به مناسبت تولد حضرت عیسی مسیح(علیه السلام) و برای نشان دادن اوج مظلومیت این پیامبر اولوالعزم الهی این نوشته ها را به شما تقدیم می کنم:
نفوذ تفكرات يهود در مسيحيت:
1-پولس يا پاولس قديس (۱)که به گفته کتاب مقدس (۲) از علماي يهود بود و از تهديد و کشتار پيروان مسيح عليه السلام هيچ کوتاهي نميکرد و نام حقيقي او شائول بود، بعدها مسيحي شد و تاثير عميقي بر مسيحيت گذاشت و تثليث ( سه خدايي ) را او در دين مسيح تعبيه کرد . به علاوه او روانشناسي « تسليم محض » را هم وارد مسيحيت کرد که ايستادگي و استقامت را حتي در مقابل حکام جورهم غلط ميدانست . روژه گارودي در آخرين کتاب خود ( ۳) اين سخنان پولس را عامل نهادينه شدن استعمار ودر خدمت ظا لمين قرار دادن مردم مسيحي عنوان مي کند. پولس اختلافات زيادي با پطرس که جانيشن واقعي حضرت عيسي عليه السلام بود ، داشت که در کتاب مقدس به بعضي از اين اختلافات اشاره شده است. امروزه قسمت اعظم انجيل به نامه هاي پولس اختصاص دارد و ازپطرس کمترسخن به ميان آمده است.
2- اواخر قرون وسطي و اوائل رنسانس(حدود قرن پانزدهم ميلادي ) ، نهضتي در دل مسيحيت به وجود آمد كه پروتستانيسم نام گرفت. اين نهضت ـ كه اكنون شاخهاي از آيين مسيحيت محسوب ميشود ـ به وضعيت موجود در مسيحيت معترض بود. دقت در نوع نگرش مذهب پروتستان به جهان آفرينش ما را به اين نتيجه رهنمون ميسازد كه اين نهضت، نتيجة تفسيري يهودي از مسيحيت است كه باعث به وجود آمدن تمدن كنوني در غرب شد. (4) پايه گذار پروتستانيسم ( پيرايشگري ) مارتين لوتر ، به عقيده برخي يهودي بوده است مانند دايره المعارف يهود (5) . او ضربه ويرانگري بر کليساي کاتوليک وارد کرد وکليسا اورا يک« نيمه يهودي » ناميده بود و يهودياني چون آبراهام فاري سول او را يک يهودي « پنهان کار متجدد » ميدانند و نو آوريهاي اورا اقدامي در راستاي بازگشت به يهوديت اعلام مي کنند .
فردي چون آبراهام ب. اليزهالوي خاخام کابلاييست گفته که لوتر در پنهان خويش يهودي بود و تلاش مي کرد مسيحيان را آرام آرام به يهوديت متمايل کند. (6)
مارتين لوتر روانشناسي ذلت پذير « تسليم محض » را هم در مسيحيت نهادينه کرد و هرگونه مخالفت با نظامهاي حکومتي ستمگر را هرچه قدر هم که انحرافي باشند ، عصيان و شورش عليه خداوند تلقي مي کرد . او بحث « انتظار بهشت دنيايي »را که بسيار به عقايد يهوديان نزديک است ، در مسيحيت تبليغ کرد و نقش روحانيت را در تفسير دين بسيار کمرنگ کرد و باعث شد تفاسير بسيار انحرافي در مسيحيت به وجود بيايد ؛ تا حدي که امروزه مسيحيان صهيونيست يا پروتستانهاي راست گراي افراطي (مثل بوش و هيئت حاکمه فعلي آمريکا) به وجود آمده اند که ارتباطات عقيدتي ، مالي ، سياسي و امنيتي بسياري با صهيونيست ها و يهوديان دارند (7). البته لوتردر اواخر عمر مواضعي يهود ستيزانه گرفت تا خود را از ارتباط با يهوديان تبرئه کند ولي واقعيات زندگي و افکار و تعليمات او به ما مي فهماند که اين مواضع هم از روي حيله و فريب بود .
