تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

 

اينك آخرالزّمان: جنگ عراق، ايده وقوع آرماگدون


اينك آخرالزّمان: جنگ عراق، ايده وقوع آرماگدون

.: منطقه «هارمجدّو»؛ شمال فلسطين اشغالي.


جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مى‏دانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت.



منبع: سایت «موعود»
 
----------------------------------------------------------------
اشاره:
با توجه به ظهور مسيحيت بنيادگرا (1) در كشور آمريكا و جنگ آمريكا عليه عراق، نظريه‏ پردازان مسيحى همچون جرى فالول، مورگان استرانگ، گرى‏ فريزر و ... نظرات خود را - كه غالباً مبتنى بر مكاشفات يوحنّا (بخش پايانى كتاب مقدس(2)) است - به مخاطبان القا مى‏كنند و از طرفى جنگ عراق را شاهدى بر تحقّق پيشگويي هاى كتاب مقدس (3) (انجيل) مى‏دانند و سعى مى‏كنند تا بدين‏وسيله ديدگاه هاى راست مسيحى را تبليغ و حقانيّت خود را به جهانيان عرضه دارند. در اين مقاله كه از يكى از سايت هاى اينترنتى گرفته شده با واژگانى همچون آرماگدون، جنگ آخرالزمان، ضد مسيح، ايده هزاره، راست مسيحى آشنا خواهيم شد و همچنين نگاهى كوتاه به نظرات آنها در مورد جنگ عراق و چگونگى تحقق پيشگوئي ها در بخش مكاشفات كتاب مقدس خواهيم داشت.
----------------------------------------------------------------
 
