تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

 
 
او در حال حاضر 49 سال بیشتر ندارد و هنوز خیلی وقت داریم تا او را به ایران دعوت کنیم، به مجامع علمی و دانشگاهی و رسانه ای کشورمان معرفی کنیم و در جنگ تبلیغاتی علیه صهیونیسم از او استفاده کنیم. چرا ما این کارها را بلد نیستیم؟ چرا دشمنان ما بلدند برای رسیدن به مقاصد خود از کوتوله ها چهره سازی کنند ولی ما از معرفی سرمایه هایمان عاجزیم؟
هارون یحیی

هارون یحیی (عدنان اکتار)
بالآخره مرکز اسناد انقلاب اسلامی پس از سالها تآخیر، چاپ سوم کتاب «مبانی فراماسونری» را منتشر کرد. چاپ دوم این کتاب خواندنی، در سال 1376 انتشار یافته و به سرعت نایاب شده بود.
اگر مطالعه و تحقیق در مورد صهیونیسم را ضروری و مهم نمی دانید و  اگر رغبتی به پا گذاشتن در عرصه شناخت یهود ندارید، مطالعه این کتاب به طور حتم در تغییر دیدگاه شما مؤثر است.
در طرح روی جلد چاپ جدید کتاب، چیزی که توجه بنده را به خود جلب کرد نام «هارون یحیی» بود. من «گروه تحقیقات علمی ترکیه» را به عنوان مؤلف این کتاب به حافظه سپرده بودم. عنوانی که در چاپهای قبلی، روی جلد کتاب درج شده بود. اما چاپ جدید نام «هارون یحیی» را بر جلد داشت.
با مراجعه دوباره به چاپ قبلی کتاب، مطمئن شدم که نام هارون یحیی نه در روی جلد و نه در شناسنامه کتاب موجود نیست و گروه تحقیقات علمی به عنوان مؤلف، معرفی شده است. اما با اندکی جستجو بالأخره این اسم را در شناسنامه مستطیل شکل کتاب که فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا را نیز در آن می آورند یافتم. به طور حتم هارون یحیی سرپرست گروه تحقیقات علمی بوده است که در معرفی مؤلف کتاب چنین دوگانگی پیش آمده است.
بگذریم، اینها را گفتم که بگویم نام «هارون یحیی» برای من به شدت آشنا آمد و ناگهان به خاطر آوردم که او نویسنده کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا» نیز هست. کتابی خواندنی که اخیراً توسط نشر هلال، وابسته به مؤسسه فرهنگی موعود، منتشر شده است. کتاب اخیر، در مقدمه ناشر، بخشی از اثر بزرگ و جامع «هارون یحیی» با عنوان «نظم جدید ماسونیک» معرفی شده است. همچنین اشاره شده است که «هارون یحیی» نام مستعار «عدنان اکتار»، اندیشمند و نویسنده ترک است. بگذریم که متأسفانه بر روی جلد کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا» نیز تنها نام مترجم کتاب یعنی «نصیر صاحب خلق» درج شده است.
برایم خیلی جالب آمد که تا به حال دو کتاب بسیار مفید و افشاگرانه در مورد صهیونیسم و فراماسونری خوانده ام که هر دو یک نویسنده دارند و جالبتر اینکه او در کشوری زندگی می کند که نظام حکومتی اش تا مغز استخوان در چنگال صهیونیسم قرار دارد. به طور حتم او در انتشار آثار خود با مشکلات زیادی مواجه است و  سختیهای زیادی را تحمل کرده است. به نظر من وجود متفکرانی چون یحیی هارون (عدنان اکتار) در ترکیه و «روژه گارودی» و «روبرت فوریسون» در فرانسه، حجت را بر ما تمام می کند تا در شناخت و  معرفی توطئه های قومی که به تعبیر قرآن «شدیدترین دشمن مؤمنان» هستند کوتاهی نکنیم.
***
در اینترنت، به زبان فارسی جستجویی در مورد نام «هارون یحیی» کردم. به مطلب دندان گیری در مورد او برخورد نکردم. یکی دو سایت از او به عنوان قرآن پژوه ترک، در اخبار قرآنی خود یاد کرده بودند. اما یک نکته برایم جالب بود: او نویسنده کتاب «اقوام هلاک شده» (کتابی خواندنی در موضوع باستان شناسی قرآن) نیز هست.

این هم آدرس سایت اینترنتی او:
http://www.harunyahya.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/30ساعت 21:4  توسط سینا  | 

مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند.
چند تن از مورخين اروپايي با ارسال نامه اي از مواضع دكتر احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران درباره دروغين بودن يهودي سوزي اعلام حمايت كردند.
به گزارش خبرگزاري « مهر » , اين مورخين كه سالهاست به مطالعه و تحقيق درباره هولوكاست و افسانه مربوط به اتاق هاي گاز و كشتار سيستماتيك يهوديان به دستور هيتلر و ديگر افسانه هاي هولوكاست مانند استفاده از گاز « زيكلون بي » و ساختن صابون از جنازه يهوديان پرداخته اند , اظهارات رئيس جمهور ايران را عين واقعيت توصيف كردند.
اين مورخين با صدور بيانيه اي اظهارات اخير محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان را « پيام كريسمس از يك مسلمان شجاع » دانستند كه ترسي از صهيونيسم ندارد.
در بين كساني كه از آقاي احمدي نژاد حمايت كردند اسامي افرادي به شرح زير به چشم مي خورد : « فردريك توبن » , محقق استراليايي و مدير موسسه آدلايد در استراليا , « ارنست زاندل » كه پس از چهل سال زندگي در كانادا از اين كشور اخراج و در حال حاضر نيز در آلمان زنداني است و در انتظار محاكمه به سر مي برد , « گرمار رودولف » شيميدان آلماني و فراري كه در آمريكا زندگي مي كند. « زيفريد وربك » كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است , « گانتر كگل » از محققين تجديدنظرطلب , « ولفگانگ فروليچ » كه در گذشته از وي خواسته شده بود شهادت دروغ عليه تجديدنظرطلبان بدهد و وي با پناه بردن به سفارت ايران در وين اين مساله را عنوان كرد كه صهيونيستها وي را تهديد كرده اند , « مانفرد رودر » مدافع تجديدنظرطلبان , « ديويد ايروينگ » مورخ انگليسي است كه در حال حاضر به اتهام زير سئوال بردن هولوكاست در اتريش زنداني است و انتظار محاكمه به سر مي برد , « روبن فوريسون » پروفسور فرانسوي كه بارها محاكمه شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در نهايت نيز از دانشگاه اخراج شده است , « ابراهيم علوش » از نويسندگان بنام اردن و رئيس صداي آزاد عربي .  در بيانيه مورخين اروپايي همچنين تاكيد شده است كه بسياري ديگر از مورخين و تجديدنظرطلبان هم حمايت خود از اظهارات محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران اعلام كرده اند.


سازمان جوانان مسلمان زيمبابوه , احمدي نژاد , پژواك فريادهاي خاموش است

سازمان جوانان مسلمان زيمبابوه با انتشار بيانيه اي از رئيس جمهوري اسلامي ايران بخاطر حمايت از حقوق مردم مظلوم فلسطين و افشاي حقايق تاريخي درباره سرزمين فلسطين حمايت و قدرداني كرد.
اين بيانيه ضمن مرور مهم ترين رخدادهاي تاريخي سرزمين فلسطين مي نويسد , تاريخ گواهي مي دهد كه بيشترين جنايتها عليه يهوديان ساكن فلسطين از سوي غيرمسلمانان صورت گرفته است و ايرانيان و مسلمانان همواره رفتار مدني با يهوديان داشته اند.
بيانيه مزبور با اشاره به اينكه اسراييل به اندازه كافي دست به رفتارهاي غيرقابل دفاع زده است مي افزايد , صهيونيسم يك دكترين سياسي است كه با هدف ايجاد دولت اسراييل , بدون درنظر گرفتن واقعيتهاي تاريخي , ايجاد شده است .
همين بيانيه با يادآوري حمايت كشورهاي غربي براي تشكيل دولت اسراييل مي افزايد : امروز مردم جهان شاهد جنايات و كشتار مردم فلسطين هستند , به طوريكه تشييع جنازه قربانيان اين جنايات , به امري روزانه تبديل شده است .
سازمان جوانان مسلمان زيمبابوه بااظهار تعجب از واكنشهاي كشورهاي غربي درباره ضرورت محو دولت اسراييل از روي نقشه اي كه به تاكيد نويسندگان اين بيانيه « هرگز وجود نداشته است » , مي افزايد : اظهارات آقاي احمدي نژاد , پژواك فريادهاي خاموشي است كه تاكنون شنيده نشده است .