3-غلبه انسان بر خدا و ضعيف جلوه دادن خدا از مهمترين اصول جهان بيني يهود است كه به برخي فقرات موجود در تورات تحريف شده بر ميگردد. مثلا: اينكه انسان در مبارزه با خداوند پيروز ميگردد(8) يا اينکه خد اوند از وحدت مردم می ترسد(9) يا مثلاً پشيمانی خداوند از کرده خويش (10) . اين جهانبيني بعد از رنسانس به اومانيسم (انسان پرستی) انجاميد.
4 - سكولاريسم (جدايی دين و دنيا) ناشي از تاريخ اجتماعي يهود است، چرا كه در ابتدا پيامبران الهی، پادشاهان بنياسرائيل بودند (مانند حضرت داود و سليمانعليهما السلام ) ولي در مرحلة بعد پادشاهاني بر اين قوم حاكم شدند كه پيامبر نبودند اما اينگونه پادشاهي به صورت يك اصل در قوم بنياسرائيل درآمد كه در تورات هم از آنان بسيار سخن رفته است(11) .
5- يكي از ابعاد تمدن غرب، حسگرايي(آمپريسم) ، تجربهگرايي و اثباتگرايي( پوزيتيويسم) است كه موجب حاكميت بينش تجربي بر تمام دانشهاي بشري (خصوصاً در دورة مدرنيسم) شد و اين ناشي از فرهنگٍ حسگرايي يهوديان بوده است. به طور مثال در قصة ذبح گاو(12) ، تمامي مشخصات ريزٍ حسي گاو را از حضرت موسيعليه السلام ميخواستند و يا اين كه ميخواستند خداوند را آشكارا ببيند و يا گوسالة سامري را گرفتند تا به عنوان مظهر خدا بپرستند(13) . در تورات هم خدا يك امر حسي است كه بر انسان ظاهر ميشود و با او سخن ميگويد.
6- بعدُ ديگر تمدن غرب، ناسيوناليسم يا ملی گرايي است كه به تبع حسگرايي(ماده گرايي اومانيستي ) زاده شد. و اين هم نقطه مقابل مذهب است که عامل وحدت را عقيده می داند، نه قوميت ومرز جغرافيايي. در حالي كه يهوديت يك مليت است. به عبارتي هر كه از نژاد يهود باشد، يهودی محسوب می شود، هرچند مقيد به آداب دين نباشد. به همين دليل نام قوم خود را بر دينشان هم گذاردند. ، نژادپرستي كه در تمدن غرب به وجود آمده و هنوز هم وجود دارد بي ارتباط با نژادگرايي يهود نيست .
7- ادعای آزادي خواهی غرب( ليبراليسم ) گوش فلک را کر کرده است اما اين آزادی در عمل نمودی جز بی بند وباری جنسی و گسترش فحشا نداشته است ؛ لذا حکومتهای پر مدعای لائيك مستقيماً به حجاب حمله مي کنند. فساد اخلاقی غرب از نظر نئوريک می تواند ريشه در داستانهای تحريف شده تورات داشته باشد. از جمله می توان به ماجرای روابط نامشروع جنسي که حتی به پيامبران هم نسبت داده می شود(14) اشاره کرد. (جهت حفظ حرمت انبيای عظام الهی از توضيح بيشتر خودداری می شود.)
8- اسرائيل زاده تمدن غرب و تجسم اعلای آن است. به همين دليل دولتهاي غربي در خدمت آن هستند. بنابراين تجددگراها و مدرنيست ها، نميتوانند با اسرائيل مخالفتي داشته باشند. چون مخالفت با اسرائيل، مخالفت با تجسم انديشة خودشان است. به همين دليل اكثر مدرنيست هاي غرب، يا پروتستان بودهاند يايهودي (مثل کارل ماركس و باروخ اسپينوزا در فلسفه،زيگموند فرويد در روانشناسی، آدام اسميت و ديويد ريکاردو در اقتصاد،کارل پوپر در فلسفه سياسی، ، اميل دورکهايم در جامعه شناسی).
