تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها و مبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

دوست عزیزم بصیری وبلاگ غرب شناسی را با مرثیه ای برای بازماندگان آمریکایی بیچاره  توفان کاترینا شروع کرد :               http://www.gharbshenasi.blogfa.com

ودوست دیگرم حامد هم در اعتراض به پرشین بلاگ تغییر آدرس داد. متن خودش را می آورم:

به چند دليل ترجيح می دهم آدرس وبلاگم را تغيير دهم و پرشين بلاگ را ترک کنم:
۱- حذف نابه حق وبلاگ ناصر پورپيرار، نويسنده ضدصهيونيست توسط مديران پرشين بلاگ
۲- مزين بودن لوگوی اين سايت به تصوير مزدوران خونخوار هخامنشی که در فاجعه پوريم، به دستور يهود، ملل منطقه و از جمله ايران را برای قرنها از هستی ساقط کردند.
۳- سرعت بالاتر سرورهای ديگر نسبت به پرشين بلاگ
4- دور افتادن نسبی وبلاگ آرمانشهر از هدف اوليه خود
و اما آدرس وبلاگ جديد من:  يهود شناخت:
http://jew.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/27ساعت 20:1  توسط سینا  | 

 
سکوت و سکون تا کی؟
 

اگر من و امثال من که ادعای بسیجی بودن، حزب اللهی بودن و خط امامی بودن داریم، آن موقع که پای شرکت استعماری و صهیونیستی شل را به داخل کشور باز کردند جلوی این کمپانی ایستاده بودیم و مسئولان خائنی که به خود جرأت دادند پای این اختاپوس را به کشور بازکنند به صلابه کشیده بودیم، امروز پای دیگر شرکتها و بانکهای صهیونیستی به داخل کشور باز نشده بود. بدون هیچ سر وصدایی دارند آرام آرام کشور را تقدیم کمپانیهای بدنام و غارتگر بین المللی می کنند و هیچ صدایی هم از بچه بسیجیها در نمی آید. مگر امثال شهید آیت الله سعیدی جز به خاطر اعتراض به حضور چنين شرکتهايی در زندانهای ساواک به قتل رسیدند؟ کجایند این شهیدان تا ببینند که ایران اسلامی جولانگاه اینگونه شرکتها شده و حتی خاطر مدعیان مسلمانی هم پریشان نشده است و نمی شود؟
یادداشت زیر را از وبلاگ استاد عبدالله شهبازی(
shahbazi.org ) بخوانید:   ريوتينتو هم آمد!

خبر ساده است: کمپاني ريوتينتو با تأسيس «شرکت زرکوه» در ايران عمليات استخراج طلا در منطقه ساري گوني کردستان را آغاز مي‌کند. هفتاد در صد سهام شرکت زرکوه به کمپاني ريوتينتو تعلق دارد و 30 در صد به شرکت خدمات اکتشافي کشور (CESCO). طبق امتيازي که وزارت صنايع و معادن به کمپاني ريوتينتو واگذار کرده، مدت زمان بهره‌برداري اين شرکت از معادن طلاي کردستان 25 سال است. به‌گفته يکي از اعضاي هيئت مديره شرکت زرکوه، قرارداد اوّليه براي استخراج طلاي کردستان ميان ريوتينتو و دولت ايران در سال 1379 منعقد شد. به عبارت ديگر، قرارداد ريوتينتو نيز از پيامدهاي سفر همان هيئت بزرگ انگليسي است که در تير 1378 وارد ايران شد. در اين ميان، گزارش تحليلي ايسنا با عنوان «مبادا به سرنوشت گذشته نفت دچار شويم» تنها واکنش جدّي است که تاکنون در قبال شروع فعاليت ريوتينتو در ايران انجام گرفته است.

از زمان سفر هيئت انگليسي در تير 1378، بر ميهن من چه رفته است که هولناک‌ترين غول‌هاي مافيايي دنياي امروز، که تا ديروز نام شان را در کتاب‌ها مي‌خواندم، حضور مقتدرانه خود را در آن آشکار مي‌کنند. ديروز شل و HSBC، امروز ريوتينتو و فردا...؟

