تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

همين هفته پيش يه سايت به دستم رسيد که توش سرود ملي همه کشورها بود حتي در مورد کشور خودمون سرود قبل از انقلاب ، اوايل انقلاب و سرود زمان حال رو با متن انگليسي و فارسي و آهنگش داشت. تو اون سايت چيزي که توجه منو به خودش جلب کرد سرود اسرائيل بود ... بر خلاف آهنگ سرود ملي بسياري از کشوها سرود ملي اسرائيل ( گرچه ما اونو يه کشور نميشناسيم ) آهنگ خيلي ملايمي داشت و يه شعر خيلي کوتاه،  بد نيست يه نگاهي به متن سرود بندازيم ( ترجمه اش کار خودمه اميدوارم فقط مشکلي نداشته باشه) :

As long as deep in the heart,            از صميم قلب

The soul of a Jew yearns,                روح يک يهودي مشتاق است

And towards the East                      و به سمت شرق

An eye looks to Zion,                      چشمي به صهيون مي نگرد

Our hope is not yet lost,                  اميدما هنوز از بين نرفته است

The hope of two thousand years,     اميدی دو هزار ساله

To be a free people in our land,       تا مردماني آزاد در سرزمين خودمان باشيم

The land of Zion and Jerusalem.      سرزمين صهيون و اورشليم

به نقل از:دیافه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/27ساعت 20:51  توسط سینا  | 

به دنبال سخنان چندي پيش محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهوري اسلامي ايران، در نقد اسطوره‌پردازي صهيونيست‌ها، يك مركز پژوهشي در قم، اقدام به برپايي همايش اينترنتي با عنوان «همايش اينترنتي بررسي هولوكاست» كرده است. اين مركز كه با نام باشگاه مطالعاتي ـ تحقيقاتي صهيونيسم‌پژوهي (رصد) فعاليت مي‌كند، در بيانيه فراخوان خود كه امروز (دوشنبه) منتشر كرده، افزوده است: در راستاي فعاليت‌هاي پژوهشي و تبيين غوغاسالاريِ تبليغاتيِ صهيونيسم عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و رئيس‌جمهور محترم و نقد اسطوره‌پردازي صهيونيسم، اقدام به برگزاري همايش اينترنتي بررسي هولوكاست (Holocaust) مي‌كند.

*محورهاي پژوهش
*تبيين طرح خروج از انفعال در برابر سياست‌هاي صهيونيسم بين‌الملل، توسط رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد.
*بازتاب موضع‌گيري احمدي‌نژاد درباره يهودي‌سوزي( Holocaust ) در جهان غرب و اسلام.
*استفاده ابزاري سازمان‌هاي يهودي از صنعت هولوكاست.
*تبيين جايگاه دادگاه‌هايي چون نورنبرگ و نقد آنها در صنعت هولوكاست.
*جايگاه هولوكاست در افكار عمومي اروپا و آمريكا.
*سلطه‌ رسانه‌اي و تبليغاتيِ هولوكاست.
*بررسي كميت و كيفيت ادله طراحان هولوكاست.
*سرگذشت منتقدان علمي هولوكاست و نحوه برخورد مدعيان با آنان.
*سرگذشت مدافعان صنعت هولوكاست.
*شيوه‌هاي صهيونيسم در جهت زنده نگه داشتن هولوكاست.
*ارتباط هولوكاست با تشكيل رژيم غاصب صهيونيسم.
*معرفي و تخليص آثار منتشره به زبان‌هاي لاتين و عربي در نقد هولوكاست.

