تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

بخوانید از دوست گرانقدرم در وبلاگ آمريکا، آزادی و دمکراسی!! http://amrika.persianblog.com/  :
 
سكس؛ ابزاري براي بازجويي در گوانتانامو

خواندن مطلب زير به همه آنهايی که هنوز اعتقادی به آزادی و دمکراسی در غرب و بويژه آمريکا دارند توصيه می شود. نکته قابل توجه در اين مطلب اشاره های متعدد فرد مصاحبه شونده يا همان مترجمی که سابقا در گوانتانامو شاغل بوده به ارزشهای جامعه آمريکا است. از لحاظ منطقی ارزشهای مذکور نميتواند ارزشهای غالب در اين جامعه باشد چون در هر حال بوش و جنگهای تجاوزکارانه دولت آمريکا از دل همين ارزشهای غالب در جامعه آمريکا بيرون آمده و خيلی منطقی تر است اگر گوانتانامو و ابوغريب و مليونها کودک به کام مرگ فرستاده شده توسط سياستهای غرب و بويژه آمريکا در عراق و افغانستان و بوسنی و سومالی و غيره را زاييده ارزشهای غالب جوامع غربی و جامعه آمريکا بدانيم. البته مثل هميشه و مثل همه جای دنيا در اين جوامع افراد با طينت و فطرت درست نيز وجود دارند ولی چيزی که عيان است اينها فعلا و حتی سابقا قدرت کافی برای جلوگيری از جنايات و تجاوزات غرب به مردم ديگر کشورها نداشته و ندارند.

سكس؛ ابزاري براي بازجويي در گوانتانامو

سه سال قبل بيشتر مردم آمريكا يا ديگر نقاط جهان اسم جزيره گوانتانامو در كوبا يا زندان ابوغريب را نشنيده بودند. اين دو مكان، در حال حاضر، به نمادهايي جهاني از جنگ آمريكا عليه تروريسم تبديل شده‌اند.

تا امروز هيچ يك از مقامات ارشد نظامي آمريكا به خاطر نقض برنامه‌ريزي شده حقوق زندانيان به مجازات قابل ملاحظه‌اي محكوم نشده‌اند. وكلاي سربازان رده پايين متهم در اين باره مي گويند كه موكلانشان تنها دستوراتي را كه از طريق سلسله مراتب توسط فرماندهانشان صادر شده اجرا كرده‌اند. اخيرا نيويورك تايمز گزارش كرد كه بازجويي‌هايي از مقامات عالي‌رتبه نظامي در ارتباط با شكنجه زندانيان در زندان گوانتانامو در حال انجام است. اگر چه يافته‌هاي آنان در توصيف ميزان نقض حقوق زندانيان با يافته‌هاي گروه‌هاي حقوق بشر و زندانيان آزاد شده از آن زندان تفاوت‌ زيادي دارد، ولي باز هم حاوي نكات مهمي است.

آن گزارش شامل مواردي از بدرفتاري و شكنجه‌هاي زندانيان و استفاده از روش‌هاي نادرست به منظور گرفتن اطلاعات از آنان مي باشد. گزارش اين تحقيقات تنها چند هفته است كه كامل و منتشر شده است. به نوشته تايمز ميزان زيادي از اين گزارش مربوط به FBI مي‌باشد كه بعد از پذيرفته شدن شهادت چند زنداني در مورد رفتارهاي خشني كه با آنان شده است، از آن سازمان شكايت شده بود. FBI در گزارشش نوشته است كه موارد اعلام شده مثل اين كه بازجويان زن با فشار دادن اندام‌هاي تناسلي زندانيان مرد سعي در تحت فشار گذاشتن شان داشته‌اند يا شهادت ديگر زندانيان در مورد ضرب و شتم و بسته شدن به كف زندان براي ساعت‌هاي طولاني را قبول ندارد.

آنچه در ادامه مي‌آيد گفت‌وگويي است با سرباز سابق ارتش آمريكا كه به عنوان مترجم زبان عربي در زندان ايالات متحده در گوانتانامو مشغول به كار بوده است. اريك اسار از ماه دسامبر سال 2002 تا ماه ژوئن سال 2003 در آن زندان كار مي‌كرده است. او جديدا كتابي با عنوان «داخل سيم‌ها: ديده‌هاي يك سرباز اطلاعات ارتش از زندگي در گوانتانامو» منتشر كرده است. او در اين كتاب شيوه‌ها و تكنيك‌هاي مورد استفاده توسط افسران نظامي آمريكا را در گوانتانامو شرح داده است.

- خوش‌آمدي اريك.

- از اين كه من را دعوت كرديد متشكرم.

- براي شروع لطفا توضيح بده چرا به گوانتانامو رفتي؟

- اگر بخواهم صادق باشم، من خودم داوطلب رفتن به گوانتانامو شدم، چون به اين عمليات اعتقاد داشتم. من به آنجا رفتم تا به كشورم خدمت كنم و از مهارتم در زبان عربي به منظور مشاركت در جنگ عليه تروريسم استفاده كنم. من فكر مي‌كردم كه در آنجا با كساني كه يا مسئول واقعه يازدهم سپتامبر هستند يا در حال برنامه‌ريزي براي حملات آينده به ايالات متحده بودند، روبرو مي‌شوم.

- آيا وقتي شما به گوانتانامو رفتيد اين امر اتفاق افتاد؟

- آنچه بعد از رسيدن من در آنجا اتفاق مي‌افتاد، باعث شد من تشخيص دهم كه تصور من با واقعيات گوانتانامو در تضاد كامل مي‌باشد. در آنجا بعضي مسايل وجود داشت كه مرا به شك انداخت و سرانجام به من ثابت كرد كه گوانتانامو يك اشتباه و يك استراتژي شكست‌خورده در اين جنگ مي‌باشد.

- شما براي بازجويان كار ترجمه را انجام مي‌داديد؟

- در نيمه دوم شش ماه كار من در گوانتانامو، من به عنوان مترجم در تعدادي از بازجويي‌ها حضور داشتم.

- شما يك صحنه از يك بازجويي توسط يك زن را بازگو كرده‌ايد. لطفا بگوييد كه در آن روز چه اتفاقي افتاد؟

- آن روز، به عنوان يك تكنيك بازجويي از سكس به عنوان سلاحي براي ايجاد فاصله بين زنداني‌اي كه ما با او صحبت مي‌كرديم و اعتقاداتش استفاده شد. به عبارت دقيق‌تر، بازجوي زني كه من آن روز با او كار مي‌كردم سعي كرد تا زنداني را وسوسه جنسي كند. منطق پشت اين عمل بود كه اگر او به وسيله آن زن تحريك جنسي شود، احساس ناپاكي و گناه مي‌كند و در نتيجه نمي‌تواند به سلولش برگردد و نماز بخواند. كار ديگري كه آن بازجو به منظور تحقير او و همچنين ايجاد احساس ناپاكي در او انجام داد، پاشيدن مقداري جوهر قرمز به صورت زنداني بود. البته او اين كار به گونه‌اي انجام داد كه او فكر كند آن خون عادت ماهانه است. همه اين كارها تلاشي براي ايجاد شكاف بين آن زنداني و مذهبش بود و نه تنها غير موثر بود بلكه من فكر مي‌كنم غير اخلاقي هم بود.