ريوتينتو و دو کمپاني همبسته با آن، «لونيکل» (Le Nickel) و «ميفرنا» (Miferna)، در عرصه معادن فلزي داراي همان جايگاهي‌اند که رويال داچ شل در حوزه نفت و گاز، HSBC و بانک‌هاي اقماري آن در حوزه بانکداري، سن آليانس در حوزه بيمه، P&O در حوزه حمل‌ونقل،* دبيرز (De Beers) در حوزه استخراج و تجارت الماس، ويکرز (Vickers) در حوزه صنايع تسليحاتي، مارکوني در حوزه صنايع الکترونيک- نظامي. اين شبکه منسجم و همبسته، که ده‌ها کمپاني نامدار ديگر نيز عضو آن است، به کانون مافيايي مقتدري تعلق دارد که در واژگان سياسي امروز به عنوان «صهيونيسم» شناخته مي‌شود. اين شبکه مافيايي جهان‌وطن محل تجمع سرمايه خاندان‌هاي زرسالاري است که در هدايت تکاپوهاي استعماري- امپرياليستي سده‌هاي اخير نقش اصلي را داشتند. کمپاني‌هاي عضو اين شبکه، همچون «بت عيار»، «هر لحظه» مي‌توانند «به رنگي» درآيند و از پوشش و تابعيت هر کشوري براي انعقاد قرارداد و فعاليت‌هاي خود بهره جويند. شبکه کمپاني‌هاي فوق تنها يک مجموعه مالي- اقتصادي نيست بلکه به عنوان کانون سياسي مقتدري شناخته مي‌شود که نام يکايک کمپاني‌هاي عضو آن با دسيسه‌هاي خونين سياسي، جنگ‌هاي داخلي و کودتاها پيوند خورده است.

ريوتينتو، مانند ساير کمپاني‌هاي عضو اين شبکه، حاصل انباشت سرمايه قاچاق‌چيان ترياک سده نوزدهم ميلادي است؛ همانان که در سده نوزدهم جنگ‌هاي ترياک با چين را برافروختند، ميليون‌ها انسان را به نابودي کشاندند و امروزه همچنان هدايت تجارت جهاني اسلحه و مواد مخدر را به دست دارند. هيو ماتيسون، از اعضاي خاندان ماتيسون و رئيس وقت کمپاني جردن ماتيسون Jardine Matheson & Co. Ltd (بزرگ‌ترين کمپاني تجارت ترياک سده نوزدهم)، و خاندان روچيلد، براي استخراج معادن غني مس شمال اسپانيا، در سال 1873 کمپاني ريوتينتو را با سرمايه سه ميليون و 750 هزار پوند در لندن تأسيس کردند. به‌نوشته چارلز هاروي، از آن پس سر اوکلند گدس، رئيس کمپاني ريوتينتو، به «سلطان واقعي» اسپانيا و آمريکاي لاتين بدل شد.** دکتر هاروي در کتاب فوق نقش روچيلدها در تأسيس کمپاني ريوتينتو و جايگاه اين کمپاني را در جنگ داخلي اسپانيا و حمايت از حکومت فاشيستي فرانکو مورد بررسي قرار داده است. رودلف راکر نيز در رساله تراژدي اسپانيا (نيويورک، 1937) به نقش کمپاني ريوتينتو در اسپانيا پرداخته و از خاندان روچيلد به عنوان يکي از مالکان اين کمپاني ياد کرده است. سو بولاند در مقاله «ريوتينتو: بناشده بر خون» ريوتينتو را متهم مي‌کند که علاوه بر همدستي با رژيم فاشيستي فرانکو، از رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي نيز حمايت مي‌کرد و با رژيم هاي کودتايي، از جمله حکومت ژنرال سوهارتو در اندونزِي، همکاري داشت. بولاند ريوتينتو را بزرگ‌ترين کمپاني معدني جهان مي‌خواند و مي‌نويسد:

«در هر قاره‌اي که ريوتينتو عمل کرده، داستاني يکسان جريان داشته است: زمين بدون پرداخت وجه از مردم بومي گرفته شده، از تشکيل اتحاديه‌هاي آزاد کارگري ممانعت شده، محيط زيست تخريب شده، و روابطي گرم با سياستمداران، دولتمردان و ديکتاتورها برقرار شده است.»