*يادآوري
• مقالات ترجيحاً تأليفي و در صورت ترجمه اصل متن نيز ارسال گردد.
• پذيرش مقالات منوط به احراز از حد نصاب علمي و تحقيقي است.
• مقالات بايد با ذكر مرجع و كتابشناسيِ كامل باشد؛ نام خانوادگي، نام مؤلف، عنوان كتاب، مترجم، محل نشر، نام ناشر، سال نشر.
• توضيحات اضافي يا معادل لاتينِ كلمات، با ذكر شماره در پاورقي ذكر شود.
• ضميمه كردن چكيده مقاله، الزامي است.
• مقالات ارسالي بازپس داده نخواهند شد.
• مشخصات كامل به همراه آدرس دقيق، شماره تلفن و پست الكترونيكي در پايان مقاله درج گردد.
• از مقالات برتر تقدير و آثار برگزيده منتشر خواهد شد.

مهلت ارسال: دوشنبه 26 ارديبهشت سالروز اشغال سرزمين مقدس فلسطين توسط صهيونيسم جهاني
نحوه‌ي ارسال: پست الكترونيكي: rasad@rasad.ir
صندوق پستي: 518 - 37158 تلفن تماس: 7745316-0251
براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت www.rasad.ir
مراجعه فرماييد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/25ساعت 17:45  توسط سینا  | 

بعد از ساخت موفقیت آمیز بازی نیروی مخصوص توسط حزب الله لبنان اخیرا بازی "شارون را بکش" ساخته شده است.

می توانید در این آدرس ها ببینید: 

 http://alhadid.blogfa.com/   

http://webkadeh.net/sharon/index.html 

 این حرکت امیدوارم کرد که در این جریان یک سویه اطلاعات و فرهنگ از غرب به شرق بالاخره گامی دیگر در صحنه نبرد بازی های رایانه ای به نفع جبهه تشیع و علیه جبهه یهود برداشته شد. امید دارم که سال دیگر روز قدس چندین بازی رایانه ای سالم و ضد باطل دیگر هم داشته باشیم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/22ساعت 11:50  توسط سینا  | 

مطلب زير بخشي از مصاحبه‌با پژوهه صهيونيت (کتاب دوّم، تهران: مرکز مطالعات فلسطين، 1381، صص 433-496) است که به دليل اهميت مسئله آنرا می آورم. متن کامل اين مصاحبه، به صورت فايل PDF، در صفحه کتابخانه سایت عبدالله شهبازی موجود است.

مکتب "تاريخ واقعي" و افسانه هولوکاست

در سال‌هاي اخير علاقه مردم غرب به پديده هولوکاست افزايش‌يافته است. تحقيقات نشان مي‌دهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990 ده برابر دهه‌هاي 1940 و 1950 ميلادي است. اين موج علاقه به کشف حقايق تاريخي و مقابله با تبليغات هاليوودي و ژورناليستي و تاريخنگاري رسمي به ايجاد يک مکتب جديد تاريخنگاري انجاميده که به "تجديدنظرطلبي" (رويزيونيسم) يا "تاريخ واقعي" معروف است.

معمولاً از پل رازينيه فرانسوي به‌عنوان بنيانگذار اين مکتب ياد مي‌کنند. رازينيه در زمان جنگ دوّم جهاني از اعضاي جنبش مقاومت فرانسه بود که به‌وسيله گشتاپو دستگير شد و به اردوگاه بوخنوالد اعزام گرديد و تا پايان جنگ در اردوگاه‌هاي مختلف نازي زنداني بود. پس از جنگ وي عالي‌ترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت کرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخي روي آورد، در زمينه جنگ دوّم جهاني به تحقيق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناک اردوگاه‌هاي جنگي نازي دست زد. ولي او بتدريج در جريان تحقيقش به نظراتي رسيد که تصوير رسمي را کاملاً نفي مي‌کرد. رازينيه اعلام کرد که اولاً، افسانه اتاق‌هاي گاز براي کشتار زندانيان- اعم از يهودي و غير يهودي- مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستي از سوي آلمان براي کشتار جمعي يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، يهوديان کشته شده در دوران جنگ بين 900 هزار تا يک و نيم ميليون نفر هستند نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ يا در اثر بيماري‌هاي مسري، به‌ويژه تيفوس، از بين رفتند.