بعضى‏ها بر اين عقيده‏اند كه پيش‏بينى قابل توجهى درباره جورج دبليو بوش وجود دارد، مردى كه سخن خود را با يك خطابه مذهبى بسيار قوى و ورزيده القا مى‏كند، و همچنين عقايد مذهبى و باورهاى دينى را در سياست هاى خارجى‏اش دخالت مى‏دهد، پر واضح است كه بسيارى از حاميان مذهبى بوش، از حوادث عراق به عنوان تحقق يك پيشگويى تعبير كرده‏اند.
بيل بردوى (4) اخيراً طى مقاله‏اى در واشنگتن پست نوشت:
«حادثه‏هاى جهان - مخصوصاً حركت نظامى آمريكا به سوى عراق - موجب شده است تا اشخاصى با دلايل جديد براى تعبير و تفسير كردن آخرين حادثه جهانى خودنمايى كنند.»
در وب سايت هاى پيشگويى، اين بحث مشتاقانه بالا مى‏گيرد، گروه ها و مخصوصاً در كليساها به مطالعه كتاب مقدس مى‏پردازند، در جمعيت هاى مذهبى در آخر هر ماه بحث از پيشگويى مى‏شود، مثل چيزى كه در ماه گذشته تحت عنوان بيستمين كنفرانس بين‏المللى پيشگويى آخرالزمان در تامپا برگزار شد.
بردوى مى‏نويسد:
«به نظر بسيارى شواهدى دال بر نقش عراق در سناريوى آخرالزمان (5) در بخش هاى كليدى پيشگوئي هاى آخرالزمان كتاب مقدس وجود دارد.»
در اينجا و در ديگر كتاب هاى پيشگويى عهد عتيق و عهد جديد، ادبيات دوران باستان (كتاب مقدس) مالامال از تيترهاى خبرى است كه امروزه در مورد جنگ عراق در رسانه‏ها به كار مى‏رود.
مكاشفات (6)، بخش پايانى كتاب مقدس - به جز در برخى از نسخه‏هاى جديد - به عنوان نقشه حوادثى كه هم‏اكنون در عراق اتفاق افتاده است به حساب مى‏آيد. در قسمت شانزدهم از بخش مكاشفات نامى از آرماگدون (7) بيان گرديده است.
همانطور كه رود فرات اخيراً به‏وسيله مجموعه‏اى از تانك ها محاصره شده است، منطقه باستانى هارمجدون نيز در شمال اسرائيل در محاصره تانك ها است.
يوحنّا - به احتمال قوى نويسنده بخش مكاشفات كتاب مقدس - در شرح ماجراهاى آخرالزمان مى‏گويد:
«فرشته ششم جامش را بر رودخانه بزرگ فرات خالى كرد و آب رودخانه خشك شد. به طورى كه پادشاهان مشرق زمين توانستند نيروهاى خود را بدون برخورد با مانع به ‏سوى غرب ببرند، و ديگر فرشتگان در شيپورها مى‏دمند، هنگامى‏كه نيروها براى نبرد حق و باطل جمع مى‏شوند.»
بسيارى از مفسران مى‏گويند كه ساختار مدرن دولت اسرائيل، شمارش معكوس پيشگويى‏شده پايان روزگار را به راه انداخته است و اين پيشگويى با افزايش ضد مسيحي هاى (8) شرور، نزاع ها و اختلافات جهانى، آزار و اذيت كليساى مسيحى و ظهور يك مذهب دروغين، و درگيري هايى پيش از آغاز جنگ و نبرد حق و باطل در آخرالزمان، تكميل مى‏شود، البته بستگى به اين دارد كه شما متن هاى پيچيده كتاب مقدس را چگونه تفسير كنيد، عيسى مسيح زمانى مى‏آيد تا قبل از قضاوت نهايى مقدمه و راهگشاى يك قرن دوران صلح و حكومت صلح باشد، يا اين ‏كه او فقط زمانى مى‏آيد كه پيروانش مقدمه هزاره سلطنت (9) مسيح را فراهم كنند كه اين بيشتر شبيه يك حكومت دينى و مذهبى است.
در اين ماجراى تاريخى، مرحله‏اى به نام آزار و اذيت (10) براى مدت هفت سال وجود دارد كه ضد مسيحي هاى از بند آزاد شده، آزار و اذيتى زشت و زننده عليه مسيحي ها انجام مى‏دهند. براى مثال، از برخى از پيشگويي هايى كه در طى اين دوره مى‏شود، مى‏توان از مؤمنين واقعى‏اى نام برد كه در اين حادثه به آسمان برده مى‏شوند كه اسم اين مرحله در آخرالزمان را مرحله وجد و سرخوشى (11) گذاشته‏اند. اين يك پيشگويى است كه صحتش به‏ وسيله اتفاق ها و رويدادهايى كه در غرب رخ مى‏دهد تشديد مى‏شود. به‏طور مشخص، مى‏شود از جنگ عليه صدام حسين نام برد.
دكتر مورگان استرانگ (12) - استاد تاريخ خاورميانه دانشگاه ايالتى نيويورك آمريكا و مشاور برنامه‏هاى خبرى و مجله‏ها - مى‏گويد:
«جرى فالول (13) به طور كامل و بى‏هيچ ابهامى معتقد است كه ما بايد به جنگ با عراق برويم، تا حوادث مصيبت بارى را به راه بيندازيم كه موجب فراهم شدن دومين ظهور حضرت عيسى مسيح شود. جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مى‏دانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت، هر يهودى‏اى كه در هر جا زنده بماند به مسيحيت خواهد گرويد.»
دكتر مورگان استرانگ اضافه مى‏كند:
«بر طبق علم آخرالزمان شناسى (14)، مسلمانها، بودائى‏ها، هندوها، كاتوليك ها، آنيمى‏ها و هركس ديگر، در جنگ آخرالزمان (15) هلاك خواهند شد و يا اين ‏كه به مسيحيت اصول‏گرا و بنيادگرا ايمان خواهد آورد.»
همه جنگ عراق را نشانه بزرگى بر شمارش معكوس آخرالزمان مى‏دانند، ولى همه نسبت به ايدئولوژى آخرالزمان تعلق خاطرى ندارند.
مارك هيتچكوك (16)، كشيش كليساى «فيث بايبل» واقع در آدموند در ايالت اوكلاهما مى‏گويد:
«مهم‏ترين مطلبى كه بايد بگويم اين است كه آنچه كه آنجا (عراق) در حال رخ دادن است تحقق دقيق پيشگويي ها نيست.»
او اضافه مى‏كند:
«بعضى از مردم جنگ عراق را آغاز آرماگدون خواهند دانست، اما ديدگاه كلى من اين است كه جنگ عراق چيزى فراتر از بازگويى يك سناريو است.»
او مؤلف 9 كتاب در عنوان هاى مهم پيشگويي هاى كتاب مقدس است كه مى‏گويد:
«جنگ در عراق بيشتر يك عامل گرم‏كننده و عامل شتاب دهنده‏اى است براى حوادث نگران كننده‏اى كه رخ خواهد داد.»
در دانشگاه باب جونز (17) - جايگاه پرورش بنيادگراها - دكتر استفان هنكينز (18) به طور كامل اعتقاد دارد كه جنگ در عراق نقطه پايان پيشگويي ها نيست. به ‏زودى بشريت با حوادثى كه در بخش هاى مختلف كتاب مقدس از جمله مكاشفه يوحنا تصوير شده است، روبرو خواهد شد. او معتقد است كه بشريت در آستانه جنگى است كه عيسى مسيح عليه گروهى از ملت هايى كه به وسيله ضد مسيح رهبرى مى‏شوند انجام خواهد داد، كه پس از آن يك دوره هفت ساله از رنج و مصيبت را خواهيم داشت.
كسانى كه به كتاب مقدس معتقدند با آروين باكستر - كشيشى در ريچموند در ايالت ايندياناى آمريكا و مؤسس مجله آخرالزمان - موافقند، آروين باكستر مى‏گويد:
«ماجراى عراق با پيشگويي هاى عهد عتيق و عهد جديد مو نمى‏زند.»
باكستر همچنين ميزان بالايى از تلفات در هجوم نظامى آمريكا به عراق را پيش‏بينى كرد و هشدار داد كه ديگر كشورها جنگ در عراق را به ديده فرصتى براى سامان دادن سياست هاى خود مى‏نگرند. براى مثال، ممكن است چين سعى كند تا تايوان را اشغال كند. يا این که هند و پاكستان مى‏توانند دست به جنگ تمام عيارى عليه منطقه بى‏ثبات كشمير بزنند.
اين ماجرا به گفته باكستر سرآغاز جنگ جهانى دوم و كشتار يهوديان به دست نازي ها بود كه به ‏وسيله يوحنا در بخش مكاشفات كتاب مقدس پيشگويى شده است.
اگر نشانه‏ها و علامت هايى بر اين نظريه وجود داشته باشد كه در آخرالزمان آمريكا پيشرفت مى‏كند. اين، يك موفقيت شگفت‏انگيزى براى كتاب بر جاى مانده (19) نوشته تيم لاهايه (20) و جرى جنكينز (21) است.
اگر چه كه بيشتر كتاب هايى كه به موضوع آخرالزمان پرداخته‏اند ويژه قشر مذهبى تهيه شده‏اند؛ لكن، اين مجموعه برجاى مانده طيف وسيعى از مخاطبان سكولار را جذب كرده و فروشى بيش از 50 ميليون نسخه را به خود اختصاص داده است. حتى بخش چهارم اين كتاب رتبه اول ليست پرفروش‏ترين كتاب هاى نيويورك تايمز را - كه مورد غبطه همگان است - را به خود اختصاص داده است. لاهايه كه سابقاً يك كشيش بود و همچنين از فعالان حقوق مذهبى و آموزش در دانشگاه باب جونز است كسى است كه جرى فالول را در سازمان دهى مؤسسه «اكثريت اخلاقى» مساعدت كرد.
اخيراً، فالول دانشكده پيشگويى تيم لاهايه را در دانشگاه آزاد خود افتتاح كرد، اين يك نشانه بسيار قوى بر فراگير شدن عقيده آخرالزمان در ميان اقشار كم فرهنگ و بنيادگراى در حال رشد است.
لاهايه به نظريه رويكرد الهى مجموعه برجاى مانده پرداخته و مؤلف ديگر كتاب نقش روايت گر را ايفا كرده است. در حالي كه طرح كلى داستان و شخصيت هاى آن را هم ارائه كرده است، خط سير داستان از ابتداى مرحله آزار و اذيت شروع مى‏شود. اين در زمانى است كه ترس و وحشت ناشى از آزار و اذيت همه جا را فرا گرفته است. در بخش آرماگدون اين كتاب، شيطان را در حال حكومت بر سياره زمين از پايتخت خودش كه همانا شهر بابل جديد كه همان عراق است، ترسيم مى‏كند.
الوا مارتين (22) رئيس مجمع حقيقى خداوند در شمال كارولينا مى‏گويد:
«عراق درست همان جايى است كه بابل قديم آنجا بود.»
او مى‏گويد:
«تصور مى‏كند كه روح يكى از پادشاهان قديم بابل در زمانى كه يهوديان برده و تحت شكنجه بودند در او حلول كرده است.»
معتقدانى مثل مارتين همچنين به پيام هايى از متون مقدس اشاره مى‏كنند، از جمله مى‏توان از فاحشه بابل نام برد كه بر هفت تپه مى‏نشيند - درست هم زمان با كسانى كه اين پيشگويي ها را به شهرهاى باستان كه توسط صدام حسين در حاشيه رودخانه فرات بازسازى شده است، نسبت مى‏دهند عده‏اى ديگرى معتقدند كه اين پيشگويي ها به كليساى كاتوليك روم اشاره دارند.
گرى فريزر (23) كسى كه درباره نشانه‏هاى ظهور دوم مسيح ايراد سخنرانى كرد، مى‏گويد:
«هركسی درباره آينده شديداً كنجكاو است.»
او اصرار داشت:
«نقشى كه اسرائيل و ديگر كشورها در منطقه بازى مى‏كنند، به نوعى اجراى پيشگويي هاى آخرالزمان است.»
و هشدار داد كه:
«حوادثى چون تروريسم و تشكيل اتحاديه اروپا قبلاً در كتاب مقدس پيش‏بينى شده بود.»
فريزر مى‏گويد:
«هم‏اكنون، سرتاسر جهان را بحران فرا گرفته است، اين صرف يك تضاد و درگيرى با عراق نيست، اين جنگ عليه تروريست است كه به صورت يك مبارزه جهانى درآمده است.»
او ادامه داد:
«مردم هر جايى مى‏دانند كه يك چيزى اتفاق افتاده است، خود همين دانش را از كتاب مقدس دارند. كتاب مقدس، تمام اين اتفاقات را پيشگويى كرده است.»
او معتقد است:
«مسيحيت نقش خاصى را در حادثه‏هاى هولناكى كه در بخش مكاشفات كتاب مقدس پيش‏بينى شده است، بازى خواهد كرد.»
اشخاص مشهورى كه به مسئله پيشگويى توجه زيادى نشان مى‏دادند از سرتاسر جهان در كنفرانس پيشگويى حضور چشمگيرى داشتند. يكى از اعضاى شركت كننده در اين كنفرانس كه خود يك كشيش كليسا است، مى‏گويد:
«حوادث كنونى در عراق، ويژگى ملكوتى بودن و آسمانى بودن كتاب مقدس را اثبات كرده است.»
او در ادامه مى‏گويد:
«پيام نجات و رستگارى در قسمت مكاشفات كتاب مقدس ديده مى‏شود.»
و در آخر به صراحت اعلام مى‏كند كه:
«خدا را شكر كه مسيح، پادشاه است، و بهترين چيز اين است كه ما پيروز هستيم.»