- لطفا جزئيات را شرح دهيد. منظورم اين است كه چه اتفاقي افتاد؟ شما در اتاق نشسته بوديد و ترجمه مي‌كرديد، بازجو در اتاق قدم مي‌زد، زنداني از قبل آنجا بود يا بعد به آنجا آورده‌ شد؟

- من در اتاق با بازجوي زن قدم مي‌زدم. زنداني از قبل آنجا حضور داشت و قبل از اينكه ما بياييم انتظار يك دوره زماني خوب را داشت. او روي زمين افتاده بود. ما به او مي‌گفتيم كه بايد همكاري كند. پس از چند لحظه بازجوي زن شروع به درآوردن بلوزش كرد. او زير آن بلوز يك تي‌شرت تنگ و چسبان پوشيده بود. او خودش را به زنداني نزديك كرد و سعي كرد او را تحريك كند.

-بازجوي زن به او چه گفت؟

- او مي‌‌گفت كه اين كار نبايد به اين شيوه باشد. ما مي‌توانيم پشت يك ميز روبروي هم بنشينيم و مثل دو آدم بالغ با هم صحبت كنيم. سپس او گفت كه من مي‌توانم بگويم كه تو به وسيله من تحريك شدي، فكر مي‌كني خدا چه احساسي دارد وقتي تو از نظر جنسي مجذوب يك كافر آمريكايي شده باشي؟

-آيا او بدنش را به زنداني ماليد؟

_ او در اتاق قدم مي‌زد و سينه‌هايش را به پشت زنداني مي‌ماليد و در كل سعي مي‌كرد تا او را وسوسه كند.

- اسم آن بازجو چه بود؟

- من كتاب ننوشتم تا راجع به افراد خاص اظهار نظر كنم، اما اگر اين فرصت را داشته باشم بايد بگويم كه يكي از چيزهايي كه من را در مورد گوانتانامو با ترديد روبرو كرد، اين بود كه اشخاصي كه در آنجا كار مي‌كردند و سعي مي‌كردند تا با استفاده از شيوه‌هاي خاص، اطلاعات كسب كنند، اجازه اين كارها را از فرماندهان خود گرفته بودند. بنابراين من واقعا نمي‌توانم اسم شخص خاصي را ببرم، زيرا فكر نمي‌كنم كه كسي آنجا خارج از اجازه فرماندهان كاري انجام مي‌داد.

-‌آيا كاري كه آن بازجوي زن در حضور شما انجام داد قبلا هم تكرار شده بود؟ آيا شما چيزي در مورد بقيه موارد مي‌دانيد؟

- من از طريق ديگر همكارانم كه در بازجويي‌ها همكاري مي‌كردند و از دامني كه روي در قرار داده شده بود، مي‌دانستم كه از سكس به عنوان ابزاري در بازجويي استفاده مي‌شود؛ آن هم به منظورايجاد فاصله بين شخص و ايمانش ولي تا آن روز خودم حضور نداشتم و نديده بودم.

- در‌ آن مورد، بعد از اينكه او بدنش را به زنداني ماليد و بلوزش را درآورد، دست به چه كاري زد؟

- ما يك استراحت داشتيم و بعد برگشتيم. آن وقت بازجو يك قوطي قرمز برداشت و مقداري جوهر قرمز روي دستش پاشيد. او به زنداني گفت كه دچار قاعدگي شده است. او در اطراف اتاق قدم مي‌زد و در حالي كه دستش را در مقابلش گرفته بود، به طرف زنداني آمد و جوهر قرمز را به يك طرف صورتش ماليد و به او گفت كه اين خون عادت ماهيانه مي باشد.

- آيا او همچنان روي زمين افتاده بود؟

- نه، وقتي به اتاق بازجويي برگشتيم او روي يك صندلي نشسته بود ولي همچنان پاهايش بسته بود.

- وقتي او جوهر را به صورت زنداني پاشيد، زنداني چه كرد؟

- او از صندلي فاصله گرفت و در همين زمان يكي از پاهايش باز شد و مامور زندان آمد و پايش را دوباره بست. همه اين كارها با كسي انجام شد كه با اطلاعاتي كه من از او داشتم، اگر بخواهم صادق باشم، اميدوارم كه هرگز روشنايي روز را نبيند! البته من اميدوارم كه او پروسه قضاوت را طي كند و با مجازاتي عادلانه مواجه شود. در همين مورد آنچه مرا ناراحت مي‌كرد اين بود كه اين كارها اولا بي‌اثر بود و ثانيا حتي اگر موثر مي‌بود به نظر من آنچه ما انجام داديم با ارزش‌هايي كه در كشورمان روي آن تاكيد مي‌كنيم، مطابقت نداشت.

- زماني كه او داشت راجع به مسايل سكسي با زنداني صحبت مي‌كرد، شما مي‌بايست آنها را به عربي ترجمه مي‌كرديد؟

- بله، من براي همين آنجا بودم.

- آيا او به شما توجه مي‌كرد؟

- بله، او تنها به من توجه مي‌كرد، چون نمي‌خواست چشمش به آن بازجوي زن بيفتد.

- چه احساسي داشتيد از اين كه به جاي آن بازجوي زن صحبت مي‌كنيد؟

- اين سؤال خوبي است. من واقعا احساس مي‌كردم كه نقش بازجويي را كه همراهم است، برعهده گرفته‌ام. اين يكي از واقعيات شركت در بازجويي به عنوان مترجم است. آنجا يك درگيري وجود داشت كه من الزاما موافق آن نبودم ولي در همان زمان ماموريت خاصي نيز داشتم.

- آيا وقتي كه او جوهر قرمز را به صورت زنداني ريخت به او گفت كه اين خون قاعدگي است؟

- بله، گفت اين خون قاعدگي است و سپس به او گفت «مي‌داني خنده‌دار است كه تو امشب مي‌خواهي در سلولت نماز بخواني، در حالي كه آب آن قطع شده است.» آن‌ها آب سلول را قطع كردند، بنابراين او نمي‌توانست خود را تميز كند.

- پاسخ او چه بود؟

- پاسخ او واقعا بي اهميت بود. تنها چيزي كه من مي‌توانم بگويم اين بود كه او چند ناسزا گفت و سكوت پيشه كرد. من حدس مي‌زنم اين بهترين كاري بود كه او مي‌توانست انجام دهد.

- آيا در اين بازجويي‌ها او مطلبي را فاش ساخت؟

- تا آنجا كه من مي‌دانم او هرگز اين كار را نكرد. اما آن آخرين بازجويي بود كه من در آن حضور داشتم. اندكي بعد از آن من جزيره را ترك كردم.

- در مورد صدها زنداني موجود در گوانتانامو چطور؟ شما فكر مي كنيد چه تعداد از آنها، از همان‌هايي باشند كه دولت ايالات متحده به آنها تروريست مي گويد؟

- براي من پاسخ دادن سخت است، زيرا اين تعريف خيلي مبهم مي‌باشد، اما تصور من اين بود كه وقتي آنجا مي روم با سرسخت‌ترين تروريست‌ها مواجه مي‌شوم؛ يعني، با توجه به آنچه دولت مي گفت، بدترين از ميان بدترين‌ها. به علاوه من فكر مي‌كردم آن افراد براي حمله به ايالات متحده نقشه طرح كرده‌ بودند، مسئول حادثه يازدهم سپتامبر بودند و يا در حال طرح نقشه براي حمله به آمريكا درآينده بودند. همچنين به من گفته شده بود كه همه آنها دشمنان خطرناك ما هستند، ولي اندكي بعد از ورود به آنجا دريافتم كه بسياري از اين ذهنيت‌ها واقعيت ندارد.