امروزه دو مورخ صاحب نام به‌عنوان مهم‌ترين هواداران مکتب تاريخنگاري واقعي شناخته مي‌شوند: اولي، ديويد ايروينگ انگليسي است. ايروينگ مورخ بسيار معتبري است در حدي که برخي نشريات سرشناس انگليس نوشته‌اند هيچ کس نمي‌تواند درباره جنگ دوّم جهاني کار کند و پروفسور ايروينگ را ناديده بگيرد. او اولين کسي است که خاطرات 75000 صفحه‌اي گوبلز را به‌دست آورد و روي آن کار کرد. اين خاطرات به‌مدت 50 سال براي مورخين ناشناخته بود و در آرشيوهاي سري ارتش سرخ شوروي نگهداري مي‌شد. ايروينگ پس از يک کار شش ساله بر روي اسناد سري شوروي سابق اولين بيوگرافي کاملاً مستند هيتلر را منتشر کرد با نام جنگ هيتلر که جنجال فراوان به‌پا نمود و کار وي را به دادگاه کشانيد. ايروينگ در کتاب جنگ هيتلر مدعي است که اصولاً در دوران جنگ هيچ نوعي از کشتار يهوديان (هولوکاست) در کار نبوده است. ايروينگ نشان داد که مهم‌ترين اسناد جنگ دوّم جهاني همه به‌طور مرموزي مفقود شده‌اند. بسياري از يادداشت‌هاي روزانه سران آلمان و ايتاليا که تا مدتي پيش در آرشيوهاي شوروي سابق و آلمان و ساير کشورهاي اروپايي موجود بود به سرقت رفته و پنهان يا معدوم شده است. او از جمله اشاره مي‌کند به يادداشت‌هاي روزانه موسوليني که زماني موجود بود و اکنون نيست. ايروينگ معتقد است که اولاً، در آشويتس و ساير اردوگاه‌هاي نازي اتاق گاز وجود نداشته است. ثانياً، هيتلر هيچ اطلاعي از وجود اتاق‌هاي مرگ و برنامه سازمان‌يافته براي کشتار يهوديان نداشته است. (ايروينگ براي کسي که بتواند ثابت کند هيتلر از هولوکاست مطلع بوده جايزه‌اي به مبلغ 1000 پوند تعيين کرده است.) ثالثاً، يک توطئه جهاني وجود دارد که به مورخين اجازه تحقيق بيطرفانه و برکنار از پيشداوري در زمينه هولوکاست را نمي‌دهد. رابعاً، رقم شش ميليون کشته يهودي در جنگ دوّم صحت ندارد و تعداد مقتولين يهودي کمتر از يک ميليون نفر است که در اثر بيماري يا در جريان جنگ، مانند ديگران، کشته شده‌اند نه در اثر طرح سازمان‌يافته امحاء جمعي.

دومين مورخ سرشناس هوادار مکتب تاريخنگاري واقعي، رابرت فوريسون فرانسوي است. پروفسور فوريسون و خانواده‌اش نيز، مانند رازينيه، در زمان جنگ از آلماني‌ها آزار فراوان ديده بودند. او مؤلف کتاب‌هاي متعددي است و ثابت مي‌کند که اتاق گاز و سياست امحاء جمعي يهوديان صحت ندارد. فرد صاحب نام ديگر در اين عرصه فرد لوختر آمريکايي است. لوختر مورخ نيست بلکه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او براي تحقيق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحه‌اي خود را منتشر کرد که به گزارش لوختر معروف است. او در اين گزارش وجود اتاق‌هاي گاز را منکر شد. او ثابت کرد که اتاق‌هاي گاز در آشويتس و ساير اردوگاه‌هاي لهستان پس از جنگ دوّم جهاني با هدف جلب توريسم به‌وسيله حکومت کمونيستي لهستان احداث شده است. در اين زمينه افراد سرشناس ديگري نيز کار کرده‌اند: گرمار رودلف مؤلف کتابي در انکار اتاق‌هاي گاز آشويتس است. ارنست زوندل کانادايي کتابي نوشته با عنوان آيا واقعاً شش ميليون نفر کشته شده‌اند؟ ديويد هوگان کتابي دارد با عنوان افسانه شش ميليون نفر. دکتر بروزات تحقيقي دارد درباره اتاق‌هاي گاز در داخائو و اثبات مي‌کند که نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاه‌هاي آلماني اتاق گاز براي کشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است. و بالاخره رژه گارودي، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوّم، که او نيز، بر اساس تحقيقات محققين پيشگفته، نشان مي‌دهد که هولوکاست صحت ندارد و يک افسانه ساختگي است.