پيوندهاي عميق ريوتينتو با توني بلر و شرکاي نومحافظه‌کار او در ايالات متحده آمريکا را از طريق لرد سيمون مي‌توان شناخت. لرد سيمون، که به عنوان يکي از گردانندگان اصلي، ولي پشت پرده، ريوتينتو شناخته مي‌شود، به محفل دوستان صميمي توني بلر تعلق دارد. مطلعين از «حلقه‌اي يهودي» نام مي‌برند که لرد ياکوب روچيلد، سر اولين روچيلد، لرد مايکل لوي، لرد سيمون، روپرت مورداک (مردوخ)، ويليام فريش و چند تن ديگر اعضاي اصلي آن‌اند و سياست‌هاي دولت توني بلر را تعيين مي‌کنند. لرد سيمون، که پيش‌تر رئيس بريتيش پتروليوم بود، در سال 1997 وزير تجارت اروپايي دولت بلر شد. او در اين زمان عضو هيئت مديره کمپاني‌هاي بزرگي چون گراند متروپوليتن، دويچه بانک، ريوتينتو و آليانس بود. او در ژوئيه 1999 از دولت بلر استعفا داد. در سال 1996 انتشار اسناد دولت کلمبيا آشکار کرد که بريتيش پتروليوم به رياست لرد سيمون در کشتار رهبران اتحاديه‌هاي کارگري و دهقاني اين کشور با گروه‌هاي شبه‌نظامي همکاري داشته و ده‌ها ميليون دلار به ارتش کلمبيا کمک مالي کرده است. لرد سيمون همچنين متهم است که در سال 1993 به صعود حيدر علي ‎اوف به رياست‌جمهوري آذربايجان ياري رسانيد و به اين دليل علي ‎اوف قرارداد پنج ميليارد پوندي استخراج نفت درياي خزر را با کمپاني فوق امضا کرد.

آن‌چه گفته شد، احتمالاً، براي درک ابعاد بس مخاطره‌آميز پيوند با کمپاني‌هاي عضو شبکه مافيايي فوق کفايت مي‌کند. صرفنظر از مباحث اقتصادي و تجاري، اين پرسش به جدّ مطرح است که کدام عقل سليم حضور کمپاني چون ريوتينتو را، که در کارنامه آن مشارکت در ده‌ها و صدها دسيسه خونين سياسي ثبت شده، در منطقه‌اي استراتژيک چون کردستان مي‌پذيرد؟ آيا چنان فقير و درمانده شده‌ايم که بايد براي تکدي «سرمايه خارجي» با تماميت ارضي کشور خود نيز بازي ‌کنيم؟

در پايان ذکر يک توضيح بسيار ضرور است: نگارنده به‌طور اصولي مخالف جذب سرمايه خارجي نيست و وارد اين بحث تخصصي نيز نمي‌شود که آيا به جذب سرمايه خارجي نياز داريم يا خير. سخن اين است که چرا بايد در ميان دو قطب افراطي در نوسان باشيم: زماني «خارجي ستيزي» را به اوج ‌رسانيم و «خوب» و «بد» را به يک چوب ‌رانيم؛ و زماني، سرخورده از افراط پيشين، ارتباط با جهان خارج را در خطرناک‌ترين پيوندها با بدنام‌ترين کانون‌هاي مافيايي جهان معاصر خلاصه کنيم؛ با همانان که در واژگان نهضت امام خميني (ره) و قاموس انقلاب اسلامي دشمن‌ترين دشمنان‌شان شناخته بوديم. ------------------------------------

* «کمپاني کشتيراني شبه جزيره و شرق» (Peninsular and Oriental Steam Navigation Co.) يکي از قديمي‌ترين مجتمع‌هاي استعماري است که بر بنياد تجارت ترياک با چين، به رياست لرد اينچکيپ، شکل گرفت و امروزه مؤسسه‌اي است غول‌پيکر که در حوزه‌هاي متنوع از حمل‌ونقل هوايي و دريايي تا توليد کشتي و تجهيزات نظامي فعاليت دارد. سهامداران اصلي اين مجتمع متنفذترين دودمان‌هاي زرسالار دو سده اخيرند؛ روچيلدها، بارينگ‌ها، هامبروها و جردن ماتيسون‌ها مالکان اصلي اين کمپاني‌اند. تا دهه‌هاي اخير مديريت اين مجتمع به طور سنتي در دست خانواده اينچکيپ بود که از سهامداران مهم آن محسوب مي‌شود. اين مجتمع داراي پيوند با مجتمع بانکي هنگ کنگ و شانگهاي (HSBC) و از پايگاه‌هاي مهم اينتليجنس سرويس بريتانيا است.

** Charles E. Harvey, The Rio Tinto Company: An Economic History of a Leading International Mining Concern, 1873–1954, London: Alison Hodge, 1981.