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 22:14  توسط سینا  | 

 

استاد سابق دانشگاه ليون فرانسه:
كشورهاي غربي در باتلاق تبليغات صهيونيست ها فرو رفته اند

استاد ضدصهيونيستي و اخراجي دانشگاه ليون فرانسه گفت: غربي ها در باتلاق تبليغات صهيونيست ها فرورفته و دروغ يهودي سوزي را باور كرده اند.
رابرت فوريسون در گفت وگو با خبرگزاري مهر تصريح كرد: هولوكاست (داستان ساختگي يهودي سوزي) دروغ است و كشورهاي اسلامي نيازمند تخريب و از بين بردن بمب اتم واقعي صهيونيست ها هستند و آن نيرنگ هولناك «هولوكاست» است كه تاكنون دنياي غرب را تحت تاثير منفي قرار داده است.
براساس اين گزارش اخيرا اسرائيل با تبليغات فراوان گامي ديگر و محكم تر را در راستاي مشروعيت بخشيدن به نقض حقوق بشر در سرزمين هاي اشغالي برداشته و با طرح و تصويب يادبود روز هولوكاست (ادعاي يهودسوزي) بر آن شد تا بتواند افكار عمومي جامعه جهاني را به عنوان پشتيبان و حامي سياست هاي خود داشته باشد.
پروفسور رفوريسون- كه به خاطر انتشار «شيادي قرن بيستم» و «اتاق هاي گاز دروغ است» ممنوع التدريس شده- دراين باره مي گويد: سال هاي زيادي است كه من به جهان اسلام مي گويم صهيونيست ها مي خواهند مذهب و باور به اصطلاح هولوكاست خود را به تمام دنيا تحميل نمايند اين مسئله اي عادي است كه صهيونيست ها درپي تحميل كردن يك چنين شيادي و حقه اي به ما باشند به خاطر اين كه اين شمشير حمايتي يهوديان دركل و دولت يهودي به طور خاص است.
وي در ادامه مي گويد: همچنين اين مسئله عادي است كه صهيونيست ها از سازمان ملل استفاده كنند و خواسته و قدرت خود را بر آن تحميل كرده و بخواهند تا هرسال 6 ميليون نفري كه زنده هستند و زندگي مي كنند در هولوكاست به عنوان قرباني گرامي داشته شوند.
اين استاد فرانسوي خاطرنشان مي سازد: مسلمانان جهان چندسالي است كه بي تفاوتي خود را كنار گذاشته و از خواب بيدار شدند و بايد به تجديدنظر طلبان (كساني كه هولوكاست را امري اغراق آميز مي دانند) گوش كنند كه سال هاي بسياري است با صداي بلند اين اتهام را كه آلمان پروژه از بين بردن يهوديان را در اتاق هاي گاز عملي كرده و شش ميليون يهودي را از بين برده رد كرده و كذب بودن آن را اعلام كرده اند.
رابرت رفوريسون مي افزايد: اگر تمام جهان- به ويژه آلمان و ايالات متحده- پول بسياري به دولت يهودي مي دهند و اگر رسانه هاي تمام كشورهاي جهان با تبليغات در مورد هولوكاست، ما را سركوب مي كنند اين بدين خاطر است كه شهروندان اين كشورهاي غربي در باتلاق تبليغات يهودي فرورفته اند و دروغ هولوكاست را امري درست مي پندارند و تا زماني كه آنها به چنين امري باور داشته باشند احساس مي كنند كه بايد از يهودي ها حمايت كنند و پول و سلاح بيشتري را براي دولت و ارتش يهودي فراهم نمايند.

چرا غرب عصبي شد؟

محمدجعفر بهداد
هرچه از زمان موضع گيري رئيس جمهوري اسلامي ايران بر ضد اشغالگران صهيونيست مي گذرد، واقعيت هاي بيشتري درباره علت برافروخته شدن يكپارچه غرب نسبت به اين موضع روشن مي شود.
مروري بر متن اعتراض كشورهاي اروپايي به موضع ضد صهيونيستي دكتر احمدي نژاد در جريان احضار يا دعوت سفرا و يا كارداران ما در آن كشورها حداقل اين واقعيت را نشان مي دهد كه يادآوري آرمان امام راحل راجع به رژيم سفاك اسرائيل و پافشاري بر آرمان «اسراييل بايد از بين برود» توسط رئيس جمهور ايران در اين مقطع زماني، بيش از همه بازي پنهان عادي سازي روابط دولت هاي منطقه با اسرائيل را برهم زده است.
وقتي كاردار سفارت ايران در برلين احضار شد، مقامات آلماني در اعتراضيه خود گفتند: «شناسايي حق حيات اسرائيل در ماه هاي اخير در ميان كشورهاي عربي افزايش يافته است». اين عبارت بدين معناست كه چرا احمدي نژاد با موضع گيري خود در روند به رسميت شناختن دولت جعلي اسرائيل توسط كشورهاي عربي منطقه- كه به صورت چراغ خاموش در جريان بود- اخلال ايجاد كرده است.
ژان فرانسوا مديركل وزارت خارجه فرانسه نيز به سفيرمان گفته بود: «از نظر فرانسه حق موجوديت اسرائيل نمي تواند مورد اعتراض قرار گيرد... از سوي ديگر مناقشه اعراب و اسرائيل دليلي بر آن نمي شود كه حق موجوديت اسرائيل زير سوال برود.» به عبارت ديگر دولت پاريس نگران آن است كه مسير عادي سازي رابطه دولت هاي عربي با رژيم صهيونيستي در نتيجه تاثيرپذيري ملت هاي عربي از اظهارات رئيس جمهور ايران و شورش عليه حاكمان سازش پذير خود به گونه اي معكوس شود كه رويكرد جهان عرب بر آرمان نابودي اسرائيل متمركز شود.
در ايتاليا نيز علاوه بر برلوسكوني نخست وزير و دبيركل حزب فورتزا اين كشور كه در نشست خبري هامپتون كورت در نزديكي لندن تلاش كرد موضع احمدي نژاد را تاييدي بر خطر هسته اي ايران تفسير كند، رومانو پرودي نخست وزير سابق و دبيركل حزب دموكرات ايتاليا نيز نگراني اصلي غربي ها را فاش كرد و اظهار داشت: «چنين اظهاراتي تلاش افرادي كه براي دستيابي به راه حل دشوار فلسطين كوشا هستند را بي اثر مي كند.» بدون ترديد اين حرف رومانو پرودي دلواپسي اصلي غرب است كه سعي مي شود پنهان نگاه داشته شود.
مديركل سياسي وزارت خارجه سوئد هم وقتي در اين باره با سفيرمان در استكهلم گفت وگو مي كرد، با اعلام اينكه «حق موجوديت اسرائيل نبايد زير سوال برود»، خاطرنشان كرد: «حتي اتحاديه عرب در بيانيه سال 2002 آمادگي خود را براي به رسميت شناختن اسرائيل بيان داشتند.» به عبارت روشن تر: حالا كه همه مقدمات براي تثبيت رژيم دست ساز صهيونيستي و تحكيم پايگاه غرب در قلب جهان اسلام و جلوگيري از گسترش اسلام انقلابي فراهم شده، چرا رئيس جمهوري اسلامي ايران بارديگر بر بيداري مردم مسلمان منطقه تاكيد ورزيده است تا حاكمان بي غيرت خود را براي خروج از مسير عادي سازي رابطه با اسرائيل تحت فشار قرار دهند؟!
¤ ¤ ¤
بازخواني متن ساير اعتراضيه هاي غرب به موضع ضد صهيونيستي دكتر احمدي نژاد نشانگر آن است كه دنياي غرب تصور كرده است آرمان نابودي اسرائيل لزوما به معناي حمله نظامي و هسته اي به حكومت تل آويو مي باشد، حال آنكه حتي از تاكيدات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران -كه چند سال پيش با زبان سياست توسط رهبر فرزانه انقلاب تبيين شد- نيز «تغيير رژيم اسرائيل» از طريق مبارزات امت فلسطيني -اعم از مسلمان و يهودي و مسيحي- استنباط مي شود.
اظهارات احمدي نژاد، تكرار ديدگاه حضرت امام(ره) است كه حضرت آيت الله خامنه اي راه كار آن را مبني بر بازگشت آوارگان فلسطيني به كشورشان و برگزاري رفراندوم درباره ميزان مشروعيت سياسي رژيم صهيونيستي تدوين و ارائه كرده اند و غربي ها كه بر اصول دموكراسي تاكيد مي ورزند -به ظاهر- چرا از اجراي اين راه كار كاملا دموكراتيك طفره مي روند؟!
واقعيت آن است كه در كنار موضع اعتقادي آحاد ملت ايران درباره ضرورت محو اسرائيل، راه حل پيشنهادي مقام عالي جمهوري اسلامي ايران، موضع اعلامي و اعمالي ماست كه به علت برخورداري از ويژگي هاي دموكراتيك قاعدتا نبايد غربي ها را نگران سازد، اما گويا غربي ها - كه با طناب صهيونيزم وارد بازي خطرناكي شده اند- تمايلي به حل بحران خاورميانه از مسير مورد تاكيد دموكراسي ندارند، بلكه راهكار به سازش كشاندن دولتمردان كشورهاي عربي با رژيم اشغالگر قدس از طريق فشارهاي اقتصادي و سياسي را ترجيح مي دهند.