 آزمون هولوکاست و تراژدي دمکراسي در جهان امروز

خانم دبورا ليپشتات، مورخ سرشناس آمريکايي مبلغ هولوکاست، در وبلاگش مواضع دکتر احمدي‌نژاد در زمينه هولوکاست را پيگيرانه دنبال مي‌کند. اين خانم مورخ در يادداشت‌هاي 16 دسامبر 2005 مي‌نويسد:

«بعضي مردم بمب‌هايي پرتاب مي‌کنند که خسارات عظيمي براي ديگران به بار مي‌آورد و ديگران کلماتي پرتاب مي‌کنند که سبب مي‌شود ديگران بمب بياندازند. اين است خطر اظهاراتي مانند سخنان احمدي‌نژاد.»

سخناني زشت‌تر از اين را از زبان يک مورخ نمي‌توان شنيد. اگر مقامات رسمي دولت اسرائيل يا ايالات متحده آمريکا يا بريتانيا چنين سخناني گفته بودند، که مي‌گويند، قابل هضم بود. ولي شنيدن چنين تهديدهايي از زبان يک مورخ واقعاً مشمئزکننده است. در يک جامعه آزاد، خانم ليپشتات بايد آزاد باشد که از هولوکاست دفاع کند و ارقام ميليوني درباره قربانيان يهودي کوره‌هاي آدم‌سوزي جنگ جهاني دوّم ارائه دهد. مورخين ديگر نيز بايد آزاد باشند که اين ادعاها را محک زنند و صحت و سقم اين ارقام، و اصل وجود يا عدم وجود کوره‌هاي آدم‌سوزي، را با اسناد و مدارک بسنجند. اکنون چنين نيست. خانم ليپشتات آزاد است که هر چه مي‌خواهد بنويسد ولي منتقدين از چنين آزادي برخوردار نيستند. و حتي اگر رئيس يک دولت، مانند دکتر احمدي‌نژاد، در اين زمينه ترديد کند، همين مورخ، در کنار نظاميان و سياستمداران افراطي جنگ‌طلب، خود را محق مي‌داند که کشور او را به «بمباران» تهديد کند. اين است تراژدي دمکراسي در جهان امروز. 

منبع: Shahbazi.org

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/10/16ساعت 2:52  توسط سینا  | 

به مناسبت تولد حضرت عیسی مسیح(علیه السلام) و برای نشان دادن اوج مظلومیت این پیامبر اولوالعزم الهی این نوشته ها را  به شما تقدیم می کنم:

نفوذ تفكرات يهود در مسيحيت:

1-پولس يا پاولس قديس (۱)که به گفته کتاب مقدس (۲) از علماي يهود بود و از تهديد و کشتار پيروان مسيح عليه السلام هيچ کوتاهي نميکرد و نام حقيقي او شائول بود، بعدها مسيحي شد و تاثير عميقي بر مسيحيت گذاشت و تثليث ( سه خدايي ) را او در دين مسيح تعبيه کرد . به علاوه او روانشناسي « تسليم محض » را هم وارد مسيحيت کرد که ايستادگي و استقامت را حتي در مقابل حکام جورهم غلط ميدانست . روژه گارودي در آخرين کتاب خود ( ۳) اين سخنان پولس را عامل نهادينه شدن استعمار ودر خدمت ظا لمين قرار دادن مردم مسيحي عنوان مي کند. پولس اختلافات زيادي با پطرس که جانيشن واقعي حضرت عيسي عليه السلام بود ، داشت که در کتاب مقدس به بعضي از اين اختلافات اشاره شده است. امروزه قسمت اعظم انجيل به نامه هاي پولس اختصاص دارد و ازپطرس کمترسخن به ميان آمده است.