-آيا شما غير از زمان‌هاي ويژه بازجويي، وقت ديگري را با آنها گذرانده‌ايد؟

- البته، من در زماني كه در جزيره بودم، دو شغل داشتم، دومين قسمت قراردادم مربوط به كار با تيم اطلاعاتي و همكاري با بازجويان در كار بازجويي بود. اما قسمت اول كارم به عنوان يك مترجم، همان طور كه شما اشاره كرديد، بودن با زندانياني بود كه هر روز را در سلول‌ها مي‌گذارندند.

-آنها به شما چه مي‌گفتند؟

- يكي از اولين چيزهايي كه فرماندهان را در مورد ما نگران مي‌ساخت، اين بود كه ابزار دست زنداني‌ها قرار نگيريم، زيرا آن‌ها ما را مترجماني مي‌ديدند كه مي‌توانند زنداني‌ها را به دنياي خارج مرتبط سازند؛ بنابراين سعي مي‌كرديم تا تحت تاثير آنها قرار نگيريم و در همان زمان هم گفت‌وگوهاي اتفاقي با آنها در طول روز داشتيم. بسياري از آنها داستانشان را تعريف مي‌كردند و اين كه چگونه دستگير شده‌اند. بسياري از آنان خسته بودند و مي‌خواستند بدانند كي دادستان را ملاقات مي‌كنند يا چه وقت ايالات متحده آنها را با بعضي چيزهاي ديگر معاوضه مي‌كند. چيزهايي در همين حد غالب گفت‌وگوها را تشكيل مي‌داد.

- شما در كتابتان توصيف كرده‌ايد كه در زمان آمدن يك مقام بلندپايه سياسي يا نظامي به گوانتانامو چه اتفاقي مي افتاد.

- درست است. يكي از چيزهايي كه من در زماني كه در تيم‌ اطلاعاتي كار مي‌كردم، آموختم اين بود كه وقتي يك شخص V.I.P(ويژه) به بازديد مي‌آمد، يعني يك ژنرال، يك مقام عالي رتبه دولت يا يكي از مقامات سازمان‌هاي اطلاعاتي و حتي يكي از نمايندگان كنگره، براي بازجوها توضيح داده مي‌شد كه يك متهم كه قبلا همكاري كرده را به اتاق بازجويي برده و پشت ميز بنشانند تا آن شخص مهم او را از اتاق ديگر مشاهده كند. آنها كسي را پيدا مي‌كردند كه همكاري كرده باشد، قادر باشد پشت ميز بنشيند و يك گفت‌وگوي معمولي را انجام دهد و همچنين قبلا اطلاعات مهمي را افشا كرده باشد. سپس‌ آنها آن بازجويي را براي شخص مذكور دوباره اجرا مي‌كردند و او را در واقع فريب مي‌دادند.

-‌آيا شما مي‌توانستيد اين حقيقت را به آنها بفهمانيد؟ آنها چه كساني بودند؟ آيا سناتور هم ميانشان بود؟

- آن‌هايي كه من ديدم تعدادي ژنرال بودند كه براي بازديد از جزيره آمده بودند، تعدادي از مقامات بلندپايه سازمان‌هاي اطلاعاتي نيز آمدند و نيز تعدادي فرستاده كنگره در ميانشان بود. به اعتقاد من بيشتر آنها كارمند بودند ولي شايد هم من اشتباه مي‌كنم. من نمي‌توانستم چيزي را بيان كنم. شما مي‌دانيد، من بايد مسئوليتي را مي‌پذيرفتم و به آن عمل مي‌كردم ولي آنجا هيچ چيز قابل مخفي كردن نبود. من فكر نمي‌كنم وقتي يك شخص مهم به آنجا مي‌آمد او باور مي‌كرد كه از يك بازجويي طبيعي ديدن مي‌كند، زيرا اگر قصد آنها آگاهي از اتفاقاتي بود كه آنجا مي‌افتاد، مي‌توانستند به صورت غيررسمي و بدون اعلام قبلي به آنجا بيايند و از يك بازجويي در ساعت 2 صبح بازديد كنند.

- ژنرال عالي رتبه گوانتانامو، جفري ميلر، متهم شده كه زندانيان را از صليب سرخ مخفي كرده است. آيا شما هيچ گونه اطلاعاتي در اين زمينه داريد؟

- من اطلاعاتي خاصي راجع به زنداني‌هايي كه نامشان در كتاب و ليست زندان ثبت نشده بودند ندارم، اما مي‌دانم كه اگر زنداني سرش را تكان مي‌داد يا اتفاقي چشمك مي‌زد و مي‌خواست به چيزي اشاره كند، او را به سلول محدود و انفرادي مي‌بردند و ديگر صليب سرخ به او دسترسي نداشت.

- آيا از سگ‌ها هم استفاده مي‌شد؟

- از سگ‌ها به صورت اتفاقي استفاده مي‌شد.

- چگونه؟

- اين يكي ديگر از چيزهايي است كه پنتاگون از كتاب حذف كرد. من متاسفانه نمي‌توانم خارج از محدوده چيزهايي كه نوشته‌ام صحبت كنم.

-آيا شما نگران اين گونه استفاده از سگ‌ها بوديد؟

- اگر بخواهم با شما صادق باشم يكي از چيزهايي كه من سعي كردم در كتابم توضيح دهم اين بود كه من تنها با يك تصور به گوانتانامو رفتم و هيچ آگاهي درباره شيوه‌هايي كه در آنجا استفاده مي‌شد و درباره فقدان سيستم قضايي در مورد زنداني‌ها نداشتم، ولي بعد از تجربه آنجا، به اين نتيجه رسيدم كه كار ما در آنجا يك اشتباه بزرگ بود و آن چه من ديدم شرم‌آور و غير قابل توجيه بود و با ارزش‌هاي ملت ما همخواني نداشت.

ما اطلاعات كمي درباره علت بودن آن‌ها در آن جا داشتيم و اين ما را به عنوان آمريكايي ناراحت مي‌كرد؛ چون فكر مي‌كرديم كه سيستم قضايي ما چيزي است كه بايد در تمام جهان گسترش يابد و ارزش‌هاي دمكراتيك ما چيزهايي هستند كه ما بر آن‌ها ايستاده‌ايم و از آنها دفاع مي كنيم اما در همان زمان در گوانتانامو آن ارزش‌ها را زير پا مي گذاشتيم.