پروفسورآلماني با فشار محافل صهيونيستي مجبور به استعفا شد

سرويس علمي- آموزشي:
پروفسور ياووس اوسوس يكي از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبيركل «اتحاديه راه اسلامي» در اروپا وادار به استعفا و كناره گيري از دانشگاه شد.
به گزارش خبرنگار كيهان «اوسوس» 46 ساله، متخصص crystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فني «روش هاي صنعتي» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدريس و فعاليت علمي در اين دانشگاه بود. وي از چهار سال پيش به دليل ترويج ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطين تحت شديدترين حملات تبليغاتي رسانه ها و عناصر صهيونيستي در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پايمال شده مسلمانان در اروپا، آمريكا و خاورميانه سكوت كند.
به گزارش خبرنگار ما «اوسوس» از دوران دانشجويي در دانشگاه كلاستان آلمان پس از حمله وحشيانه ارتش صدام به ايران به اسلام روي آورد و در پيروي از امام خميني (ره) از حقانيت و مظلوميت ملت ايران در برابر «اتحاد جنگي شرق و غرب» عليه ايران دفاع كرد.
دكتر ياووس اوسوس براي اتحاد مسلمانان اروپاي مركزي به كمك برخي از همفكران خود اقدام به برگزاري «سمينارهاي سراسري مسلمانان آلماني زبان اروپا» كرد كه در سال 2003 ميلادي و در شانزدهمين سمينار متوالي سالانه در مركز اسلامي هامبورگ متعاقب مناظره پروفسور «اودو اشتاين باخ» رئيس دانشكده شرق شناسي آلمان و «محمدعلي رامين» از ايران- با عنوان «رهبري آينده جهان»، دولت آلمان با ممانعت از ورود نماينده ايران به آن كشور، از استمرار اين سمينار جلوگيري كرد.
آنچه در چند هفته اخير موجب تشديد فشارها و تهديدهاي دولت و عناصر صهيونيستي در حكومت آلمان عليه وي شد، جمله اي است كه «اوسوس» در پاسخ به فحاشي هاي يك صهيونيست آلماني عليه اسلام و مسلمانان گفته است.
وي گفته بود: «اگر اسلام اينچنين است كه آقاي راداتس همواره معرفي مي كند، پس بايد از خالق قادر توانا بخواهيم تا همه پيروان چنين ديني را نابود سازد و اگر آقاي راداتس يك دروغگو و مروج كينه توزي است، پس خالق قادر متعال او را براي جرمي كه مرتكب مي شود، مجازات فرمايد و نيز كساني را كه به رغم آن همه تذكر همچنان بر ترويج دروغ هاي آقاي راداتس اصرار دارند، بهمچنين»!
به گزارش كيهان همزمان با اين اقدامات، جنگ رواني رسانه ها گسترش يافت و پخش «شبنامه »ها در دانشگاه و تماس هاي تلفني و انواع تهديدها عليه اوسوس و خانواده وي شدت گرفت و سرانجام رئيس دانشگاه برمن آلمان تحت فشار مقامات دولتي آلمان، وي را احضار و خواستار استعفاي او از استادي دانشگاه شد و پروفسور ياووس اوسوس نيز ناچاراً انصراف خود را از همكاري با دانشگاه پذيرفت.

منبع: http://www.kayhannews.ir/840815/14.HTM#other1406


كوره‌های آدم‌سوزی، دروغ بزرگ صهیونیست‌ها

یك كتاب چاپ اسرائیل ادعای رژیم صهیونیستی درباره كشتار یهودیان را صرفاً دروغی بزرگ برای پایه‌گذاری این رژیم در سرزمین‌های اشغالی ارزیابی كرد و از مشاركت سران یهود با هیتلر خبر داد.
روزنامه اماراتی «الاتحاد» دیروز نوشت: «پروفسور» «یهودا ریج»، استاد تاریخ معاصر دانشگاه «بن گوریون» در شهر «نقب»، اوایل ژوئیه جاری یكی از خطرناك‌ترین كتاب‌های تاریخ اسرائیل را با عنوان «یهودیان در جنگ نازیسم» منتشر كرد كه در آن برای اولین بار بر دروغ بزرگ و جهانی «ظلم نازیسم علیه یهودیان» یا همان «هولوكاست» (آدم‌سوزی) كه اسرائیل آن را ترویج می‌كند، تأكید شده است.»
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از «الاتحاد»، در این كتاب هولوكاست و ظلم و ستم نازیسم در حق یهودیان در جنگ جهانی دوم دستاویزی برای صهیونیست‌ها برای ایجاد دولت یهود در سال 1948 ارزیابی شده است. آن چه باعث هیاهو شده، این است كه این كتاب نه به قلم عرب‌ها یا آمریكایی‌ها و اروپایی‌ها، بلكه به قلم یك استاد دانشگاه اسرائیلی است و این قلم اسرائیلی حقایقی را بیان داشته كه «تل آویو» سال‌هاست درصدد پنهان كردن آن است و ادعاهای دروغین و پوچ رژیم صهیونیستی را برملا می‌كند.
در این كتاب 455 صفحه‌ای، علاوه بر جزئیات این دروغ بزرگ اسرائیل آمده است: ده‌ها نفر از سران یهود از برجسته‌ترین اعضای حزب نازیسم و از مهم‌ترین معاونان «هیتلر» بودند كه با رتبه‌های نظامی و فرماندهی بالا در جنگ جهانی دوم مشاركت مستقیم داشتند، برنامه‌های جنگی آلمان را طراحی می‌كردند و نظارت بر اردوگاه‌های آلمانی اسرا و بازداشتگاه‌های ویژه یهودیان و غیریهودیان نازیسم بر عهده آنان بوده است. در این كتاب همچنین به نام و پست نظامی هر یك از یهودیانی كه در جنگ جهانی دوم در ارتش نازی‌ها به فرماندهی «هیتلر» شركت داشته‌اند، اشاره شده است.
روزنامه «لوموند» فرانسوی نیز نوشت، یك رهبر سابق سرخپوشان كانادا نیز كه هولوكاست را رد كرده و گفته بود یهودیان یك «بیماری» و «زخمی» برای جامعه هستند، از سوی دادگاه به «ترغیب به نفرت» علیه یهودیان متهم و به پرداخت 1000 دلار جریمه محكوم شد. «دیوید آهناكیو» 71 ساله، رهبر سابق«مجمع ملت های اولیه»، بزرگ‌ترین سازمان بومی در كانادا، ممكن بود به شش ماه حبس نیز محكوم شود و شاكیان او كه اساساً سازمان‌های یهودی بودند از دادگاه «ساسكاچوان» خواستار 2000 دلار جریمه برای او شده بودند. دولت اسرائیل «آهناكیو» را «عنصر نامطلوب» اعلام كرده است و سایت كانادایی «كانوئه» در اینترنت از خشم كنگره یهودیان كانادا خبر می‌دهد كه شهر «مونترآل» را متهم كرده، اموال شخصی «آدولف هیتلر» را به حراج گذاشته است. در واقع، چهار تابلوی دیكتاتور سابق آلمان و همین‌طور دو كارت پستال كه به امضای اوست، اخیراً در هتلی در «مونترآل» به حراج گذاشته شد كه خشم یهودیان این كشور را برانگیخت. گفتنی است 15 هزار یهودی بازمانده جنگ جهانی دوم در كانادا زندگی می‌كنند كه 8000 نفرشان در «كبك» به سر می‌برند.
روزنامه «لوكوریه» سوئیسی نیز خبر داد كه این روزها صندوق‌های پستی خانه‌ها در شهر «ژنو» و یا «لوزان» مملو از شب‌نامه‌هایی است كه در آن‌ها هولوكاست «چرند» نامیده شده است. به گزارش این روزنامه، این موضوع حدوداً دو سال پیش شروع شده، اما چند هفته‌ای است كه افزایش پیدا كرده و به یك اپیدمی تبدیل شده است.

 
منبع:  http://www.zolfaghar.com/akhbar2/koorehaie%20aadam%20soozi.htm
 
بازداشت نويسنده بريتانيايی به جرم 'انکار' واقعه قتل عام يهوديان
ديويد اروينگ، نويسنده و مورخ تجديدنظرطلب بريتانيايی براساس قانونی که انکار واقعه قتل عام يهوديان در اتريش را منع می کند در آن کشور تحت بازداشت قرار گرفته است.

