-
در این چند ماه اخیربه نظر می رسد که در دام افتاده ایم.دامی استراتژیک...به هوش باشیم:
-
متاسفم که موضع گیری های سیاسی به دغدغه اول برخی دوستان متعهد تبدیل شده است.
-
متاسفم که سیاسی کاری به دغدغه اول برخی سایت های احمدی نژادی و عدالت طلب و ظاهرا ولایی و حزب اللهی تبدیل شده است.(مثل رجا وجهان وعدالتخواهی وبولتن وثانیه و...)
-
متاسفم که برخی آنقدر درگیر سیاست شده اند که بحث تولید علم و مهندسی فرهنگ و عدالت طلبی واقعی در فضای علوم و دانشگاه ها را به فراموشی سپرده اند.
-
متاسفم که سیاست بر فرهنگ و علم و دین غلبه کرده است.
-
متاسفم که برخی ازمدعیان هم،اسیر جنگ نرم دشمن شده ویادمان رفته که رسالت ما ایجاد تمدن باشکوه اسلامی وغلبه برتمدن صهیونی غرب واصلاح دین ودنیای تمام بشریت است.
-
متاسفم که ادعای پیروی ازولی فقیه هوشمندمان را داریم ولی در عمل کار خود می کنیم!
-
متاسفم که میلیلاردها دلار پول در دانشگاه های ما خرج سکولاریسم می شود و ما...!
-
متاسفم که دراسلام شناسی جدی ودشمن شناسی وغرب پژوهی و تاریخ و فلسفه لنگیم.
-
متاسفم که برخی دوستان تمام وقت و فضای وبلاگ و سایتشان را سیاسی کرده اند(حتی مباحث مثبت سیاسی) و غافلند از اینکه فراماسونرها و دانشگاه های سکولار در مسیر پوزیتیویسم و سایانتیسم و علم گرایی در حال حرکتند و کسی باید به این امور هم بپردازد و آن شخص، کسی جزهمین بچه های متعهدوحزب اللهی نیست.همه چیز درسیاست خلاصه نمی شود. چرافضای غالب سایتهای تحلیلی،سیاسی است!پس رسالت فرهنگی جهانی ما..؟
-
متاسفم که دراکثر رسانه ها،دیدارهای رهبری هم،آنجایش پررنگ میشودکه سیاسی تراست!
-
سال هاست که تصمیم گرفته ام ترویج فرهنگ اسلامی و تلاش برای رسیدن به تمدن اسلامی را بر مواضع زودگذر سیاسی ارجح بدارم. در کارهای فرهنگی برای نسل جوان هم این شیوه بیشتر و بهتر جواب داده و می دهد. البته همه این حرفهایم نقد برخی مواضع است و نه نفی سیاسی بودن و هوشمندی و اطلاع داشتن را، اما نباید سیاسی کار بود و فرهنگ را فراموش کرد...
-
در این راستا ضمن معرفی سایت شفانیوز شما را به خواندن مطلبی عمیق از برخی مواضع استراتژیک فرهنگی، سیاسی، علمی رهبری در این سایت فرا می خوانم:
-
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی از منظر پیر فرزانه طریق نجاتآنچه در ذیل میآید محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و یا خطاب به آنان از سال 1368 الی 1388 است؛ كه پس از بررسی و پژوهش در قالب "نموداری" تنظیم شده و پوسترهای آن در این پایگاه اطلاعرسانی منتشر میشود.1. وظیفه دانشجویان پوستر: [PDF، حجم: 25مگابایت] *فایل كمحجم
2. بسیج دانشجویی پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت] *فایل كمحجم
3.توسعهعلم،قسمت اول: پوستر:[PDF، حجم:23مگابایت] قسمت دوم:پوستر:[PDF،23مگابایت] فایل كمحجم
4. حوزه و دانشگاه پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت] *فایل كمحجم
5. آزادی پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت] *فایل كمحجم
6. مدیریت تحول پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت] *فایل كمحجم
منبع: سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری به نقل از شفا نیوز -
... و اما
-
چندسخنرانی مهم ازایشان که کمترمورددقت وتحلیل قرار گرفت،گرچه دشمن توجه داشت!
متاسفانه از دوستان یزدی مطلع شدم که فتنه جدیدی در یزد به راه افتاده و پس از راهپیمایی عظیم مردم خداجوی یزد در حمایت از عاشورا و ولایت فقیه وشعار دهی آنان علیه خاتمی و موسوی و کروبی وسایر سران فتنه، که این بار با شور و حرارت بیشتری همراه بوده است، جریان فتنه گر به عمل عجیبی دست زده است که نوع ان عمل رسوایی اغتشاش گران را در ورای خود نمایان می کند. در این باره، بیانیه کوتاه دوستان ولایی یزد و دو مطلب قابل تامل را می آورم. در تحلیل وب دوستان خوب یزدی ام غرب شرقی یا شرق غربی شش سوال قابل تامل درباره این فتنه و نقش یاران شیطان در آن، حقایقی را پیش چشم مخاطب روشن می کند. شما را دعوت به تامل بیشتر در آن می کنم.
بيانيه محکوميت جمعي ازامت حزب الله در پي هتک حرمت به دفتر نماينده ولي فقيه در يزد
بسمه تعالي
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لايُجاوِرُونَکَ فِيها إِلاّ قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) اگر منافقان و بيماردلان و آنها که اخبار دروغ و شايعات بى اساس را در مدينه پخش مى کنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى شورانيم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى توانند در کنار تو در اين شهر بمانند(60)و از همه جا طرد مى شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد.(61)
با نهايت تاسف خبر هتک حرمت به دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه يزد را شنيديم.
قطعا اگر قوه محترم قضائيه در برخورد قاطع با سران فتنه وحرمت شکنان عاشوراي تهران تسريع مي نمود و برهم زنندگان امنيت کشور را به سزاي اعمال ننگينشان مي رساند اکنون شاهد اينگونه اعمال مغرضانه و ساختارشکنانه آن هم در يزد دارالعباده نبوديم و اين زنگ خطري است براي آنان که دم از آشتي و وحدت آن هم با محاربان و معترضان به ساحت ولايت مي زنند و اين نشان مي دهد که هرگونه نرمش و کوتاه آمدن نتيجه اي جز جري تر شدن جريان فتنه نخواهد داشت.
امت حزب الله يزد گرچه از حضور برخي افراد معلوم الحال در بيت نماينده ولي فقيه در استان دلي پرخون دارد و ماه ها از عدم اتخاذ موضع شفاف امام جمعه محترم يزد در وقايع پس از انتخابات و عضويت ايشان در شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز و تائيد بيانيه هاي ساختارشکنانه و معاندانه آن مجمع،قلبي مالامال از درد دارد اما هتک حرمت به دفتر نماينده مقام معظم رهبري (مدظله العالي)در استان را برنتافته و آن را از عمق جان محکوم مي نمايد.