از وبلاگ آرمانشهر:http://qods.persianblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه 1384/06/26ساعت 19:19  توسط سینا  | 

جنگ!
جنگ هايبل با قابيل
جنگ افريطه ها با ملكوت
جنگ شيطان با مه و نور
جنگ هر روزه تاريخ!
اوج آن امروز

مرگ!
مرگ هر لحظه عشاق
مرگ خوبان به مكر اشرار
مرگ مهتاب  به دست طاغوت
مرگ فرزندان خدا

اشك!
اشك مادر به مرگ فرزند
اشك تاريخ به هنگام غروب
اشك شاهد دم موت

اوج!
اوج فساد! اوج ظلم! اوج شهوت! اوج بي قيدي و مستي!
اوج قهقهه هاي شيطان
اوج ظلم تاريخ

اينها همه درد است! همه درد!
شيعه سالهاست فرياد اين همه درد است!
و حسين! مرهم اين دردها! و شمشير مبارزه!
دنيا پر شده است از جنگ و خون و درد و مرگ و پوچي انسان مدرن!
ظالمان همه پيدا! همه رسوا! همه منتظر مرگ نهايي!

 

عراق امروز شاهد اين مدعاست! شاهدي بر مدرنيت دنياي مدرن! و دنياي غرب اين مكاراني كه فرزندان شيطانند اين ظلم و بي عدالتي را مديريت مي كنند. بايد خودمان را برای جنگ نهايی آماده کنيم...

از وبلاگ http://cholokabab.persianblog.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/23ساعت 12:46  توسط سینا  | 

تروریست حقیقی کیست!؟

استفاده ازحربه تروریست بودن رقیب امروزه مد غربی هاست و قطعا از نظر آنها اول تروریست دنیا مسلمانان خصوصا شیعه ها هستند! و در بسیاری از رسانه های گفتاری و شنیداری هزاران بار این را تکرار می کنند تا همه باور کنند به روش گوبلز وزیر تبلیغات آلمان هیتلری. بااین حال رشد اسلام در غرب بسیار بالاست وهنوز استراتژیست هایشان می ترسند! در بسیاری فیلم هایشان هم به صورت غیر مستقیم آدرس به شیعیان می دهند اما با کمال تعجب در خود غرب هم آزادفکرانی اسیر زندان  بزرگ رسانه ها نمی شوند و سران فاسد آنجا را مقصر اصلی می دانند. امروز می خواهم یک دوست خوب را  به شما معرفی کنم. وبلاگ تروریست حقیقی مدتی است که در این زمینه فعالیت خوبی داشته است. برای تقدیر از این عزیز دو مطلب آخرش را می آورم: 

 

مأمور اطلاعات انگليس، مظنون حادثه لندن

 


mi6 

يك كارشناس امور تروريستى و بازرس سابق وزارت دادگسترى آمريكا ادعا كرد كه مظنون اصلى طراحى بمب‌گذارى‌هاى اخير لندن، مامور «ام.آى.سيكس» سازمان جاسوسى انگليس بوده است.

به گزارش ايرنا، «هارون رشيد اسود» پس از دو هفته بازداشت در زامبيا
۱۷ مرداد به انگليس باز گردانده شد و اكنون در زندان به سر مى‌برد.

اسود كه از اهالى منطقه «
يوركشاير غربى» است از جمله مظنونان تروريستى است كه آمريكا خواستار تحويل گرفتن وى است.

بنا بر اين گزارش، اسود در دهه
۱۹۹۰ ميلادى در چهارچوب تلاش‌هاى انگليس براى فعاليت در كوزوو به خدمت سازمان امنيت برون مرزى اين كشور در آمده بود. برخى نشريات چاپ لندن به نقل از مقام‌هاى امنيتى انگليس نوشته‌اند كه اسود طراح اصلى هشت بمب‌گذارى لندن در روزهاى ۱۶ و ۳۰ تير بود كه ۵۶ كشته و ۷۰۰ زخمى بر جاى گذاشت.

ناگفته هایی درباره حادثه 11 سپتامبر و انفجارهای لندن

شش تن از اهالي انگليس كه با عنوان «گروه حقيقت ياب» حادثه 11 سپتامبر - شاخه لندن، فعاليت مي كنند، با انتشار نامه اي خطاب به شوراي مسلمانان انگليس اعلام كرده اند از نظر آنها مسلمانان مسئول حوادث 11 سپتامبر 2001 در آمريكا نبودند، بلكه دولت آمريكا در آن دست داشته است.
در اين نامه آمده است، اكنون نيز در مقصر دانستن مسلمانان در بمب گذاري لندن بايد تأمل كرد زيرا ممكن است دولت انگليس نيز در آن دست داشته باشد.
اعضاي اين گروه در نامه خود آورده اند: اكنون نيز در فضايي مملو از ترس، ساده ترين اقدام درباره بمبگذاري هاي اخير در لندن نتيجه گيري هاي شتابزده و شماتت مسلمانان است، در حالي كه بايد بررسي كرد و منتظر نتايج پژوهش ها ماند تا به تدريج حقايق درباره بمبگذاري ها آشكار شود. اين گروه اعلام آمادگي كرده است در نشستي با حضور كارشناسان نتايج مطالعات و بررسي ها ارائه شوند. در نامه اعضاي «گروه حقيقت ياب حادثه 11سپتامبر» آمده است: بايد در بررسي ها اين گزينه را در ذهن داشت كه ممكن است ثابت شود ماموران دولت انگليس عامل بمبگذاري هاي لندن بوده يا در آنها دست داشته اند تا مسلمانان را مسئول اقدامات تروريستي معرفي سازند، بنابراين، لازم است اين بررسي توسط دولت انگليس صورت نگيرد و مرجع مستقلي آن را انجام دهد.