يک سخنگوی وزارت کشور اتريش گفت که پليس در استان استايريا آقای اروينگ را روز جمعه گذشته براساس حکم جلبی که در سال 1989 صادر شده بود بازداشت کرده است.

آقای اروينگ عازم وين، پايتخت اتريش، بود تا در آنجا برای يک باشگاه دانشجويان سخنرانی کند.

وی در کتاب هايش استدلال کرده است که در ابعاد کشتار يهوديان به دست نازی ها در جنگ جهانی دوم اغراق شده است.

او همچنين ادعا کرده است که آدولف هيتلر، پيشوای آلمان نازی، از واقعه قتل عام يهوديان، موسوم به هولوکاست، بی خبر بود.

وی در سال 2000 همچنين به جمعی در لندن گفت که در اردوگاه های آشويتس اتاق گاز وجود نداشته است.

'ضديهودی'

رودلف گوليا، سخنگوی وزارت کشور اتريش، به بی بی سی گفت که آقای اروينگ ابتدا به شهر گراتز منتقل شد اما اکنون در شهر وين تحت بازداشت است.

گروه های ضدنازی در بريتانيا به خاطر اين اقدام به دولت اتريش تبريک گفته اند.

لرد گرويل جنر، رئيس "صندوق آموزشی هولوکاست" گفت اميدوار است اين اقدام "به محاکمه ای موفق منجر شود."

سرپرست "صندوق روز يادبود هولوکاست" گفت که انکار آن وقايع ربطی به عقايد شخصی ندارد.

او افزود: "قوانين اتريش برای حفاظت از شهروندان اين کشور در مقابل تکرار گذشته، خواستار اقدام قاطعانه می شود."

آقای اروينگ قبلا در سال 1984 نيز در اتريش بازداشت شده بود.

آقای اروينگ بار ديگر در سال 2000 زمانی که عليه دبورا ليپستات، استاد آمريکايی، که او را در کتابش (انکار هولوکاست: يورش فزاينده به حقيقت و حافظه) يک "منکر هولوکاست" توصيف کرده بود شکايت کرد خبرساز شد.

اما قاضی بريتانيايی در حکم خود درباره آن شکايت نوشت که آقای اروينگ "يکی از انکارکنندگان فعال واقعه قتل عامل يهوديان است؛ و يک ضديهودی و نژادپرست است که به افراط گرايان راستگرا که نئونازيسم را ترويج می کنند ارتباط دارد."

ديويد اروينگ

اروينگ ادعا می کند نتيجه گيری هايش حاصل مطالعات جدی است

منبع:سایت بی بی سی

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 22:3  توسط سینا  | 

كيهان 26//1384: يك كتاب چاپ اسرائيل ادعاي رژيم صهيونيستي درباره كشتار يهوديان را صرفاً دروغي بزرگ براي پايه گذاري اين رژيم در سرزمين هاي اشغالي ارزيابي كرد و از مشاركت سران يهود با هيتلر خبر داد.

روزنامه اماراتي «الاتحاد» ديروز نوشت: «پروفسور» «يهودا ريج» استاد تاريخ معاصر دانشگاه «بن گوريون» در شهر «نقب»، اوايل ژوئيه جاري يكي از خطرناك ترين كتاب هاي تاريخ اسرائيل را با عنوان «يهوديان در جنگ نازيسم» منتشر كرد كه در آن براي اولين بار بر دروغ بزرگ و جهاني «ظلم نازيسم عليه يهوديان» يا همان «هولوكاست» (آدم سوزي) كه اسرائيل آن را ترويج مي كند، تأكيد شده است.»

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از «الاتحاد»، در اين كتاب هولوكاست و ظلم و ستم نازيسم در حق يهوديان در جنگ جهاني دوم دستاويزي براي صهيونيست ها براي ايجاد دولت يهود در سال 1948 ارزيابي شده است.

 آنچه باعث هياهو شده، اين است كه اين كتاب نه به قلم عرب ها يا آمريكايي ها و اروپايي ها، بلكه به قلم يك استاد دانشگاه اسرائيلي است و اين قلم اسرائيلي حقايقي را بيان داشته كه «تل آويو» سال هاست درصدد پنهان كردن آن است و ادعاهاي دروغين و پوچ رژيم صهيونيستي را برملا مي كند.

در اين كتاب 455 صفحه اي، علاوه بر جزئيات اين دروغ بزرگ اسرائيل آمده است: ده ها نفر از سران يهود از برجسته ترين اعضاي حزب نازيسم و از مهمترين معاونان «هيتلر» بودند كه با رتبه هاي نظامي و فرماندهي بالا در جنگ جهاني دوم مشاركت مستقيم داشتند، برنامه هاي جنگي آلمان را طراحي مي كردند و نظارت بر اردوگاه هاي آلماني اسرا و بازداشتگاه هاي ويژه يهوديان و غيريهوديان نازيسم بر عهده آنان بوده است.

در اين كتاب همچنين به نام و پست نظامي هريك از يهودياني كه در جنگ جهاني دوم در ارتش نازي ها به فرماندهي «هيتلر» شركت داشته اند، اشاره شده است.
در اين كتاب همچنين به نام بسياري از يهودياني كه با سياست هاي احبار (عالمان حديث يهودي) و خاخام هاي بزرگ و مسئولان صهيونيسم به ويژه در زمينه ايجاد سرزميني ملي براي اسرائيلي ها در فلسطين مخالف بوده اند، پرداخته شده است.

روزنامه «لوموند» فرانسوي نيز نوشت، يك رهبر سابق سرخپوشان كانادا نيز كه هولوكاست را رد كرده و گفته بود يهوديان يك «بيماري» و «زخمي» براي جامعه هستند، از سوي دادگاه به «ترغيب به نفرت» عليه يهوديان متهم و به پرداخت 1000 دلار جريمه محكوم شد.

 «ديويد آهناكيو» 71 ساله، رهبر سابق«مجمع ملت هاي اوليه»، بزرگترين سازمان بومي در كانادا، ممكن بود به شش ماه حبس نيز محكوم شود و شاكيان او كه اساساً سازمان هاي يهودي بودند از دادگاه «ساسكاچوان» خواستار 2000 دلار جريمه براي او شده بودند.

منبع:http://www.ghadiri.org/archives/000401.html  محمد حسن قديری ابيانه   


دولت اسرائيل «آهناكيو» را «عنصر نامطلوب» اعلام كرده است و سايت كانادايي «كانوئه» در اينترنت از خشم كنگره يهوديان كانادا خبر مي دهد كه شهر «مونترآل» را متهم كرده اموال شخصي «آدولف هيتلر» را به حراج گذاشته است.


 در واقع، چهار تابلوي ديكتاتور سابق آلمان و همين طور دو كارت پستال كه به امضاي اوست، اخيراً در هتلي در «مونترآل» به حراج گذاشته شد كه خشم يهوديان اين كشور را برانگيخت. گفتني است 15 هزار يهودي بازمانده جنگ جهاني دوم در كانادا زندگي مي كنند كه 8000 نفرشان در «كبك» به سر مي برند.


روزنامه «لوكوريه» سوئيسي نيز خبر مي دهد كه اين روزها صندوق هاي پستي خانه ها در شهر «ژنو» و يا «لوزان» مملو از شب نامه هايي است كه در آنها «هولوكاست چرند» ناميده شده است.


به گزارش اين روزنامه، اين موضوع حدوداً دو سال پيش شروع شده، اما چند هفته اي است كه افزايش پيدا كرده و به يك اپيدمي تبديل شده است.