2- اواخر قرون وسطي و اوائل رنسانس(حدود قرن پانزدهم ميلادي ) ، نهضتي در دل مسيحيت به وجود آمد كه پروتستانيسم نام گرفت. اين نهضت ـ كه اكنون شاخه‌اي از آيين مسيحيت محسوب مي‌شود ـ به وضعيت موجود در مسيحيت معترض بود. دقت در نوع نگرش مذهب پروتستان به جهان آفرينش ما را به اين نتيجه رهنمون مي‌سازد كه اين نهضت، نتيجة تفسيري يهودي از مسيحيت است كه باعث به وجود آمدن تمدن كنوني در غرب شد. (4) پايه گذار پروتستانيسم ( پيرايشگري ) مارتين لوتر ، به عقيده برخي يهودي بوده است مانند دايره المعارف يهود (5) . او ضربه ويرانگري بر کليساي کاتوليک وارد کرد وکليسا اورا يک« نيمه يهودي » ناميده بود و يهودياني چون آبراهام فاري سول او را يک يهودي « پنهان کار متجدد » ميدانند و نو آوريهاي اورا اقدامي در راستاي بازگشت به يهوديت اعلام مي کنند .

فردي چون آبراهام ب. اليزهالوي خاخام کابلاييست گفته که لوتر در پنهان خويش يهودي بود و تلاش مي کرد مسيحيان را آرام آرام به يهوديت متمايل کند. (6)

مارتين لوتر روانشناسي ذلت پذير « تسليم محض » را هم در مسيحيت نهادينه کرد و هرگونه مخالفت با نظامهاي حکومتي ستمگر را هرچه قدر هم که انحرافي باشند ، عصيان و شورش عليه خداوند تلقي مي کرد . او بحث « انتظار بهشت دنيايي »را که بسيار به عقايد يهوديان نزديک است ، در مسيحيت تبليغ کرد و نقش روحانيت را در تفسير دين بسيار کمرنگ کرد و باعث شد تفاسير بسيار انحرافي در مسيحيت به وجود بيايد ؛ تا حدي که امروزه مسيحيان صهيونيست يا پروتستانهاي راست گراي افراطي (مثل بوش و هيئت حاکمه فعلي آمريکا) به وجود آمده اند که ارتباطات عقيدتي ، مالي ، سياسي و امنيتي بسياري با صهيونيست ها و يهوديان دارند (7). البته لوتردر اواخر عمر مواضعي يهود ستيزانه گرفت تا خود را از ارتباط با يهوديان تبرئه کند ولي واقعيات زندگي و افکار و تعليمات او به ما مي فهماند که اين مواضع هم از روي حيله و فريب بود .

3-غلبه انسان بر خدا و ضعيف جلوه دادن خدا از مهمترين اصول جهان بيني يهود است كه به برخي فقرات موجود در تورات تحريف شده بر مي‌گردد. مثلا: اينكه انسان در مبارزه با خداوند پيروز مي‌گردد(8) يا اينکه خد اوند از وحدت مردم می ترسد(9) يا مثلاً پشيمانی خداوند از کرده خويش (10) . اين جهان‌بيني بعد از رنسانس به اومانيسم (انسان پرستی) انجاميد.

