به او کمک میکنیم این صحیح نیست باید کمکش کرد. در کنار کمک طبیعی است که باید فکر اسلامی و انقلاب اسلامی را تبلیغ کرد، تاثیر بگذارد. دراینجاست که مسئله کمک به جنبشها و کمک به مستضعفین فقط در چارچوب مسلمانها و جنبشهای اسلامی نیست. تمام مستضعفین و کل آنهایی که ائمه الکفر و اولیاء الشیطان برشان حکومت میکنند، مطرحند.  طبیعی است که هنگام کمک چون دنبال حکومت اسلامی هستیم و به مکتب اسلام معتقد هستیم و معتقدیم فقط این مکتب بر حق است طبیعی است که ما جنبشهای اسلامی را در درجه اول باید قرار دهیم.
اما در عین حال نباید جنبشهای دیگر را فراموش کرد بنابراین اصل مکتبی بودن ما تقاضامند این است که به تمام جنشهای هم کمک دهیم. مکتب این را تقاضا میکند. چون اسلام یک سری تاکتیکهایی را  واجب کرده که زمینه پذیرش فکر اسلامی در افراد بوجود آید و این را شما بدانید اگر مثلاً در یکی از این کشورها ی لاتین که مسلمان هم نیستند ده یا بیست نفر ایرانی به عنوان اسلام بروند و واقعاً برای مردم معلوم شود که اینها آمده اند به آنها کمک کنند اصلاً معرکه میشود و خیلی ها مسلمان می شوند. خوشبین میشوند و می افتند در خط انقلاب اسلامی و ما باید این کارهارا بکنیم. کمکهای مالی خیلی مهم است ولی از این مسائل نیز نباید غافل بود چونکه اصل فکر اسلامی ما این است که واقعاً به صورت رسالت آمیز باید کمک به جنبشها و مستضعفین برسانیم...

منبع: عدالتخانه
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 1:10  توسط سینا  | 

سایت جدید فارسی حزب الله: http://www.lebanonhezbollah.com/

سایت حزب الله : http://www.moqawama.net/

شاخه نظامی حماس:  http://www.alqassam.ps/arabic

حماس: http://www.palestine-persian.info

عدالتخانه : http://www.adlroom.com

در مورد اعزام تعداد زيادي از جوانان غيرتمند به لبنان 

http://www.sepahe_mohammad.mihanblog.com 

 قدس شريف   http://www.webkadeh.net/alhadid/ansar-quds.gif 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 1:7  توسط سینا  | 

                                    بنام خدا

دیروز چهارشنبه « تپه مارون الراس » و منطقه « بنت جبیل » بطور کامل از تسلط نظامیان وحشی صهیون به همت دلاورمردان حزب الله خارج شد .
اما جالب است بدانیم « بنت جبیل » کجاست ؟ بنت جبیل یک دهات است در جنوب لبنان که با مرزهای اسرائیل جعلی حدود سه کیلو متر فاصله دارد طی پانزده روز نظامیان بی دست و پای صهیون هزارو پانصد تن بمب بر سر همین دهات کوچک خالی کردند به بیانی میتوان گفت این روستا را با خاک یکسان کردند و انوقت همین دهات کوره با خاک یکسان شده را حتی نتوانستند برای یک روز کامل به تصرف خود در اورند افرین به اینهمه تجهیزات فوق مدرن . آفرین به اینهمه پشتیبانی مالی و نظامی امریکا . آفرین به اینهمه دب دبه و کب کبه و رجز خواهنیهایی که طی مدت پانزده روز به بی ابرویی شدید رزیم وحشی منجر شد .
اما باید پرسید اینهمه بی ابرویی توسط چه کسانی برای رزیم وحشی به ارمغان اورده شد ؟ پاسخ : توسط حزب اللهی که نه هلیکوپتر دارد , نه توپخانه دارد , نه جنگنده هوایی دارد و نه ناو و کشتی جنگی دارد .تنها قدرت و سلاح حزب الله موشکهایی است که برد انها را دست کاری کرده اند تنها سلاح حزب الله جوانانی هستند که هر یک به تنهایی در مبارزه تن به تن چندین صهیون درنده را حریف هستند.
    
                                                                                 شیدا

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 0:54  توسط سینا  | 

این خبر عجیب و باور نکردنی را بخوانید:

امروز اعلام وصول شد
نامه تشكر آميز نمايندگان مجلس از صدا و سيما به دليل پخش مستقيم مسابقات جام جهاني

نامه تشكر 164 نماينده مجلس شوراي اسلامي از صدا و سيما اعلام وصول شد.

به گزارش خبرنگار خانه ملت، در پايان جلسه علني روز سه شنبه حسين نجابت عضو هيات رئيس مجلس نامه تشكر 164 نماينده از صدا و سيما در خصوص پخش زنده و مستقيم مسابقات فوتبال جام جهاني 2006 آلمان را اعلام وصول كرد.

منبع: خانه ملت           خبرنگار: طاهري     تاريخ: 27 تير 1385 

به نظر شما این نمایندگان کار درستی انجام داده اند؟ به نظر می رسد که این کار اگر با برنامه برای داغ کردن تب احمقانه فوتبال نباشد  چیزی جز حماقت نیست. انشا الله تصمیم قطعی گرفتم که در مورد فوتبال و زرسالاران جهانی مطلبی بنویسم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/02ساعت 17:0  توسط سینا  |