ملاحظات: در فرانسه طرح همين مطلب در كتاب روژه گارودي منجر به محكوميت او و ممنوعيت كتابش شد. در اسرائيل هم قاعدتا بلايي بر سر اين نويسنده خواهد آمد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 21:52  توسط سینا  | 

ضربه ي اول، توپ در زمين حريف

بسم الله الرحمن الرحيم

مطلع
 اين واقعه هولناك در فاصله زماني بعد از ظهور حضرت مسيح (ع) و قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) در يمن اتفاق افتاده است: «ذونواس» پادشاه يهودي يمن در جايگاه مخصوصي كه براي او تدارك ديده اند، نشسته است و خاخام هاي يهود، اطراف او به احترام ايستاده اند، مقابل جايگاه گودال هاي خندق مانند و عميقي در زمين حفر شده و آتش سوزان و پرحجمي كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمين زبانه مي كشد. آن سوي ميدان، جمع انبوهي از مردان، زنان و كودكان در حالي كه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شيون زنان، ناله دردناك مردان و گريه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ يهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را براي آخرين بار و با صداي بلند به اسرا كه جمع انبوهي از مردان و زنان و كودكان يمني هستند، ابلاغ مي كند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم يمن آن روزگار از سال ها قبل به دين مسيح گرويده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه يمن كه چندي است به آئين يهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خويش اعلام مي كند؛... اسرا تنها دو راه پيش روي دارند، يا از مسيحيت اعلام انزجار كرده و به دين يهود درآيند و يا در آتش سوزان و پرلهيب بسوزند. اسرا، اما كه از پيروان پاكباخته مسيح (ع) هستند، دست از ايمان خويش برنمي دارند و بعد... به فرمان پادشاه يهودي، تمامي آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و مي سوزانند... كودكان نيز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسيحي مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخام هاي يهود در امان نمي مانند...
ماجراي اين واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اينگونه آمده است:
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهي دهنده و آنچه به آن گواهي دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسيدند. ]آنان كه[ آتشي از هيزم ها افروخته و درحالي كه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان مي آوردند، نظاره مي كردند، (اصحاب اخدود) تنها به اين علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خداي عزيز و حميد ايمان آورده بودند...»
«اخدود» به معني شكاف زمين و گودال است و...
اين واقعه هولناك و جنايت شرم آور يهوديان سنگدل، اولين سند مكتوب از زنده سوزي دسته جمعي انسان هاست.

در اولين موضع گيري دکتر احمدي نژاد در همايش دنيا صهيونيسم با هجمه ي تبليغاتي عظيمي مواجه شديم، انقدر که براي خودم هم سوال ايجاد شد که آيا در موقعيت حاضر همچين اقدامي درست بوده است يا نه؟!، ديگر راهي جز مراجعه با قرآن نداشتم، آيات 18 تا 31 سوره ي مائده آمد، که جواب خودم را از آيات ذيل گرفتم :


اى قوم من وارد سر زمين مقدسى شويد كه خداوند برايتان مقرر داشته است‏؛ و پشت مكنيد كه زيانكار خواهيد شد.(21)گفتند اى موسى در آنجا قوم زورمند و ستمگرى هستند، و مادام كه آنان بيرون نرفته‏اند، ما وارد آنجا نخواهيم شد، و چون از آن بيرون شدند، ما به درون خواهيم رفت‏.(22)(و) دو مرد از پرواپيشگان كه خداوند بر آنها لطف و انعام كرده بود، گفتند (بی‏ باكانه) بر آنان از دروازه وارد شويد و چون وارد آنجا شديد پيروز خواهيد شد و اگر مؤمن هستيد بر خداوند توكل كنيد.(23)گفتند اى موسى مادام كه آنان در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهيم شد؛ تو با پروردگارت برويد و بجنگيد ما در اينجا بر كنار مى‏مانيم‏.(24)(موسى‏) گفت پروردگارا من جز بر خود و برادرم دست ندارم‏؛ پس بين ما و قوم نافرمان جدايى بيفكن‏.(25)

البته آن زمان فرصت نشد که مطلبي را که در حمايت دکتر نوشته بودم درست کامل و قوي کنم، گذشت تا اينکه دکتر احمدي نژاد در سخنان اخير خودش در عربستان، و در اصل حرفي که ما خيلي وقت است مي خواهيم بزنيم و در سانسور رسانه و در عين حال ضعف امکانات اطلاع رساني خودمان گم مي شود را از جايگاهي که کسي نمي تواند گفته شدن حرفش را به راحتي انکار کند زد؛ هولوکاست!
در عين حال به دليل حملات اخير به رئيس جمهور محبوبم دکتر احمدي نژاد وظيفه احساس کردم از ايشان دفاع کرده و در عين حال براي دوستاني که در اثر موج تبليغاتي مخالفان دچار شبهه شده اند، استراتژي ضد صهيونيستي دولت عدالت را شرح دهم.
البته بنده نيز واقفم که دولت عدالت نيز نقص هايي دارد، و جدايي از اينکه برتري و محسنات آن را چندين برابر بيشتر مي دانم، ولي از کليت روند جديد دفاع مي کنم.

شرح تاکتيک جديد
اول بايد يک مسئله اي را در نظر داشت، آن هم اينکه شما با دولتي با نگرش آرمانگراي همراه واقع گرايي و نگرشي نزديک به انصار حزب الله طرفيد، نه يک نگرش واقع گرا، دموکرات، ملي گرا؛ همانطور که در ابتداي انقلاب، امام خميني با نگرشي آرمانگرا وارد شد، و گرنه از قبل نيز کلي مخالف واقع گرا بود ولي واقع گراي صرف (واقع گرايي در اصل بايد ابزار انتخاب تاکتيک آرمانگرايي باشد.) هيچ اقدام مفيدي نتوانست انجام دهد، چون هميشه بين صفا و مروه ي دنيا، ايدئولوژي، ريسک و خطر در نوسان بود و نمي توانست از اين خط قرمزش عبور کند.
تاکتيک جديد نيز متولد از نگرش آرمانگرايانه تمدن اسلامي و جهان بودن صهيونيسم است؛
اظهارات دکتر احمدي نژاد يک جنگ رواني خيلي حرفه ايست او اين اقدامات را در زمان و مکان هاي دقيقي بکار مي برد و در عين حال در سخنراني آخر به سختي مي شود به حرف هايش ايراد گرفت. موقعيت و زمان خوب يعني اينکه توجه کنيد الآن اسرائيل در چه وضعيتيست؛ دولت اسرائيل به دليل شکست در غزه، قوت انتفاضه ي دوم، تحرکات نظامي جديد حماس، جهاد اسلامي و حزب الله به شدت آسيب پذير شده است، با مشکلات اقتصادي شديدي مواجه است و اگر کمک هاي مالي مسيحيان صهيونيست در دولت آمريکا نباشد يقينا با ورشکستگي عظيمي مواجه مي شود، اين مسئله را عينا مي توانيد از فقر مردم اسرائيل متوجه شويد، يک کمي به خودتان زحمت دهيد و نشريات اسرائيلي را که به زبان انگليسي روي نت موجود است بخوانيد مطمئن مي شويد؛ در ضمن انتفاضه به شدت امنيت اسرائيل را به خطر انداخته و صهيونيست ها احساس امنيت ندارند، به همين دليل رشد مهاجرت به سوي اسرائيل منفي شده، تداوم اقامت کاهش پيدا کرده، و به دليل مشکلات اقتصادي و در عين حال سخت گيري هاي مذهبي خاخام ها نارضايتي بين مردم به شدت افزايش پيدا کرده، گروه هاي صهيونيست و احزاب با همديگر اختلاف شديدي پيدا کرده اند، در ضمن استعفاي شارون و تشکيل حزب جديد را که قبلا در زمان ترک غزه پيش بيني کرده بوديم (آرشيو لينکدوني را نگاهي بياندازيد.) نشان مي دهد که دولت صهيونيستي با مشکلات عظيمي مواجه است، و اين اقدام دکتر احمدي نژاد ضربه ي کاري تري به اين روند است که مثل کاتاليزور به اين ها سرعت مي بخشد، مخصوصا اينکه اين اضهارات به شدت احساس امنيت را در اسرائيل کم مي کند، در عين حال مطرح کردن مداوم مسئله اي مثل رفراندوم توسط دکتر احمدي نژاد و امام خامنه اي (دامه برکاته) رژيم صهيويستي را در جامعه ي جهاني با سوالات جدي اي مواجه کرده است.


فقط يک نکته ي جالبي در اين موضع گيري ها وجود دارد، آن هم اينکه، در اين واکنش هاي به استقرار صهيونيست ها در آلمان و اتريش که اصلي ترين نقطه ي سخنان دکتر احمدي نژاد بود اشاره اي نمي شود، اما با تکيه بر ابتدا و مقدمه ي سخنان دکتر، زير سوال بردن قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط هيتلر و اينکه چنين شبهه اي در کشور هاي اروپايي جرم است، فضا سازي مي کنند.



هدف اين اقدامات
اهداف زير، هدف هاي اقدامات زنجيره اي دولت عدالت است، اقدامات که خيلي هايشان هنوز مانده است و براي همين ممکن بعضي از آن ها محقق نشده باشد.

  • مجبور شدن اصلاح طلبان و مخالفان به روشن کردن موضع خود در برابر اسرائيل و صهيونيست ها، مسئله اي که يقينا تاثير بسيار زيادي در جايگاه آنان در افکار عمومي ملي دارد.

  • سنگ اندازي در روند عادي سازي روابط دولت هاي خائن ممالک اسلامي (کشورهايي مانند ترکيه، پاکستان، تونس، اندونزي و شيوخ حاشيه خليج فارس.)؛ و به همين دليل بود که در آخرين دقائق دذ کنفرانسي که قرار بود در باره ي آينده ي خاورميانه در بحرين تشکيل شود، دعوت اسرائيل لغو شد.