در پايان از مسئولين قضائي و امنيتي استان قاطعانه مي خواهيم با تمام توان نسبت به شناسائي عامل يا عاملان اين فتنه از هر دسته وگروه اقدام و در اسرع وقت آنان را به امت حزب الله معرفي نمايند.والعاقبه للمتقين/جمعي از امت حزب الله يزد
***این دو مطلب نیز در این باره خواندنی هستند:
*** خطاي استراتژيک فتنه جويان در يزد/آتش زدن درب دفتر امام جمعه يزد: شش نکته تامل برانگیز درباره بانیان فتنه جمعه یزد از وبلاگ دوستان سمپادی حزب اللهی یزدی. قسمت انتهایی مطلب ایشان را ببینید:
" .... سايت صهيونيستي دويچه وله آلمان هم که از حاميان جدي سبزهاي لجني است، آبروي نداشته خود را برد. عين مطلب را خودتان ببينيد و به حماقت دشمنان اسلام کمي بخنديد! (اصلا ايت الله دستغيب در يزد دفتري ندارند!):
سايت دويچه وله: دفتر آيتالله دستغيب(!) در يزد به آتش کشيده شد!!!!
بعد از ظهر روز جمعه، عدهاي که پايگاه خبري پارلمان نيوز آنها را «افراطيون و عوامل خودسر» ناميد اقدام به آتش زدن دفتر آيتالله دستغيب و همچنين دفتر نمايندهي ولي فقيه در استان يزد کردند. پارلمان نيوز مينويسد، اقدام اين افراد بعد از خطبههاي نماز جمعهي يزد به امامت آيتالله صدوقي انجام شد. اين پايگاه اينترنتي حملات هفتههاي گذشته مانند حمله به بيت آيتالله دستغيب و آيتالله العظمي صانعي را «سازماندهي شده» ميداند و مينويسد که محمدرضا تابش، نمايندهي مردم اردکان و دبير کل فراکسيون خط امام مجلس، پيش از اين طي نامهاي به علي لاريجاني، رئيس مجلس، خواستار شناسايي اين افراد و برخورد و جلوگيري از اقدامات آنها شده بود. منبع: http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5100193,00.html "
این مطلب را نمی خواستم بنویسم،چرا که به حق استادی اقای شهبازی(مستقیم وغیرمستقیم)، احترام گذاشته ام وحدود پنج ماه صبر کردم ولی اقای شهبازی دیگر ازحد گذرانده است وناچارم وظیفه انقلابی ام را که همان حفظ اسلام ناب و انقلاب اسلامی است،انجام دهم.امید که دوستان درحدخود با نقدمنطقی مواضع ایشان،همراه شوند.
پس از چند سالی مباحثه علمی با برخی دوستان، به این نتیجه رسیدیم که حوزویان و دانشگاهیان باید بیش از اینها اهل مطالعه باشند. در هر رشته دانشگاهی که باشیم، انسان هم هستیم، مسلمان هم هستیم، شیعه هم هستیم، باید مطالعات جدی در اسلام شناسی و قرآن پژوهی و تاریخ و فلسفه و غرب شناسی و یهودشناسی و صهیون پژوهی و فلسفه های مضاف(مثل فلسفه علم) داشته باشیم. والا فقط مصرف کننده کالاهای انبوه علمی غرب ماده گرا و پوزیتیویست می شویم. چرا که نظام اموزشی دانشگاهی ما تقلید نا به جای فراماسونرهای عصر رضاشاه از غرب(آمریکا وفرانسه) بود و اساسا کارایی چندانی در جامعه دینی ندارد. به همین دلیل با دوستان اولین وبلاگ درباره جنبش نرم افزاری و تولید علم و نهضت نرم افزاری را چند سال پیش پایه گذاری کرده و جلسات مرتب بحث در این باره را چند سالی است که داشته ایم. نتیجه اش هم معجزه وار بوده است: دوستانی که در کارشناسی ارشد، رشته اشان را عوض کرده اند وبه سمت رشته هایی چون علوم قرآنی و حدیث و ریاضیات محض و فیزیک نظری و فلسفه علم وتاریخ و فلسفه و معارف رفته اند یا دوستان مهندسی که به حوزه رفته اند، یا حوزوی هایی که مطالعاتشان را چند برابر کرده اند و در دانشگاه ها این مطالب را بیشتر مطرح کرده اند و دانش آموزان نخبه ای که به حوزه رفته اند، یا به دانشگاه رفته اند ولی به سمت رشته های مادر و نه رشته های جو زده و مدارک پولکی.
در این سال ها به این نتیجه رسیده ایم که خواندن کتاب زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران اثر عبدالله شهبازی از اهم مطالعات است، در عین حالی که نقدهایی به این کتاب وارد است. چرا که این کتاب مجموعه ای از برخی مباحث دشمن شناسی و سیاست و علوم اجتماعی و تاریخ غرب و تاریخ یهود است و برخی خاندان های الیگارشیک صهیونیست چون روچیلد و اریستوکراسی های یهودی را افشا می کند. خود نیز این کتاب را منتقدانه خوانده ام. یکی از نقدهایم به کتاب این بوده که کمتر مباحث قرآنی و نظرات اندیشندان مسلمان را در نوشتن کتاب مد نظر قرار داده است. همچنین به اقای شهبازی نقد داشته و دارم که چرا به جای تکمیل کتابش به دنبال بحث سیاسی افتاده است و دست بردار نیست.
اخیرا آقای شهبازی(وب سایت وی) به دلیل عشق بی حد و حصرش به میرحسین موسوی (برای نمونه ببینید:ميرحسين موسوي را ميستايم؛ بيش از هر زمان ديگر )، مواضع بسیار غیر منطقی علیه دکتر احمدی نژاد و دولت دهم گرفته است(برای نمونه ببینید: احمدينژاد: کودتاي انتخاباتي يا انتحار سياسي؟) و بی محابا و علی رغم توصیه های رهبری بر حمایت از دولت منتخب مردم به این دولت تاخته است. شهبازی انگار که از بالای برج عاج به همه می نگرد و هیچ کس جز وی برخی مسائل را نمی داند این دولت را بارها دولت کودتا نامیده است. قبلا در همین وبلاگ مطلبی در این باره نوشتم: (اینجا راببینید:) وی با اتهام زدن سست به امثال ایه الله علم الهدی و سپاه پاسداران و آقای حسینیان و دکتر احمدی نژاد و رحیم مشایی، به خیال خود کودتای اطلاعاتی در ایران را ردیابی میکند و با کمال تعجب از نهضت ازادی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت و مجمع روحیانیون انتقادی نمی کند.