          
در ادامه نامه آمده است: بلافاصله پس از انفجار برج هاي تجارت جهاني در «نيويورك» رسانه هاي غربي 19 مرد عرب را مسئول آن كار معرفي كردند، اما شواهد علمي نشان مي دهد آن برج ها با انفجارهاي كنترل شده به ويرانه تبديل شد. درباره انفجار در يكي از قطارهاي لندن نيز، شاهد عيني صحنه را به گونه اي ترسيم كرده است كه گويي بمب قبلاً در زير واگن نصب شده بود. در اين نامه ادعا شده است انفجار سه بمب در سه واگن قطار شهري در لندن در فاصله كمتر از 50 ثانيه نشان مي دهد بمب ها به صورت خودكار منفجر شده اند و خبري از بمبگذاران انتحاري نبوده است. علاوه بر آن درست مانند كار نكردن كليه دوربين هاي هواپيماهاي ربوده شده در 11 سپتامبر، تمام دوربين هاي اتوبوسي كه در «لندن» منفجر شد خراب بودند و هنوز كسي نتوانسته است چهره بمب گذاران را ببيند. در اين نامه پرسيده شده: اگر هدف بمبگذاران در «لندن» انفجار اتوبوس و قطار با بمب بود چرا بايد خود را به كشتن مي دادند. كافي بود بمب ها را در كيسه يا كيف در گوشه اي از قطار يا اتوبوس رها كنند تا در زمان تعيين شده منفجر شوند. علاوه بر آن، چرا بايد مسلمانان بمب ها را در مناطق مسلمان نشين لندن منفجر سازند، به چه دليل افرادي كه تازه ازدواج كرده يا بچه دار شده بودند خود را با بمب ها منفجر كردند، و يا اينكه، چرا تمام اوراق شناسايي را با خود همراه داشتند؟

                    
به نظر اعضاي اين گروه، ماجراي بمب گذاري هاي «لندن» كاملاً مشكوك است، زيرا در حالي كه مقامات امنيتي چهار جوان را مسئول بمبگذاري انتحاري در اين شهر معرفي مي كنند، اين چهار جوان در شهر «لوتون» بليت رفت و برگشت قطار خريده و هزينه پاركينگ خودرويشان را براي 10 ساعت توقف در پاركينگ ايستگاه قطار پرداخته بودند، پس نمي خواستند انتحاري عمل كنند. در ادامه اين نامه، اين پرسش مطرح شده است كه آيا القاعده اصلاً وجود دارد يا خير؟ زيرا به نظر اعضاي «گروه حقيقت ياب حادثه 11سپتامبر»، وجود سازماني تروريستي كه در سطح اروپا مشغول فعاليت باشد محل ترديد است و بايد در اين باره تحقيق شود.

                      
اعضاي گروه نوشته اند همچون انفجارهاي مادريد كه به القاعده منتسب شد درباره بمب گذاري هاي لندن نيز چنين ادعايي مطرح شد در حالي كه هنوز معلوم نيست آيا واقعاً سازماني تروريستي به نام القاعده وجود دارد يا ساخته ذهن سياستمداران غربي است.