  • محبوبيت در بين مردم کشور هاي عربي ، به عنوان مدافع سرسخت احقاق حقوق فلسطينيان، که متعاقبا موجب حمايت مسلمين از ايران در برابر تهديدات عملي و لفظي خارجيان خواهد بود و ضريب امنيت ايران را بالا مي برد. در عين حال در تصميم گيري دولت هاي آن ها در برابر ايران مخصوصا مسائل اقتصادي تاثير به سزايي خواهد داشت.

  • ضربه زدن به اسرائيل؛ کم کردن امينت اسرائيل، و متعاقبا ضربه ي اقتصادي و اجتماعي شديد به جامعه ي صهيونيستي.

  • اميد بخشيدن به گروه هاي مقاومت و تسريع روند مقاومت و ضربه ي نظامي به اسرائيل.

  • انداختن توپ به زمين حريف، با اين کار اروپايي ها با سوالي جدي مواجه مي شوند، در نتيجه ديگر نمي توانند مثل قبل در مقابل آرمان هاي فلسطيني موضع گيري کنند چون خودشان با سوالي جدي مواجه اند و در اين صورت نفوذ ما در افکار عمومي راحت تر مي شود و اقدامات فرهنگي با سرعت بيشتر و راحت تر انجام خواهيم داد.

  • ...


انداختن توپ به زمين حريف، با اين کار اروپايي ها با سوالي جدي مواجه مي شوند، در نتيجه ديگر نمي توانند مثل قبل در مقابل آرمان هاي فلسطيني موضع گيري کنند چون خودشان با سوالي جدي مواجه اند و در اين صورت نفوذ ما در افکار عمومي راحت تر مي شود و اقدامات فرهنگي با سرعت بيشتر و راحت تر انجام خواهيم داد.


واکنش هاي خارجي
جدايي از واکنش هاي رژيم صهيونيستي، که به دليل مشکلات شديد اين دولت که در بالا ذکر شد براي منصرف کردن و ترساندن ايران مجبور است به تهديد و جو سازي بپردازد، که از طريق رسانه هاي صهيونيستي نيز به سرعت پخش مي شود، و مي دانيم که توان اين دولت با مشکلات حاضر اقدامات جدي اي که براي خودش خطر نداشته باشد نمي تواند انجام دهد؛ دولت هاي اروپايي و آمريکا نيز نسبت به سخنراني جديد دکتر موضع گيري کردند فقط يک نکته ي جالبي در اين موضع گيري ها وجود دارد، آن هم اينکه،
در اين واکنش هاي به استقرار صهيونيست ها در آلمان و اتريش که اصلي ترين نقطه ي سخنان دکتر احمدي نژاد بود اشاره اي نمي شود، اما با تکيه بر ابتدا و مقدمه ي سخنان دکتر، زير سوال بردن قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط هيتلر و اينکه چنين شبهه اي در کشور هاي اروپايي جرم است، فضا سازي مي کنند. البته این جوسازی های عمدتا ساختگی (با توجه به این که در مقابل تحریم های کشورهای خارجی ایران نیز حربه های مقابلی از تحریم نفت، بستن راه های تجاری، به مخاطره انداختن جان آمریکایی ها و اروپایی ها در عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان و ... دارد) خیلی از دوستان داخلی را نیز ترسانده (هرچه قدر این جو سازی ها در یکی دوسال اخیر در مورد پرونده ی هسته ای راست بود این یکی هم هست.)، فقط باید بررسی کرد آیا این نگرانی ها به جا است یا نه؟! به زبان دیگر این که در مقابل این اقدامات ما واکنش ها در چه حدی خواهد بود و آیا این واکنش ها با اقدامات ما در تعادل است، یعنی ما ضرر خواهیم کرد یا آن ها؟!


تبلیغات میان برنامه


اين دفعه دقيق تر از قبل
خوشحالی بیشتر من سر سخنرانی اخیر دکتر سر این بود که ایشان این دفعه دقیق تر عمل کرد، یعنی هر چند موضوع حق قبلی که برگرفته از آیات قرآن، احادیث و شرع مقدس درباره ی یهودیان و صهیونیست ها و سخنان امام خمینی و امام خامنه ای بود، ولی به گونه ای بود که اروپایی ها توانستند حمله کنند، هر چند شدت آن حمله متناسب بود با ناتوانی تاسف بار وزارت خارجه ارث رسیده از دولت اصلاحات، وزارت اطلاعات، صدا و سیما، و همچنین التقاط افکار دوستان اصلاح طلب که شاید با اقدامات اخیر دکتر بالاخره تکلیف خودشان و مردم را با موضوع صهیونیسم و اسرائیل مشخص کنند؛ ولی این دفعه دکتر به نقطه ای جدید حمله کرد و توپ را به زمین اروپا و آمریکا انداخت و حالا آن ها با سوال مواجه اند؛ هم چنین هولوکاستی را مورد تردید قرار داد که دربین خیلی از تاریخ شناسان (تاریخ شناسان صهیونیست را کم کنید.) نیز مورد تردید است، و در عین حال از آن سواستفاده عظیمی می شود؛ و در صورتی که واقعیت این موضوع حل شود یقینا ضربه ی بزرگی به پیکره ی صهیونیسم خواهد خورد.

حمايت هاي داخلي
در عین حال بعضی از انتقادات و بعضا تمسخر های بدون استدلال (هرچند که تمسخر در همه حال گناه کبیره است.)، (البته بیشتر درباره ی سخنرانی قبل، چون سخنرانی جدید بسیار حرفه ای بود) در بین دوستانی شنیده می شود که مدعی پیروی از امام، رهبری، و مقاومت اسلامی هستند. حال درخواست ما از این دوستان این است که تکلیف خودشان را با موضع امام و رهبری مشخص کنند!، آخر ما باید نظر این دوستان را بفهمیم آیا خودشان را مجتهد تر از امام و رهبری می دانند؟! که موضوع شکل دیگری پیدا می کند. در عین حال آیا مقامی مهم تر و تاثیر گذارتر -در حد حکم حکومتی و جهاد- از امام و رهبری در نظام وجود داشته و دارد؟! اگر که نه در مقابل موضع گیری هتی 25 سال بعد انقلا و 15 سال قبل انقلاب چه می گویید؟!
نظر امام خمینی درباره ی صهیونیسم، اسرائیل، کفار، مشرکین و مسیحیان که کاملا مشخص است، از سخنرانی سال 42 خطاب به شاه گرفته تا کاپیتولاسیون، و سخن معروف این که اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو شود، یا اینکه اگر تمام مسلمین یک سطل آب بریزند اسرائیل را سیل می برد ...
و آیا اقدامی عظیم تر از اعزام نیروهای سپاه، لشکر محمد رسول الله به لبنان برای مبارزه عملی به اسرائیل؟!، مخصوصا در زمانی که ما خود در حال جنگ بودیم و این نشان دهنده ی این است که امام الویت و اهمیت بسیار برای مبارزه با اسرائیل قائل بودند که قسمتی از مبارزه را به آن جا منتقل کردند.
نظرات رهبری را هم طول نمی دهم و خلاصه می کنم به حمایت غیر مستقیم ایشان، با ملاقاتشان با برادر خالد مشعلِ حماس، سخنان ایشان در این سخنرانی و تکرار مواضع ضد صهیونیستی ایران؛ و آیا موضع گیری عظیم تر از حمایت و گفتگو و کمک به یک گروه نظامی، گردان شهید عزالدین قسام شاخه ی نظامی حماس، حزب الله، جهاد اسلامی، و در اصل مبارزه مسلحانه ی غیر مستقیم وجود دارد؟!

این موضوع آدم را به شک می اندازد که این دوستان نیز مثل آن دودسته ی مجاهدین انقلاب اسلامی باشند، برای کسانی که نمی دانند: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متشکل از 7 گروه شبه نظامی در سه طیف بود که دو طیف از آن به دلیل اختلاف با نظرات امام و در گیری با نماینده ی امام که معتمد و مود تایید ایشان بود، مقدمات انحلال سازمان را پدید آوردند و بعد هم با اجازه ی امام سازمان منحل شد؛ و بعد ها در جریان سازندگی و اصلاحات دسته ای از آن گروه مخالف امام دوباره سازمان را با کمک های دولتی به صورت حزب احیا کردند، هر چند بقیه گروه ها مخالف بودند؛ و دلیل اینکه این حزب با نام سازمان غیرقانونی مجاهدین خطاب می شود این است.