سالها پیش به این مواضع شهبازی مشکوک بودم که چرا مقاله اش برضد روچیلدها از نشریه تند عصر ما(که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی منتشر می کرد) سر برآورد و با روزنامه های غربگرایی چون کارگزاران مصاحبه مفصل می کرد، ولی اکنون که هاشمی رفسنجانی را تنها حلال مشکلات دانسته است مطمئن شدم که در کجا و برای چه چنین نوشته است و اخیرا مواضعش چنین افراطی شده است. متن مطلب اخیرش را ببینید: "ديشب بسيار انديشيدم و به اين نتيجه رسيدم که تنها راه خروج از وضع کنوني، تفويض مديريت بحران، با اختيارات تام، به هاشمي رفسنجاني است. رفسنجاني ميتواند اين بحران را، با درايت و قاطعيتي که معمولاً در اين گونه موارد از او ديدهايم، و نيز با توجه به جايگاه شيخوخيت که در ميان رجال سياسي و علماي ديني و مردم کسب کرده، هدايت کند. بياد بياوريم دوران جنگ را که امام خميني (ره) مديريت جنگ را به هاشمي جوان سپردند. رفسنجاني سالخورده اينک بسيار باتجربهتر از آن روزهاست. وظيفه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز همين است. تا دير نشده چنين کنيم." منبع: وبلاگ شهبازی، دوشنبه، 7 دي 1388 28 دسامبر 2009، ساعت 11:30 صبح ، ذیل عنوان تنها راه نجات
وی که تا چندی قبل بی.بی.سی و دولت بریتانیای کبیر را بدترین دولت های استعماری میدانست و زعمای آنرا محورت شرارت می دانست، اکنون بی محابا و با توجیهاتی که خودش را هم در نگاهی منصفانه قانع نمی کند، با بی.بی.سی مصاحبه کرد!! (اینجا را ببینید:) بی.بی.سی هم با بی شرمی در ابتدای این مصاحبه چنین نگاشته است: "درمورداين فضا،نقش آيتالله علي خامنهاي درآن،ماهيت کانونهايي که گفته ميشود اين حملات را سازماندهي ميکنند واحتمالات آينده،با عبدالله شهبازي، مورخ و تحليلگر سياسي، در ايران گفت و گو کردهايم."
متاسفانه آقای شهبازی که بارها ادعا می کرد در هماهنگی با رهبری است، در اولین سوال بی.بی.سی. خود را لو می دهد و نارضایتی اش از مواضع رهبر حکیم را بیان می کند. فعلا به همین مقدار بسنده می کنم وامیدوارم که آقای شهبازی از مصاحبه اش با بی.بی.سی و کانون های مقتدر وبسته به روچیلد برحذر باشد و اظهار پشیمانی کند وئالا ما ملاکمان ولایت فقیه عادل کنونی مسلمانان و مواضع اوست نه بافته های ذهنی آقای شهبازی که ادله محکمی هم بر آن ندارند و حتی ادله محکمی بر خلاف پنداره های ایشان دیده می شود. (مثل ادعای تقلب بزرگ و کودتای انتخاباتی و فساد برخی افراد و بهائی و یهودی بودن برخی افراد مورد ادعای ایشان) البته تاثیرپذیری ایشان از برخی افراد را اطلاع دارم که فعلا نمی خواهم وارد این بحث شوم. ابتدای مصاحبه وی با سایت روباره پیر را ذیلا ببینید:
درباره نقد مواضع آقای شهبازی این لینک ها هم دیدنی هستند: نقد نوشته اخیر آقای شهبازی / اربابان فراماسونری و انتخابات دهم / بدون عنوان / تطهیر موج سبز با انتساب جوانان حزب اللهی به شبکه بقایی / حلالیت طلبی / آقای شهبازی خداحافظ

سوال بی.بی.سی: آقاي هاشمي رفسنجاني در سخنراني که اخيراً در مشهد داشتند، گفتند بسياري از برخوردهايي که اتفاق ميافتد، سپاه پاسداران انجام ميدهد يا بازداشتهايي که انجام ميگيرد، با اطلاع يا با موافقت آيتالله خامنهاي، رهبر ايران، نيست. نظر شما در اين مورد چيست؟
جواب آقای شهبازي: واقعيت همان است که آقاي هاشمي رفسنجاني گفتند. براي مثال، من رفتار آيتالله خامنهاي در قبال حوادث اخير را با رفتار ايشان در ده سال پيش مقايسه ميکنم؛ زماني که آقاي خاتمي به قدرت رسيدند. ما در آن زمان هم شاهد بوديم همان کانونهايي که امروز در پس اين ماجراها هستند، پس از ماجراي کوي دانشگاه حمله و تهاجم شديد، و به اعتقاد من سازمانيافته، را براي ساقط کردن آقاي خاتمي شروع کردند. اگر به ياد داشته باشيد، نوعي هماهنگي بود ميان سازمان صدا و سيما، که آن موقع آقاي علي لاريجاني رياست آن را به دست داشت، روزنامه کيهان که آقاي شريعتمداري در رأس آن بود، و کانونهايي در سپاه پاسداران که آن زمان در رأس آنها سردار ذوالقدر بود که مرد قدرتمند سپاه محسوب ميشد. حمله شديدي شروع شد به آقاي خاتمي و فضاي خيلي عجيبي ايجاد شد شبيه به فضاي امروز؛ در حدي که خواست برکناري آقاي خاتمي هم مطرح شد. اما اين فضا يک هفته هم دوام نياورد. آيتالله خامنهاي در اوّلين نماز جمعه بعد از اين حوادث، که [در 8 مرداد 1378] در مصلاي تهران برگزار شد، حمايت خيلي خيلي جدّي کردند از آقاي خاتمي.
در واقع، تهاجم وسيع و سازمانيافته کانون فوق، که ميتوانست يا به آشوب داخلي منجر شود يا به ساقط کردن آقاي خاتمي، با موضعگيري آقاي خامنهاي مهار شد. هفتهنامه اکونوميست در سرمقاله شماره بعدش با دقت و تيزبيني به اين مسئله توجه کرد و نوشت: حادثه عجيبي که در هفته اخير اتفاق افتاد اتحاد پنهاني است که ميان آيتالله خامنهاي، رهبر ايران، و رئيسجمهور، سيد محمد خاتمي، صورت گرفته. [براي اطلاع بيشتر بنگريد به اين تحليل] ولي اين بار ديديم که همان موج، ولي با وسعت خيلي بيشتر، عليه آقاي موسوي [و آقايان خاتمي و کروبي و سازمانها و رجال معروف به "اصلاح طلب" مانند آقاي بهزاد نبوي] آغاز شد ولي آيتالله خامنهاي، برخلاف انتظار خيليها از جمله خود من، موضعي را که آن زمان در حمايت از آقاي خاتمي گرفتند اين بار نگرفتند. متاسفم.