- آيا عبارت «كنوانسيون ژنو» در گوانتانامو استفاده مي‌شد؟

- يك دفعه با ما در مورد توجه به كنوانسيون ژنو صحبت شد. در جلسه‌اي با حضور رهبران گرو‌ه‌هاي اطلاعاتي توضيح داده شد كه مقررات كنوانسيون ژنو به گوانتانامو مربوط نمي‌شود، آن‌ها علتش را براي ما توضيح دادند و گفتند افرادي كه الان زنداني هستند دشمنان جنگي به حساب مي‌آيند. يكي از همكاران من دوستي داشت كه اطلاعات حقوقي‌اش به اين مورد مربوط مي‌شد. او مي‌گفت ما در دانشگاه چيزهاي زيادي راجع به كنوانسيون ژنو خوانده‌ايم. اول از همه اين كه همه فعاليت‌هاي شما زير چتر كنوانسيون ژنو است و شما حق نقض كنوانسيون ژنو را به عنوان بازجو نداريد؛ آن هم به دو دليل: 1- اين كار غير قانوني است.2- آن ها دانسته‌اند كه اين كار غيرموثر است. اگر شما احتياج داشتيد تا از شيوه‌هايي خارج از كنوانسيون ژنو استفاده كنيد، بايد بدانيد به اطلاعات بي‌ارزشي دست پيدا كرده ايد.

به هر حال هيچ كس نمي‌دانست چرا آن قوانين اينجا اجرا نمي‌شود و اگر بازجويان قبلي تجربه كرده‌اند كه اين كارها هيچ ثمره‌اي ندارد، پس چرا ما بايد دوباره آن را اجرا كنيم.

- آيا شما فكر مي‌كنيد تجاوز باعث ايجاد تروريسم مي‌شود؟

- من فكر مي‌كنم آنچه در گوانانتانامو شاهدش بودم در جبهه جنگ عليه تروريسم برايمان دشمن درست مي‌كند؛ زيرا از طرفي‌ ما به ميان اعراب و مسلمان مي‌رويم و مي‌خواهيم ارزش‌هاي دمكراسي، عدالت و حقوق بشر را گسترش دهيم و از سوي ديگر همين ارزش‌ها را در خليج گوانتانامو زير پا مي‌گذاريم. اين امر در درازمدت تروريسم بيشتري توليد مي‌كند.

- وقتي تصاوير ابوغريب در ماه آوريل سال 2004 منتشر شد عكس‌العمل شما چه بود؟ شما حدود يك سال بود كه ماموريت‌تان را ترك كرده بوديد.

- درست است كه حدود يك سال از خروج از گوانتانامو مي گذاشت، اما تازه دوره‌ ارتش را به پايان رسانده بودم. در آن ميان من به خاطر نفرت، ارتش را ترك نكرده بودم و تصور نمي‌كردم ارتش سازمان ترسناكي باشد. به اعتقاد من و بسياري از مردان و زناني كه با آنها خدمت كردم، آمريكا بايد هر روز به كارهاي افتخارآميزي كه آنها انجام مي‌دهند افتخار كند. اين حادثه من را تكان داد و به حيثيت ما لطمه زد. من بعداز آن فهميدم اتفاقات موجود در گوانتانامو هم مي‌تواند به حيثيت ما لطمه بزند.

- آيا شما در گوانتانامو كودكي را نيز مشاهده كرديد؟

- بله در آنجا كودكان نيز وجود داشتند.

- آيا آن‌ها هنوز آنجايند؟

- من نمي‌دانم. اطلاعات من برپايه گزارش‌هايي است كه خوانده‌ام. طبق آن گزارش‌ها بعضي از جوان‌ترها آنجا را ترك كرده‌اند، ولي چون من از سال 2003 ديگر در آنجا حضور ندارم نمي‌توانم اظهارنظر كنم.

- آنها چند سال داشتند و چند نفر بودند؟

- دقيقا به ياد نمي‌آورم چند ساله بودند زيرا آن‌ها در خارج از اردوگاه دلتا و در مكان ديگري بازداشت بودند. مترجمان عربي به آنجا رفت و آمد نداشتند. بنابراين من اين مطلب را از ديگر مترجمان شنيده‌ام، اما در مورد تعداد آنها پرس و جو نكردم.

- آيا شما در آنجا با صليب سرخ صحبتي داشتيد و نگراني خود را بيان كرديد؟

- خير، ما تحت مراقبت شديد بوديم تا صحبتي با صليب سرخ نداشته باشيم.

- آيا آنها سعي كردند با شما صحبت كنند؟

- دقيقا، اما وقتي آنها مي‌خواستند با ما صحبت كنند، دستورات كاملا روشن بود؛ به آنها نزديك نشويد و با آنها صحبت نكنيد.

- چرا به شما گفته شده بود كه با صليب سرخ صحبت نكنيد؟

- من دليل واقعي اين موضوع را نمي‌دانم، ولي فكر مي‌كنم آنها مي‌خواستند مطمئن شوند كه صليب سرخ از وقايع در جريان در گوانتانامو مطلع نخواهد شد.

- آيا شما فكر مي كنيد گوانتانامو بايد بسته شود؟

- من نمي‌دانم، من به شما مي‌گويم كه در آنجا بايد چند تغيير اساسي رخ دهد كه با آزادي‌هايي كه ما در كشورمان از آن دم مي‌زنيم، هم‌خواني داشته باشد. ما در آنجا تعدادي انسان داريم كه هيچ راه و شيوه‌اي براي دفاع از خود ندارند و اين با ارزش‌هاي مورد ادعاي ما سازگار نيست. بنابراين به نظر من ما به بهانه دفاع از خودمان نمي‌توانيم اين ارزش‌ها را كنار بگذاريم.

-------------------------------------------------------------------------------------------

نويسنده:آمي گودمن 

منبع:ماهنامه سياحت غرب ، شماره 26

آمی گودمن کيست؟

http://www.democracynow.org/staff.shtml

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/27ساعت 1:27  توسط سینا  | 

این مطلب را از وبلاگ یهود شناخت برایتان می آورم:
 

به گفته يك پژوهشگر يهودي، در اكثر انواع مستهجن نمايي (پورنوگرافي) از فيلم‌ها و داستان ها گرفته تا فاحشه‌خانه‌هاي غرب ، دختران يهودي پيشتاز اين صنعت هستند.

  به گزارش سايت "عارف نيوز"به نقل از پايگاه خبري NYPress ، جاشوا كوهن از يهوديان متعصب و مؤمن به مذهب خود ضمن يك بررسي دقيق درصنعت پورنوگرافي به اين نتيجه رسيده است كه در همه عرصه‌هاي پورنوگرافي اين يهوديان هستند كه پيشتاز هستند.

او در مقاله‌اي در اين باره مي نويسد:« بايد در اين مورد اظهار تاسف كرد، آيا ما به اندازه كافي از سوي مردم دنيا مورد تنفر نيستيم كه اكنون سردمدار اين صنعت كثيف هم شده‌ايم.»

جاشوا كوهن مي افزايد: «من در اين رابطه با 11 خاخام يهودي بزرگ نيز مشورت كردم، آنها در مورد يافته‌هاي تحقيقي من هيچ نظري نمي دادند و حتي حاضر به تقبيح اين اعمال دختران يهودي نبودند.»