9- فراماسونري ( ماسوني ) جنبشي است که در مسيحيت طرفداران کثيري دارد و بسياري از مهمترين انديشمندان و سياست مداران وعلماي مسيحيت و حتي بعضي پاپ ها و بلند مرتبگان کليساهم در لژهاي فراماسونري عضويت داشته اند وچيزي که اصلا قابل خدشه نيست ارتباط آداب و رسوم و عقايد فراماسونري و يهوديت است .( فراماسونري بر گرفته از عرفان تحريف شده يهوديت خصوصا کتاب کابالا است) بعضي از اين بزرگان مسيحيت حتي يهودي هم بوده ا ند و با عوض کردن اسم خود مسيحيت را به سمت دلخواه زرسالاران يهودي ( مادي گرايي و ماترياليسم ) رانده اند مانند کاردينال به . آ. ، پاپ وستر يشر ، پاپ باعوم، هوشع بالوا (1852-1772)که يهودي و باني کليساي اونيور ساليست است و .. .(15)--------------------------------
پاورقی ها: ۱- Paulus Aziz
۲- اعمال رسولان ، باب 9.
۳- Avons nous besoin de Dieu
4- مجموعه مقالات پروتستانيسم يهودي ( ناگفته هاي فرايند صهيونيستي شدن تمدن غرب ) در صفحه پاورقي کيهان از ۲۳مرداد82 تا 12 شهريور 82 در اين زمينه توضيحات مبسوطي داده است.
5- دايره المعارف يهود(جوداييکا) ، جلد11، صفحه 584 .
6- همان جلد 14 ، صفحه 21 .
7- روزنامه کيهان، مورخه 27/5/82 ، صفحه 8
8- سفرپيدايش، باب34.
9- سفرپيدايش ، باب11.
10- سفرسموئيل اول ، باب 15.
11- باب پادشاهان .
12- قرآن کريم ، سوره بقره ، آيات 67تا73 وساير آياتي که در اين مورد است .
13- سفرخروج ، باب 32. در تورات اين داستان به حضرت هارون عليه السلام نسبت داده مي شود . اما قطعا آن حضرت چنين نکرده و فردي که اين نحوه بت پرستي را رواج دادبه اسم « شمروي بن يساکاربن يعقوب » در ميان يهوديان معروف است و مسلمانان او را سامري مي نامند .
14- ما با دلايل عقلي دراسلام ثابت مي کنيم که تمام پيامبران الهي معصومند وهيچ گونه خطا واشتباهي ندارند
15- کتاب مباني فراماسونري ، تاليف گروه تحقيقات علمي ، ترجمه جعفر سعيدي ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي ،چاپ دوم ،1376، تهران ، فصل علماي ماسون، صفحه 264.
مسيح دروغين يا مسيح حقيقي
(به نقل از وبلاگ انجمن تفكر مباني)
مسيحي كه مطلوب يهود است يا مسيحي كه مصلوب يهود است.
اين روزها به مناسبت 25 دسامبر ، 4 دي ماه كه تولد عيسي مسيح است پيام هاي تبريك زيادي منتشر مي شود . آنچه مرا به اين تذكر واداشته است ، اين است كه ارسال كنندگان پيامهاي تبريك كدام مسيح را اراده كرده اند . مسيحي كه پيامبر يهوديان است ؟ ساخته ي ذهن و انديشه ي يهودي است ؟ يا مسيحي كه پيامبر آزادگان است هموئي كه دشمن زياده طلبي ها و برتري جويي هاي يهود است .
تولد كدام مسيح را تبريك مي گوييم؟ مسيحي كه يهودي ها ساخته اند. همان مسيح كارت هاي كريسمس كه با ظاهري رومي و آراسته و موهاي خرمايي، بره اي را نوازش مي كند و آرامشي رمانتيك از نگاهش جاري است در حالي كه پيروانش آيات خشم و غضب و ستمگري را فرياد مي كشند.