 

--------------------------------------------
پى‏نوشت:
نام اصلی مقاله: *iraq war fuels visions of armageddon end times :Apocalypse soon*
1. اصطلاحاً راست مسيحى يا مسيحيان راست‏گرا نيز ناميده مى‏شوند.
2.Biblical book
3. بازگشت دوم حضرت مسيح در آخرالزمان بعد از طى مراحلى كه در نهايت به جنگ بزرگ ختم مى‏شود از جمله اعتقادات مسيحيان بنيادگراست.
۴. Bill Broadway
۵. End time
۶. Revelation
7. Armageddon - آرماگدون كه در اصل «هارمجدو» مى‏باشد به معناى «كوه مجدّو» است، مجدّو در شمال فلسطين اشغالى در كرانه غربى رود اردن واقع شده است.
۸. Antichrist
9. ايده هزاره: هزار سال بايد طى شود تا مسيح ظهور كند.
10. Tribulation: حكومت ضد مسيح، هفت سال به طول مى‏انجامد و دوره «رنج يا آزمايش بزرگ» خوانده خواهد شد.
11.Rapture
12. Morgan strong
13. جرى فالول، كشيش بنيادگراى پروتستان و از رهبران سياسى و مبلغان راست مسيحى است.
۱۴. eschatology
15. جنگ هرمجدون يا آخرالزمان: جايى كه آخرين جنگ ميان نيروى حق (خير) و باطل (شر) قبل از روز داورى در رستاخيز به وقوع مى‏پيوندد.
16. Mark Hitchcock
۱۷. Bobjones university
18. stephen Hankins
19. «برجاى مانده» متضمن اعتقادات مسيحيان است در مورد نبردهايى كه قبل از «بازگشت دوم مسيح» به وقوع خواهد پيوست. اين كتاب تا كنون در 12 جلد انتشار يافته است و مجموعاً بيش از 50 ميليون نسخه فروش داشته است.
۲۰. Tim Lahaye
۲۱. Jerry jenkins
22. Elva Martin
۲۳. Gary Frazier

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 22:17  توسط سینا  | 

 

افشای یک اسطوره پوسیده

یك كتاب چاپ اسرائیل ادعای رژیم صهیونیستی درباره كشتار یهودیان را صرفاً دروغی بزرگ برای پایه‌گذاری این رژیم در سرزمین‌های اشغالی ارزیابی كرد و از مشاركت سران یهود با هیتلر خبر داد.
روزنامه اماراتی «الاتحاد» دیروز نوشت: «پروفسور یهودا ریج»، استاد تاریخ معاصر دانشگاه «بن گوریون» در شهر «نقب»، اوایل ژوئیه جاری یكی از خطرناك‌ترین كتاب‌های تاریخ اسرائیل را با عنوان «یهودیان در جنگ نازیسم» منتشر كرد كه در آن برای اولین بار بر دروغ بزرگ و جهانی «ظلم نازیسم علیه یهودیان» یا همان «هولوكاست» (آدم‌سوزی) كه اسرائیل آن را ترویج می‌كند، تأكید شده است.»
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از «الاتحاد»، در این كتاب هولوكاست و ظلم و ستم نازیسم در حق یهودیان در جنگ جهانی دوم دستاویزی برای صهیونیست‌ها برای ایجاد دولت یهود در سال 1948 ارزیابی شده است. آن چه باعث هیاهو شده، این است كه این كتاب نه به قلم عرب‌ها یا آمریكایی‌ها و اروپایی‌ها، بلكه به قلم یك استاد دانشگاه اسرائیلی است و این قلم اسرائیلی حقایقی را بیان داشته كه «تل آویو» سال‌هاست درصدد پنهان كردن آن است و ادعاهای دروغین و پوچ رژیم صهیونیستی را برملا می‌كند.
در این كتاب 455 صفحه‌ای، علاوه بر جزئیات این دروغ بزرگ اسرائیل آمده است: ده‌ها نفر از سران یهود از برجسته‌ترین اعضای حزب نازیسم و از مهم‌ترین معاونان «هیتلر» بودند كه با رتبه‌های نظامی و فرماندهی بالا در جنگ جهانی دوم مشاركت مستقیم داشتند، برنامه‌های جنگی آلمان را طراحی می‌كردند و نظارت بر اردوگاه‌های آلمانی اسرا و بازداشتگاه‌های ویژه یهودیان و غیریهودیان نازیسم بر عهده آنان بوده است. در این كتاب همچنین به نام و پست نظامی هر یك از یهودیانی كه در جنگ جهانی دوم در ارتش نازی‌ها به فرماندهی «هیتلر» شركت داشته‌اند، اشاره شده است.
روزنامه «لوموند» فرانسوی نیز نوشت، یك رهبر سابق سرخپوشان كانادا نیز كه هولوكاست را رد كرده و گفته بود یهودیان یك «بیماری» و «زخمی» برای جامعه هستند، از سوی دادگاه به «ترغیب به نفرت» علیه یهودیان متهم و به پرداخت 1000 دلار جریمه محكوم شد. «دیوید آهناكیو» 71 ساله، رهبر سابق«مجمع ملت های اولیه»، بزرگ‌ترین سازمان بومی در كانادا، ممكن بود به شش ماه حبس نیز محكوم شود و شاكیان او كه اساساً سازمان‌های یهودی بودند از دادگاه «ساسكاچوان» خواستار 2000 دلار جریمه برای او شده بودند. دولت اسرائیل «آهناكیو» را «عنصر نامطلوب» اعلام كرده است و سایت كانادایی «كانوئه» در اینترنت از خشم كنگره یهودیان كانادا خبر می‌دهد كه شهر «مونترآل» را متهم كرده، اموال شخصی «آدولف هیتلر» را به حراج گذاشته است. در واقع، چهار تابلوی دیكتاتور سابق آلمان و همین‌طور دو كارت پستال كه به امضای اوست، اخیراً در هتلی در «مونترآل» به حراج گذاشته شد كه خشم یهودیان این كشور را برانگیخت. گفتنی است 15 هزار یهودی بازمانده جنگ جهانی دوم در كانادا زندگی می‌كنند كه 8000 نفرشان در «كبك» به سر می‌برند.
روزنامه «لوكوریه» سوئیسی نیز خبر داد كه این روزها صندوق‌های پستی خانه‌ها در شهر «ژنو» و یا «لوزان» مملو از شب‌نامه‌هایی است كه در آن‌ها هولوكاست «چرند» نامیده شده است. به گزارش این روزنامه، این موضوع حدوداً دو سال پیش شروع شده، اما چند هفته‌ای است كه افزایش پیدا كرده و به یك اپیدمی تبدیل شده است
.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 22:14  توسط سینا  | 

يكي‌از رهبران مبارزات احقاق حقوق بوميان كانادا، به خاطر اظهاراتي كه عليه يهوديان بيان كرده بود، مجرم شناخته و مجازات شد.
به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي، "ديويد آهناكيو" رهبر سابق "مجمع ملت اوليه" كه سازمان ملي بوميان كاناداست، دو سال پيش درمصاحبه با روزنامه محلي "ساسكاچوان" گفته بود: يهوديت يك بيماري‌است كه بايد ازجامعه زدوده شود.
آهناكيو ‪ ۷۱‬ساله بخاطر اين اظهارات، به حكم دادگاه ساسكاچوان، ‪ ۸۱۸‬دلار كانادا جريمه شد.
وي نيز ضمن رد حكم مذكور،آن رانشانه‌اي از تبعيض در حق بوميان كانادا عنوان كرد و گفت كه به اين حكم اعتراض خواهد كرد.
آهناكيو در دفاع از خود گفت: دولت كانادا همانطور كه‌مسئله مبهم تاريخي هولوكاست (كوره‌هاي آدم سوزي يهوديان توسط نازيها) را محترم مي‌شمرد بايد كشتار فرهنگي بوميان كه ساكنان‌اوليه كانادا هستند را هم به‌عنوان يك واقعه تاريخي محترم شمرد.
آهناكيو در دسامبر سال ‪ ۲۰۰۲‬به‌روزنامه محلي ساسكاچوان گفته بود: قبل‌از جنگ جهاني دوم نيزيهوديان همواره مورد لعن و نفرت مردم آلمان قرار داشتند وبه همين دليل مورد غضب هيتلر واقع شدند .
دادگاه ساسكاچوان اين اظهارات را غيرانساني وآن را همپايه جرائم جنائي دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/29ساعت 22:9  توسط سینا  | 