 منبع: سایت عارف نیوز، ۲۶ شهریور ۱۳۸۴
***

پی نوشت: ان شاءالله به زودی ترجمه کامل مقاله جاشوا کوهن در وبلاگ "یهود شناخت" منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/27ساعت 1:24  توسط سینا  | 

این خبر را بخوانید:

 فهرست صد هنرمند برتر که هرساله توسط مجله ی "فوربز" منتشر میشود: 

این لیست براساس درآمد سالانه ی یک هنرمند ، قدرت و محبوبیت او و نیز داشتن بیشترین عکس و خبر در مطبوعات تهیه میشود مل گیبسون(کارگردان مصایب مسیح) که سال گذشته این عنوان را به دست آورد نفر سوم لیست. نه نفر بعدی بعد از اپرا به ترتیب عبارتند از:

1 _ اپرا وینفری

2 _ تایگر وودز

3 _ مل گیبسون

4 _  جرج لوکاس

5 _ شکیل اونیل

6 _ استیون اسپلبرگ

7 _ جانی دپ

8 _ مدونا

9 _ التون جان

10 _ تام کروز

رسانه های شخصیت پرداز  و معرف الگو با اجازه  اربابان صهیونیست خود سالانه و روزانه در صدد القای الگوهای کاذب به مردم خصوصا جوانان  هستند. این خبر را بخوانید تا به شما ثابت شود در لیستی که استیون اسپلبرگ (صهیونیست و یهودی ) و همکارش جرج لوکاس و مدونا(عضو فرقه عرفان یهودی کابالا یا قباله) هستند دستهای صهیونیسم به وضوح نمایان است. برای آشنایی شما با نفوذ صهیونیسم و یهود در رسانه های غرب خصوصا هالیوود وسینما دو متن زیر را می آورم:

يهوديانِ هاليوود:شبكه جهاني اينترنت اخيراً فهرست 28 صفحه‌اي از 1500 يهودي شاغل در هاليوود (اعم از بازيگر، كارگران، تهيه كننده و) منتشر كرده است كه شامل بسياري از مشاهير سينما مي‌شود و به اعتراف تهيه‌كنندگان آن هنوز كامل نيست و بسيارند يهوديان گمنامي كه در هاليوود مشغول به كار هستند.

از ميان تهيه‌كنندگان يهودي هاليوود: آدولف زوكر، ساموئل زنتسر، جوئل سيلور و رابرت مردوخ از شهرت بيشتري برخوردارند.

در فهرست كارگردانان يهودي با اسامي مشهورتري مواجه مي‌شويم كه برخي از آنها تهيه كنندة آثار خود نيز محسوب مي‌شوند؛ اريك فون اشتروهايم، ژوزف فون اشترنبرگ، ارنست لوبيچ، استنلي كوبريك، ماكس افولس، ديويد كروننبرگ، فريتس لانگ، ويليام شاتنر، رومن پولانسكي، سيدني لوست، بيلي وايلدر، استيون اسپيلبرگ، وودي آلن، سيدني پولاك، راب راينر، كلودللوتش، ژان لوك گدارد، مل بروكس، پيتر باگرانوويچ، ساموئل گلدوين، اندي اكرمن، مايك نيكولز، تيم برتون، ران سيلور، توني راندال و

فهرست بازيكنان يهودي هاليوود آنچنان طولاني و مفصل است كه جز انتخاب اسامي مشهور، گريزي نيست. اسامي تعدادي از بازيگران مرد يهودي اين چنين است؛ جري لوئيس ، جک لمون ، داگلاس فيربنكس، كرك داگلاس ، مايكل داگلاس ، هريسون فورد، ريچارد گر، داستين هافمن، رابرت رد فورد، رابرت دويزو، پيتر لوري، جان گارفيلد، جرج سيگال، پل نيومن، الي والاش، چارلز برانسون، ارنست بورگنابن، هورست بوخهلست، ژان گلود ون دام(فرانکي) ، تلي ساوالاس، لي‌كاب، جان استيوارت، جف گولد بلوم، پيتر سلرز، توني كريتس، برادران ماكس، يول براينر، ران ريفكين، ادوارد جي رابينسون، مارتين شين، چارلي شين، باب هاپكينز، ريچارد دريفوس، فرد آستر، رابرت داوني جونيور، والتر ماتائو، آلن آلداء، رابين ويليامز، روژه هني، كوين پولاك،‌ اندي كافمن، انتوني شه، رود استايگر، باب هاسكينس، مايكل وايزه و

و در فهرست بازيگران زن يهودي نيز اسامي آشنا فراوانند از جمله؛ ميشل افايفر، ريتا هايورث، سيلويا سيدني، سارا برنارد، هدي لامار، اليزابت تيلور، مريلين مونرو، لورن باكال، آن نيكرافت، آدري هيپورن، باربارا شرلي، جودي هاليدي، جنيفر رابين، سالي فيلد، سارا جسيكا پاركر، ليز تيلور، كري فيشر، شلي وينترز، دايان وست، سارا بولاك و

علاوه بر آنچه ذكر شد در فهرست يهوديان مشهور، اسامي آشنايي چون؛ هري هودين، الويس پريسلي، مايكل جكسون، رينگو استار، ديويد گاپرفيلد و مادونا (كه به مكتب صوفيانه كابالا پيوست و در مؤسسه نارالتوراه اسرائيل تعليم ديده است) ، جلب نظر مي‌كند صرف‌نظر از مضامين سياسي ـ صهيونيستي رايج در سينماي آمريكا، همچنان اين سؤال به قوت مطرح است كه تعداد اندك يهوديان مقيم آمريكا و اروپا، چگونه اين راكم معني‌دارِ سينماگرانِ يهودي را در هاليوود و سينما توجيه مي‌كند؟ مگر شايستگي هنرمندان يهودي در نظام طبقاتي هاليوود چه اندازه است كه اينگونه مشاغل كليدي را در عرصه سينما قبضه كرده‌اند و سؤال ديگر آنكه آيا به راستي هاليوود يهودي است؟                                                                     

   متن فيلم مستند سينما سرزمين موعود، دكتر مجيد شاه حسيني (با اندكي تغيير، از سايت yahood.net

سيطره رسانه اي
سيطره صهيونيسم بر رسانه‌هاي فراگير جهان، امروزه ديگر امري انكار ناپذير است. اهدافي را كه «راشورون» خاخام يهودي، در سال 1869 در سخنراني خود در شهر «پراگ» مبني بر الزام سيطره كامل يهود بر رسانه‌هاي جمعي اعلام كرده بود، اكنون محقق شده است. «راشورون» معتقد بود كه پس از طلا، دستگاه هاي خبر رساني به ويژه مطبوعات - كه در آن زمان مهمترين ابزار اطلاع رساني در دنيا محسوب مي‌شد - دومين ابزار صهيونيسم براي استيلا بر جهان است؛ بنابراين از همان آغاز با برنامه‌ ريزي‌هاي دقيق، حساب شده و صرف هزينه‌هاي كلان، تلاش بي‌وقفه را براي به دست گرفتن جريان‌هاي اصلي خبر‌رساني و مطبوعاتي در سرتاسر دنيا آغاز كردند.
وابستگي بزرگترين رسانه‌هاي خبري دنيا، همچون: خبرگزاري رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، شبكه‌هاي A.B.C, N.B.C, C.B.S و نشريات معتري همچون: نيويورك‌تايمز، واشنگتن پست، تايمز، ديلي اكسپرس و صدها عنوان نشريه ديگر به لابي صهيونيست‌ها، حاصل همان تلاش‌هاي پي گيرانه قوم يهود است.
اختراع سحر انگيز برادران لومير با آن قدرت تاثير گذاري خارق العاده و ظرفيت‌هاي فراوانش به عنوان يكي از مهم‌ترين كانال‌هاي ارتباطي با مردم، صهيونيسم افزون طلب را بر آن داشت تا در راه تحقق اهداف خود از اين ابزار مدرن نيز بهره كامل گيرد. تاثير صهيونيست‌ها بر صنعت سينما از همان سال‌هاي آغازين با سرمايه‌گذاري در مشهورترين شركت‌هاي توليد فيلم در جهان به ويژه در آمريكا آشكار بود. وابستگي و تعلق بزرگترين شركت‌هاي توليد فيلم امريكا همچون برادران وارنر(WARNerBROS)، فوكس قرن بيستم (Centery20 Fox) و متروگلدن ماير (Metro Golden Mayer) به لابي‌ صهيونيسم شاهدي بر اين ادعا است.