صهیون پژوه: این خبر را که در خبرگزاری فارس دیدم، به خودم لرزیدم. به بی وجدانی وبی شرفی برخی احزاب و گروه های ایرانی چون کارگزاران و حزب مشارکت و مجمع روحانیون و حزب اعتماد ملی وافرادی چون میرحسین موسوی وکروبی وخاتمی ومرعشی که طرفدارانشان شعار نه غزه نه لبنان سر می دادند.واقعا اگر هر انسان آزاده ای،ذره ای شرف داشته باشد،از این خبر به خود نمی لرزد!؟
البته از این خبر خوشحال هم شدم. چرا که دیدم مردم مسلمان فلسطین اسیر شعارهای صهیونیستی کنترل جمعیت نشده اند و جمعیتشان ۱۱ میلیون نفر است، واقعا خوشحال شدم که اگر اندکی هم نرخ رشد فلسطینی هخا کم شده است، به دلیل کمبود غذا بوده است نه قبول برنامه های صهیونیستی سازمان بهداشت جهانی که تحت نفوذ جدی صهیونیستهاست. از اینکه در جامعه خودمان از زمان هاشمی، برخی مردم شیعه تسلیم برنامه صهیونیستی کنترل جمعیت شدند ولی در مناطق سنی با دلارهای صهیونیست های حاکم بر عربستان و آمریکا و مولوی عبدالخبیث(حمید) وهابی مسلک، جمعیتشان اینقدر زیاد شدهاست متاسفم.
شما را به خواندن کتاب ارزشمند "کنترل جمعیت، ضربه ای سهمگین بر پیکره مسلمین" اثر ایه الله حسینی تهرانی فرا می خوانم. امروز استراتژیست های صهیونیست بسیار خوشحالند که توانستهاند جمعیت شیعیان را کنترل کنند و جمعیت وهابیان تکفیری روز به روز دارد بیشتر می شود. فتامل برادر وخواهرم. در همین باره قبلا مطالبی در همین وبلاگ داشته ام که بد نیست ببینید: کنترل جمعیت وبرنامه های صهیونیستی در این مطلب لینک هایی به برخی نوشته های دوستانم نیز موجود است که قابل مطالعه اند.
مركز آمار فلسطين: نيمي از مردم فلسطين آواره هستند
خبرگزاري فارس: نتايج آمارهاي سازمان مركزي آمار فلسطين نشان ميدهد كه جمعيت فلسطينيان در حال حاضر نزديك به 11 ميليون نفر است كه نيمي از آنها در اردوگاههاي كشورهاي ديگر اقامت دارند.

سازمان آمار فلسطين همچنين تاكيد كرد كه سه ميليون و 240 هزار نفر از فلسطينيان در حال حاضر در كشور اردن و يك ميليون و 780 هزار نفر در ديگر كشورهاي عربي و 618 هزار نفر نيز در ديگر كشورهاي جهان زندگي ميكنند. اين بيانيه با اشاره به كاهش آمار زاد و ولد فلسطينيان در 12 سال اخير اعلام كرد كه آمار زاد و ولد در سرزمينهاي فلسطيني از 7/42 در سال 1997 به 7/32 در سال 2009 كاهش يافته است. سازمان آمار فلسطين دليل اين كاهش نرخ زاد و ولد را كاهش ميزان حاصلخيزي سرزمينهاي فلسطيني ذكر كرده و تصريح كرد كه 6/40 درصد از فلسطينيان در گروه سني كمتر از 15 سال و تنها 2/3 درصد از آنها در گروه سني بالاي 65 سال به سر ميبرند. بيانيه سازمان آمار همچنين با اشاره به كاهش ميانگين اعضاي خانوادههاي فلسطيني در سرزمينهاي فلسطيني اعلام كرده است كه ميانگين اعضاي خانوارهاي فلسطيني از 4/6 در سال 1997 به 8/5 در سال 2007 رسيده است. به نقل از خبرگزاری فارس
الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء
تقصیر خودشان نیست. لقمه حرام که در بطونشان جا خوش کند، آن می شوند که در روز عاشورا به رقص و پایکوبی بپردازند. بعد از گذشت نزدیک به 1400 سال، پا جای پای عبیدالله و شمر گذاشتند. باید هم که چشمشان این میلیون ها نفری را که در سراسر کشور، خود را برای فدایی شدن در راه دین و ولایت آماده جانفشانی کرده اند، نبینند.
بله. همان طور که بی.بی.سی امریکا و فرانسه و اسرائیل و سردمداران فتنه گران ادعا می کنند، "تظاهرات حکومتی" ملت ایران در سراسر کشور، از دورترین شهرستان و روستا گرفته تا مرکز پایتخت تهران، در سوگ اباعبدالله (ع) برپا شد.
واقعا در این زمانه، کدام حکومت را در سرتاسر جهان می توان یافت این هنر را دارا باشد که در عرض دو سه روز، چنین راهپیمایی عظیمی درکشوری به این وسعت با متنوع ترین طوایف،قومیت،زبان وفرهنگ وحتی اقلیتهای مذهبی،برپا کند؟
واقعا این رسوا شدگان، لحظه ای با خود نمی اندیشند که حکومتی که این جماعت چندین میلیونی از مردم را با اشاره ای بتواند به خیابان ها بکشاند، چقدر باید برای مردمش، و مردم برای آن حکومت عزیز باشند؟!
کاری ندارد. آمریکا یا آلمان یا فرانسه و هر مدعی دیگر، یک بار امتحان کنند تا ببینند واقعا مردم شان حاضرند برای حفظ نظام شان به صحنه بیایند و از جان مایه بگذارند؟
آری! ما افتخار می کنیم که بگوییم راهپیمایی میلیونی مان "حکومتی" بود.
راهپیمایی ای که هنوز ولی فقیه زبان نگشوده و اشارت نفرموده، این گونه ملت سینه چاک و بی تاب به خیابان ها ریختند، پس اگر مولای عشق لب تر کند، چه خواهد شد؟! الله اکبر
مگر ما چه داریم غیر از حکومتی امام زمانی (عج)؟
مگر ما به چه می توانیم تکیه کنیم جز حکومت ولایی؟
مگر افتخار به حکومتی که حاضریم جان ناقابل خویش را در راه ثباتش فدا کنیم، زشت است؟
مگر نظامی که برایش بیش از 300 هزار شهید تقدیم شده است تا 30 سال در برابر عظیم ترین تهاجم وحشیانه و توطئه ها قد خم نکند، افتخار ندارد که برایش به خیابان ها برویم؟
ما 300 هزار شهید دادیم تا امامی چون خمینی کبیر (ره) رهبرمان گردد.
ما 300 هزار شهید دادیم تا حکومت ظلم را در این مملکت سرنگون کنیم.
ما 300 هزار شهید دادیم تا بیش از 8 سال در برابر تهاجم و تجاوز وحشیانه صدام به پشتوانه همه قدرت های ظالم، بایستیم و وجبی از خاک وطن به دشمن نبازیم.