4 - سكولاريسم (جدايی دين و دنيا) ناشي از تاريخ اجتماعي يهود است، چرا كه در ابتدا پيامبران الهی، پادشاهان بني‌اسرائيل بودند (مانند حضرت داود و سليمانعليهما السلام ) ولي در مرحلة بعد پادشاهاني بر اين قوم حاكم شدند كه پيامبر نبودند اما اينگونه پادشاهي به صورت يك اصل در قوم بني‌اسرائيل درآمد كه در تورات هم از آنان بسيار سخن رفته است(11) .

5- يكي از ابعاد تمدن غرب، حس‌گرايي(آمپريسم) ، تجربه‌گرايي و اثبات‌گرايي( پوزيتيويسم) است كه موجب حاكميت بينش تجربي بر تمام دانشهاي بشري (خصوصاً در دورة مدرنيسم) شد و اين ناشي از فرهنگٍ حس‌گرايي يهوديان بوده است. به طور مثال در قصة ذبح گاو(12) ، تمامي مشخصات ريزٍ حسي گاو را از حضرت موسيعليه السلام مي‌خواستند و يا اين كه مي‌خواستند خداوند را آشكارا ببيند و يا گوسالة سامري را گرفتند تا به عنوان مظهر خدا بپرستند(13) . در تورات هم خدا يك امر حسي است كه بر انسان ظاهر مي‌شود و با او سخن مي‌گويد.

6- بعدُ ديگر تمدن غرب، ناسيوناليسم يا ملی گرايي است كه به تبع حس‌گرايي(ماده گرايي اومانيستي ) زاده شد. و اين هم نقطه مقابل مذهب است که عامل وحدت را عقيده می داند، نه قوميت ومرز جغرافيايي. در حالي كه يهوديت يك مليت است. به عبارتي هر كه از نژاد يهود باشد، يهودی محسوب می شود، هرچند مقيد به آداب دين نباشد. به همين دليل نام قوم خود را بر دينشان هم گذاردند. ، نژادپرستي كه در تمدن غرب به وجود آمده و هنوز هم وجود دارد بي ارتباط با نژادگرايي يهود نيست .

7- ادعای آزادي خواهی غرب( ليبراليسم ) گوش فلک را کر کرده است اما اين آزادی در عمل نمودی جز بی بند وباری جنسی و گسترش فحشا نداشته است ؛ لذا حکومتهای پر مدعای لائيك‌ مستقيماً به حجاب حمله مي‌ کنند. فساد اخلاقی غرب از نظر نئوريک می تواند ريشه در داستانهای تحريف شده تورات داشته باشد. از جمله می توان به ماجرای روابط نامشروع جنسي که حتی به پيامبران هم نسبت داده می شود(14) اشاره کرد. (جهت حفظ حرمت انبيای عظام الهی از توضيح بيشتر خودداری می شود.)

8- اسرائيل زاده تمدن غرب و تجسم اعلای آن است. به همين دليل دولت‌هاي غربي در خدمت آن هستند. بنابراين تجددگراها و مدرنيست ها، نمي‌توانند با اسرائيل مخالفتي داشته باشند. چون مخالفت با اسرائيل، مخالفت با تجسم انديشة خودشان است. به همين دليل اكثر مدرنيست هاي غرب، يا پروتستان بوده‌اند يايهودي (مثل کارل ماركس و باروخ اسپينوزا در فلسفه،زيگموند فرويد در روانشناسی، آدام اسميت و ديويد ريکاردو در اقتصاد،کارل پوپر در فلسفه سياسی، ، اميل دورکهايم در جامعه شناسی).