زبان دنيا پسند
آقای دکتر حداد عادل در روسیه صحبت های ارزشمندی کردند، که مشروحش را می توانید از برادر سجاد جوزدانی (لینکش این بغل هست) که عکس یادگاری هم با ایشان انداخته اند بپرسید،
مطلبی که من در این سخنان خیلی خوشم آمد «زبان دنیا پسند» بود، که ایشان گفتند اگر فکر می کنید با زبان دنیا پسند اگر حرف زدیم، خارجی ها نرم می شوند و می گذارند ما به حقوقما برسیم اشتباه است، و بعد نیز اشاره کردند اگر گفتگوی تمدن ها و زبان دنیا پسند دولتی قبلی جوابگو بود این نتیجه ی نا مطلوب را در فرایند هسته ای نمی گرفتیم.
خود دوستان خواننده هم شاهدند که در همین چند ماه اندک دولت عدالت پیشرفت ما در مذاکرات هسته ای چندین برابر کل اقدامات دولت اصلاحات بود.

ضربه ی اول
آقای عباسی در یکی از سخنرانی هایشان از ضربه ی اول گفتند، و اینکه اگر ما می خواستیم نیمه ی اول جمهوری اسلامی را هم مثل دولت اصلاحات و دولت سازندگی طی کنیم هیچ وقت حزب الله لبنانی بوجود نمی آمد که در مرزهای لبنان و فلسطین از جمهوری اسلامی دفاع کند! البته آن هایی که با آقای عباسی مخالفند را ارجاع می دهم به حدیث امیر المومنین با این مضمون که «نبین چه کسی حرف را میزند، ببین چه می گوید»، تا موضع گیری دگماتیستی نکنند.
در عین حال شخصا جدایی از بررسی نظری ترجیح می دهند نگاهی هم به تجربه بیاندازم؛ خودتان با یک نگاه به تاریخ بگویید کدام تاکتیک بهتر جواب داده در این 25 سال و حتی در مبارزات انقلاب اسلامی؟! ضربه ی اول یا گفتگو و تساهل و تسامح؟!

هولوکاست و مجمع وبلاگ نويسان مسلمان
با برادر آرش احمدی -نویسنده ی «یک وبلاگ ضد صهیون»- هم صحبت کرده ام با کمک دوستان مطالب سایت مرجع هولوکاست را تدوین کنند تا بچه های مجمع سایتشان را درست کرده و روی نت بفرستیم. هرکس می خواهد کمک کند برود این جا :
http://anti-sahyoon.myblog.ir/

خوشحال می شوم که ...
خوشحال می شوم که دوستان ریسک این گونه اقدامات برای کشور، و خطراتی که کشور را تهدید می کند، همچنین با ذکر وزن این خطرات و ریسک ها در این جا یا وبلاگشان ذکر کنند.

در همين رابطه

بعد از تحریر.
سرم خیلی شلوغه، این ریحانه هم کم بود، که یه نفر بهش گیر داده باس یه مقاله چند متری جور کنم براش!، سایت هولوکاست و لینکده هم هست، امتحانات هم نزدیکه!

منبع: http://masih.myblog.ir/ محمد مسيح مهدوي

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 21:27  توسط سینا  | 

سه‌شنبه 8 آذر 1384/ 29 نوامبر 2005، ساعت 1 بعدازظهر

غمگينم. خاطره‌هاي گذشته را مرور مي‌کنم. در سال 1378، زماني‌که در پي انتشار مقاله من با عنوان «کمپاني‌هاي جهان‌وطن صهيونيستي در ايران چه مي‌خواهند؟»، جنجال بر سر انعقاد قرارداد با کمپاني رويال داچ شل آغاز شد، به وزارت نفت دعوت شدم. ماه رمضان بود. با وساطت يکي از دوستان ديرينم، که معاون وزير نفت بود، براي افطار ميهمانم کردند. بحث به مقاله من کشيد. استدلال‌ها و مستنداتم را عرضه کردم. ظاهراً اين حرف‌ها براي برخي مقامات عالي‌رتبه وزارت نفت، که در جلسه حضور داشتند، جالب بود و تازگي داشت. يکي‌شان، که او را به‌عنوان فردي سالم و توانمند مي‌شناختم ولي امروزه به‌کلي منکر وجود «مافياي نفتي» شده، گفت که تنها در سال‌هاي دور، در سر کلاس‌هاي دکتر محمدعلي موحد، حرف‌هايي از «هفت خواهران» و دسيسه‌هاي نفتي، آن هم به اجمال، شنيده و او و ساير مسئولين نفتي در اين زمينه‌ها به‌کلي نامطلع‌اند و هيچ نهاد ديگري نيز متولي ابعاد سياسي قراردادهاي نفتي نيست. او از فساد در روابط نفتي گفت و مثال‌هاي متعدد زد. مثلاً، از مقام عالي‌رتبه‌اي گفت (در حد معاون وزير يا مديرکل- درست به ياد ندارم. نامش را گفت ولي فراموش کرده‌ام) که پس از انعقاد چند قرارداد خود را بازنشسته (يا بازخريد) کرد و با حقوق گزاف در يکي از شعب کمپاني هندوجا (دلالان بزرگ نفت ايران) در يکي از شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس به کار پرداخت. گفت که در وزارت نفت جو عجيبي عليه تو ساخته‌اند. مثلاً، شايع کرده‌اند که شهبازي از کارشناسان زمان شاه است که پس از انقلاب اخراج شده. خنديدم زيرا سن من با اين شايعه متناسب نبود. به‌علاوه اولين بار بود که وارد ساختمان وزارت نفت مي‌شدم. بالاخره گفتند: «تو محققي و اهل سياسي‌کاري و باج‌خواهي نيستي. قرارداد شل امروزه به حربه‌اي عليه دولت آقاي خاتمي تبديل شده و تو که نمي‌خواهي وارد کارزارهاي سياسي شوي.» در واقع، فضا آشفته بود. کارکنان صنعت نفت در جنوب در حال اعتصاب بودند و گويا در گچساران نيز پمپ‌بنزيني را به آتش کشيده بودند. مقاله من عيناً در اعلاميه کارکنان صنعت نفت جنوب نقل شده بود. اين استدلال بر من اثر گذاشت. نمي‌خواستم متهم به خرابکاري عليه دولت خاتمي شودم. به اين دليل سال‌ها سکوت کردم و ديگر درباره کمپاني شل ننوشتم. کمي بعد، مهندس بهشتيان، با واسطه مهندس ميرحسين موسوي، در دفتر مهندس موسوي با من ديدار کرد. بهشتيان رهبر جناح مخالف زنگنه در وزارت نفت بود و افشاگر موارد خلاف. درگيري شديدي ميان او و زنگنه آغاز شده و کنارش گذاشته بودند. بهشتيان پيشنهاد کرد که ستوني ثابت در روزنامه جمهوري اسلامي باز کنم و در آن درباره رويال داچ شل و دسيسه‌هاي نفتي در تاريخ ايران بنويسم. نپذيرفتم به همان دليل. اکنون نيز همان ملاحظه را درباره قرارداد با کمپاني ريوتينتو (اعطاء امتياز معدن طلاي کردستان) دارم. ولي متأسفانه، برخي آقايان منکر پيوندهاي سياسي ريوتينتو شده و به بهاي ارزان يازده ميليون دلار سرمايه‌گذاري مصالح ملي ايران را در مخاطره قرار داده‌اند. يازده ميليون دلار حدود نه ميليارد تومان است. پول ناچيزي است. قيمت يکي دو خانه يا باغ در تهران است. يعني سرمايه‌داران ايراني چنين پولي نداشتند که محتاج ريوتينتو شديم؟ از قرارداد با شل چه خيري ديديم که اينک پاي ريوتينتو را به ايران باز مي‌کنيم؟ بنگريد به گزارش‌هايي که درباره خسارات ميلياردي شل به مخازن نفت و گاز ايران در ماه‌هاي اخير منتشر شده است. پيامد قرارداد شل آشوب‌هاي اهواز بود و به يقين پيامد قرارداد با ريوتينتو آشوب‌هاي آتي در کردستان. بايد يا نبايد نوشت؟ کدام گوش شنواست؟