ما 300 هزار شهید دادیم تا مولای عشق مان "حضرت آیت الله خامنه ای" سکان هدایت انقلاب اسلامی را در ایام بحرانی و توطئه باران دشمنان، در دست گیرد.
ما 300 هزار شهید دادیم تا قدم آمریکا و انگلیس و روس و فرانسه، در این خاک پاک قلم گردد.
ما 300 هزار شهید دادیم تا آمریکا و مزدورانش، از ملت ایران عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند.
ما 300 هزار شهید دادیم تا بدون هر گونه حمایت شرق و غرب، کمونیسم و امپریالیسم، انقلاب مان را فقط و فقط با تکیه بر اسلام و با هدایت امامی عظیم، به پیروزی برسانیم.
ما 300 هزار شهید دادیم تا اصل 110 ولایت فقیه در قانون اساسی کشورمان چون گوهری بدرخشد، ثابت و مقدس گردد.
ما 300 هزار شهید دادیم تا 30 سال انقلاب اسلامی مان را بیمه کنیم.
ما 300 هزار شهید دادیم ...
... هنوز هم تک تکمان حاضریم آخرین قطرات خون خویش را به پای نطام اسلامی و ولایت فقیه فدا کنیم؛ که این را تا به امروز ثابت کرده ایم.
اما شما ...
شما برای شورش سبز، جنبش اصلاحات یا هر چه که اسمش را می گذارید، با وجود همه حمایت های مالی، مادی، جنسی و ... همه قلدرها و ظالمان جهان - که 30 سال آرزوی چنین فتنه ای را می کشیدند - برای این که حکومتی که به قول شاعر دل سوخته، احمد عزیزی" پشتش به کوه بهشت زهرا (س) گرم است و هیچگاه شکست نخواهد خورد"، به خواست شما و میل اربابان غربی تان مثلا تغییر کند، حاضرید چند کشته بدهید؟این گوی و این میدان.
(به نفل از وبلاگ خاطرات جبهه) از وبلاگ: من یک حزب اللهی ام.
*باحضور حماسی سه شنبه و چهارشنبه مردم قم در مقابل بیت آیت الله نوری همدانی و سخنان ولایت مدارانه ایشان و حضور ولایی مردم اصفهان در مقابل مسجد سید، توهین های سبزهای اموی به رهبری و دولت پس از تشییع جنازه آقای منتظری در روز دوشنبه، نتیجه عکس داد و ولایت مداری ایرانیان در همه جای کشور به سبزهای احمق و اربابان صهیونی ایشان، اثبات شد. گرچه سبزها پر رو و فریب کارند و در رسانه هایشان هنوز مست جمعیت تشییع کننده هستند، که به دروغ ادعا می کردند که تعدادشان خیلی زیاد است، در صورتی که بنده در مراسم آیات عظامی چون بهجت بودم و جمعیت دوشنبه بسیار کمتر از آن بود. سبزها در توهمند و دروغ می گویند وخودشان دروغ ها را باور می کنند و تحلیل های آبکی به مردم می دهند! درست مثل اربابشان بی.بی.سی و وی.او.آ و رادیو اسرائیل. این سنت خداست که برآیند تحلیل و عمل ماده گرایان، همیشه خطاست و این حزب الله است که پیروز میدان است. الحمدلله رب العالمین.
دیده هایم از قمِ سی ام آذرماه هشتاد وهشت
روزتشییع آقامنتظری هم، قم، هوشمندانه فریاد حمایت از ولایت سیدعلی سرداد...
دوشنبه بود. نیم ساعت از ظهر گذشته بود. داشتم به دیدار یکی از اساتید می رفتم، وقت قبلی ازش نگرفته بودم ولی گفتم برم، شاید قبول کنه نیم ساعتی سوالاتمو ازش بپرسم. از بلوار محمد امین(ص) وارد میدان دور شهر شدم. مثل همیشه ترافیکش روان نبود. از میدان دورشهر گذشتم. بلوار نیایش رو که رد کردم، از سمت مصلی، به خیابان ساحلی رسیدم.
اسم دیگر این خیابان، شهید محمد منتظری است. از سال 1378 که غائله منتظری در قم مطرح شد، هر وقت به این خیابان می رسم، به یاد حرف آقای منتظری به پسرش محمد می افتادم که اون رو دیوانه خطاب کرده بود! یادم می آد که در غائله سال1378، وی با اون سخنرانی سستش، کاملا در دامان ضد انقلاب و جبهه ملی و منافقین قدیم و جدید(مجاهدین، مشارکت، کارگزاران) افتاد و مردم ولایی قم در اون راهپیمایی تاریخی بر ضد مخالفان ولایت فقیه، به بیت منتظری و باند مخوف مهدی هاشمی نشون داده بودند که اینجا قم است، شهر ولایت. شهر اهلبیت و شهر امام ورهبر عزیز انقلاب. شهرِ حوزه علمیه. اینجا با برخی مناطق شمال تهران و گوشه های شهر نجف آباد فرق دارد! (گرچه یادم می آید که تقریبا همه بچه های تهرانی مقیم قم که می شناسم و بسیاری از بچه هایی ولایی نجف آبادی هم، همیشه بر ضد منتظری و بیتِ دشمن پسندش، حرف می زدن و در نجف آباد و قم به نفع ولایت و امام عزیز در حال کار بوده و هستند.) واقعا پسرش شهید راه امام شد و خودش چه رنج هایی که به امام و یارانش نداد!
تو همین فکرها بودم که به تقاطع سه راهی خیابان نیروگاه(توحید) و خیابان شهید منتظری رسیدم. دیدم مسیر مستقیم که از جلوی خانه منتظری رد می شد، بسته هست. تعجب کردم. به خودم گفتم یعنی چی شده! از دور به جلوتر نگاه کردم. جمعیت بود که شعار می داد. رفتم جلوتر و موتورم رو خاموش کردم. پرچم ایران وعلم های عزا و عکس های امام وآقا یک طرف و عکس های منتظری و پارچه های سبز یک طرف. داشتند علیه هم شعار می دادند ولی خیلی اوضاع مشخص نبود.
موتورم رو روشن کردم و از کوچه قبلی رفتم پشت خانه منتظری. داخل کوچه، بیشتر طرفداران منتظری بودند ولی همه جوان و تیپ های سوسول-سبزی! با ریش های بزی و خفن و نیم ریشهای مدل دار. چند نفر دختر جوان نقاب زده(به رنگ سبز) در بین اینها بودند. تعجب کردم، چون می دانستم که مردم عادی و ساده دلی که مقلد منتظری باشند و واقعا برای تشییع پیکر منتظری اومده باشند، اینجور نیستند.