روزنامه‌ «اعتماد» نوشت‌: به تازگي در ژاپن‌ نامه‌اي‌ از آلبرت‌ انيشتين، دانشمند آلماني‌، به‌ دوست‌ ژاپني‌اش‌ منتشر شده‌ است‌ كه‌ در آن‌، انيشتين از بمباران‌ هيروشيما و ناكازاكي‌ در تابستان‌ 1945 به‌ نوعي‌ دفاع‌ كرده‌ است‌.
«السفير»، روزنامه‌ چاپ‌ لبنان،‌ با اعلام اين خبر افزود: انيشتين كه‌ نظريه‌ «نسبيت‌» را كه‌ موجب‌ ساخت‌ اولين‌ بمب‌ اتم‌ شد، مطرح‌ كرد، دو سال‌ پيش‌ از مرگش‌ در سال‌ 1955 طي‌ نامه‌اي‌ به‌ «سياي‌ شينوهارا»، فيلسوف‌ ژاپني‌ نوشت‌: اگرچه‌ استفاده‌ از بمب‌ اتم‌ عليه‌ ژاپن‌ را محكوم‌ مي‌كنم‌، اما اين‌ مسئله‌ مرا بر آن‌ نمي‌داشت‌ كه‌ اقدامي‌ در راستاي‌ جلوگيري‌ از انجام‌ اين‌ تصميم‌ بد انجام‌ دهم‌. «ناباكو شينوهارا»، بيوه‌ فيلسوف‌ ژاپني،‌ قصد دارد تا در راستاي‌ مبارزه‌ با سلاح‌هاي‌ هسته‌اي‌، نامه‌هايي‌ را كه‌ انيشتين در ژوئن‌ 1953 تا جولاي‌ 1954 براي‌ همسرش‌ به‌ زبان‌ آلماني‌ فرستاده‌، منتشر كند.
نامه‌هاي‌ اين‌ دانشمند آلماني‌ كه‌ برنده‌ جايزه‌ نوبل‌ فيزيك‌ بوده‌ است‌، ثابت‌ مي‌كند كه‌ وي‌ بعد از دست‌ كشيدن‌ از كار توسعه‌ صنايع‌ اتمي‌ سعي‌ مي‌كرد تا موضع‌گيري‌هايش‌ را توجيه‌ كند.
وي‌ در جواب‌ يكي‌ از نامه‌هاي‌ «شينوهارا» كه‌ بعد از انفجارهاي‌ اتمي‌ ژاپن‌ از وي‌ به‌ دليل‌ كارش‌ انتقاد كرده‌ بود، نوشت‌: هيچ‌ وقت‌ نمي‌نويسم‌ كه‌ من‌ روزي‌ از مبلغان‌ صلح‌ بودم‌، بلكه‌ مي‌نويسم‌ كه‌ من‌ از معتقدان‌ به‌ صلح‌ هستم‌ و اين‌ به‌ آن‌ معناست‌ كه‌ به‌ نظر من‌، شرايط‌ خاص،‌ استفاده‌ از زور را واجب‌ مي‌كند و منظورم‌ از اين‌ شرايط‌ خاص‌، زمان‌ رويارويي‌ با دشمني‌ است‌ كه‌ هدفش‌ نابودي‌ من‌ و ملتم‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ استفاده‌ از زور عليه‌ متحدان‌ نازي‌هاي‌ آلمان‌ به‌ نظر من‌ امري‌ توجيهي‌ و ضروري‌ بوده‌ است‌.
انيشتين در نامه‌ ديگري‌ نوشته‌ است‌: ظاهرا تنها نگراني‌ نسبت‌ به‌ توسعه‌ بمب‌ اتم‌ اين‌ است‌ كه‌ با مرور زمان‌ و سرانجام‌، بر نيروي‌ بازدارندگي‌ اين‌ بمب‌ غلبه‌ خواهد شد.

 http://www.baztab.com/news/26135.php

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/15ساعت 23:28  توسط سینا  | 

يكي از مهم ترين منابع تفكرات صهيو نيسم كتابي با نام تلمود است. اين كتاب هولناك در اصل چند جلد بيشتر نبوده, اما از هشت قرن پيش به دوازده جلد افزايش يافته و امروز شامل سی و شش جلد در قطع وزيري مي شود.(البته برخي اساتيد تعداد مجلدات آن را بسيار بيش از اين مي دانند.) تلمود انبار شرارتهاي صهيونيسم است. كار تاليف آن حدود دو قرن پيش از جمع آوري اسفار تورات آغاز شد. از دو قرن پيش, پس از جمع آوري اسفار و رواج آن و باز گشت از بابل‌، باب تورات بسته شد و تلمود با افسانه ها و اساطير عجيب و غريب خود، بر تورات فائق آمد و آن را تحت الشعاع خويش قرار داد. همه بذرهاي ناپاكي درتلمود است. (به نقل ازكتاب پروتكلهاي دانشوران صهيون؛ اثرعجاج نويهض؛ آستان قدس رضوي؛ 1373؛ صفحه 42)

 تلمود

حاخامهاي يهودي طي سال‌هاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خودسرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را حاخام «يوخاس» درسال1500م. جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500م. نوشته شده بود به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود را جمع آوري كرد.

 اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف «تورات» قرار دارد (بلكه از تورات هم بالا تر است چنانچه «گرافت» مي گويد: بدانيد كه گفتار حاخام از گفتار پيامبر بالاتر است). براي اينكه بيشتر به خود پرستي وآرمانهاي ضدّ انساني يهود پي ببريم خوب است چند جمله اي ازاين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:[1]

 _ روز دوازده ساعت است: درسه ساعت اول آن خداوند شريعت را مطالعه مي كند.در سه ساعت دوم احكام صادر مي‌كند.در سه ساعت سوم هم جهان را روزي مي‌دهد. در سه ساعت آخر هم با حوت دريا كه پادشاه ماهي ها است به بازي مي‌پردازد.

 _ هنگامي كه خداوند امر كرد «هيكل»(معبد سليمان) را خراب كنند، خطا كرده بود. به خطاي خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واي بر من كه امر كردم خانه ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.

 _ خداوند، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد و آن چنان صدا مي كند كه تمام اهل جهان صداي گريه او را مي شنوند و آبهاي دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مي آيد. هرگز خداوند از كارهاي ابلهانه وغضب و دروغ بركنار نيست.

 _ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است؛ زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد، روح هاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است.

 _ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است .

 _ پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار يعني «غير يهود» منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده وغلام خواهد داشت.

 _ كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند. روساي مذهب نصراني و  هر كه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.

 _«يسوع ناصري» حضرت مسيح عليه ‌السلام كه ادعاي پيامبري كرده و نصاري(مسيحيان) گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردي به نام «باندار» به زنا آورده بود، در آتش جهنم مي سوزند.كليساهاي نصاري كه در آن سگ هاي آدم نما به صدا در مي آيند به منزله زباله خانه است.

 _ اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت.

 _ اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد.

 _ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد.

 _ نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است.

 _ اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است.

 _ سگ افضل از غير يهودي است،‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است.

 _ هيچ قرابتي و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟

 _ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است.

 _ اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است.

 _ اجانب براي خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‌اند.

 _ يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست.

 _ سلام كردن بر كفار (غيريهوديان)  اشكال ندارد به شرط آنكه در دل خود آن غير يهودي را مسخره كرده باشد.

 _ بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند[2] تا آنها صاحب ملك نباشند وهميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد. و چنانچه غير يهودي بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم.

 _ پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود.

 _ چون يهود با عزت الهيه مساوي هستند، بنابراين تمام دنيا و هر چه در اوست ملك آنها مي‌باشد و حق دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدي از يهودي حرام است و از غيريهودي جايز مي‌باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاي دريا است و هر كس زودتر بر آن دست گذاشت او مالك است.

 _ يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.

 _ هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند, بايد حق را به جانب يهودي داد اگرچه بر باطل باشد.

 _ براي شما جايز است كه مأمورين گمرك را غش بنمائيد و براي او قسم دروغ بخوريد ... از حاخام «سموئيل» ياد بگيريد، سموئيل از مرد اجنبي كاسه‌اي از طلا به قيمت چهار درهم خريداري كرد، در حالي كه فروشنده نمي‌دانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را هم دزديد!

 _ ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر مي‌فرمايد.

 _ به كساني كه يهودي نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودي جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم. حيات و زندگاني ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غيريهودي احتياج به پول داشته باشد, آن قدر بايد از او ربا و نزول گرفت كه تمام دارائي خود را از دست بدهد.

 _ غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.

 _ حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت!

 _ اگر يكي از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرده‌ايم.

 _ اگر يك نفر يهودي كمكي به غيريهودي بكند, گناهي نابخشودني مرتكب شده است.

 _ و اگر غيريهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهي، زيرا آن هفت ملتي كه در زمين «كنعان» بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند, همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصي كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد.

 _ تا مي‌توانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‌ايد.

 _ هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نمي‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.

 _ كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند.[3]

 _ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست.

 _ يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد.

 _ براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

 _ قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود.