                   
اعضاي اين گروه كه در «لندن» فعالند، در نامه خود نوشته اند: لحظاتي پيش از ورود «بنيامين نتانياهو»، وزير اسرائيلي به نشستي در نتانیاهو«لندن» كه يكي از بمب ها قرار بود در نزديكي محل نشست منفجر شود، به صورت غريبي به «نتانياهو» اطلاع داده شد در همايش شركت نكند. اما، چه كسي اين خبر را به سازمان امنيت انگليس داده بود؟ آيا همانند حوادث 11سپتامبر كه بين «موساد» و «سيا» همكاري وجود داشت، بين «موساد» و سازمان امنيت انگليس هم در اين زمينه هماهنگي وجود داشته است؟ آيا اگر بمب هاي لندن دو روز زودتر منفجر مي شد انگليسي ها مي توانستند ميزباني مسابقات المپيك سال 2012 را كسب كنند؟ آيا اگر آن بمب ها در حين برگزاري اجلاس سران گروه 8 منفجر نمي شد، «بوش» و متحدانش مي توانستند از شر تظاهركنندگاني كه ماه ها پيش از برگزاري اجلاس سران 8 كشور صنعتي به منظور مبارزه با جنگ و آلودگي هواي زمين دست به هماهنگي و سازماندهي زده بودند، به سادگي خلاص شوند؟ آيا همچون نوبت قبل كه «بوش» براي بازديد از انگليس به «لندن» آمد و قرار بود تظاهرات عظيمي عليه وي صورت گيرد، اما بمب هايي در «اسلامبول» منفجر شد تا اذهان را به سويي ديگر منحرف سازد، انفجارها در «لندن» نيز حساب شده بود؟ اگر اين قبيل بمب گذاري ها نفعي براي مسلمانان ندارد «بوش» و «بلر» براي كنترل بر جهان به چه چيز ديگري نياز دارند؟ به گفته اعضاي «گروه حقيقت ياب» تا چند سال پيش تصور اينكه دولتي با بمب گذاري در سرزمين خودش شرايط را براي پيشبرد اهدافش آماده سازد بسيار بعيد بود، اما اسنادي كه اخيراً و پس از گذشت حداقل 30 سال منتشر شده نشان مي دهند كه كشورهاي غربي در دهه هاي 1960 و 1970 به گروه هاي دست راستي افراطي اجازه و امكانات دادند تا با بمب گذاري در شهرهاي اروپا افراد و سازمان هاي چپ را مسئول آن معرفي كنند و به اين طريق بتوانند اهداف خود را به پيش ببرند و آنها را تروريست معرفي كنند! آيا اكنون استفاده دولت هاي غربي از اين روش ها منسوخ شده است؟ ناگفته نماند كه اداره قطارهاي شهري «لندن» به دست مديران آمريكايي انجام مي گيرد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/06ساعت 8:57  توسط سینا  | 

مسلح خوابيدن شارون از ترس يهوديان افراطي

 

يک روزنامه صهيونيستي فاش کرد: «آريل شارون»، نخست‌وزير اين رژيم، به دليل تهديدهاي مخالفان با طرح تخليه نوار غزه، هنگام خواب، اسلحه کمري آماده‌شليک زير بالش خود قرار مي‌دهد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، روزنامه اسرائيلي «معاريو» در شماره امروز خود همچنين اعلام کرد: با وجود اين‌که محافظان شخصي، اقدامات بي‌سابقه‌اي را براي حمايت از جان شارون در نظر گرفته‌اند، ولي وي ترجيح مي‌دهد، کلت کمري آماده شليک را براي خود حفظ کند.
سازمان امنيت داخلي رژيم صهيونيستي (شين بت) به تازگي از تهديد به قتل معارضان طرح تخليه نوار غزه در مورد شارون سخن رانده است.
گروهي از خاخام‌هاي افراطي مخالف با طرح تخليه نوار غزه، اخيرا نخست‌وزير 77 ساله رژيم اسرائيل را تهديد به مرگ کرده‌اند.
نخست‌وزير رژيم صهيونيستي در سفر اخير خود به پاريس، خطاب به يهوديان فرانسه چنين گفته است: من نگران افراطيوني که خواستار مرگ و خواندن نماز ميت براي من شده‌اند، نيستم.
وي همچنين در ادامه افزود: اين اقدام شهرک‌نشينان، بسيار خطرناک است اما من نسبت به کساني که در مسير اجراي اين طرح تلاش مي‌کنند، اطمينان دارم؛ من نه در گذشته و نه در حال حاضر، هرگز در مورد اين موضوع هيچ نگراني و ترسي ندارم و حتي اين نوع تهديدات، تغييري در برنامه‌هاي من ايجاد نمي‌کند.
خبرگزاري فرانسه اعلام داشت: يک منبع نزديک به نخست‌وزير رژيم صهيونيستي، اطلاعات روزنامه «معاريو» را تأييد نکرده است اما گفته، مسئله حمل اسلحه نخست‌وزير اسرائيل در گذشته مطرح بوده و طرح کنوني آن يک مزاح است.
در اسرائيل، ترور نخست‌وزير سابقه دارد چرا که در چهارم نوامبر 1995 ميلادي، هنگامي که «اسحاق رابين»، نخست‌وزير وقت اسرائيل، اقدام به امضاي قرارداد «اسلو» با فلسطينيان نمود، يک افراطي يهودي براي به شکست کشاندن اين قرار داد اقدام به ترور وي کرد.
از آن زمان به بعد، تل‌آويو تصميم گرفت اقدامات گسترده‌اي را براي حمايت از جان نخست‌وزير انجام دهد تا جلوي هرگونه تحرک هم در داخل اسرائيل و هم در خارج عليه نخست‌وزير گرفته شود

.منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=952

 

خاكسپاري نمادين شارون توسط خاخام‌هاي تندرو

 

10 نفر از خاخام‌هاي يهودي مخالف طرح عقب‌نشيني رژيم صهيونيستي از نوار غزه، سه‌شنبه شب آيين خاكسپاري نمادين «آريل شارون» نخست‌وزير اين رژيم، در يك گورستان يهودي نزديك شهر تل آويو برگزار كردند.
به گزارش ديروز منابع خبري فلسطين، خاخام‌هاي يهودي سپس بر قبر نمادين شارون آيين ويژه خود را برگزار كردند.
در اين آيين چند تن از اعضاي گروه تندرو «كاخ» نيز شركت داشتند و شركت كنندگان براي شارون كه به گفته آنها «مي‌خواهد يهوديان را از خانه شان بيرون براند» آرزوي مرگ كردند.
در پي اين حادثه نظاميان رژيم صهيونيستي چند تن از شركت كنندگان را بازداشت كردند. در همين حال، ده‌ها شهرك‌نشين يهودي كه مخالف عقب‌نشيني اسرائيل از نوار غزه هستند دست به تظاهرات اعتراض‌آميز زدند. اين افراد ضمن مسدود كردن جاده بين اسرائيل و شهرك يهودي‌نشين «قوش كاتيو» در نوار غزه، عبور و مرور در اين جاده را مختل كردند.
منابع خبري ذكر شده بدون اشاره به زمان اين تظاهرات افزود: هنگامي كه پليس اسرائيل كوشش كرد تظاهركنندگان را از جاده مذكور دور كند، درگيري هاي محدودي بين شهرك‌نشينان و پليس روي داد.
از سوي ديگر يك شهرك‌نشين صهيونيست ديروز با خودروسواري، «موسي جمال العلامه» نوجوان 14 ساله فلسطيني را نزديك شهر الخليل در جنوب كرانه باختري رود اردن به شهادت رساند. اين صهيونيست تندرو با خودرو سواري درجاده الخليل ـ قدس نوجوان فلسطيني را تعقيب كرد. او را زير گرفت و به شهادت رساند.
همچنين مخالفان خروج رژيم صهيونيستي از غزه ديروز با آغاز تبليغات خود خواستار تظاهرات گسترده‌اي براي روز 11 مردادماه در «سديروت»، شهري در جنوب فلسطين اشغالي كه برخي اوقات هدف شليك موشك مبارزان فلسطيني قرار مي‌گيرد، شدند.
منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=938
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/03ساعت 1:33  توسط سینا  | 

مناسب دیدم چند مطلب زیر را با هم بیاورم تا انحطاط غرب یهودیزه به ویژه آمریکای صهیونیستی  کاملا برایتان ملموس شود. به راستی که اندیشمند آمریکایی رنه گنون به درستی تمدن غرب را تمدن شیطانی نامید:

اول:مذهب سازی ، یهود و جوانان

سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند ، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند ، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند ، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي كنند .
آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند ، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند . همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند ، مي خواهند .
جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد ، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند .
بر اين اساس مي گوييم :

  -۱
شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است .
يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سي دي هاي آموزشي ، مجلات ، روزنامه ها و كاباره ها ... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان
غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است .
تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك ، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است .
پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد ، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت .
و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد .
رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد ، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد .

 -۲
شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.

 -3
شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود . خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است ، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد .
پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند .
مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند . آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند ، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند . پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد ، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند ، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم .

 -4
به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا .

 - 5
به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است ، همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند .

 -6
شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند . او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد . آنان همه چيز را منفي مي خواهند ، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن ، فقط ببين . مغزت را ببند ، فكر نكن . نقش تو ، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست .
آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد ، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند ، از او مي سازند.
پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز ، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند.
آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند ، خبر دار نمي شوند.
حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند ، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند.