واما امروز:
نفوذ صهيونيست‌ها در اين صنعت پرمخاطب و جذب از چنان رشد روز افزون و سريعي برخورد شده‌ است كه براساس بسياري از منابعي كه از سوي هاليوود در اختيار مردم قرار مي‌گيرد، بيش از نود درصد فعالان حرفه‌ سينما در آمريكا را وابستگان به لابي صهيونيسم تشكيل مي‌دهند. اگرچه افشاي اين وابستگي‌ها در مقطعي از تاريخ براي دو طرف بنا به دلايلي چندان مقبول و خوشايند نبود، ولي در سال‌هاي اخير بيان چنين ارتباطاتي در سينماي هاليوود، به عنوان سند افتخار و مايه مباهات براي عناصر وابسته محسوب مي‌شود؛ به همين دليل چندي پيش فهرست بزرگي از عوامل كليدي سينماهاي هاليوود كه از جيره‌خواران وابسته به صهيونيسم محسوب مي‌شوند، در شبكه جهاني اينترنت با عنوان«Is Hollywood Jewish» در اختيار مخاطبان قرار گرفت.
نگاهي به اسامي بازيگران،‌كارگردانان، تهيه كنندگان و ساير عواملي كه در اين فهرست جاي گرفته‌اند، پرده از اين واقعيت تلخ بر‌مي‌دارد كه اساسا سينماگران براي ايجاد تسريع در كسب مدراج ترقي در سينماي هاليوود، چاره‌اي جز پناه بردن و تبعيت محض از سيستم فوق ندارند. در ادامه نام تعدادي از عناصر و عوامل مشهود هاليوودي وابسته به لابي صهيونيسم ارائه شده است:
بازيگران
1-
بيلي كريستال 2- ارنست بورگناين 3- ريچارد دريفوس 4- رابرت دنيرو (با مادر يهودي) 5- هريسون فورد (با مادر يهودي) 6- ريچارد گر 7- پل نيومن 8- وينونا رايدر 9- ويليام شاتنر 10- رابين ويليامز 11- كرگ داگلاس 12- والتر ماتيو 13- داستين هافمن 14- رابرت ردفورد 15- چارلز برانسون 16- ژان كلود ون دام
كارگردانان
1-
استيون اسپيلبرگ 2- وودي آلن 3- مل بروكس 4- ساموئل گلدوين 5- لوئيس مير 6- رومن پولانسكي 7- استنلي كوبريك 8- تيم برتون 9-مايك نيكلن 10- راب كومن 11- جري لوئيس 12- ژوزف فون اشترنبرگ 13- سيدني لومت 14-چارلي چاپلين
خوانندگان
1.
الويس پريسلي 2. مايكل جكسون 3. پت پناتر 4. بتي ميدلر 5. جين سيمونز 6. آلن شرمن 7. بوريس اسپرينگستن
اسامي بالا براي آنان كه تا حدودي با سينماي هاليوود آشنا هستند،‌ بسيار شناخته شده است؛‌ زيرا آنان همواره از جمله موفق‌ترين سينما‌گران هاليوود در طول تمامي اين سال‌ها بوده‌اند.

منبع: فصلنامه كتاب نقد، شماره 32،پاييز1383؛نويسنده: رامين شريف زاده (www.ketab-e-naghd.org)

 باتشکر از وبلاگ های http://cinemazion.blogfa.com/ و http://www.naqdfilm.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/19ساعت 12:2  توسط سینا  | 

قيام آخر و پايان طغيان يهود

همواره بيمار دلانو باطل جويان در پي تأويل آيات متشابه قرآن حكيم بوده‌اند تا آنها را به دلخواه خود براي توجيه آراء فاسد و عقايد نادرستشان به كار برند، اما خداوند در هر زمان حجت معصومي دارد كه تأويل درست آيات را بيان نموده، و از گمراهي مردم جلوگيري مي‌كند. آيات قرآن را باطني است و بطن آن را بطني ديگر و آن‌را ظاهري است و ظاهرش را ظاهري ديگر؛ همانا آيه‌اي اولش دربارة چيزي خواهد بود و آخرش مربوط به چيزي ديگر. در عين حالي كه سخن متصل و پيوسته‌اي است كه بر چند وجه مي‌گذرد.
مطابق فرمودة خداوند تبارك و تعالي، تأويل آن‌را جز خداوند و راسخان در علم، هيچ كس نمي‌داند؛ و امامان امت(ع) كه همان راسخان حقيقي علم مي‌باشند فرموده‌اند: ما آن‌را مي‌دانيم.