کم کم متوجه اوضاع شدم. در همین حین، یک وانت سرپوشیده دیدم که داشت می رفت تو کوچه اصلی خانه منتظری. وارد کوچه اخری نتونست بشه و کنار کوچه بزرگ اصلی توقف کرد. بوی غذا بود که توی کوچه پیچید. وانت پر از غذا بود. بچه سوسول ها به سمت وانت و بوی غذا برنج معطر بود که مشام ما رو هم حالی به حالی کرد. البته من اونجا رو ترک کردم و از سمت کوچه ای که به خیابان صفائیه وصل می شد، رفتم صفائیه و بعد به سمت پارکیگ اصلی حرم و داخل رودخونه سریع با موتور چرخی زدم. اکثر پلاک ها 11 و 22 و 33 و 44 و برخی 13 و23 بودند. تعجب کردم. چرا پلاک تهران اینقدر زیاده! یاد سوسول-سبزها و بوی پلو افتادم و تکذیب هر گونه لشگرکشی روزنامه های راستگوی سبز به قم برای راهپیمایی سیاسی، ببخشید، تشییع جنازه مرجعشان! راستی جای شما خالی که مجانی داشتند کتاب هایی درباره مرجعیت اقای یوسف صانعی در بین سبزها پخش می کردند. مجانی بود. من هم فرصت رو غنیمت شمردم و دو کتاب را گرفتم تا یادگاری از روز 29 آذر 1388 داشته باشم.
بالاخره کمی اوضاع اومده بود دستم. کاش دوربینی همراهم بود که بتونم از پلاک های تهران و اصفهان و ظرف های پلو برادران و خواهران سبز عکس بگیرم. بالاخره باز برگشتم به خیابان ساحلی، جلوی خانه منتظری و کنار رودخانه قم. دیدم اینها که همه بچه های قمی و یا دانشجوها و طلبه ها هستند که عکس های امام و آقا را دارند و مشغول جواب دادن به شعارهای توهین آمیز سبزهای با ادب هستند. شعارهای سبزها را که سراسر توهین به رهبر عزیز و دکتر احمدی نژاد بود را نمی نویسم ولی بچه های مسلمون قمی داشتند می گفتند که منافق حیا کن، شهر قمو رها کن و از این قبیل شعارها.
یکی از رفقا رو دیدم داره شعار می ده. رفتم جلو. دستش را گرفتم و کشیدمش یه کنار و بهش گفتم: یعنی چه که دارید شعار می دید؟ ولشون کنید اینها دارند میرن نهارِ آماده شده اشون رو بخورن. گفت: بعد از مراسم آرام تشییع جنازه تعداد زیادی از مردم نجف ابادی رفتند ولی تعداد کمی از سبزهای برنامه ریزی شده! از حرم به سمت خانه منتظری حرکت کردند و شعارهای تند به نفع بی.بی.سی و آمریکا و میرحسین و بر ضد انقلاب و آقا و رئیس جمهور دادند و کم کم مردم و طلبه ها و دانشجوهای قمی جوابشون را دادند. اول اونها بودند که شروع به شعارهایی کردند که بی ربط به مراسم تشییع جنازه بود. سبزهای لجنی واقعا بد شعارهایی می دادن و کمترین فحششون به مسئولان کشور،دیکتاتور... بود. دیدم راستی راستی مراسم تشییع جنازه که آرام بود ولی این سبزها بودند که واقعا مرجعیت و حتی منتظری رو قبول ندارند ولی از مراسمش دارند سوء استفاده می کنند.
پلیس هم با تجهیزات کامل اوضاع رو کنترل می کرد. لحظه به لحظه، تعداد بچه های مسلمون قمی زیادتر می شد و برادران و خواهران تهرانی و اصفهانی سبز لجنی کمتر می شدند تا اینکه اکثر خیابان ساحلی و دو کوچه اطراف خانه منتظری از شعارهای ولایی بچه های قم پر شده بود. (نکته مهم اینکه مردم ولایی اصفهان و تهران هم در مواقع لازم کمتر از مردم قم نبوده اند ولی درصد بسیار کمی از آنها که دوشنبه به قم امده بودند و بعد از تشییع جنازه، افتضاح به بار آوردند و به رهبر معظم و دولت مردمی دهم توهین کردند، مورد نفرت عموم مردم اصفهان و تهران هستند،کما اینکه مردم اصفهان در تجمع روز چهارشنبه خود مقابل مسجد سید (اینجا را ببینید) جواب سبزهای آمریکایی را دادند که سعی داشتند از جسد آقای منتظری هم سوء استفاده کنند.) البته پلیس هم هر لحظه بر اوضاع مسلط تر می شد تا اینکه حدود ساعت دو بعداز ظهر بود که همه را متفرق کرد و خیابان و کوچه ها را کاملا در دست گرفت. ما هم مثل بقیه رفتیم خونه و با عدسی که بانو درست کرده بودند، دلی از غذا در آوردیم. مراجعه به استادمون رو هم گذشتیم یه وقت مناسب.
*******
شب شد. داداشم گفت: بیا بریم حرم ببینیم که بالاخره این فتنه چطوری می شه. اگه بازم سبزها خواستن شعارهای مزخرف بدن باید جلوشون بایستیم که بفهمند که «قم، همون قمی هست که 82 درصد به دکتر رای داده و سال 1378 هم جواب مخالفان ولایت رو داده!» گفتم باشه. رفتیم. تا اومدیم که ماشین رو تو پارکینگ خیابون ارم، پارک کنیم و بریم مسجد اعظم، کمی از ابتدای رسمی مراسم گذشته بود.
دیدم که مداح (آقای شمس معروف) تقریبا مداحی شو تموم کرده و صحن مسجد اعظم و شبستان پر از آدمه! ولی ایندفعه همه یکصدا بودند. همه داشتند به نفع ولایت و علیه شعارهای زشت سبزها شعار می دادند. گوشی اومد دستم که سبزها پس از ناهارخورانِ تشکیلاتیِ ظهر و ناامیدی از مردم قم، به شهراشون برگشتند و حالا دیگه نوبت قمی هاست که به سبزای خواب زده و متوهم، بگن که «اینجا ایران است صدای جمهوری اسلامی. اینجا، قم است... آسوده بخوابید که شهر در امن و امان است تا غیرت اسلامی و ایرانی تو رگ قمی هاست...!»
جمعیت، مدتی شعارهایی کوبنده به نفع رهبری دادند و رفتند به سمت خانه منتظری. بنده رسماً از دیوارها و ستون های مسجد اعظم معذرت می خواهم اگه از شدت صدای مردم ولایی اسلام مدار قم، به لرزه در آمدند و ناراحت شدند! ما هم همراه بقیه رفتیم. اطراف خانه او هم خبری نبود. انگار غائله ظهری، اگه هیچی نداشت، همین که به همه بی.بی.سی های دروغگو ثابت کرد که دیگر میرحسین و حنای سبز لجنی اش، برای مردم ایران رنگی نداره، کفایت می کرد، گرچه اینها خیلی پر رو هستند و راحت خودشون رو به نفهمی می زنن. البته شب تو اینترنت باز هم مثل همیشه دیدم که بی.بی.سی های راستگو تر از آفتاب پرست، چیزای دیگه ای نوشته اند. همونطور که برادر بزرگه، آقا روچیلد و آقا راکفلر خواسته بودند. سایت های جَرَس و مَرَس و مَرَض و سبز و لجنی و میرحسینی هم، چند پله دروغگو تر از اربابای خودشون. بالا رفتیم میدون دورشهر بود. پائین اومیدم بلوار بهار بود. همه جا پر از بچه مسلمونای ولایتی قم بود. سبزا به خونه نرسیدن. اگه این مسیرو برن بازم نمی رسن. درود بر دشمنان دروغگوها و اونایی که هیچوقت دیگه با این سایتای راستگویِ سبزِ لجنی(!) چیز نمیشن!