گردانندگان زندان هاي مخفي در سراسر جهان مسلمانند يا مسيحي ؟ مگر زندان گوانتانامو كه خدا ميداند چه مصائب دلخراشي در آن جاري است ، بدست مسيحيان اداره نمي شود ؟ شكنجه گران ابو غريب مسيحي نيستند ؟ فاجعه ي غم انگير بوسني و هرزگوين ، قتل عام مسلمانان و پاره كردن شكم زنان باردار ، مگر به دست سربازان مسيحي و با تبسم پاپ صورت نگرفت ؟ اشغال سرزمين هاي مسلمانان در فلسطين و قتل عام دير ياسين ، صبرا و شتيلا ، قانا مگر با كمك ، تاييد و همكاري مستقيم مسيحيان انجام نشده است ؟
آنان كه تولد عيسي را تبريك مي گويند بايد مشخص كنند كه اين عيسي مسيح كيست ؟ آيا همان پيامبري است كه شراب مي نوشد ، شرابي كه در فرهنگ ديني ام الخبائث است و به پيروانش مي گويد كه شراب بنوشيد ؟ تا در آينده زنا كنيد ، هم جنس باز شويد ؟ مگر كشيشان كودك آزار و هم جنس باز ، پيرو عيسي مسيح نيستند ؟ مگر كاركنان ميليونها سايت مستهجن غير اخلاقي كه تصميم گرفته اند تمام مرزهاي اخلاقي را در هم شكنند ،مسيحي نيستند ؟ مگر آنها نمي خواهند نظام خانه و خانواده را تخريب كنند ؟ تا هيچ حرمتي از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و ساير فاميل باقي نماند .
آيا براستي تولد چنين پيامبري با چنين پيرواني تبريك دارد ؟
دوست خوب من : بيائيم در سالروز تولد عيسي مسيح ، مسيح مصلوب يهوديان ،مسيح پارسا و عادل ، انسان دوست ، از طبقه فقرا ، روستايي با پوستي گندم گون هموئي كه چنان زيست كه مي گفت و همان گونه عمل كرد كه ادعاي آن را داشت را بشناسيم و بشناسانيم . مسيحي كه به طريق اعجاز از مريم بنت عمران به دنيا آمد . در سي سالگي مبعوث به رسالت شد . انجيل را از جانب پروردگار در جامعه ي بني اسرائيل براي تتميم تورات و هدايت يهود آورد .
بگوييم كه او در دوره ي كوتاه سه ساله ي رسالتش چه كرد؟ و چه گفت؟ كه مورد خشم يهود قرار گرفت . و بيابيم كه چرا خود و اصحابش يعني حواريون پناهنده به غاري شدند . و سر انجام پولهاي يهود چگونه يهوداي اسخريوطي را وسوسه كرد تا مكان اختفاي عيسي مسيح را به سي درم نقره بفروشد ؟
يهود تنها مسيح را به صليب نكشيد بلكه سخت بر پيروان او حمله آورد و تمامي نسخ انجيل را از بين برد ؟ آيا مسيحيان امروزي مي دانند دوره ي بي كتابي در مسيحيت آنقدر طولاني شد كه جمعي بكلي منكر اصل انجيل شدند ؟ آقاي كنت تولستوي روسي معتقد است انجيل هاي موجود هيچ سند متصلي به عيسي مسيح ندارد بلكه چهار صد سال بعد از عيسي نوشته شده است . اگر بپذيريد كه صفت اول يهود تحريف كلمه است شك نكنيد كه انجيل هاي امروزي نيز جعل يهود است .
اگر روزي پيروان امروزي مسيح دروغين بر اين امر آگاه شوند قطعا انتقام سختي از يهود خواهند گرفت.
مسيح حقيقي را در بيان مولايمان علي (ع) بيابيم كه فرمود : « نه مال و ثروتي داشت كه خود را به او مشغول سازد و نه طمعي كه به خواري اش اندازد . مركب او دو پايش بود و خدمتكارش دو دستش .»
مسيح حقيقي را پيامبر اولوالعزم مي دانيم كه عزم ياري امام زمان (عج) را دارد .
تولد اينچنين پيامبري بر دوستداران حق و حقيقت مبارك باد.
نوشته: علي خليل اسماعيل (برادران):::