برآن شده‌ايم تا از اين شمارة مجله، آيات قرآني را كه مرتبط با وجود شريف امام عصر(عج) مي‌باشند، به حضور خوانندگان محترم ارائه كنيم باشد كه در زمرة ايمان آوردندگان و تصديق‌كنندگان آيات حق بوده باشيم.
خداوند متعال مي‌فرمايد:
و قضينا إلي بني إسراييل في الكتاب لتفسدنّ في الأرض مرّتين و لتعلنّ علوّاً كبيراً ٭ فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الدّيار و كان وعداً مفغولاً ٭ ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنا كم بأموال و بنين و جعلناكم أكثر نفيراً.1
و به بني‌اسراييل در كتاب خبر داديم كه البته شما دو بار در زمين فساد بزرگي خواهيد كرد و تسلّط و سركشي سخت ظالمانه‌اي خواهيد داشت٭ پس هرگاه نوبت نخستين انتقام فرا رسد بندگان سخت جنگجوي خويش را بر شما خواهيم برانگيخت تا آنجا كه درون خانه‌هايتان را نيز جستجو كنند و اين وعدة حتمي خواهد بود ٭ سپس بار ديگر شما را برآنان سلطه دهيم و به وسيلة اموال و فرزندان مدد نمائيم و تعداد [افراد] تان را بيشتر سازيم.
از حضرت امام صادق(ع) روايت است كه دربارة اين قول خداي تعالي به بني‌اسراييل در كتاب خبر داديم كه البتّه شما دو بار در زمين فساد بزرگي خواهيد كرد. فرمودند: يكي كشتن علي بن ابي‌طالب(ع) و دوم ضربت زدن به امام حسن(ع)، [و تسلّط و سركشي سخت ظالمانه‌اي خواهيد داشت] فرمود: كشته شدن امام حسين(ع) است [پس هرگاه نوبت نخستين انتقام فرارسد] پس چون موعد ياري گرفتن و خونخواهي براي حسين(ع) فرارسد [بندگان سخت جنگجوي خويش را بر شما خواهيم برانگيخت تا آنجا كه درون خانه‌هايتان را نيز جستجو كنند] قومي هستند كه خداوند آنان را پيش از قيام حضرت قائم(ع) برمي‌انگيزد، كه هيچ [مسئول] خوني از آل محمد(ص) باقي نگذارند جز اينكه او را بكشند، [و اين وعدة حتمي خواهد بود] يعني: آمدن حضرت قائم(ع) [وعده‌اي حتمي است]، [سپس بار ديگر شما را بر آنان سلطه دهيم] خروج امام حسين(ع) با هفتاد تن از اصحابش [در زمان رجعت] در حاليكه كلاه‌خودهاي زرّيني كه دو رو دارد بر سر دارند و اعلام كنندگاني بمردم برسانند: اين حسين است كه خارج شده، تا آنجا كه مؤمنان هيچ شكّ و ترديد دربارة او نكنند و بدانند كه او دّجال و شيطان نيست، و اوست حجّت قائم [به حق] در ميان شما و چون معرفت به اينكه آن حضرت همان حسين(ع) است در لدهاي شيعيان استقرار يافت، حضرت حجّت را مرگ فرا مي‌رسد، و كسي كه آن جناب را غسل مي‌دهد و كفن و حنوط مي‌كند و به خاك مي‌سپارد همان حسين [بن علي(ع)] خواهد بود، و جز وصيّ و امام هيچكس متصدّي [كار كفن و دفن] وصي نشود.2
عياشي، به نقل از يكي از راويان حديث، مي‌گويد: سپس امام حسين(ع) زمام امورشان را به دست مي‌گيرد تا آنجا كه ابروهايش بر روي چشم‌هايش مي‌افتد.3

پي‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: سيماي حضرت مهدي(عج) در قرآن، سيد هاشم حسيني بحراني، ترجمة سيدمهدي حائري قزويني.
1. سورة اسراء (17)، آيه‌هاي6ـ4.
2. الكيني، محمدبن يعقوب بن اسحاق، روضة كافي، ص 250. همچنين بخش‌هايي از اين روايت در اين منابع نيز آمده است: قولويه، جعفربن محمد، كامل الزيارات، ص 62 و 64؛ تفسير عياشي، ج 2، ص 281.

ماهنامه موعود شماره 56

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/04ساعت 12:4  توسط سینا  | 

تعریف  صهیونیسم

   صهیونیسم (Zionism) نام یک جنبش ناسیونالیستی یهودی است؛ که هدف آن ایجاد یک دولت خود مختار یهودی در فلسطین بود . صهیونیسم صورت دنیوی وملت پرستانه ای از یهودیت است که پس از پیدایش موج جدید یهود ستیزی، در اواخر قرن 19 پدید آمد این جنبش نام خود را از «کوه صهیون» در اورشلیم گرفته است ؛ که ظاهرا آرامگاه داوود نبی (ع) در آن قرار دارد . واژه صهیون به تدریج نماد وسنبل سرزمین مقدس شد بنابر نظر صهیونیست ها، یهودیان خارج از این سرزمین، در تبعید زندگی می کنند و زندگی کامل فقط در آنجا ممکن است .

 مراحل تکوّن وتحوّل تاریخی  

   فلسطین که در عبری آن را ارض اسرائیل می خوانند، در نظر یهودیان همان ارض موعودی است که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است . یهودیان بعد از ویرانی بیت المقدس (اورشلیم )در سال 70 میلادی توسط رومیان از فلسطین رانده شدند؛ و از آن به بعد به طور پراکنده در میان ملتهای دیگر به صورت اقلیتی  منزوی زندگی می کردند؛ و البته گاه مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند؛ اما علی رغم پراکندگی و تشتّت وحدت دینی و فرهنگی خود را حفظ کردند . بسیاری از یهودیان همواره آرزوی بازگشت به فلسطین یا دست یابی به ارض موعود را در سر داشته اند . احساس تعلق به ارض موعود همواره الهام بخش یهودیان در طول تاریخ بود . بنابر متون مذهبی آنان سرزمین مقدس تنها در سایه رهبری پیامبری از بنی اسرائیل وبا یک حکومت کاملا دینی بدست خواهد آمد. فکر بازگشت به سرزمین مقدس در نزد برخی از مسیحیان نیز یافت می شد، اما هیچ گاه به طور جدی پیگیری نشد . در قرن نوزده جریان های یهودی ستیزی در اروپا شدت گرفت وصهیونیسم در واکنش به این جریان ها به وجود آمد .

   بنیان گذار جنبش صهیونیسم یک روزنامه نگار اتریشی به نام تئودور هرتزل (1860-1904)است . هرتزل با نوشتن کتاب « دولت یهود » نظریه خود را – مبتنی بر لزوم ایجاد یک دولت ملی یهودی در فلسطین – به جامعه یهودیان عرضه کرد . هرتزل صهیونیسم را از  یک واژه مذهبی به یک استراتژی بلند مدت سیاسی تبدیل نمود وبا طرح لزوم ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین عقیده دیرینه وسنتی یهودیان را (مبنی بر انتظار ظهور یک پیامبر منجی وایجاد دولت الاهی در ارض موعود ) زیر پا گذاشت زیرا او خواستار دولتی سکولار در فلسطین بود . او معتقد بود با وجود فشار های خارجی یهودیان مجبورند ایجاد یک دولت ملی در فلسطین را بپذیرندو زندگی آرامی را در آنجا سپری کنند .

   اولین کنگره صهیونیست هادر بازل سوئیس در سال 1897 تشکیل شد . در آنجا هدف صهیونیست ها مبنی بر ایجاد یک دولت ملی در فلسطین رسماً اعلام گردید. مرکز صهیونیست ها ومقر هرتزل در وین قرار داشت و تاسال 1901هر ساله و از آن به بعد هر دوسال یک بار، اجلاس کنگره جهانی صهیونیسم تشکیل می شد.

   صهیونیست ها در این زمان در میان یهودیان ، در اقلیت بودند وفقط بخشی از یهودیان  اروپای شرقی و مرکزی از آنها حمایت می کردند. در مقابل صهیونیسم در جامعه یهودیان اروپا جریان عمده ای قرار داشت که متاثر ازجنبش روشنفکری یهودی یا Haskala بود . این جنبش که در قرن 17 و18 شکل گرفته بود می کوشید تا یهودیان را که به طور سنتی از جامعه وفرهنگ اروپایی منزوی بودند با فرهنگ وتمدن غربی آشنا سازد ، و زمینه ادغام آنان را در فرهنگ وجامعه اروپایی فراهم آورد . به همین دلیل این جریان ، در مسائل غیر فردی ، آموزشهای غیر دینی وفرهنگ سکولار را در میان یهودیان ترویج می کرد . هدف این گروه به طور کلی ایجاد یک فرهنگ گسترده یهودی با تاکید بر فرهنگ مدرن و ویژگیهای فرهنگی یهودیت بود .  هرتزل اگر چه اقدام یهودیان را در جامعه اروپایی را مطلوب می دانست ولی معتقد بود با توجه به احساسات ضد یهودی موجود در اروپا ، امکان تحقق آن وجود ندارد . صهیونیست ها علی رغم تعداد اندک،از ساز ماندهی قوی وحمایت مالی گسترده برخورداربودند ؛ روزنامه های آنان به بسیاری از زبان های جهانی منتشر می شد . تبلیغات وسیع و زیرکانه از شگردهای صهیونیستها و از عوامل عمده موفقیت آنها محسوب می شود .