 _ اصول قسم خوردن براي قطع نزاع تشريع شده است, اما نه براي كفار، زيرا آنها انسان نيستند. جايز است انسان شهادت زور بدهد(با اينكه مي داند حق با يهودي نيست،ولي شهادت دروغ بدهد), چنانچه لازم است اگر مي‌توانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولي برادر يهودي خويش را در معرض خطر قرار ندهيد.

 _ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.

 _ بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است.

 _ ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم![4]

 اين مطالب  نياز به توضيح و تعليقي ندارد و خود بهترين معرف براي يهوديت حاخامي_تلمودي است.  برای دیدن متن انگلیسی تلمود مراجعه کنیدبه:سايت علمي پژوهشي يهود؛ معرفي كتاب تلمود 



[1] برگرفته ازكتاب «خطر اليهوديه العالميه  علي الاسلام و المسيحيه»، تاليف عبدالله اتل. اين نويسنده نيز از کتاب «الکنز المرصود في قواعد التلمود»، تاليف دکتر رو هلبخ، ترجمه يوسف نصر الله، چاپ بغداد سال 1899 م. نقل نموده است.

[2] به علت قوانين اقتصادي خاصي كه در آئين يهوديان مي باشد, آنها ثروتمندترين مردمان جهان مي باشند, براي نمونه فقط در آمريكا حدود %80 ثروت و منافع اين كشور در قبضه يهوديان مي‌باشد.(انفجار در آمريكا, اثر جو كام, نشرآگاه, صفحه4)

[3]يهوديان به اين شيوه توانسته اند, نفوذ گسترده اي در ميان مسلمانان و مسيحيان داشته باشند, تا جائيكه تا بالاترين سطح روحانيت مسلمانان و مسيحيان, خود را معرفي, و وانمود به آن كرده اند و بعد از آن, با دقت و حوصله زياد, كمر به تحريف آئين اسلام يا مسيحيت بسته اند. قسمت عمده تحريفات وكاستي هايي كه در اسلام و مسيحيت وجود دارد, از طريق يهوديان و با ترفند هاي خاصي كه آئين يهوديت به آنها آموزش داده است, بوجود آمده است و اين, يكي از مخفي مانده ترين و مظلومانه ترين پرونده هاي موجود در تاريخ است كه سخن گفتن از آن, موجبات مرگ و نابودي بسياري از انسانهاي آزاده را, در طول ادوار مختلف فراهم آورده است.

[4] در تاريخ بني اسرائيل«استر» با نفوذ به دربار خشايار شا پادشاه ايران و پنهان کردن يهوديت خويش(به توصيه پسر عمو و قيمش مردخاي) توانست در گسترش يهوديت در ايران نقش به سزايي داشته باشد. براي مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به: کتاب مقدس، سفر استر.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 15:18  توسط سینا  | 

قسمتهايي از متن تورات

 _ من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي, ليكن مثل آدميان خواهيد مرد.[1]

 _ اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت, و هيچ كدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد.[2]

 _ هيچ شراب نخوريد, به غريبه‌اي كه درون دروازه تو باشد بده يا به اجنبي بفروش, زيرا كه تو براي يهوه خدايت, مقدس هستي.[3]

 _ دختران خود را به آنها ندهيد و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خويشتن نگيريد.[4]

 _ به سرزمين كنعانيان تا نهر فرات داخل شويد, اينك اين زمين را پيش روي شما گذاشتم, پس داخل شده, زميني را كه خداوند براي پدران شما, ابراهيم و اسحاق و يعقوب, قسم خورده كه به ايشان وبعداز آنها به ذريت ايشان بدهد, به تصرف در آوريد.[5]

 _ و امتها را به ميراث تو خواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد, ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت, مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود.[6]

 _ گوشت بخوريد و خون بنوشيد, گوشت صاران را خواهيد خورد و خون روساي جهان را خواهيد نوشيد.[7]

 _ ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش و ايشان را به جهت روز قتل تعيين نما.[8]

 _ خداوند بر يعقوب ترحم فرموده, اسرائيل را بار ديگر بر خواهد گزيد. و ايشان را در زمينهايشان آرامي خواهد داد و غربا به ايشان ملحق شده, با خاندان يعقوب ملحق خواهند گرديد, و قومها(غير يهوديان), ايشان را به مكان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائيل ايشان(غير يهوديان) را در زمين خداوند بنده و كنيز خود خواهند ساخت, و بني اسرائيل, اسير كنندگان خود را اسير, و بر ستمكاران خويش حكمراني خواهد نمود.[9] در اين سطور تحريف شده، نژاد پرستي و خود برتر بيني و حاكميت جهاني يهود به وضوح هويداست.



[1] سفر تثنيه، باب 10، فقره 31

[2] سفر تثنيه، باب 23، فقرات 1 تا 3

[3] سفر تثنيه، باب 14، فقره 21

[4] سفر نحميا، باب 13، فقره 25

[5] سفر تثنيه،باب 1، فقرات7و8

[6] سفر مزامير، باب 2، فقرات 8و9

[7]سفر حرقيال، باب 39، فقره18

[8] سفر تثنيه، باب 20، فقره3

[9] سفر اشعيا، باب 14، فقرات1 تا 3

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:53  توسط سینا  | 

براي درك بهتر مواضع صهيونيسم لازم است برخي مباني فكري آنها را به دقت از نظر بگذرانيم با هم بحث پيامبران در نظر يهود را پي مي گيريم.

 تصوير پيامبران در كتاب مقدس(!) دست كم از تصوير خدايان آن ندارد. مثلاً در كتاب مقدس آورده اند كه برخي پيامبران:

 ـ با زنان نامحرم زنا مي كنند ، چنانچه بّه حضرت داوودعليه السلام نسبت داده اند .[1]

 ـ با دختران خود زنا مي كنند و به حضرت لوطعليه السلام نسبت مي دهند .[2]

 ـ مردم را فريب مي دهند وآنها را مي كشند و زن هايشان را به همسري درمي آورند. اين عمل را هم به حضرت داودعليه السلام نسبت مي‌دهند .[3]

 ـ با خداوند كشتي مي گيرند ، چنانچه به حضرت يعقوبعليه السلام چنين نسبت مي دهند[4] .

 ـ كارهائي را كه خداوند نهي كرده انجام مي دهند ، چنانچه به حضرت سليمانعليه السلام نسبت مي دهند[5].

 ـ قلب هايشان به جانب بت متمايل مي شود ، چنانچه به حضرت سليمانعليه السلام  نسبت مي دهند[6].

 ـ براي پرستش بتها, خانه مي سازند و اين مطلب را نيز به حضرت سليمانعليه السلام نسبت داده اند.[7]

 ـ خداوند مي خواهد آنها را بكشد ، چنانچه به حضرت موسي عليه السلام  نسبت مي دهند.[8]

 ـ ستمكار هستند و به كشتار كودكان و افتادگان و گاوان و گوسفندان فرمان مي دهند.[9]

 ـ با خداوند درشتي و خشونت مي كنند ، چنانچه اين موارد را هم به حضرت موسيعليه السلام نسبت دادند.[10]

 ـ به گردنهاي خويش بند و يوغ مي گذارند و اين را هم به ارمياي پيامبر عليه السلام نسبت مي دهند.[11]

 ـ خداوند امرشان مي كند تا زن زنازاده را به همسري در آورند و گفته اند كه يوشععليه السلام چنين كرده است.[12]

 ـ مردم را به پرستش بت ترغيب كرده و خود بت مي سازند، و مي گويند كه اين عمل را هم هارونعليه السلام انجام داده است.[13]

 ـ از راه زنا متولد شده اند ، چنانچه به يفتاح پيامبرعليه السلام نسبت داده اند.[14]

 ـ شراب مي نوشند و مستي مي كنند و به حضرت نوحعليه السلام نسبت داده اند .[15]

 ـ دروغگو هستند، چنانچه به پيامبر سالخورده حضرت نوحعليه السلام نسبت مي‌دهند.[16]

 ـ از صفات حضرت يعقوبعليه السلام را گفته‌اند كه نبوت را به زور از خداوند گرفته است.[17]

 نكته بسيار مهم اينكه انديشمندان عقل مدار در كلام و فلسفه، براهين مختلفي در اثبات عصمت پيامبران الهي وقدسيت ذات باري تعالي  آورده اند ولي زرسالاران دنيا پرست بدون توجه به اين استدلالات، كتاب الهي را تحريف كردند تا بتوانند ماده گرايي و شهوت پرستي خود را توجيه كنند.