چهارشنبه 9 آذر 1384/ 30 نوامبر 2005، ساعت 2:30 بعد از ظهر

«مافياي نفتي» را بايد شناخت و با آن مبارزه کرد

«مافياي نفتي» اصطلاحي است که در سال‌هاي اخير در مباحث سياسي مرتبط با نفت مطرح شده است. منظور از «مافيا»، در معناي سياسي آن، سيطره انحصاري لابي‌ها و محافل قدرت بر يک حوزه معين است. بنابراين، زماني که از «مافياي نفتي» سخن مي‌رود منظور سيطره انحصاري يا مقتدرانه‌اي است که، طبق اظهارات برخي مسئولين و مطبوعات، کانون‌ها و شبکه‌هاي معين در سال‌هاي اخير در حوزه نفت (و گاز) ايران برقرار کرده‌اند. گستره کاربرد اين واژه تا بدان‌جا رسيد که دکتر احمدي‌نژاد در تبليغات انتخاباتي خود «قطع دست مافياي نفتي»، پايان دادن به سلطه «خانوادگي» بر معاملات نفتي و شفاف‌سازي مسائل مرتبط با نفت را به عنوان يکي از اهداف اصلي خود ذکر کرد و گفت: «من دستان مافياي قدرت و جناح‌هايي را که بر نفت ما چنگ انداخته‌اند قطع خواهم کرد و حاضرم جانم را فدا کنم. مردم بايد سهم خود از نفت کشور را در زندگي روزمره‌شان ببينند.» (وبگاه BBC فارسي، شنبه 25 ژوئن 2005) در همان زمان اين اظهارات با مقابله و تکذيب دو چهره متنفذ نفتي ايران، بيژن نامدار زنگنه (وزير نفت) و حسين کاظم‌پور اردبيلي (نماينده ايران در اوپک)، مواجه شد. زنگنه در واکنش به پيروزي احمدي‌نژاد مدعي شد که «محافظه‌کاران تندرو مي‌خواهند با متوقف ساختن توسعه اقتصادي و سياسي هشت ساله اخير، ايران را به انزواي بين‌المللي بکشانند.» (همان مأخذ، دوشنبه 4 ژوئيه 2005) زنگنه و کاظم‌پور تنها کساني نبودند که وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» را انکار مي‌کردند؛ بعدها حتي نزديکان رئيس‌جمهور جديد نيز اين رويه را در پيش گرفتند. علي سعيدلو، معاون اجرايي رئيس‌جمهور و نخستين گزينه تصدي وزارت نفت در دولت جديد، در پاسخ به پرسشي در اين زمينه گفت: «من مافياي نفتي را نمي‌شناسم و هر کسي که سخن از خانواده‌ها و مافياي نفتي گفته خودش بايد مسئوليت آن را بر عهده گيرد.» (وبگاه بازتاب، 30 آبان 1384) سيد صادق محصولي و سيد محسن تسلطي، نامزدهاي بعدي تصدي وزارت نفت، نيز اين رويه را ادامه دادند و وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» را از اساس انکار کردند. وزيري هامانه، سرپرست وزارت نفت در ماه‌هاي نخستين دولت احمدي‌نژاد، نيز همين رويه را در پيش گرفت و گفت: «مافياي نفت را نه ديده و نه مي‌شناسد و اساساً تعريف آن را نمي‌داند.» (وبگاه عدالتخانه، چهارشنبه 9 آذر 1384) بدينسان، به‌نظر مي‌رسد که دکتر احمدي‌نژاد براي شناسايي و معرفي وزير نفت مطلوب خود، کسي که حداقل در مباني سياسي با او هم نظر بوده و به وجود پديده‌اي به‌نام «مافياي نفتي» باور داشته باشد، بايد تلاش فراواني مبذول دارد.

واژه «مافياي نفتي» ريشه در واقعيت‌هاي موجود دارد. اين پديده «توهّم» نيست؛ واقعيت ملموسي است که علاوه بر خواص در فرهنگ عمومي جامعه نيز بازتاب گسترده داشته است. زماني که از «مافياي نفتي» سخن مي‌رود «مردم» به روشني منظور از اين واژه را مي‌فهمند و مصاديق آن را مي‌شناسند ولي «خواص»، به‌رغم اين‌که درک مستندتر و مشخص‌تري از اين مفهوم دارند، بنا به «مصالح» آن را انکار مي‌کنند. درست به همين دليل است که شعارهاي احمدي‌نژاد عليه «مافياي نفتي» به سرعت در جامعه جذب شد و توده‌هاي وسيعي را به‌سود او به پاي صندوق‌هاي رأي کشانيد.

دکتر احمدي‌نژاد براي تحقق شعار مهم انتخاباتي «مبارزه با مافياي نفتي» بايد وزيري را برگزيند که اين مفهوم و ابعاد گوناگون و تبعات مهلک عملکرد آن براي نظام جمهوري اسلامي ايران را عميقاً بشناسد و براي تحقق آن مبارزه کند. مردمي که در انتخابات رياست‌جمهوري اين شعار را شنيده و آن را برگزيده‌اند قطعاً به انکارهاي کنوني به ديده استهزا مي‌نگرند. معهذا، روشن است که راه مبارزه با «مافياي نفتي» شعار نيست و عملکردهاي نسنجيده در اين حوزه مي‌تواند پيامدهاي مخرب سنگيني براي نظام سياسي کشور و ساختار صنعت نفت به ارمغان آورد.

واین هم بايگاني يادداشتهای استاد شهبازی: (البته در برخی موارد جزیی نقدهایی به نوشته های استاد دارم ولی مجموعا مطالب بسیار مفید است.) 

2 الي 11 شهريور 1384

افروغ درخشيد

محافظه کاران مسيحي
در برابر نومحافظه کاران يهودي

نقش «انقلاب نظامي» در برتري
تمدن جديد غرب

به دليل احداث سد،
هيچ خطري بناهاي باستاني فارس را
تهديد نمي کند

بي. بي. سي. فارسي نيز
به «هياهوي سد سيوند» پيوست!

 

24 مرداد الي 2 شهريور 1384

داستان من و کودتاي 28 مرداد

چرا دکتر سيد محمود کاشاني از
انتشار پژوهش من درباره کودتاي 28 مرداد برآشفته است؟

«مافياي نفت و گاز ايران»
چگونه شکل گرفت؟

پنجاه سالگي من و داستان خاندانم

در پيرامون مذاکرات مجلس:
وزارت کشور آقاي پورمحمدي

 

10 الي 24 مرداد 1384

خشت اول: کابينه پيشنهادي احمدي نژاد

مرگ مشکوک رابين کوک

دستاوردهاي خاتمي

مافياي سنگ ايران

بازشناسي مافيا

 

6 الي 26 تير 1384

سونامي فقر يا عدالت اجتماعي

معناي راستين شايسته سالاري

سيامک درودي آهي و
انتخابات رياست جمهوري

مصاديق واقعي بداخلاقي در انتخابات اخير

ديوان سالاري و دشواري هاي احمدي نژاد

ادعاهاي پارانوئيد سردار ذوالقدر

ارسال آثار باستاني ايران به بريتانيا،
اقدامي خطرناک

بازهم درباره طبقه جديد

 

19 خرداد الي 4 تير 1384

مافياي مواد مخدر و ايران

ويژگيهاي انتخابات نهم

سونامي در کاست قدرت

نقدي بر تحليل بهزاد نبوي

چرا به احمدي نژاد رأي مي دهم

تحولي که ناگزير بايد آغاز مي شد

 

17 الي 29 فروردين 1384

عکس منتشر نشده از آقاي خاتمي

خانواده نيمرودي و 
خبر ديدار خاتمي- کاتساو

 

8 بهمن 1383 الي 15 فروردين 1384

امام خميني
و کتاب بيست و سه سال علي دشتي

نقش تاريخي نهاد مرجعيت:
مصاحبه با روزنامه
همشهري

دشواري هاي محقق تاريخ معاصر بودن

قانون ملي شدن جنگل ها و مراتع:
منشاء پديده زمين خواري

ارزش "تومان" ايران: از صفويه تا امروز

دولت بلر و قوانين جديد "ضد تروريستي"

خاطراتي از دکتر احمد توکلي

عيد نوروز و فرهنگ ايراني در عثماني

درگذشت دکتر عبدالله شهبازي (نهاوندي)

ماجراي عجيب علي پهلوي

 

26 دي الي 8 بهمن 1383

اهميت متون کهن دوره اسلامي
در شناخت ايران باستان

در عسلويه غوغايي است

کتاب مقدس يهوديان:
تفاوت عهد عتيق و تورات

مکتب قرآن تبريز:
ريشه هاي سلفي گري در
انديشه سياسي معاصر ايران

ديدگاههاي من درباره تاريخ ايران باستان

انتخابات رياست جمهوري و
حضور هاشمي رفسنجاني

قرارداد هاليبرتون

 

اول آبان الي 4 دي 1383

نقدي بر کتاب ابرلينگ درباره ايل قشقايي

آخرين سامورايي

سند نويافته:
وصيتنامه حسينقلي خان رستم

مصاف بوش و کري

پاسخ به ادعاهاي فرج سرکوهي

 

2 تير الي اوّل مهر 1383

ديدار با احمد اقتداري

اختلال در فعاليت سايت

سالگرد کودتاي 28 مرداد 1332

قتل راسپوتين و سرويس اطلاعاتي بريتانيا

 

19 الي 26 خرداد 1383

واژه وبليوگرافي

خانم راکاخ و «تروريسم مقدس اسرائيل»