 -7
راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست ، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.

  -8
احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس ، پارلمان اتحاديه اروپايي ، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده ... ننگ آور است.
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي ، مواد مخدر ، قرص هاي روان گردان و انرژي زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعي ، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع ... معجوني از بيماري هاي روحي ، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است.

 -9
توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني ، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد ، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و ... رخنه كرده ، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.

 -10
دوست جوان من بداند:
بنيانگذار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي ، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها ، به طور مخفي انجام مي شد ، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود.
صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است.
شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بيلي رز ، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است ، تاسيس شد.
غول صنايع مشروب سازي ، يهودي مهاجر ، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها ، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است.
سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي ، به نام روچيلد ، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر ، سرمايه گزاري عظيمي نمود.
اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد ، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند ، آبستن و باكره را بكاربرد.
سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت.
پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه ، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد.
انسانيت زدايي ، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است.
و اينك شيطان پرستي با اسطوره سازي و با ارائه مطالب گمراه كننده و پورنوگرافيك سعي در تحقير جوانان و برده داري نوين دارد.

-- در نگارش این سطور از سایت های فراوانی استفاده شده است . به ویژه از سایت آقای عبدالله شهبازی . علی خلیل اسماعیل (برادران)منبع: http://www.atm.parsiblog.com

 

 دوم:مشاهده شدن بوش پدر و پسر در تشريفات شيطان پرستان

قصر كيمبال چروكي در شهر سداليا در كلورادو، محل اجراي آيين شيطان پرستي كه جس لوي، فرزند موسس كليساي شيطان پرستان، آنتون لوي، آن را چنين توصيف مي كند:" زماني كه ده سالم بود پدر و مادرم مرا به آنجا بردند

قصر كيمبال و تشريفاتي كه در آن اجرا مي شد را به ياد مي آورم. انگار همين ديروز بود. يادم مي آيد شب را در يكي از اتاق خواب هاي آن كه بسيار برايم ترسناك بود مي گذرانديم. اتاق هميشه تاريك بود و بوي خاصي مي داد.
پدرم، آنتون لوي، بيشتر وقتش را در آنجا مي گذراند.هيچ وقت دوست نداشتم به آنجا بروم. من را مجبور مي كردند تشريفات مذهبي را كه بسيار از آنها نفرت داشتم تماشا كنم. يكي از آنها را هرگز فراموش نمي كنم؛ مجمع 13 كه در انجا آدم هاي بدخو و شروري بودند.
وقتي دوازده سالم شد پدرم به من گفت بخاطر سركشي و مخالفتم با كارهايي كه بايد انجام بدهم، مجبورم پيش از آنها به قصر بروم. آن زمان بود كه اين آقايان را ملاقات كردم. آنها نسبت به آنچه ممكن است در صورت انجام ندادن فرامينشان به سرم آيد، هشدار دادند. جرج دبليو بوش پدر يكي از آنها بود. من مقابل آنها ايستادم و گفتم كه دنباله روشان نخواهم بود و جاي پدرم را نخواهم گرفت و اينكه نمي توانند كاري بكنند.
پدرم آن چنان احساس شرمندگي كرد كه از ترس دولا شد. به آنها گفتم به نيروي بزرگتري ايمان دارم و ان نيروي بزرگتر به من گفته است كه هيچ كس نمي تواند نزديكم شود. و بعد برگشتم و آنجا را ترك كردم. آنها هيچ چيز نگفتند. فكر مي كنم همه شان احساس ترس و خشم پيدا كرده بودند. يادم مي آيد پدرم گفت اين حرف هاي يك بچه است.
اسكات ميلمن را هم به خاطر مي آورم. همه ما هم سن و سال بوديم. در آنجا ديگران هم بودند، اما آنها را به ياد ندارم.
در زير ساختمان تونلي وجود داشت كه يك شب من و اسكات را به آنجا بردند و اصلا خوب نبود. تا همين امروز هر وقت مي خواهم از آن صحبت كنم احساس ترس بر من چيره مي شود. بعضي مي گويند آخر تونل نور است، اما آخر تونل،
جايي كه شيطان پرستان جمع مي شوند و كارهاي ناگفتني انجام مي دهند فقط تاريكي است. اعمال آنها مثل كابوس مي ماند.كارهايي كه با بچه ها مي كنند غير قابل بيان است.
 
فكر اينكه بوش و كل خانواده اش جزئي از چنين اعمالي هستند، براي بعضي غير قابل باور است. اما خداوند همه ما را از گرگي كه به لب