[1]سفر دوم سموئيل، باب 11.

[2] سفر پيدايش،باب 29

[3] سفر دوم سموئيل،باب 11

[4] سفر پيدايش، باب 32

[5] سفر اول پادشاهان، باب 11

[6] همان

[7] همان

[8] سفر خروج، باب 4

[9] سفر اعداد، باب 31

[10] سفر خروج، باب32،فقره31

[11] سفر ارميا، باب 27، فقره1

[12] سفر يوشع، باب اول

[13] سفر خروج باب 32

[14] سفر داوران، باب11، فقره 1

[15] سفر پيدايش، باب9

[16] سفر اول پادشاهان، باب 13، فقره11

[17] سفر پيدايش، باب 32

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:49  توسط سینا  | 

 روز چهارشنبه سال 1840 م، كشيش ايتاليايي آقاي اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتكار خود ابراهيم از خانه بيرون آمده و ناپديد مي‌شوند. پس از تحقيق و جستجوي بسياري كه از طرف ملت و دولت شروع شد، معلوم مي‌شود كه كشيش بيچاره بدست يهود به قتل رسيده است.

 سليمان سرتراش كه يكي از متهمين بود، در اعترافات خويش چنين اظهار داشت: نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داوود هراري وارد شده و درخواست كرد كه فوراً خود را به خانه داوود برسانم، من هم فوراً خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هراري، اسحاق هراري، يوسف هراري، يوسف لينيوده، خاخام موسي ابوالعافيه، خاخام موسي بخوريو دامسلونكي و داوود هراري «صاحب خانه» را ديدم كه جمع بودند من به مجرد آن كه وارد منزل شدم و كشيش «توما» را دست و پا بسته ديدم، فهميدم براي چه مرا احضار كردند.

 خلاصه، پس از آن كه من وارد شدم، درهاي منزل بسته و طشت بزرگي حاضر نمودند و از من خواهش كردند كه او را بكشم، ولي من امتناع كردم. داوود گفت: پس تو و بقيه، سرش را بر طشت نگه داريد، تا ما كارش را يكسره كنيم. در اين وقت كشيش را پيش آورده، محكم بر زمينش زده و بي‌آنكه قطره‌اي از خونش بر زمين بچكد, سرش را از بدن جدا كردند. بعداً جسد بي‌جان او را به انبار برده و با هيزم آتش زديم. سپس جسد او را قطعه قطعه كرديم و در كيسه‌هاي بزرگي جاي داده و درصرافي واقع در اول خيابان يهود دفن نموديم.

 مأموريتمان كه تمام شد، به ابراهيم خادم كشيش وعده دادند,كه اگر اين سر را براي كسي فاش نكند، او را از مال خودشان داماد خواهند كرد. بازپرس سؤال كرد:

 - : استخوانهايش را چه كرديد؟

 - : با دسته هاونگ خورد كرديم!

 - : سرش را چه كرديد؟

 - : با دسته هاونگ! خورد كرديم!

 - : روده‌هايش را چه كرديد؟

 - : آنها را قطعه، قطعه كرده و در يكي از صرافيهاي نزديك دفن نموديم!

 - : آنگاه بازپرس رو به اسحاق هراري كرده و سؤال نمود:

 - : آيا به اعتراف «سليمان» اعتراض داريد؟

 - : آنچه «سليمان» مي‌گويد صحيح است، ولي شما نمي‌توانيد اين عمل را جرم حساب كنيد، زيرا يكي از مراسم مذهبي ما در اين عيد استفاده از خون غيريهود است.

 - : خونهاي كشيش را چه كرديد؟

 - : در شيشه كرده و به خاخام موسي ابوالعافيه داديم.

 - : در مراسم مذهبي شما، در چه چيزي از خون استفاده مي‌شود؟

 - : در «خمير نان عيد».

 - : آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟

 - : نه، ولي چنين ناني حتماً بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد.

 استفاده از خون غير يهودي در نان عيد به كرات در كشورهاي مختلف نقل شده است.[1] اما واقعه اي ديگر:

 در يكي از روزهاي گرم تابستان، يهوديان به يكي از خانه‌هاي مسلمانان فلسطيني حمله كردند, در مورد اين واقعه دختر بزرگ آن خانواده چنين مي‌گويد: وقتي سربازان يهودي وارد منزل ما شدند چنان وحشت‌زده شده بودم كه مي‌خواستم هلاك شوم،‌خواهر كوچكم به گوشه‌اي فرار كرد، پدر و مادرم فرياد مي‌زدند و كسي نبود به ما كمك كند. مردان وحشي و حيوان صفت و قسي‌القلب يهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شليك كردند! بعد هم پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما را دست و پا بسته و كشان كشان از خانه بيرون آوردند.

 او مي‌افزايد: من نمي‌دانم بر سر خواهرم چه آمد، ‌من را با يك عده مردان خشن يهودي به پشت كاميون سوار كردند و به سمت مكان نا شناسي روانه شديم. در ميان راه خواستند با من عمل منافي عفت انجام دهند, مقاومت كردم ولي مرا بيهوش كرده و وقتي به هوش آمدم, فهميدم كه ديگر آبرويم رفته است.[2]

 مي دانم با خواندن اين سطور آزرده خاطر شديد؛ اما واقعيت بسيار وحشتناك تر از اين است ، آنچه مهم است شناسايي ريشه هاي تفكر اين جنايت پيشگان و برائت جستن كامل از آنهاست؛ با هم كاوشي در اعماق تاريخ داشته باشيم:

 پيامبران بزرگ الهي در ميان بني اسرائيل با زحمات طاقت فرساي خود، موحداني ايثارگر تربيت كردند و توانستند خط پرستش حق را در ميان بني آدم تداوم بخشند و ما امروز ميراث خوار آن تلاش‌هاي جان فرساييم؛ اما دنيا پرستاني كه به جز منافع فردي و مادي خود چيز ديگري را نمي ديدند و همه چيز را براي خود مي خواستند، تلاش‌هاي آگاهي بخش و انسان ساز اولياي الهي را با خواسته هاي استحمار گرانه خود در تضاد ديدند و كمر به تخريب بناي زيباي توحيد بستند. اين دشمنان رشد و كمال بشريت كه هميشه از جهل و خرافه و وهم و غريزه سواري مي گرفتند، به فكر نابودي كامل عبوديت الهي افتادند تا زمينه بردگي و اسارت انسانها را در بندهاي خود محوري(اومانيسم) پديد آورند.

 اما مگر مي توان با فطرت و عقل و طبيعت و حقيقت هستي در افتاد، اينها همه سربازان آفريدگار خويشند. پس استعمار گران و توطئه چينان به فكر ايجاد نقص و عقيم كردن انديشه خدا پرستي افتادند تا بلكه بتوانند چند صباحي بيشتر بمانند و به اغوا و فريب بشر بپردازند. در اين راستا راهكارهايي داشتند كه مهمترين آنها به اين شرح است:

1.     جنگ رواني و عمليات تبليغي عليه پيام آوران معرفت الهي و فريب توده هاي كم اطلاع.

2. كاهش شأن و منزلت شايستگان موحد و خدشه در عصمت آنان و ترور شخصيتي آن بزرگواران با تهمت ها و تحريف هاي چند باره متون مقدس.

3. وارد كردن افكار ماده محور و نژاد گروانه و انسان پرستانه(اومانيستي) خود در متون ديني و سوء استفاده از فطرت خدا جوي بشر.

4. ترور شخصيتي ياران راستين و جانشينان پيغام بران الهي.

5. اذيت و آزار و شكنجه و ترور فيزيكي اولياي حق و همرهان ايثارگر آنان.

6. غصب مناصب الهي و قرار گرفتن در رأس حكومت ها (كه حق الهي فرزانگان مي باشد) و سوء استفاده از قدرت و زور.

7. نفوذ در بين ياران حق ونزديك كردن خود به امامان و پيشوايان ديني.

8. تطميع و خريد ضعيفان و سست ارادگان و انزواي ولي جبهه حق.

9. حق جلوه دادن تفكرات اهريمني و ضد مردمي خود و علم جلوه دادن پنداشته ها و گمانه ها و حدسيات و فرضيات حس محور خود.