یک شاهد عینی!
***روز سه شنبه بعد از ظهر هم حامیان ولایت و مردم انقلابی قم تظاهراتی بزرگتر از دوشنبه در حمایت از رهبر گرانقدر انقلاب داشتند. واقعا زمان شناسی و هوشمندی و ولایت پذیری مردم قم مثال زدنی استُ حال هر چه سبزها می خواهند دروغ بنویسند، مشکلی ندارد. بگذار اینقدر بنویسند تا جانشان در بیاید. حقیقتا در این نوع نظام تبلیغاتی و اطلاع رسانی اینترنتی و ماهواره ای، چاره ای نداریم جز یافتن هویت خودمان و تکیه بر اسلام وحقیقت. شب سیرتان و ظالمان پروپاگاندایی ان شاء الله روزی سرنگون می شوند... این وعده قطعی خداست... الا ان حزب الله هم الغالبون. در باره تظاهرات ولایی سه شنبه قم بیشتر بخوانید: وبلاگ آهستان:پاسخ امروز مردم قم به سبزهاي ديروز / وبلاگ فصل انتظار:درباره تشييع منتظري / وبلاگ به سوی دولت اسلامی:جنگ نهروان در قم! حاشیه های خواندنی از یک دروغ بزرگ / تظاهرات گسترده مردم قم در اعتراض به هتك حرمت به مقدسات/مشروح / تجمع كنندگان در قم خواستار دستگيري و محاكمه فتنهگران شدند / سنگرهاي منافقين در قم بايد تخريب شود / مردم قم در دفاع از ولايت فقيه لحظهاي درنگ نخواهند كرد / مردم قم طي طوماري از جامعه مدرسين حوزه علميه قم خواستار شدند:عدم صلاحيت مرجعيت صانعي را اعلام كنيد / عکسهای راهپيمايي اعتراض آميز مردم قم / آیت الله نوری همدانی: سکوت در برابر این شعارهای ساختار شکنانه جایز نیست / تجمع اعتراضی مردم قم امروز در مقابل بیت امام راحل
*** نکته بسیار مهم که یکی از دوستان اشاره داشتند حتما بیان کنم این بود که حدود سی هزار از طلاب فعال و انقلابی قم در ایام محرم الحرام به سفرهای تبلیغی در اقصی نقاط جهان وکشور رفته اند و در قم نیستند والا قطعا دیروز و امروز، شور انقلابی قم چند برابر بود و مخالفین ولایت و سبزهای لجنی واموی همین مقدار انمدک هم نمی توانستند جولان دهند. البته خدا را شاکرم که دیروز و امروز، مردم قم نشان دادند که بدون حضور خیل عظیم طلاب انقلابی وولایی هم، در خط کامل ولایت هستند.
***درباره منتظری و زندگی او بخوانید: تشكر «منافقين» از منتظري به خاطر دفاع از قاتلان 72 شهيد انقلاب / كشف خانه تيمي مهدي هاشمي و تأكيد امام بر رسيدگي قاطع به پرونده / روايت حاج سيداحمدخميني از لحن خشن منتظري در جلسه سران قوا / اعترافات تكاندهنده مهدي هاشمي، پيام گستاخانه منتظري به امام / ماجراي لبگشودن مهدي هاشمي درباره جناياتش و نامه ريشهري به منتظري/ نامه 6/1/1367 امام در خلع منتظری / تحريف تاريخ انقلاب از سوي اعتماد / دکتراحمدينژاد در ميان استقبال پر شور مردم استان فارس:بر فرض که عکس امام را پاره کرديد، با دلهاي پر عشق مردم به امام چه ميکنيد؟/ خسارتهاي جنگ جهاني دوم را پس ميگيريم / وبلاگ آرمانشهر: جمله آخر رنجنامه حاج سید احمد آقا خمینی / وزیر اطلاعات: شناسايي 80 موسسه، بنياد، صندوق و نهاد بيگانه فعال در جريان فتنه / روایت ریشهری از انتصاب آقای منتظری به قائممقامی رهبری در سایت مرکز اسناد / عبداللفه نوری در سال 1368 علیه منتظری:عبدالله نوری: خامنه ای اگر مظلوم تر از امام نباشد، کم تر نیست! / وبلاگ با نام او می نویسم: واکنش خالصانه اصلاح طلبان به فوت آقای منتظری / حمله به امام(ره) به بهانه عرض تسلیت / سومین ضربه پیاپبی به جنبش اغتشاشات / تجلیل رضا پهلوی در رادیو اسرائیل از شیخ معزول / نامه حجج اسلام روحانی، كروبی و جمارانی به آقای منتظری(نقد جالب مواضع وی) / آيتالله نوري همداني در جمع راهپيمايان قمي:كساني كه قدم كج بردارند در ايران جايي نخواهند داشت / تناقضی که اصلاحطلبان باید پاسخ دهند / ستارهدایت خواه: حمایت عجیب اصلاح طلبان از کسی که کمر انقلاب را شکست
مسلمانان بیدار باشید، هشدار! هشدار!
گرچه این کار اگر صورت پذیرد،انفجار جهان اسلام را در پی خواهد داشت.
روزنامه صهیونیستی هاآرتض نوشت که مسجد الاقصی در تاریخ 16 مارس سال 2010 تخریب خواهد شد. به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) این روزنامه نوشت: به گفته خاخام "جاون فیلنا" در قرن 18مسجد الاقصی در تاریخ 16 مارس سال 2010 تخریب خواهد شد و روند ساخت معبد سلیمان آغاز می شود. هاآرتض افزود: کار بازسازی معبد سلیمان که در سال 1948 تخریب شده بود در تاریخ 15 مارس آغاز می شود.