9- فراماسونري ( ماسوني ) جنبشي است که در مسيحيت طرفداران کثيري دارد و بسياري از مهمترين انديشمندان و سياست مداران وعلماي مسيحيت و حتي بعضي پاپ ها و بلند مرتبگان کليساهم در لژهاي فراماسونري عضويت داشته اند وچيزي که اصلا قابل خدشه نيست ارتباط آداب و رسوم و عقايد فراماسونري و يهوديت است .( فراماسونري بر گرفته از عرفان تحريف شده يهوديت خصوصا کتاب کابالا است) بعضي از اين بزرگان مسيحيت حتي يهودي هم بوده ا ند و با عوض کردن اسم خود مسيحيت را به سمت دلخواه زرسالاران يهودي ( مادي گرايي و ماترياليسم ) رانده اند مانند کاردينال به . آ. ، پاپ وستر يشر ، پاپ باعوم، هوشع بالوا (1852-1772)که يهودي و باني کليساي اونيور ساليست است و .. .(15)--------------------------------

پاورقی ها:  ۱-  Paulus Aziz

۲- اعمال رسولان ، باب 9.

۳- Avons nous besoin de Dieu

4- مجموعه مقالات پروتستانيسم يهودي ( ناگفته هاي فرايند صهيونيستي شدن تمدن غرب ) در صفحه پاورقي کيهان از ۲۳مرداد82 تا 12 شهريور 82 در اين زمينه توضيحات مبسوطي داده است.

5- دايره المعارف يهود(جوداييکا) ، جلد11، صفحه 584 .

6- همان جلد 14 ، صفحه 21 .

7- روزنامه کيهان، مورخه 27/5/82 ، صفحه 8

8- سفرپيدايش، باب34.

9- سفرپيدايش ، باب11.

10- سفرسموئيل اول ، باب 15.

11- باب پادشاهان .

12- قرآن کريم ، سوره بقره ، آيات 67تا73 وساير آياتي که در اين مورد است .

13- سفرخروج ، باب 32. در تورات اين داستان به حضرت هارون عليه السلام نسبت داده مي شود . اما قطعا آن حضرت چنين نکرده و فردي که اين نحوه بت پرستي را رواج دادبه اسم « شمروي بن يساکاربن يعقوب » در ميان يهوديان معروف است و مسلمانان او را سامري مي نامند .

14- ما با دلايل عقلي دراسلام ثابت مي کنيم که تمام پيامبران الهي معصومند وهيچ گونه خطا واشتباهي ندارند

15- کتاب مباني فراماسونري ، تاليف گروه تحقيقات علمي ، ترجمه جعفر سعيدي ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي ،چاپ دوم ،1376، تهران ، فصل علماي ماسون، صفحه 264.

مسيح دروغين يا مسيح حقيقي

(به نقل از وبلاگ انجمن تفكر مباني)

مسيحي كه مطلوب يهود است يا مسيحي كه مصلوب يهود است.

اين روزها به مناسبت 25 دسامبر ، 4 دي ماه كه تولد عيسي مسيح است پيام هاي تبريك زيادي منتشر مي شود . آنچه مرا به اين تذكر واداشته است ، اين است كه ارسال كنندگان پيامهاي تبريك كدام مسيح را اراده كرده اند . مسيحي كه پيامبر يهوديان است ؟ ساخته ي ذهن و انديشه ي يهودي است ؟ يا مسيحي كه پيامبر آزادگان است هموئي كه دشمن زياده طلبي ها و برتري جويي هاي يهود است .    

تولد كدام مسيح را تبريك مي گوييم؟ مسيحي كه يهودي ها ساخته اند. همان مسيح كارت هاي كريسمس كه با ظاهري رومي و آراسته و موهاي خرمايي، بره اي را نوازش مي كند و آرامشي رمانتيك از نگاهش جاري است در حالي كه پيروانش آيات خشم و غضب و ستمگري را فرياد مي كشند.