10. گسترش سيطره خود در اقتصاد و سياست و فرهنگ مردمان و بردن جامعه به هر سو كه بخواهند.

 تمام اين موارد درميان «خواص اهل باطل بني اسرائيل» هم اتفاق افتاد و آثار آن را مي توان در متون تحريف شده باقي مانده از يهوديان چون تورات و تلمود و زُهَر و قَباله(كابالا) ديد.

 به علاوه رفتار صهيونيست هاي خونخوار بهترين شاهد بر اين ادعاست. عمليات جبهه باطل در بين بني اسرائيل تا بدانجا پيش رفت كه ديگر شريعت يهود از محتواي الهي خود خالي شد و نسل زهاد يهودي(اِسِنيان) تقريبا منقرض شد و يهوديت دنيا محورحاخامي(فَريسي) حاكم شد و لذا از جانب خداوند براي حفظ خط توحيد، شريعت مسيحي براي بشر فرستاده شد تا در قالبي جديد جريان حق تداوم پيدا كند.      

 در اينجا با هم نگاهي مختصر به برخي از مهم ترين تحريفات كتاب مقدس و تلمود داشته باشيم:  

تورات و عهد عتيق

تورات يعني تعليم و بشارت، كتابي است آسماني كه بر پيامبر عظيم الشان حضرت موسي عليه السلام نازل شده است . ولي يهود ، اين كتاب را تحريف كرده وبه مرور زمان دامنه آن را توسعه دادند, تا جائي كه اسفار(كتاب هاي) ديگري از پيامبران بني اسرائيل و كتابهاي تاريخي مربوط به تاريخ اين پيامبران و اسفار ادبي و شعري و خرافات و افسانه‌هاي زيادي درآن جاي دادند، بطوري كه امروز به صورت يك كتاب مضحك و عجيب در آمده است.

 نويسندگان تورات، اشخاص مجهول الهويه و گمنامي هستند كه قرآن درباره آنها مي فرمايد: «پس واي بر كساني كه از پيش خود چيزي نوشته و به خداي متعال نسبت دهند تا به بهاي اندك و متاع ناچيز دنيا بفروشند ، واي بر آنها از آن نوشته ها و آنچه از آن به دست آرند.» (بقره 78) و اين آيه به خوبي بر آنها تطبيق مي كند.

خدا در نظر يهود

 خداوند ، در كتاب مقدس يهود ، شكل عجيب و غريبي به خود گرفته است، مثلا‏‏ً همانند انسان است[3]، دو پا دارد[4]،

 مانند انسان راه مي رود[5] ، از آسمان به زمين فرود آمده ، به هر كجا كه بخواهد مي رود و جائي را براي سكونت و زندگي خويش مسكن قرار مي دهد[6] ، آن قدر نادان است كه بدون نشانه نمي تواند خانه مؤمنان را از خانه كفار تشخيص دهد[7]، از كرده خويش پشيمان مي شود[8]، با انسان كشتي مي گيرد[9] و در عين اينكه سه تا است، يكي است، يعني هم يگانه است و هم سه گانه[10] ، مار از او راستگوتر است[11] ، از آسمانها به زمين آمده، بين كلام مردم تفرقه مي اندازد, چون از وحدت كلام آنها مي ترسد[12]،چيزي را مي گويد و باز تغيير مي دهد.[13]


 [1]برگرفته از كتاب دنيا بازيچه يهود، اثر آيت الله سيدمحمد حسيني شيرازي،ترجمه سيد هادي مدرسي، نشر سلسله، قم، اسفند، فصل جنايتها، ص 188 به بعد.  سرريچارد بورتون يهودي در كتاب خود«يهود .. نور... اسلام» در سال1898، ص81 مي نويسد:«تلمود مي گويد: ما را دو مناسبت خونين است كه در آنها خداوند از ما راضي مي شود، يكي عيد خمير مخلوط به خون و ديگري در مراسم ختنه كردن فرزندانمان.» يهود داراي دو عيد مقدس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمي‌شود: (تناول خون در بسياري از كشورها و به كرات نقل شده است.) عيد پوريم در مارس و عيد فصح در آپريل. هر ساله افراد زيادي قرباني اين دو عيد «مقدس» مي‌شوند.

[2] برگرفته از كتاب دنيا بازيچه يهود، اثر آيت الله سيدمحمد حسيني شيرازي، ترجمه سيد هادي مدرسي، نشر سلسله، قم، اسفند، فصل جنايتها، ص 188 به بعد.

[3] سفر پيدايش،باب اول، فقره 26و27.

[4] سفر خروج،باب24، فقره 9و10و11.

[5] سفر خروج،باب24.

[6] سفر خروج،باب19ومزامير132،فقره13و14.

[7] سفر خروج،باب12، فقره12.

[8] سفر اول سموييل فقره 10و11

[9] سفر پيدايش، باب 32،فقره 22 به بعد

[10] سفرپيدايش،باب18،فقره اول.

[11] سفرپيدايش،باب سوم،فقره 2و3و4.

[12] سفرپيدايش،باب11،فقره1تا9.

[13] سفر پيدايش،باب6،فقره5و6.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:39  توسط سینا  | 

در سال 1823م. روز عيد فصح* در شهر واليسوب واقع در شوروي سابق كودك دو ساله‌اي ناپديد گشت و پس از يك هفته جستجو جسد بي جان او را در يكي از لجن‌زارهاي خارج شهر پيدا نمودند و با آن كه آثار فرو بردن ميخ و سوزن، بر آن نمايان بود، ولي قطره‌اي خون بر لباسهايش وجود نداشت و چنانچه بعداً معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند.

 خانمي كه تازه يهودي شده بود و در اين قصه متهم بود, در اعترافات خود چنين گفته:

ما از طرف يهود مأمور شديم كه اين كودك مسيحي را ربوده و در ساعت معيني در منزل يكي از آنها حاضر كنيم. هنگامي كه ما با اين كودك وارد منزل شديم, ديديم همه دور ميزي نشسته و منتظر ما هستند.

طفل را روي ميز گذاشته و با قدري شكلات و بيسكويت و شيريني سر او را گرم كرديم، كودك بيچاره همين كه مشغول خوردن شد, يكي از آنها ميخ تيز و درازي را در رانش فرو برد. صداي دلخراش كودك بلند شد، هراسان به يكي از آنها پناه برد، او هم نامردي نكرد و با سوزن درازي كه در دست داشت كمرش را مجروح كرد، طفل باز فريادي زد و به سومي پناه برد, او هم سينه‌اش را سوراخ نمود و خلاصه آن قدر ميخ و سوزن به تنش فرو كردند, كه همانجا جان سپرد. سپس خونهايش را در شيشه كرده و به خاخام بزرگ تسليم كردند.

___________________

* يهود داراي دو عيد مقدس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمي‌شود: 

  اول- عيد يوريم در مارس (Purim)    دوم- عيد فصح در آپريل ((Passover.

هر ساله افراد زيادي قرباني اين دو عيد «مقدس» مي‌شوند.

برگرفته از کتاب «دنيا بازيچه يهود» اثر: سيد محمد شيرازي 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:36  توسط سینا  | 

                    

 
 
 

کن ساروويوا
نماد مبارزه جهاني با رويال داچ شل
و تخريب محيط زيست

کن ساروويوا، نويسنده و شاعر بزرگ نيجريايي، سرشناس‌ترين قرباني جنايات کمپاني رويال داچ شل ‏است. کن در اکتبر 1941 در منطقه اوگوني نيجريه به دنيا آمد. او پسر ارشد يکي از سران قبايل منطقه بود. پس ‏از اتمام تحصيلات از سال 1962 به تدريس در دانشگاه عبادان مشغول شد و به‌تدريج به عنوان اديب و شاعر ‏در نيجريه، آفريقا و جهان به شهرت فراوان دست يافت.

            

در سال 1958 رويال داچ شل در اوگوني، زادگاه کن، مخازن بزرگي از نفت و  گاز کشف کرد و عمليات ‏استخراج خود را آغاز نمود. اوگوني سرزمين زيبا و حاصل‌خيزي بود ولي اقدامات بي‌رويه شل به شکلي ‏مدهش به تخريب و آلودگي طبيعت اين منطقه و نابودي مردم آن ‌انجاميد.