  هرتزل برای تحقق آرزوی صهیونیست ابتدا به سلطان عثمانی پیشنهاد داد تا خود مختاری فلسطین را اعلام کند و زمینه را برای مهاجرت یهودیان به آن منطقه فراهم آورد ؛ اما سلطان عثمانی پیشنهاد وی را نپذیرفت ؛ و او به انگلستان متوسل شد . انگلیس ها پیشنهاد کردند تا منطقه غیر مسکونی در اوگاندا را به یهودیان واگذارند . اقلیتی از صهیونیست ها از این پیش نهاد استقبال کردند ؛ اما هرتزل واکثریت یهودیان خواهان سرزمین فلسطین بودند. در 1905 کنگره صهیونیست ها ایجاد دولت یهود در غیر فلسطین را مردود شمرد .

  هرتزل در 1904 مرد ، و مرکز صهیونیستها بعد از به کلن و سپس به برلین وبعدها به لندن منتقل شد. قبل از جنگ جهانی اول طرفداران ، صهیونیسم را اقلیتی از یهودیان ساکن روسیه و اروپای شرقی به خصوص لهستان تشکیل می دادند ؛ ولی هدایت ورهبری جنبش را یهودیان آلمانی واتریشی بر عهده داشتند . صهیونیست ها با کوشش فراوان زبان عبری وفرهنگ یهودی را احیا کرده وگسترش می دادند ودر مدت نسبتا کوتاهی موفقیت های عمده ای در این زمینه به دست آوردند . شکست انقلاب روسیه در 1905وفشار های دولت تزاری باعث شد تا تعدادی از جوانان یهودی به فلسطین مهاجرت کنند . در 1914 حدود 90هزار یهودی در فلسطین ساکن بودند ، وحدود  13 هزار نفر مهاجر یهودی نیز در شهرک های مهاجر نشین زندگی می کردند ، وعمدتا توسط بارون روتمپیلد – ثروتمند فرانسوی یهودی – حمایت می شدند . در بحبوحه جنگ اول جهانی ، صهیونیسم رشد سریعی  یافت و رهبری آن به یهودیان روسی تبار ساکن بریتانیا منتقل شد. در این زمان حییم وایزمن –که بعد ها نخستین رئیس جمهور اسرائل شد – تلاشهای گسترده ای انجام داد تا از دولت بریتانیا تعهداتی در مورد ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین بگیرد . سر انجام در سال 1917 بالفور وزیر خارجه انگلیس اعلامیه ای صادر کرد ، ودر آن قول دادکه دولت انگلیس از یهودیان برای ایجاد دولت یهودی در فلسطین حمایت خواهد کرد . با این اعلامیه که به ( اعلامیه بالفور ) مشهور است ، اولین نطفه های کشوری بنام اسرائیل بسته شد . جنگ عثمانی ها وانگلیسی ها در واقع به نفع یهودیان صهیونیست تمام شد . بعد از جنگ ، امپراتوری عثمانی از هم پاشید و قیمو میت فلسطین به انگلیس واگذار شد و به این ترتیب زمان برای تحقق وعده بالفور به تدریج فرا می رسید . از سویی دیگر در فلسطین یهودیان مهاجر همچنان شهرها وروستاهای خود را بر پا می کردند ، وسازمان های مستقل ونهاد های آموزشی یهودی را آزادانه تشکیل می دادند . در 1925جمعیت یهود در فلسطین  حدود 108 هزار نفر بود ، و در سال 1933 به 238 هزار نفر رسید که حدود 20% کل جمعیت فلسطین را شامل می شد . تا ظهور هیتلر روند مهاجرتها کند بود ، اما فشاری که نازی ها بر یهودیان وارد کردند روند مهاجرت را تسریع کرد . اعراب مسلمان که خطر یهودیان و حمایت انگلیس از آنها را  را درک می کردند بارها در طی سالهای 1929 تا 1939 شورشها واعتراضاتی را سازمان دادند ، و دولت انگلیس را دچار مشکل ساختند . در طی جنگ دوم ، صهیونیسم طرفداران بیشتری یافت بخصوص یهودیان ثروتمند آمریکایی حمایت مالی گسترده ای از آن به عمل آوردند ، و از آن به بعد به یکی از عمده ترین حامیان صهیونیسم مبدل شدند. صهیونیست ها با تشکیل یک سازمان تروریستی به نام هاگانا جو پر آشوب و فتنه را در فلسطین به وجود آوردند.

بعد از جنگ دوم جهانی که اختلافات مسلمین و یهودیان به اوج خود رسیده بود دولت بریتانیا مساله فلسطین را به سازمان ملل واگذاشت ، و پیشنهاد کرد دو دولت عربی ویهودی در این سرزمین تشکیل شود و بیت المقدس به عنوان شهری بین المللی انتخاب گردد. سازمان ملل این پیشنهاد را پذیرفت و قطعنامه ای در تایید آن صادر کرد. اعلام کشور اسرائیل به سرعت بعد از صدور قطعنامه سازمان ملل انجام گرفت ( 1948)، و در پی آن اولین مرحله از جنگهای اعراب واسرائیل شروع شد . اسرائیلی ها در جنگ بیش از آنچه طبق قطعنامه به آنان تعلق می گرفت سرزمین های عربی را اشغال کردند و800  هزار فلسطینی را آواره ساختند ، وسر انجام دولت اسرائیل _ 50سال بعد از تشکیل اولین کنگره صهیونیست ها _ ایجاد گردید .

جنبش صهیونیسم به طور کلی برای رسیدن به هدف خود از خشونت ، ترور و تبلیغات گسترده استفاده می کرد. سازمانهای تروریستی از همان بدو شکل گیری صهیونیسم در فلسطین به ترور مسلمانان دست می زدند و خشونت و ارعاب گسترده ای برای ترساندن و فراری دادن فلسطینی ها به کار می گرفتند، دولت اسرائیل نیز عملا از همین شیوه پیروی کرده است .

به هر حال بعد از ایجاد دولت اسرائیل سازمان های صهیونیستی کوشیدند تا یهودیان جهان را به مهاجرت تشویق کنند . بسیاری از یهودیان این نظریه صهیونیستی را که یهودیان خارج از اسرائیل در تبعید زندگی می کنند ؛ و زندگی کامل وسالم یهودی فقط در اسرائیل ممکن است ، نمی پذیرند . اما گروه های تند رو ومتعصب صهیونیست ، ایجاد یک کشور بزرگ یهودی را از راه قهر و سلطه نظامی در سر می پرورانند ، که به اصطلاح ( از نیل تا فرات ) وسعت داشته باشد .              

                                   کتاب فرهنگ واژه ها صفحه 367_372

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03ساعت 12:1  توسط سینا  |