این روزنامه همچنین با اشاره به ساخت معبد حوربا که در قرن 18 میلادی به دست شاگردان خاخام "یهوذا " (خاخام بزرگ آن زمان)ساخته شده بود،پس ازمدت کوتاهی توسط مسلمانان تخریب شد. منبع
***در همین باره این سه خبر هم تکان دهنده هستند: شکاف دیوارها و ستونهای مسجد الاقصی بر اثر حفاری های صهیونیان / فرو ریختن صحن بیرونی مصلای قبه الصخره / نصب ماکت معبد سلیمان در نزدیکی مسجد الاقصی
صهیون پژوه: این خبر را درکنار نفوذ فکری سازمان های فراماسونری و سایر نوکران صهیونیان بر روسای سازمان مثلا بین الملل در نظر داشته باشید. به عقیده برخی اساتید سازمان ملل اسم غلطی است، این مجمع و حق وتویش بیشتر برای کنترل کشورهای مستقل، توسط زرسالاران تابع روچیلد و راکفلر و آبرامویچ یهودی-صهیونیست می باشد. اسم "سازمان دول غالب تابع صهیون" اسم بهتری است. تنها راه نجات جهان معاصر هدم دولت غاصب اسرائیل و خلع ید از ثروت و قدرت روچیلدها و سایر سازمان ها و خانواده های زرسالار جهان سلطه است. غرب گرایان و اساتید علوم سیاسی که از این ساختار قدرت جهانی دفاع می کنند، چه حرفی برای گفتن دارند؟
جاسوسی رژیم صهیونیستی از سازمان مثلا ملل!
یک روزنامه سوئیسی از کشف تعداد زیادی دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی که در دو سالن از ساختمان های سازمان ملل متحد در ژنو کارگذاشته شده بود؛ خبر داد. به گزارش پایگاه اینترنتی روزنامه الحقیقه الدولیه چاپ اردن، شماری از مسئولان سازمان ملل انگشتان اتهام را به سوی اسرائیل متوجه کرده اند و می گویند اسرائیلی ها در کار گذاشتن چنین دستگاههایی در ساختمانهای سازمان ملل در ژنو دست دارند.
روزنامه "نویه زوریخر سایتونگ" نوشت سه سال پیش به هنگام تعمیر شبکه برق دو سالن از سالنهای اجتماعات در مقر سازمان ملل در ژنو دو دستگاه بسیار پیشرفته شنود پیدا شد. این روزنامه نوشت در این دو سالن، نشستهای کمیته خلع سلاح وابسته به سازمان ملل و نیز نشستهای سری تدارک برای حمله به عراق در سال دو هزار و سه تشکیل شده بود. این دو سالن همچنین محل برگزاری چندین جلسه تحقیق درباره کشته شدن رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان بود. به نوشته این روزنامه، کارگران تعمیرات شبکه برق، کابل برقی را پیدا کردند که به یک دستگاه الکترونیکی متصل به یک دستگاه شنود در سالن مجاور مرتبط بود. پس از آن مسئولان سازمان ملل یک کمیته تحقیق سری تشکیل دادند که چندین دستگاه شنود دیگر پیدا کردند. این دستگاهها در چندین وسیله مختلف در سالن های نشست ها کار گذاشته شده بود و همه آنها به دو دستگاه الکترونیکی متصل بودند. سایتونگ به نقل از کارمندان ارشد سازمان ملل نوشت رژیم اسرائیل در کار گذاشتن این دستگاهها دست داشته است. سایتونگ به نقل از یک کارشناس مسائل اطلاعاتی نوشت سطح فناوری این دستگاهها و خطرات ناشی از نصب انها نشان می دهد تصمیم به کار گذاشتن دستگاههای شنود در عالی ترین سطوح گرفته شده است. به نوشته این روزنامه یک مقام عالیرتبه اطلاعاتی گفته است اسرائیل در این قضیه دست داشته است. منبع: وبلاگ عاشقان قدس
کجایند مردان غیرتمند خدا که همیارمظلومان و گرسنگان مسلمان غزه باشند!
ظلم حکومت مصروصهیونیان،بی پاسخ نخواهد ماند.این سنت قطعی خداست.
دیوار سی متری فولادی در زیر زمین؛هدیه قاهره به مردم غزه+عکس!!
در حالی که دولت مصر ساخت دیوار فولادی در مرزهای این کشور با نوار غزه را تکذیب کرده است، "کارین ابوزید" نماینده آژانس امداد و کاریابی آوارگان فلسطینی این خبر را تایید می کند. به گزارش خبرگزاری قدس ( قدسنا) کارین ابوزید، این دیوار را محکم تر از دیوار بارلیف در کرانه شرقی کانال سوئز دانست که پیش از جنگ 1973 ساخته شده بود. چندی پیش روزنامه صهیونیستی "ها رتص" فاش کرد که مصری ها در حال فراهم کردن مقدمات ساخت دیوار فولادی در زیرزمین در امتداد مرزهای این کشور با نوار غزه هستند. به نوشته هاآرتض، این دیوار در امتداد محور صلاح الدین حد فاصل خاک مصر با نوار غزه احداث می شود و هدف آن جلوگیری از حفر تونلهای زیرزمینی توسط نیروهای مقاومت اعلام شده است. براساس این گزارش، این دیوار با عمق 30 متر در زیرزمین احداث خواهد شد و 9 تا 10 کیلومتر امتداد دارد. تجهیزات راهسازی استان العریش مصر هم اینک سرگرم خاکبرداری زمین های متصل به مرز نوار غزه برای احدث این دیوار است. تصاویر زیر عملیات خاکبرداری برای احداث این دیوار است.
|
| |||
اگر عکس ها باز نشد و همچنین برای دیدن عکس های بیشتر به آدرس خبرگزاری قدس مراجعه بفرمائید.
کمکهای آمریکا: اسراییل سه میلیارد دلار، ابومازن(خائن) سیصد میلیون دلار
باراک اوباما رییس جمهور آمریکا هفته جاری بودجه مربوط به کمک های خارجی این کشور در سال 2010 را امضا کرد که به موجب آن مبلغ 775/2 میلیارد دلار برای کمک به امنیت اسراییل اختصاص داده شده است. به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از منابع خبری آمریکا، در کمک های خارجی واشنگتن همچنین 500 میلیون دلار نیز به تشکیلات خودگردان فلسطین دیده می شود که در کنار آن ماده واحده یی وجود دارد و از این تشکیلات می خواهد مبلغ 200 میلیون دلار آن را در اختیار ژنرال دایتون هماهنگ کننده امنیتی آمریکا در کرانه باختری قرار دهد تا وی آن را صرف آموزش نیروهای امنیتی این تشکیلات نماید.
در کنار بند مربوط به اختصاص 500 میلیون دلار برای تشکیلات خودگردان فلسطین همچنین تبصره دیگری وجود دارد که ارائه 300 میلیون کمک مالی باقیمانده واشنگتن را منوط به موافقت همه وزاری فلسطینی با شروط کمیته چهارجانبه صلح (متشکل از اتحادیه اروپا، روسیه، آمریکا وسازمان ملل) به ریاست تونی بلر کرده است. شروط کمیته چهارجانبه صلح عبارت است از شناسایی اسراییل، مقابله با مقاومت و پایبندی به توافقات سابق امضا شده با اسراییل.