کن مبارزه خود عليه شل را با انتشار ‏کتاب ديروز و امروز مردم اوگوني آغاز کرد و سپس با درج مقالات در نشريات مختلف به افشاي عملکرد شل ‏و ديکتاتوري نظامي دست‌نشانده شل و فساد سياسي حاکم بر نيجريه پرداخت. او در سال 1989 "جنبش بقاء ‏مردم اوگوني" (MOSOP) را تأسيس کرد و به عنوان رهبر اين جنبش مبارزه مسالمت‌آميز خود را شدت بخشيد ‏و مدتي به زندان افتاد.

در اين دوران شل و ديکتاتوري نظامي حاکم بر نيجريه به شدت به تخريب روستاهاي ‏منطقه اوگوني ادامه مي‌دادند. کن بار ديگر در 21 مه 1994 دستگير شد و در زير شکنجه‌هاي وحشيانه قرار ‏گرفت. در فوريه 1995 ژنرال‌هاي حاکم بر نيجريه در يک دادگاه نظامي محاکمه کن و ساير رهبران جنبش ‏اوگوني را آغاز کردند. ساروويوا در دفاعيه تاريخي خود، که دادگاه اجازه قرائت آن را نداد، اعلام کرد که ‏«محاکمه او محاکمه شل است» و اين کمپاني بايد روزي حساب جنايات خود را پس دهد. در 31 اکتبر دادگاه ‏نظامي کن و ساير رهبران جنبش اوگوني را به مرگ محکوم کرد. به دليل شخصيت برجسته فرهنگي کن، موج ‏عظيمي از مخالفت با اين رأي در سراسر جهان پديد آمد، ولي ژنرال‌هاي دست‌نشانده شل به اين اعتراضات وقعي ننهادند و در دوازده نوامبر  کن و هشت تن ديگر از سران جنبش اوگوني را به قتل رسانيدند.

يک ماه ‏بعد، رويال داچ شل قرارداد چهار ميليارد دلاري استحصال گاز نيجريه را با حکام نظامي اين کشور منعقد کرد. ‏

با جستجوي  Ken Saro-Wiwa در اينترنت مي توان با اين نويسنده نامدار آفريقايي بيشتر آشنا شد و از طريق اين آدرس مي‌توان خاطره کن ساروويوا را گرامي داشت و حمايت خود را با جنبش مردم ‏اوگوني اعلام کرد:

‏Movement for the Survival of the Ogoni People (MOSOP)
Suite 5, 3 - 4 Albion Place, Galena Road,
London W6 0LT, United Kingdom.
Tel. (+44) (0)181 563 8614 Fax. (+44) (0)181 563 8615
e-mail: mosop@gn.apc.org

درباره تاريخ رويال داچ شل، ماهيت اين مجتمع نفتي و قراردادهاي آن با ايران دو مقاله در کتابخانه سایت استاد عبدالله شهبازی موجود است. ‏

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/07ساعت 19:18  توسط سینا  | 

از سوى سردار باقرزاده صورت گرفت:
گروه سياسى: رييس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس ليست برخى از شركت هاى اروپايى و امريكايى توليد سلاح هاى مرگبار را كه در جنگ عراق عليه ايران در تجهيز صدام به سلاح هاى گوناگون اعم از شيميايى و غيرشيميايى نقش داشته اند، افشا كرد.
به گزارش فارس سردار ميرفيصل باقرزاده روز گذشته با اشاره به سالروز حمله شيميايى صدام حسين به شهرستان سردشت با اعلام اين خبر تصريح كرد: چنانچه دادگاهى مستقل و با جرأت در اروپا شناسايى كنيم، كليه اسناد و مدارك مربوط به دخالت اين شركت ها كه در تجهيز صدام عليه ايران اسلامى نقش داشته اند را ارايه خواهيم كرد. وى گفت: شركت هاى تجهيزكننده صدام در سه گروه A-B-C دسته بندى مى شوند كه در ميان اين سه گروه شركت هاى آلمانى، انگليسى و آمريكايى به عنوان مجرم ترين شركت ها در گروه الف قرار مى گيرند. وى افزود: اين شركت ها به عنوان جنايتكارترين تشكيلاتى كه نقش مستقيم و آگاهانه در تهيه مواد اوليه، انتقال، تجهيز فناورى و توليد سلاح هاى مخرب داشته اند به عنوان شريك جرم صدام شناخته مى شوند. رئيس بنياد حفط آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس با ذكر نمونه اى از اطلاعات موجود پيرامون شركت هاى ياد شده گفت: برابر اسناد و مدارك به دست آمده شركت هاى متعددى از كشورهاى آمريكا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، سوئيس، فنلاند، سوئد، هلند، بلژيك و اسكاتلند و چند كشور ديگر در تجهيز صدام به سلاح هاى گوناگون و مرگبار اعم از شيميايى و غيرشيميايى نقش داشته اند.
سردار باقرزاده در ادامه اسامى تعدادى از اين شركت ها را به صورت نمونه چنين اعلام كرد: از كشور آلمان شركت هاى وست كارل كلوب جى ام بى اچ، بى وى، سپ، گابى سى، ئيس راين اشتال، پيلوت پلانت، اشلوسر، سونى، تويى شن، پروى ساگد، دگوسار زيگما، هبرگر، نوكم از كنسرسيوم هسته اى آلمان، گيلدمايستر، باپرن مارشوئيك، زيمنس، ساسيلور، ساراشتهال. شركت هاى دولتى آلمان: سالزگتير، مان، هوختاپف، گلاكتر، مانسمان، بادزوس، اس ام اس و همچنين شركت هاى آلمانى ديگر به نام هاى هاز كلهور، راين متال، ليتون سيستم، اكسپورت بونيون، وى تن تى سن، گيلدامايستر پروژكتا، سى پى پلات، آنتوان ايرله، ABC آن لاكن كنتور، فروشتال، وت، ليبولد، هرواس، لاى بوى، واسا و كان سن. از كشور فرانسه: اوزينو، نورد فرانس، ناسه، اتوشم، تى كن، گاشوت، اسنكمارتام سوى CFSF، اس ان پى اى. از كشور انگلستان: كانيراتكنيكال، آسى كمپوزيت، اوى سد، بوگو، ماترسى چرچيل، اچ اچ، داسو، آپروس پيس، تكنيپترول، اوسى دت، مونتودپسيون، كاپيتال براتونگ، اوتوينى تو، استيابى پى وى. از كشور هلند: كليبسترنيوژن، ملكمى، مريدن شيمى. از كشور بلژيك: نيزدو، سيكس گو، پى آر بى. از كشور سوئيس: وينس، زاگ، آلسا، آلرسوئيس انجيزينگ. از كشور فنلاند: فورسيت، كميرا. از كشور سوئد: نويل شيمى. از كشور آمريكا: فيليپس، آمريكن كاست، آيرون پايپ گو، ام ام اى اينترنشنال، اى ان سى، آمريكن عراق، فاينانس تراه، مارتين مارتيا، پان اسيت، هاپل هستينگر، بانوفسكى و واكر، فادلر، سروايس، آموكو كروپرتيشن، آئودينى آى ان سى، عربين نشنال شپينگ گروپروكشن، آرتور آندرسن كمپانى، بكر ماكس پرودكشن تولسد آى ان سى، بى ام واى، بريتيشن گاز آكسپلورشن، بريتيشن پتروليوم، براوان روت آى ان سى، كالتكس پرتووليوم.به نقل از روزنامه جوان۷/۴/۱۳۸۳
 
به زودی در مورد ارتباط شرکت های بزرگ وحساس دنیا خصوصا در انگلیس و المان وفرانسهو آمریکا با صهیونیست ها مطالبی می آورم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/07ساعت 18:49  توسط سینا  | 

بسم الله الرخمن الرحيم

دوست عزيز سلام

ديگر تحملم تاب ندارد. دلم از اين همه نامردي گرفته. بالاخره بعد از كلي فكر و تامل تصميم خودم را گرفتم كه مطالبي در مورد صهيونيست هاي متكبر در اين وبلاگ جمع آوري كنم. البته در حاشيه دوستان ديگرم را هم به تو معرفي مي كنم. اميدوارم تو هم دست به كار شوي و در اين مورد مطالبت را برايم بفرستي.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/07ساعت 18:34  توسط سینا  |