گردانندگان زندان هاي مخفي در سراسر جهان مسلمانند يا مسيحي ؟ مگر زندان گوانتانامو كه خدا ميداند چه مصائب دلخراشي در آن جاري است ، بدست مسيحيان اداره نمي شود ؟ شكنجه گران ابو غريب مسيحي نيستند ؟ فاجعه ي غم انگير بوسني و هرزگوين ، قتل عام مسلمانان و پاره كردن شكم زنان باردار ، مگر به دست سربازان مسيحي و با تبسم پاپ صورت نگرفت ؟ اشغال سرزمين هاي مسلمانان در فلسطين و قتل عام دير ياسين ، صبرا و شتيلا ، قانا مگر با كمك ، تاييد و همكاري مستقيم مسيحيان انجام نشده است ؟

آنان كه تولد عيسي را تبريك مي گويند بايد مشخص كنند كه اين عيسي مسيح كيست ؟ آيا همان پيامبري است كه شراب مي نوشد ، شرابي كه در فرهنگ ديني ام الخبائث است و به پيروانش مي گويد كه شراب بنوشيد ؟ تا در آينده زنا كنيد ، هم جنس باز شويد ؟ مگر كشيشان كودك آزار و هم جنس باز ، پيرو عيسي مسيح نيستند ؟ مگر كاركنان ميليونها سايت مستهجن غير اخلاقي كه تصميم گرفته اند تمام مرزهاي اخلاقي را در هم شكنند ،مسيحي نيستند ؟ مگر آنها نمي خواهند نظام خانه و خانواده را تخريب كنند ؟ تا هيچ حرمتي از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و ساير فاميل باقي نماند .

آيا براستي تولد چنين پيامبري با چنين پيرواني تبريك دارد ؟

دوست خوب من : بيائيم در سالروز تولد عيسي مسيح ، مسيح مصلوب يهوديان ،مسيح پارسا و عادل ، انسان دوست ، از طبقه فقرا ، روستايي با پوستي گندم گون هموئي كه چنان زيست كه مي گفت و همان گونه عمل كرد كه ادعاي آن را داشت را بشناسيم و بشناسانيم . مسيحي كه به طريق اعجاز از مريم بنت عمران به دنيا آمد . در سي سالگي مبعوث به رسالت شد . انجيل را از جانب پروردگار در جامعه ي بني اسرائيل براي تتميم تورات و هدايت يهود آورد .

بگوييم كه او در دوره ي كوتاه سه ساله ي رسالتش چه كرد؟ و چه گفت؟ كه مورد خشم يهود قرار گرفت . و بيابيم كه چرا خود و اصحابش يعني حواريون پناهنده به غاري شدند . و سر انجام پولهاي يهود چگونه يهوداي اسخريوطي را وسوسه كرد تا مكان اختفاي عيسي مسيح را به سي درم نقره بفروشد ؟

يهود تنها مسيح را به صليب نكشيد بلكه سخت بر پيروان او حمله آورد و تمامي نسخ انجيل را از بين برد ؟   آيا مسيحيان امروزي مي دانند دوره ي بي كتابي در مسيحيت آنقدر طولاني شد كه جمعي بكلي منكر اصل انجيل شدند ؟ آقاي كنت تولستوي روسي معتقد است انجيل هاي موجود هيچ سند متصلي به عيسي مسيح ندارد بلكه چهار صد سال بعد از عيسي نوشته شده است . اگر بپذيريد كه صفت اول يهود تحريف كلمه است شك نكنيد كه انجيل هاي امروزي نيز جعل يهود است .

اگر روزي پيروان امروزي مسيح دروغين بر اين امر آگاه شوند قطعا انتقام سختي از يهود خواهند گرفت.

مسيح حقيقي را در بيان مولايمان علي (ع) بيابيم كه فرمود : « نه مال و ثروتي داشت كه خود را به او مشغول سازد و نه طمعي كه به خواري اش اندازد . مركب او دو پايش بود و خدمتكارش دو دستش .»

مسيح حقيقي را پيامبر اولوالعزم مي دانيم كه عزم ياري امام زمان (عج) را دارد .

تولد اينچنين پيامبري بر دوستداران حق و حقيقت مبارك باد.

نوشته: علي خليل اسماعيل (برادران):::

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/07ساعت 15:34  توسط سینا  |